محمدعلی اسماعیلی

محمدعلی اسماعیلی

مدرک تحصیلی: طلبه و پژوهشگر سطح چهار جامعة المصطفی العالمیة

مطالب
ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین

فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲۱ تا ۳۷ مورد از کل ۳۷ مورد.
۲۱.

تأثیرات فلسفه اسلامى بر علم فقه(مقاله پژوهشی حوزه)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۳۵ تعداد دانلود : ۵۹۰
تأثیرگذارى فلسفه بر علم فقه در دو بخش بررسى مى شود: تأثیرات کلّى فلسفه بر نظام علم فقه; و تأثیرات فلسفه بر مسائل علم فقه. مهم ترین موارد تأثیرگذارى کلّى فلسفه بر نظام علم فقه، از این قرار است: اول، تأثیر فلسفه بر شکل گیرى فلسفىِ اندیشه فقهى; دوّم، تأثیر فلسفه بر تقویت نقد اخباریان; سوّم، تأثیر فلسفه بر حوزه زبانى علم فقه; چهارم، تأثیر فلسفه بر حوزه تفسیر الفاظ در علم فقه; پنجم، تأثیر فلسفه بر روش علم فقه; ششم، تأثیر فلسفه بر تبیین ساختار و اهداف کلّى فقه; هفتم، تأثیر فلسفه بر تبیین مکانیزم کارکرد فقه در سعادت انسان; هشتم، تأثیر فلسفه بر نظام کلّى عبودیّت و مولویّت در علم فقه; و نهم، تأثیر فلسفه بر برخى پیش فرض هاى عمده در علم فقه. برخى از موارد تأثیرگذارى قواعد فلسفى بر مسائل علم فقه نیز این موارد است: قاعده استحاله تأثیر معدوم بر موجود; قاعده استحاله تحقّق عرض بدون موضوع; قاعده الواحد; قاعده استحاله انقلاب. قواعد فراوان دیگرى نیز در مسائل فقهى کاربرد دارند.
۲۲.

ارزیابی مستندات روایی الهیات سلبی در حوزه معناشناسی صفات الهی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۵۵ تعداد دانلود : ۳۴۴
نظریه «الهیات سلبی در حوزه معنا شناسی صفات خدا»، بیان گر سلبی انگاری صفات ثبوتی اوست و برخی محدثان و متکلمان شیعه آن را پذیرفته اند؛ از جمله: ثقه الاسلام کلینی، شیخ صدوق، ملامحمدصالح مازندرانی، علامه مجلسی، قاضی سعید قمی و سیدعبدالله شبر. از رهگذر این جستار، مشخص می شود که در فرهنگ روایی، تنها دو روایت می تواند مستند الهیات سلبی در حوزه معنا شناسی صفات الهی قرار گیرد که به ترتیب از امام رضا(ع) و امام جواد(ع) صادر شده، اما با ملاحظه محتوای آن ها، آشکار می گردد که روایت نخست، در صدد نفی محدودیت های صفات انسانی از صفات الهی است؛ چنان که روایت دوم، اثبات بساطت ذات الهی را کانون بررسی قرار داده و هیچ کدام در پی موجه سازی نظریه سلبی انگاری صفات ثبوتی نیستند؛ علاوه بر این که این نظریه، نه تنها با فرهنگ روایی امامیه سازگار نیست؛ بلکه یک سلسله محذورات ثبوتی و اثباتی دارد که مانع پذیرش آن می شود.
۲۳.

