قرار گرفتن ایران در جایگاه نهم دنیا در تولید دانش نانو، چشم انداز روشن و امید بخشی را به منظور بهره برداری از فرصت های تجاری سازی و خلق ثروت بر مبنای فناوری نانو فرا روی کشور قرار داده است. دانشگاه ها و مراکز پژوهشی به عنوان سازمان هایی که پژوهش گران در آن به انجام تحقیقات علمی می پردازند نقش مؤثری در تجاری سازی تحقیقات دارند. هدف این پژوهش، شناسایی و اولویت بندی عوامل سازمانی تأثیرگذار بر استراتژی تجاری سازی تحقیقات فناوری نانو در ایران است. روش این پژوهش از نوع کیفی- کمی است. ابزار بخش کیفی، مصاحبه نیمه ساختاریافته و ابزار بخش کمی، پرسشنامه است. روش تحلیل در بخش کیفی، کدگذاری در سه مرحله و در بخش کمی، تحلیل عاملی و آزمون آنووا است. نتایج این پژوهش نشان دهنده ی شناسایی 30 عامل سازمانی در قالب 9 بُعد است که بر انتخاب استراتژی تجاری سازی تحقیقات فناوری نانو تأثیرگذار است. این عوامل به ترتیب اولویت عبارتند از زیرساخت های دانشگاه، مدیریت دانش، استراتژی دانشگاه و کیفیت دانشکده، ماهیت پژوهش و جهت یابی تجاری، شبکه های دانشگاه، مدیریت دانشگاه، منابع انسانی دانشگاه، ساختار دانشگاه و منابع مالی دانشگاه. تأثیر عوامل سازمانی در بیش تر موارد بر انتخاب استراتژی ایجاد شرکت های انشعابی بیش تر از سایر استراتژی ها است.
رشد شرکت های مخابراتی در سطح جهان و بلوغ بازارهای این گونه خدمات، مدیریت وفاداری مشتریان را به یکی از دغدغه های اساسی در این شرکت ها تبدیل نموده است. پژوهش حاضر به دنبال آن است که الگویی برای وفاداری مشتریان خدمات تلفن همراه از طریق ارزش های ویژه و رضایت مشتری ارائه نماید و بتواند در جهت خدمات بهتر اپراتورهای تلفن همراه گام بردارد. این پژوهش از نظر هدف در زمره پژوهش های کاربردی و از منظر نحوه گردآوری داده ها، توصیفی و از نوع همبستگی است. جامعه آماری مشترکین خدمات همراه اول و ایرانسل است. در این پژوهش پس از بررسی نظرات خبرگان و بررسی متون و مقالات علمی گویه های پرسشنامه برای صنعت تلفن همراه در ایران بومی سازی شد. مدل مفهومی پژوهش بوسیله نرم افزار Amos 19 تجزیه و تحلیل و پس از اجرای برخی اصلاحات مورد تایید قرار گرفت. یافته های پژوهش نشان می دهد که ارزش ویژه مشتری و رضایت مشتری بصورت مستقیم بر وفاداری مشتریان تاثیر دارند و ارزش ویژه ارزش، ارزش ویژه رابطه، ارزش ویژه نام و نشان تجاری بصورت غیر مستقیم بر وفاداری مشتری موثرند.
امروزه کلیه شرکت ها می بایستی رویکردهای کسب و کار خود را متحول سازند تا بتوانند در عرصه رقابتی، رشدی سریع تر از رقبا داشته و ارزش بیشتری برای مشتری خلق نمایند. در این عرصه رقابتی عواملی که می توانند به عنوان مزیت رقابتی شرکت ها عمل کنند و آن ها را از هم متمایز سازد و سبب بهبود عملکرد آن ها شود، تاکید براستراتژی های بازرگانی، گرایش به بازار و رفتارکارآفرینانه می باشد. تحقیق حاضر به دنبال بررسی تاثیراستراتژی های رقابتی رهبری هزینه و تمایز بر عملکرد شرکت های تولیدی متوسط و بزرگ با نقش واسط گرایش به بازار و رفتارکارآفرینانه است. روش تحقیق، توصیفی- پیمایشی و از نوع کاربردی است. برای جمع آوری داده ها از پرسشنامه استفاده گردیده و روایی و پایایی آن با استفاده از روایی محتوایی و سازه و همچنین آلفای کرانباخ مورد تایید قرار گرفت. جامعه آماری در این پژوهش شرکت های تولیدی متوسط و بزرگ شهرک های صنعتی شهرستان مشهد می باشد. طرح نمونه گیری احتمالی بوده و از نوع نمونه گیری تصادفی ساده استفاده گردیده است. برای تجزیه و تحلیل داده ها از نرم افزار PLS استفاده شده و تحلیل داده های مربوط به 89 شرکت که به سوالات تحقیق پاسخ دادند حاکی ازتایید نقش میانجی رفتارکارآفرینانه دررابطه بین استراتژی های بازرگانی و عملکرد سازمانی است. به علاوه استراتژی رهبری هزینه به طور مستقیم با عملکرد، گرایش به بازار و رفتارکارآفرینانه؛ استراتژی تمایز با گرایش به بازار و رفتارکارآفرینانه و همچنین رفتارکارآفرینانه با عملکرد رابطه معناداری دارند. همچنین نقش واسط گرایش به بازار دررابطه بین استراتژی های بازرگانی و عملکرد سازمانی مورد تایید قرارنگرفت.
