بحث نارضایتی از نحوه دریافت خدمات و محصولات و یا کیفیت آن ، موضوعی است که سالهای سال بسیاری از سازمانها ، ادارات و یا شرکتها در کشور ما با آن دست به گریبان هستند . این مقاله با بیان اهمیت تکریم اربات رجوع از دیدگاه مدیریت ، موانع و مشکلات موجود برای تکریم ارباب رجوع را در سازمانهای اداری کشور به زعم نگارنده بر شمرده و سپس کوشیده است با بیان راهکارهای پیشنهادی ، ویژگیهای لازم برای تدوین برنامه ارائه خدمات مطلوب به ارباب رجوع را طرح نماید ...
امروزه دانش به عنوان منبع حیاتی، غیر قابل تقلید و منحصر به فرد، اهمیت مدیریت دانش در سازمان ها را بسیار بالا برده است. بدین منظور، پژوهش حاضر به بررسی تأثیر گرایش های کارآفرینانه مدیران بر فرایند مدیریت دانش در کسب و کارهای کوچک و متوسط پرداخته است. روش پژوهش همبستگی- معادلات ساختاری بوده؛ جامعه آماری این پژوهش کلیه مدیران واحدهای تولیدی/ صنعتی شهرک صنعتی طوس مشهد می باشد که از 291 به عنوان نمونه استفاده شد؛ ابزار جمع آوری داده ها پرسشنامه استاندارد بود و برای تحلیل فرضیه های پژوهش از نرم افزارهای SPSSوAMOS استفاده شده است. نتایج تحلیل عاملی تأییدی نشان داد که هر دو مدل پژوهش دارای برازش معنی داری هستند؛ همچنین نتایج تحلیل مسیر نشان می دهد که بین گرایش های کارآفرینانه با مدیریت دانش، مؤلفه های نوآوری با کسب، خلق و کاربرد دانش، خطرپذیری با کسب و خلق دانش و پیشگام بودن با کسب، خلق و کاربرد دانش، رابطه مستقیم و معنی داری وجود دارد.
هدف غایی این پژوهش، مقایسه پاسخ گویی عمومی بانک های دولتی و بانک های خصوصی از منظر مشتریان آن هاست. بدین منظور با مراجعه به پژوهش های انجام گرفته در زمینه موضوع مقاله پاسخ گویی، انواع و مؤلفه های مرتبط با پاسخ گویی عمومی شناسایی شدند و بر مبنای این مؤلفه ها، پرسش نامه ای مشتمل بر 37 مؤلفه طراحی گردید و در اختیار مشتریانی که به طور هم زمان از خدمات هر دو نوع بانک دولتی و بانک خصوصی استفاده می کنند، قرار گرفت. بر اساس یافته های پژوهش، مشتریان معتقدند از لحاظ پاسخ گویی عمومی، تفاوت قابل ملاحظه ای میان دو سیستم بانکداری مشاهده می شود، به عبارت دیگر، در انواع پاسخ گویی عمومی همچون پاسخ گویی قانونی، پاسخ گویی دموکراتیک، پاسخ گویی عملکردی، پاسخ گویی مالی، پاسخ گویی اخلاقی و پاسخ گویی اجتماعی بین بانکداری دولتی و بانکداری خصوصی تفاوت معناداری وجود دارد.
امروزه با توجه به کثرت و عدم قابلیت پیش بینی ریسک های تجاری و غیر تجاری در عرصه ی بازرگانی بین المللی، ایجاد امنیت در قراردادهای تجارت بین المللی از اهمیت بسیار بالایی برخوردار می باشد. قرارداد های برقرار کننده ی تضمین در حوزه ی بازرگانی بین المللی با در نظر داشتن دو ضرورت یاد شده وظیفه ی ایجاد تضمین و امنیت در انواع قراردادهای تجاری بین المللی را بر عهده دارند که هریک از آنها با توجه به ویژگی خاص و به اقتضای نیاز تجار، در حوزه های مختلف مورد استفاده قرارمی گیرند. گرچه قراردادهای یادشده از حیث انواع،طیف وسیعی را شامل می شوند اما می توان گفت نوعا از ویژگی ها و نظامات واحدی تبعیت می کنند. ویژگی های مذکور عبارت است از: عهدی، تبعی، موقت، قابلیت انتقال، لازم، غیر معین، معاوضی،تشریفاتی، منجز، مشروط، موجل و مغابنه ای. پژوهش پیش رو، با معرفی تعدادی از قراردادهای برقرار کننده ی حق تضمین در حوزه ی تجارت بین الملل، سعی در معرفی ویژگی های یادشده به عنوان ضوابط عام این قراردادها دارد.