الاهیات سلبی در حوزه هستی شناسی صفات الاهی در اندیشه افلوطین و قاضی سعید قمی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۵۵ تعداد دانلود : ۴۷۱
«الاهیات سلبی» نظریه ای مهم و پرطرفدار در حوزه «زبان دین» در میان الاهیدانان یهودی، مسیحی و مسلمان است. الاهیات سلبی در سه حوزه هستی شناسی، معرفت شناسی و معناشناسی صفات الاهی مطرح است که میان آن ها پیوند ناگسستنی برقرار است. افلوطین در حوزه الاهیات مسیحی و قاضی سعید در حوزه الاهیات اسلامی و میان اندیشوران امامیه از جایگاه ویژه ای در میان پیروان الاهیات سلبی برخوردارند. نوشتار حاضر با روش توصیفی تحلیلی این دو دیدگاه را تبیین و ارزیابی کرده است. از رهگذر این جستار مشخص می شود که در اندیشه افلوطین، «واحد» فراهستی است و تمام صفات ایجابی مربوط به «هستی»اند؛ بنابراین باید این صفات را از واحد سلب کنیم. قاضی سعید نیز ضمن نقد الاهیات ایجابی زیادت و عینیت، الاهیات سلبی را در پرتو فرهنگ دینی و ادله عقلی توجیه کرده است. الاهیات سلبی در این دو دیدگاه کاستی هایی نیز دارد که نوشتار حاضر آن ها را ضمن اشتراکات و افتراقات این دو دیدگاه مطرح می کند. 
۲۴.

معیار عوارض ذاتی در اندیشه محقق اصفهانی و علامه طباطبایی(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۴۵۱ تعداد دانلود : ۳۳۲
معیارشناسی عوارض ذاتی که نقش مستقیمی در مرزبندی دانش ها دارد، از گذشته دور مورد گفتگو بوده، درباره آن دیدگاه های مختلفی ارائه شده است. در این میان، شیخ محمدحسین غروی اصفهانی (۱۲۹۶-۱۳۶۱ق) وشاگردش علامه طباطبایی (۱۲۸۱-۱۳۶۰ش) ضمن بهره گیری از تراث پیشینیان، به تحلیل و ارزیابی دیدگاه مشهور میان منطق دانان پرداخته، تأملات ژرفی ارائه نموده اند. جستار حاضر می کوشد با روش توصیفی- تحلیلی این دو دیدگاه را با استفاده از آثار مختلف شان تنظیم، تقریر، مقایسه و ارزیابی نماید. از رهگذر این نوشتار آشکار می شود که محقق اصفهانی در مسأله تمایز علوم، میان مقام تعریف و جعل تفکیک نموده، ملاک تمایز علوم در مقام تعریف را «موضوع» و در مقام جعل، «غرض» می داند؛ چنانکه ضمن نقد دیدگاه مشهور میان منطق دانان و نیز نقد دیدگاه محقق خراسانی، معیار عارض ذاتی را «نفی واسطه در عروض عرفی» می داند. علامه طباطبایی میان علوم برهانی و غیربرهانی تفکیک نموده، تخصیص محمولات به عوارض ذاتی را ویژه علوم برهانی و مقتضای یقینی بودن مقدمات برهان می داند و بر اساس همین ویژگی به ترسیم ویژگی های عارض ذاتی می پردازد. در این دو دیدگاه علی رغم دقت های فراوانی برخی کاستی ها نیز وجود دارد که در مقاله حاضر بدانها پرداخته ایم.
۲۵.

تحلیل و بررسی الهیات سلبی بمثابه تقریر نظریه «عینیت» در اندیشه کلینی، شیخ صدوق، علامه حلی و فاضل مقداد(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۵۰ تعداد دانلود : ۴۰۳
«الهیات سلبی» به مثابه نظریه ای مهم و پرطرفدار در ادیان ابراهیمی، بر مؤلفه سلبی گروی در حوزه خداشناسی تأکید داشته، ساحت ها، رویکردها و تقریرهای مختلفی دارد که شاخص ترین آن ها در میان متکلمان امامیه، رویکرد الهیات سلبی به مثابه تقریر نظریه «عینیت» است. این رویکرد، رابطه نظریه عینیت و الهیات سلبی را در کانون بررسی قرار داده، در پی سازگار انگاری این دو نظریه است و مورد پذیرش ثقهالاسلام کلینی، شیخ صدوق، علامه حلی و فاضل مقداد قرار دارد. از رهگذر این جستار که با روش توصیفی، تحلیلی و با هدف تقریر و ارزیابی این رویکرد سامان یافته، آشکار می شود که این نظریه سه مؤلفه برجسته دارد؛ 1. سلبی انگاری صفات ثبوتی در ساحت هستی شناختی؛ 2.سازگاری سلبی انگاری صفات ثبوتی با بساطت ذات الهی و ناسازگاری ثبوتی انگاری آن ها با بساطت ذات(برهان نظریه)؛ 3. تقریر نظریه عینیت در سایه سلبی انگاری صفات ثبوتی. با این همه، به نظر می رسد هیچ کدام از این مؤلفه ها موجه نیست و این نظریه علاوه بر اشکالات درونی، نمی تواند تقریرکننده نظریه عینیت باشد.
۲۶.