پیتر فیسک، فیزیکدان هسته ای است اما کتابی درخشان دارد با نام ""پرورش نبوغ بازاریابی"" .""انتشارات بازاریابی"" این کتاب را با سرمایه گذاری شرکت TMBA، در 600 صفحه با ترجمهی استاد سینا قربانلو در دست چاپ و انتشار دارد که بزودی توزیع خواهد شد.
فیسک پس از سالها فعالیت حرفه ای و مطالعات بنیادین در فیزیک اتمی، به بازاریابی گرایش مییابد و با همان نگاه در علوم دقیقه، آثاری تدوین میکند که ""پرورش نبوغ بازاریابی"" یکی از آنها است. وی همچنان با اصطلاحات فیزیکی به ""بازار""، برند، (نام و نشان تجاری)، و کسب وکارها میپردازد تا بتواند توصیف
دقیقتر و جزئیتری همراه با ظرائف را در این باره عنوان کند.
فیسک با رویکردی برگرفته شده از ""مطالعات بین رشته ای"" به بازاریابی مینگرد. از همین رو است که زبان او کاملاً متفاوت از بزرگان بازاریابی است که عمدتا آگاهیهای آنها از اقتصاد و مدیریت، بازاریابی، روانشناسی و جامعه شناسی و ریاضیات، سرچشمه میگیرد.
پیتر فیسک، نویسندهی کتاب ""پرورش نبوغ بازاریابی"" فراتر از یک تئوریپرداز و صاحب نظریه، در بسیاری از شرکتهای معتبر جهانی کارکرده و در عمل، تئوریها و فرضیات خود را به محک تجربه و آزمایش سپرده است. از همین رو است که عبارات او کاملاً کاربردی و دانش او، کاملاً عملیاتی است برای مدیرانی که میخواهند در بازارهای آینده، سهم بیشتری از بازار را نصیب کسب وکارهای خود کنند.
پیتر فیسک با خلاقیت فیزیکی و تحلیلهای ژرف، دیدگاههای تازه ای برای صاحبنظران، اندیشه ورزان، و مدیران کسب وکارها و مدیران بازاریابی دنیا دارد.
گفتگوی حاضر بخشی از دیدگاههای پیتر فیسک را دربارهی بحران اقتصادی، بازاریابی در زمان ابهام و عدم اطمینان، قوانین و قواعد جدید بازاریابی، ویژگی سازمانهای موفق، خطاهای آشکار و پنهان شرکتهای برجسته در زمان بحران، تبلیغات، و از همه مهمتر ""مشتری"" معرفی میکند.
""مشتری""، ""مشتری"" و ""مشتری""، در واقع مدار و محور اصلی پیتر فیسک در این گفتگو است که هر بار این فیزیکدان هسته ای آن را تکرار میکند.
دیدگاههای فیسک برای کسب وکارها در ایران نیز کاربردها و سودمندیهای فراوانی دارد از جمله آنکه وی یادآور میشود ""مدیریت ارتباط با مشتری"" یک الگوی مدیریتی است و نه یک بستهی نرم افزاری. چنین نگرشی آشکارا نشان از آن دارد که چه بسیار شرکتهایی با هزینه های سرسام آور با نصب نرم افزارهای متعدد مدیریت ""ارتباط با مشتری""، خود را در دام بستهی نرم افزاری اسیر کردند.
تا زمان چاپ و انتشار ترجمهی کتاب ""پرورش نبوغ بازاریابی"" اثر پیتر فیسک از سوی ""انتشارات بازاریابی""، این گفتگو، بخشی از دیدگاه این بازاریاب برجستهی جهانی را معرفی میکند.
شناسایی عوامل اثرگذار بر رشد بنگاه های جدید، توجه بسیاری از تحقیق ها را به خود معطوف کرده است. این تحقیق به شناسایی راهبرد رقابتی اولیهی بنگاه های جدید صنعت نرم افزار که توانسته اند به رشد بیش تری دست یابند، میپردازد. نمونهی آماری این تحقیق شامل 32 بنگاه صنعت نرم افزار ایران است که در سال های 1380 و 1381 تاسیس شده و عضو شورای عالی انفورماتیک ایران هستند. نتایج تحقیق نشان میدهد، بنگاه های جدیدی که بر محصول و بازار اولیهی خود متمرکز بوده اند، توانسته اند نسبت به آن هایی که به دنبال توسعهی محصولات و بازارهای متنوع بوده اند رشد بالاتری را به دست آورند. بنابراین راهبرد رقابتی اولیهی اثربخش برای بنگاه های صنعت نرم افزار ایران در بدو تاسیس، تمرکز بر محصول و بازار اولیه قلمداد می-شود. تمرکز بر محصول و بازار اولیه به بنگاه های جدید این امکان را میدهد که با تخصیص اثربخش منابع بتوانند قابلیت های کلیدی را درون بنگاه توسعه داده و به موقعیت مناسب تری برای رشد آتی دست یابند.