اگربرند،خط محصول،تقسیم بندی، یا شرکت شما در حال تقلا کردن است و تقصیر را به گردن اوضاع اقتصادی و یا این و آن می اندازید، به شما توصیه می شود که به مقابل آئینه بروید و با دقت به خودتان بنگرید و آنگاه در مورد مقصر تصمیم گیری کنید.
هدف این پژوهش بررسی کارآفرین درون سازمانی در شرایط موجود و همچنین بررسی دیدگاه ها مدیران میانی در این زمینه، در سازمان جهاد کشاورزی استان خوزستان است. این مطالعه از نوع پیمایشی بوده و برای جمع آوری داده ها از ابزار پرسشنامه که پایایی آن از طریق ضریب آلفای کرونباخ (0.89) تایید شده، استفاده شده است. جامعه مورد مطالعه در برگیرنده 114 نفر از مدیران میانی بوده است. تحلیل داده ها با استفاده از نرم افزار SPSS تحت ویندوز انجام گرفته و از آ»ار تحلیلی نظیر ضریب همبستگی، مقایسه میانگین، تحلیل تشخیصی و ضریب رگرسیون چندگانه بهره گرفته شده است. نتایج ضریب همبستگی نشان داد که بین تمام متغیرهای سازمان مورد مطالعه (نظام کنترل، تصمیم گیری، ارتباطات، خطر پذیری، تغییر، نوآوری، آموزش و تحقیق، تشکیل گروه، اهداف و پاداش سازمانی) هم درشرایط موجود و هم در ارتباط با دیدگاه مدیران همبستگی مثبت و معناداری وجود دارد. نتایج ضریب همبستگی همچنین بیان کننده همبستگی منفی بین میزان کارآفرینی درون سازمانی با سن و سابقه مدیریتی است. نتایج آزمون علامت نشان داد که در وضعیت موجود سازمان در ارتباط با کارآفرینی متغیرهای سازمانی مورد مطالعه غیر کارآفرینانه عمل می کند. آزمون آنالیز واریانس مشخص نمود که در شرایط موجود سازمان (کنترل، آموزش و تحقیق، مدیریت تغییر، اهداف وتصمیم گیری سازمانی) بیشترین تاثیررا بر کارآفرینی درون سازمانی خواهند داشت و نتایج آزمون تحلیل تشخیصی نیز مشخص کرد که در تشخیص مدیران کارآفرین از مدیران غیر کارآفرین متغیرهای نوآوری، پاداش، کنترل، تصمیم گیری و آموزش و تحقیق سازمانی بیشترین نقش را دارند.
پژوهش حاضر به بررسی رابطه بین نوع ساختار سازمانی- اقتصادی و کارآفرینی سازمانی در شرکت های کوچک و متوسط می پردازد. در این بررسی مباحثی در زمینه ساختارهای مکانیکی- ارگانیکی و ساختار دانشی و کارآفرینی سازمانی مطرح شده است. در بخش دیگر مقاله، متدولوژی تحقیق شامل فرضیات، روش تحقیق، جامعه آماری و نمونه مورد مطالعه که مقاله بر اساس آن تنظیم شده بیان می شود. روش انجام تحقیق به صورت میدانی و ابزار گردآوری اطلاعات پرسش نامه است. جامعه آماری ما صد و پنج شرکت کوچک و متوسط واقع در شهرک شکوهیه استان قم و اندازه نمونه هفتاد شرکت است. تکنیک آماری مورد استفاده در این تحقیق، ضریب همبستگی اسپیرمن و آزمون رتبه بندی فریدمن بوده و تجزیه و تحلیل اطلاعات با کمک نرم افزار spss انجام شده است. نتایج به دست آمده نشان می دهد که بین نوع ساختار سازمانی و کارآفرینی اقتصادی در شرکت های کوچک و متوسط رابطه معناداری وجود دارد.