ارزیابی مؤلفه ها و مستندات قرآنی نظریه رؤیاانگاری وحی دکتر سروش با تأکید بر دیدگاه علّامه طباطبائی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۲۹ تعداد دانلود : ۳۷۴
«رؤیاانگاری وحی» نظریه ای است که دکتر عبدالکریم سروش اخیراً و با گذار از دو نظریه سنتی و تجربه دینی انگاری وحی ارائه نموده، در نوشتار و گفتارهای متعددش «وحی» را «خواب نامه» پیامبر می خواند که تنها در فضای درونی وجودش محقق می شود. جستار حاضر با روش توصیفی تحلیلی به واکاوی مؤلفه ها و مستندات قرآنی این نظریه پرداخته، آنها را با تأکید بر دیدگاه علامه طباطبایی ارزیابی می نماید. از رهگذر این جستار مشخص می شود که «انحصارانگاری وحی در ظرف رؤیا»، «درونی انگاری رؤیای رسولانه»، «تأثیرپذیری رؤیا از شخصیت پیامبر(ص)»، «ابهام و رمزآلودگی زبان رؤیا» و «ضرورت تعبیر رؤیای رسولانه» شاخص ترین مؤلفه های این نظریه اند. چنانکه در راستای اثباتش به یک سلسله آیات قرآنی استناد شده است. با این حال، به نظر می رسد این نظریه نه تنها با فرهنگ قرآن و روایات سازگار نیست و مستندات قرآنی مزبور بر صدقش گواهی نمی دهند، بلکه آیات و روایات فراوانی بر بطلانش شهادت می دهند که در متن نوشتار حاضر تقریر می شود.
۲۷.

بازخوانی پایه گزاره های عقل عملی در اندیشه شهید صدر(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۹۰ تعداد دانلود : ۳۴۵
ضرورت بازگشت گزاره های مستنتج به گزاره های پایه و تشخیص آنها در دو حوزه عقل نظری و عملی از گذشته دور کانون بررسی قرار دارد. در این میان شهیدسیدمحمدباقر صدر (1313-1359) به ارزیابی زوایای گوناگون عقل عملی پرداخته و نوآوری های فراوانی در این حوزه ارائه نموده که بازشناسی پایه گزاره های عقل عملی یکی از آنهاست که جستار حاضر با روش توصیفی تحلیلی بدان می پردازد. از رهگذر این جستار مشخص می شود که به باور شهیدصدر بازگشت گزاره های عقل عملی به «حسن عدل» و «قبح ظلم» صحیح نیست و اینها خود تحلیلی اند و به مسئله حق و مولویت مولا باز می گردند. شهیدصدر با تکیه بر واقعی انگاری گزاره های عقل عملی، پایه آنها را «حق الطاعه» می داند. این نظریه از سلسله نارسایی هایی رنج می برد که شاخص ترین آنها ادعای «جریان ناپذیری قواعد باب تزاحم در حسن و قبح» و «نقد تفسیر حسن و قبح به استحقاق مدح و ذم و تفسیرش به ضرورت اخلاقی» است، چنانکه از دیگرسو، تحلیلی انگاری حسن عدل و قبح ظلم از خلط میان شرط صدق موضوع با نحوه حمل محمول بر موضوع سرچشمه گرفته و پایه انگاری مولویت مولا برای گزاره های عقل عملی نیز از سلسله ناسازگاری های درونی  و مخالفت با وجدان رنج می برد.
۲۸.

تحلیل حقیقت معانی حرفی و کاربرد آن در علم اصول در اندیشه محقق اصفهانی(مقاله پژوهشی حوزه)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۳۵ تعداد دانلود : ۲۸۶
«معانی حرفی» به عنوان یکی از مباحث پرکاربرد در علم اصول، از گذشته دور مطرح بوده، در تحلیل حقیقت آن دیدگاه هایی ارائه شده است. غالب اصولیان معاصر نظریه تمایز جوهری معانی حرفی با معانی اسمی را پذیرفته اند که خود تقریرهای مختلفی دارد. در این میان، محقق اصفهانی با ژرف اندیشی های فلسفی و اصولی و با بهره گیری از «وجود رابط» در فلسفه، تقریر دقیقی از این نظریه ارائه کرده که تأثیر چشم گیری بر اصولیان بعدی داشته است. جستار حاضر با روش توصیفی تحلیلی و با هدف تبیین دیدگاه محقق اصفهانی می کوشد حقیقت و کاربردهای اصولی معانی حرفی را تقریر کند. از رهگذر این پژوهه آشکار می شود که محقق اصفهانی معانی حرفی را بیانگر ربط می داند و بر خلاف برداشت محقق خویی، موضوع له حروف را نه «ربط خارجی»، بلکه «معنای ربط» می شمارد؛ چنان که موضوع له آن ها را نه جزئی حقیقی، بلکه جزئی به معنای متقوم به طرفین می داند. این نظریه در مسائلی نظیر تقیید هیأت امر در واجب مشروط، تمسک به اطلاق هیأت برای اثبات وجوب نفسی، تعیینی و عینی، اثبات سنخ الحکم بودن جزا و نیز اثبات علیت انحصاری در مفهوم شرط کاربرد دارد.
۲۹.

ارزیابی کاربست قاعده «الواحد» در علم اصول در اندیشه محقق اصفهانی(مقاله پژوهشی حوزه)

تعداد بازدید : ۲۹۷ تعداد دانلود : ۲۸۵
قاعده «الواحد» یکی از قواعد فلسفی مهم و پرکاربرد در علم اصول است که تقریر و بررسی ارزش منطقی کاربست های اصولی آن همواره مورد گفتگو بوده، مسأله جستار حاضر را تشکیل می دهد. نوشتار حاضر با روش توصیفی- تحلیلی و با هدف بررسی کاربردهای این قاعده در علم اصول، به تقریر و ارزیابی آنها از منظر شیخ محمدحسین غروی اصفهانی (1296-1361ق) می پردازد که نقش ویژه ای در تعمیق و سامان دهیِ «اصول فلسفی» داشت. از رهگذر این جستار آشکار می شود که از این قاعده در مسائل متعدد علم اصول بهره گرفته شده که در این نوشتار، شاخص ترین آن ها در قالب ده مورد ارائه می شود. تحلیل و ارزیابی این موارد، گویای این واقعیت است که همه آن ها با غفلت از مفاد و قلمرو قاعده الواحد شکل گرفته، ارزش منطقی ندارند و کاربرد این قاعده در آن ها ناموجه است، زیرا محور برخی از آن ها واحد غیر حقیقی، و محور برخی دیگر، واحد حقیقی غیر شخصی است؛ در حالی که قلمرو این قاعده، «واحد حقیقی شخصی» است.
۳۰.