شناخت رفتار خرید خریداران سازمانی برای هر بازاریاب سازمانی و همچنین محققین حوزه بازاریابی بسیار ضروری است. هدف اصلی این تحقیق، تجزیه و تحلیل رفتار خرید سازمانی است و آنکه سازمانها در خرید محصولات رایانهای چه فرایندی را طی میکنند و چه عوامل و متغیرهایی بر روی فرایند تصمیمگیری خرید آنها تاثیر میگذارند. روش تحقیق از نوع توصیفی و تحلیل ماتریس همبستگی، روش جمعآوری دادهها ترکیبی از روشهای مصاحبه و پرسشنامه و روش تجزیه و تحلیل دادهها نیز روش معادلات ساختاری میباشد.نتایج تحقیق نشان میدهد که خریداران سازمانی(بانکها و موسسات مالی و اعتباری کشور) در خرید محصولات رایانهای- سخت افزار یک فرایند هشت مرحلهای را طی میکنند. آنها در فرایند تصمیمگیری خرید محصولات رایانهای تحت تأثیر پنج دسته از عوامل اصلی و مهم تحت عنوان عوامل محیطی، عوامل محرکهای بازاریابی عرضهکنندگان ، عوامل سازمانی، عوامل گروهی و عوامل فردی قرار میگیرند. ضرایب مسیر استاندارد شده از آزمون تحلیل مسیر نشان داد که بین تمامی عوامل فوق و فرایند تصمیمگیری خرید خریداران سازمانی رابطه معناداری وجود دارد.
با توجه به اهمیت کسب و کارهای کوچک و متوسط در فرآیند رشد و توسعه اقتصادی و اجتماعی کشورها و توجه ویژه برنامهریزان و سیاستگذاران توسعه به این مقولة مهم، ضرورت دارد تا نسبت به بهبود وضعیت این مؤسسات اقدام اساسی صورت پذیرد. صاحبنظران و محققین در مطالعات مختلف دریافتهاند که چاره علاج ناپذیر اثربخشتر نمودن کسب و کارهای کوچک و متوسط، اشاعه فرهنگ کارآفرینی در تمامی مراحل و فرآیند این سازمانهاست و لازمة فرهنگسازی نیز وجود مدیران با مهارتهای کارآفرینانه است. در این مقاله که برگرفته از پژوهشی سازمانی است، تلاش میگردد تا ضمن مروری بر ادبیات تحقیق در حوزه اثربخشی سازمانی کسب و کارهای کوچک و متوسط و مهارتهای کارآفرینی، روششناسی تحقیق بیان شده و در نهایت با توجه به فرضیات تحقیق، یافتههای پژوهشی که از واحدهای تولیدی گردآوری شده است، مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفته و پیشنهادات حاصله برای بهبود اثربخشی در کسب و کارهای کوچک کشورمان با تأکید بر توسعه مهارتهای کارآفرینانه مدیران ارائه شده است.
آویناش دیکسیت استاد اقتصاد در دانشگاه پرینستون است. او در سال 1944 در شهر بمبئی هند به دنیا آمد و دوره کارشناسی اقتصاد را در دانشگاه کمبریج انگلستان گذراند. دیکسیت دکتری اقتصاد را از MIT دریافت نمود. پژوهش های دیکسیت دامنه گسترده ای از مسایل اقتصادی را در بر می گیرد اما مشهورترین اثر وی کتاب «راهبردی فکرکردن » (که همراه با باری نابلوف نوشته است) به کتابی پرفروش در سطح بین المللی تبدیل شده است. این کتاب توضیح می دهد چگونه می توان از نظریه بازی در حوزه های تجارت، سیاست و حتی موقعیت های اجتماعی و خانواده استفاده کرد. دیکسیت همچنین با بررسی رفتار بنگاه ها نشان داده است چگونه یک بنگاه اقتصادی، موقعیت مسلطی را در بازار برای خود برقرار کرده و آن را حفظ می کند. او در شیوه تفکر ما درباره تصمیمات غیرقابل برگشت- تصمیماتی که نمی توانیم از آن منصرف شویم- (یا فقط با صرف هزینه سنگین قابل برگشت و انصراف است) انقلابی ایجاد کرد. مایکل پارکین نویسنده کتاب درسی علم اقتصاد درباره این موضوعات با آویناش دیکسیت گفتگو کرده است.