تقریر و ارزیابی نظریه جریان ناپذیریِ تضاد میان احکام شرعی در دانش اصول در اندیشه محقق اصفهانی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۸۲ تعداد دانلود : ۲۸۷
روش شناسی منطق استدلال در دانشِ اصول، به مثابه یکی از شاخص ترین مسائل فلسفه این دانش، محورهای مختلفی دارد که ارزش شناسی منطقیِ بهره گیری از قواعدِ فلسفی در استدلال های اصولی از جمله مهمترین آنهاست. شیخ محمدحسین غروی اصفهانی، ضمن توجه به کاربردهای قواعد فلسفی در علم اصول، به واکاوی ارزش منطقی این مسئله پرداخته، آن را در موارد متعدد بررسی نموده است که شاخص ترین آنها، جریان ناپذیریِ احکام فلسفیِ تضاد در دانشِ اصول است. جستار حاضر با روش توصیفی- تحلیلی و باهدفِ تقریر و ارزیابی نظریه جریان ناپذیریِ تضاد در احکام شرعی، به بررسی این مسئله در اندیشه محقق اصفهانی پرداخته، و به این نتیجه رهنمون می شود که به باور ایشان نظریه جریان پذیریِ تضاد در احکام شرعی گرچه دیدگاه مشهور اصولیان است، اما به دلایلِ مختلف ناتمام است و از آسیب خلط حقایق با اعتباریات مصون نیست. به نظر می رسد علی رغم برخی برجستگی ها، در نظریه مذکور ابهامات فراوانی نیز وجود دارد که آن را غیرقابلِ پذیرش می نماید.
۳۱.

الهیات سلبی در حوزه معرفت شناختی صفات الهی در اندیشه ابن میمون یهودی و دکتر صادقی تهرانی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۵۷ تعداد دانلود : ۲۱۸
هدف: هدف از انجام این پژوهش، تقریر، مقایسه و ارزیابی الهیات سلبی در حوزه معرفت شناختی صفات الهی در اندیشه موسى بن میمون(متولد 530 ق/ 1135 م)، الهی دان برجسته یهودی و آیت الله دکتر محمد صادقی تهرانی(۱۳۰۵-۱۳۹۰ ش)، قرآن پژوه معاصر بود. روش: پژوهش حاضر با روش توصیفی- تحلیلی به تحلیل عقلانی این دو دیدگاه پرداخته است. یافته ها: به باور این دو شخصیت، نه تنها صفات ثبوتی ذاتی الهی، بلکه حتی وجود الهی نیز بیانگر معنای سلبی است و محذور تشبیه، برهان مشترک آنان در نقد الهیات ایجابی است. نتیجه گیری: «خلط میان مفهوم و مصداق»، «یکسان انگاری شناخت ماهوی و غیر ماهوی»، «تفسیر ناصحیح دو آموزه قرآنیِ همراهی حمد با تسبیح و تنزیه ذات الهی از توصیف غیر مخلصان» و «فقدان تصویر صحیح از الهیات ایجابی عینیت»، مهم ترین آسیبهای معرفت شناختی و هستی شناختی این دو دیدگاه است.  
۳۲.

ارزیابی مبانی هرمنوتیکی فهم متون دینی در اندیشۀ محمدرضا حکیمی از نظر علامه جوادی آملی(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۲۳۵ تعداد دانلود : ۲۵۳
هدف: هدف از انجام این پژوهش، تقریر مبانی هرمنوتیکی فهم متون دینی در اندیشه محمدرضا حکیمی (۱۳۱۴-۱۴۰۰ش) و ارزیابی آنها بر پایه دیدگاه های علامه جوادی آملی (زادهٔ ۱۳۱۲ش) بود. روش: جستار حاضر با روش توصیفی- تحلیلی به تقریر و ارزیابی مبانی هرمنوتیکی فهم متون دینی پرداخته است. یافته ها: تفسیر و فهم متون دینی از یک سلسله مبانی هرمنوتیکی بهره می برد که خود، در سایه روش ها، پیشفرض ها و رویکردهای مختلف، تقریرهای مختلفی دارد. «مکتب تفکیک» علی رغم قرائت های مختلف، تقریر ویژه ای از مبانی هرمنوتیکی فهم متون دینی دارد. در این میان، محمدرضا حکیمی ضمن ارائه قرائت نسبتاً معتدل و ملائم از مکتب تفکیک، به تقریر و مدلل سازی مبانی هرمنوتیکی و آموزه های روش شناختی فهم دین پرداخته است. نتیجه گیری: محمدرضا حکیمی بر چهار مؤلفه هرمنوتیکیِ «جداسازی وحی ناب از یافته های مشوب بشری»، «تخلیه ذهن از پیشفرض ها در فرایند فهم دین»، «قلمدادنمودن «اختلاف» به مثابه رهاورد دخالت یافته های عقلی و شهودی در فهم دین» و «قلمدادکردن «تأویل» به مثابه رهاورد دخالت یافته های بشری در فهم دین » تأکید دارد. علامه جوادی آملی ضمن بررسی میزان انطباق اینها با فرهنگ نقلی و برهان عقلی، برخی را ناتمام و برخی را میان مکتب تفکیک و جریان حکمی مشترک می دانند.
۳۳.

قاعده الملازمه من وجهه نظر المحقّق الاصفهانی عرضٌ و نقاشٌ

تعداد بازدید : ۲۰۴ تعداد دانلود : ۱۹۰
قاعده الملازمه من أهمّ المباحث الأصولیّه فی مجال الدلیل العقلی و هی تبتنی علی مسئلتی الحسن و القبح الذاتیین والتحسین والتقبیح العقلیین. و قد أتی المحقّق الإصفهانی بآراء دقیقه تمثِّل نظاماً شاملاً فی هذا المضمار. یری المحقّق الإصفهانی أنّ قضایا الحسن والقبح من سنخ المشهورات التی لا واقع لها وراء تطابق آراء العقلاء. وعلی ضوء هذا الأصل بنی إتّجاهه المختار فی قاعده الملازمه فذهب الی أنّ ما حکم به العقل لایمکن أن یحکم الشارع على خلافه کما لایحکم الشارع على طبقه حکماً مولویّاً أیضاً. کما ذهب الی أنّ الأحکام الشرعیّه لاتکشف عن المصالح و المفاسد الواقعیّه الا بنحو الإجمال. وینبغی أن یسمّی هذا المسلک بمسلک التضمّن. ثم إنّ هذه الدراسه تقوم باستعراض الإتّجاه المختار عند المحقّق الإصفهانی و دراسته وتقییمه و ثم إنّ النتیجه منها ان الإتّجاه المختار عند المحقّق الإصفهانی فی قاعده الملازمه مع اشتماله علی نکاتٍ دقیقه، لایخلو عن بعض الإبهامات و التساؤلات أیضاً.
۳۴.

اتحاد نفس با عقل فعال در اندیشه ابن سینا و صدرالمتألهین(مقاله پژوهشی حوزه)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۶۱ تعداد دانلود : ۲۰۲
مسأله «اتحاد نفس با عقل فعال» از گذشته دور کانون توجه فیلسوفان به ویژه ارسطوئیان بوده، در سلسله کارکردهای معرفت شناختیِ عقل فعال تأثیر مستقیمی دارد. از رهگذر این جستار مشخص می شود که ابن سینا با محال انگاری مطلق اتحاد و اتحاد عاقل و معقول، اتحاد نفس با عقل فعال را نیز نمی پذیرد؛ اما صدرالمتألهین علی رغم پذیرش استحاله اتحاد ماهوی و مفهومی نفس با عقل فعال، اتحاد وجودی نفس با جنبه «لغیرهِ» عقل فعال را به مثابه اتحاد لامتحصل با متحصل می پذیرد و مستدل می نماید. به نظر می رسد کانون مباحث ابن سینا، اتحاد ماهوی آنهاست، از این رو با یافته های صداریی ناسازگار نیست؛ چنانکه از دیگرسو، برخی اشکالات نوصدرائیان بر دیدگاه صدرالمتألهین ناصواب می نماید که در متن نوشتار بدان ها پرداخته ایمنقد مبانی پذیرش عقل فعال همچون عقول عشره و نظام طولی فلسفه مشاء؛ ب. نقد اتحاد و یا اتصال دو وجود با یکدیگر بعد از فهم دقیق معانی اتحاد و اثبات این نکته که تنها معنای صحیح برای اتحاد، رسیدن نفس انسان به درجه وجودی عقل فعال و یا اتحاد با افاضات عقل فعال است. از جمله نارسایی های این مقاله می توان به تصویر ناصحیح اتحاد نفس با عقل فعال اشاره کرد که در جستار حاضر بررسی می شود. مقاله دوم با بررسی دیدگاه فلسفی ابن سینا نشان می دهد که «اشراق و افاضه صورت عقلی بالفعل» توسط عقل فعال و «دریافت و ارتسام به صورت عقلی یا شناخت عقلی» توسط عقل تحقق می یابد و عقل، در این ارتباط، متحد با عقل فعال نمی شود. از جمله نارسایی های این مقاله، عدم تحریر محل نزاع و عدم تنقیح براهین دیدگاه ابن سیناست.
۳۵.

تحلیل و ارزیابی الهیات سلبیِ وجودشناختی از منظر شاخص ترین الهی دانان اسماعیلی از منظر شاخص ترین الهی دانان اسماعیلی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۹ تعداد دانلود : ۱۲۱
الهیات سلبی در سه ساحت وجودشناختی، معرفت شناختی و زبان شناختی مطرح است که ساحت سوم برآمده از دو ساحت نخست است. بنیاد خداشناسی الهی دانان اسماعیلی با تأثیرپذیری از آموزه های افلوطینی، بر الهیات سلبی استوار است و در این حوزه تا آنجا پیش رفتند که حتی معتزلیان را نافی حقیقی صفات نمی دانند؛ بلکه آنان را مثبِتان صفات و خود را نافیان صفات می شمارند. از رهگذر جستار حاضر که با روش توصیفی تحلیلی و با هدف تقریر و ارزیابی دیدگاه الهی دانان اسماعیلی و بازخوانی تأثیرپذیری و تأثیرگذاری آن سامان یافته، آشکار می شود که به باور اسماعیلیان، صفات کمالی حقیقی در مرتبه «هستی»اند و خدا «فراهستی» است، بنابراین همه صفات از او سلب می شود. این دیدگاه مورد پذیرش الهی دانانی نظیر ابوحاتم رازی (260ق-322ق)، ابویعقوب سجستانی (271ق-353ق)، حمیدالدین کرمانی (352ق-411ق)، ابراهیم بن حسین حامدی (م.557ق)، علی بن محمد الولید (522ق-612ق) و عمادالدین قرشی (م.872ق) قرار دارد. این نظریه که از فلسفه افلاطونی تأثیر پذیرفته، از یک سلسله آسیب های معرفت شناختی و هستی شناختی رنج می برد که به عنوان نمونه می توان مواردی نظیر «فراهستی انگاری خدا»، «تشبیه انگاری الهیات ایجابی»، «لزوم ضدّداری خدا»، «مرکب انگاری خدا برپایه الهیات ایجابی» و «تأثیرپذیری ذات الهی» را ذکر کرد.
۳۶.

Fondements anthropologiques et théologiques de la démocratie religieuse dans la pensée de l’Imam Khomeiny et d’Allameh Tabatabaï

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۴ تعداد دانلود : ۳۵
La démocratie religieuse est une théorie du pouvoir propre aux systèmes politiques fondés sur des principes religieux. Elle repose à la fois sur la reconnaissance de la souveraineté divine et de l’unicité de Dieu en matière de législation, tout en affirmant la primauté du droit, le rôle central du peuple dans l’élaboration des décisions, la formation du système politique, ainsi que la nécessité d’un contrôle et d’une coopération entre le peuple et ce dernier. Dans ce cadre, les citoyens croyants participent activement à la vie politique, dans le respect des enseignements de la charia, et toute forme d’autocratie individuelle dans les processus décisionnels collectifs est rejetée. Cependant, cette conception se distingue fondamentalement de la démocratie occidentale envisagée comme une valeur intrinsèque (et non simplement comme un mode de gouvernance). En effet, cette dernière s’appuie sur des fondements épistémologiques, anthropologiques et théologiques spécifiques tels que : relativisme cognitif, autonomie de la raison, rejet de la révélation comme source de connaissance, pluralisme épistémique, conception particulière de la liberté, et anthropocentrisme au détriment du théocentrisme. Cette étude, menée selon une approche à la fois descriptive et analytique, propose une relecture des fondements anthropologiques et théologiques de la démocratie religieuse dans la pensée de l’Imam Khomeiny et d’Allameh Tabatabaï. Il en ressort que ces deux figures majeures de la philosophie et théoriciens de l’époque contemporaine ont élaboré une conception cohérente de la démocratie religieuse, fondée sur des principes à la fois révélés et rationnels. Parmi les éléments anthropologiques et théologiques les plus marquants de la démocratie religieuse, on peut citer : une conception multidimensionnelle de l’être humain, sa nature divine, sa liberté et son libre arbitre, sa dignité innée et acquise, ainsi que sa fonction de vicaire de Dieu sur terre. D’un point de vue théologique, le principe d’unicité de Dieu (Tawhid) ne se limite pas à la sphère ontologique divine ; il s’étend également à l’exercice du pouvoir politique et à l’élaboration des lois, excluant ainsi toute forme de séparation entre le religieux et le politique autrement dit, toute forme de sécularisation.
۳۷.

الأسس الأنثروبولوجية والإلهية للديمقراطية الدينية في فكر الإمام الخميني والعلامة الطباطبائي

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۶ تعداد دانلود : ۳۹
"الدیمقراطیه الدینیه" هی نظریه فی مجال الحکم ضمن النظام السیاسی الدینی، تقوم على أساس قبول المشروعیه الإلهیه ووحدانیه الله فی التشریع وسن القوانین، وتؤکد فی الوقت نفسه سیاده القانون، ودور الشعب فی صناعه القرار وتشکیل النظام السیاسی، وکذلک فی الرقابه والتعاون معه. وبناءً على هذه النظریه، یشارک المواطنون المؤمنون فی الحیاه السیاسیه ضمن إطار تعالیم الشریعه مشارکه فعاله، ویتم تجنّب کل أشکال الاستبداد الفردی فی القرارات العامه. ومع ذلک، فإن لهذه النظریه تمایزًا جوهریًا عن الدیمقراطیه الغربیه بوصفها قیمه (لا منهجاً)، إذ إن الدیمقراطیه الغربیه ترتکز على أسس إبستمولوجیه وأنثروبولوجیه وإلهیه خاصه مثل النسبیه المعرفیه، کفایه العقل، نفی القیمه المعرفیه للوحی، التعددیه المعرفیه، الحریه المطلقه، ومحوریه الإنسان بدلاً من محوریه الله، وغیرها. من خلال هذا البحث الذی تم باستخدام المنهج الوصفی-التحلیلی، بهدف إعاده قراءه الأسس الأنثروبولوجیه والإلهیه للدیمقراطیه الدینیه فی فکر الإمام الخمینی والعلامه الطباطبائی، یتبین أن هذین المفکرین البارزین فی العصر الحاضر، بوصفهما حکیمین ومنظّرین، قد ساهما فی رسم معالم الدیمقراطیه الدینیه مستندَین إلى الأسس الوحیانیه والعقلانیه. ومن أبرز هذه الأسس الأنثروبولوجیه والإلهیه: تعدد أبعاد وجود الإنسان، الفطره الإلهیه، الحریه والاختیار، الکرامه الذاتیه والمکتسبه، الخلافه الإلهیه للإنسان، إضافه إلى التوحید فی الحاکمیه، والتوحید فی التشریع وسن القوانین، وحضور القوانین الإلهیه فی الشؤون الاجتماعیه، ورفض العلمانیه.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

حوزه تخصصی

زبان