حسین پاینده

حسین پاینده

مطالب
ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین

فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۴۱ تا ۶۰ مورد از کل ۶۵ مورد.
۵۱.

"قرائتی نقادانه از رمان کودک در زمان ایان مک اوان "(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۷۶۷
"مقاله حاصر قرائتی از رمان کودک در زمان 1987 ارائه میدهد که سومین رمان نویسنده معاصر انگلیسی ایان مکیوئین است. با این استدلال که داستهای مکیوئین حکم کالبد شکافی و نقد فرهنگ معاصر را دارند. در این مقاله، رمان کودک درزمان به منزله مداخله ای ادبی درمباحثهای فرهنگی قرائت میشود. در این قرائت، متن رمان نوعی رویا درباره شخصیتها و رودادهایی تلقی گردیده است که بازنمایی های استعاری یک ساختار روانی هستند. ساختار مذکور بیش از آن که به روان نویسنده به منزله یک فرد مربوط باشد، به جامعه معاصر و فرهنگ غالب در آن مربوط است. به همین سبب، هدف نگارنده از قرائت رمان مکیوئین معلوم کردن امیال سرکوب شده یا خیال پردازیهای شخصی مکیویین نیست. بلکه نگارنده میکوشد که از راه تحلیل این روایت به منزله برساختاری ادبی، ناخودآگاه اجتماعی را مورد بررسی قرار دهد. به بیان دیگر، در این مقاله دنیای کابوس گونهای، که مکیوئین در داستانهایش ترسیم میکند زمینه ای اجتماعی محسوب گردیده است که نفس فرد در بطن آن شکل می گیرد. "
۵۵.

برخی موانع فرهنگی در تدریس نقد ادبی به دانشجویان ایرانی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۶۰۸ تعداد دانلود : ۱۱۷۶
نقد ادبی یکی از چالش انگیزترین درس ها، در مجموعه دروس رشته های ادبیات در دانشگاه های ایران است. بنا به سرفصلی که برای «نقد ادبی» نوشته شده است، هدف این درس عبارت است آشناسازی دانشجویان با طیفی از رویکردهای نقادانه. همچنین استاد می بایست نظریه هایی را تدریس کند که غالبا یا یکدیگر را نفی می کنند و یا این که به مفهومی دیالکتیکی مکمل یکدیگر هستند. هر یک از این نظریه ها، امکانات بالقوه ای را برای نقد متن، در اختیار منتقد قرار می دهد، اما همچنین هر یک واجد محدودیت هایی نیز هست. در این مقاله استدلال می شود که در دانشگاه های ایران، نظریه و نقد ادبی را معمولا نمی توان آن گونه که در سر فصل این درس معین شده است به دانشجویان تدریس کرد و دلیل اصلی عدم توفیق استادان در این زمینه آن است که دانشجویان از درک این نکته ناتوان اند که قرائت نقادانه متون، کنشی است برحسب گفتمان های متفاوت و متناقضی که می تواند صورت بگیرد. مخاطبان درس نقد ادبی در دانشگاه ها غالبا به دنبال نقدهای قطعی و «حرف آخر» در نقد ادبی هستند. به سخن دیگر، آنان مایل اند رویکردی را بیاموزند که روش راهبردی بی نقصی را برای رمزگشایی از همه جوانب متون ادبی در اختیارشان قرار دهد. حتی زمانی که رویکردی کاملا کاربردی و نسبتا آسان برای نقد ادبی به دانشجویان آموخته می شود، آنان غالبا شور و شوقی برای درگیر شدن در عمل نقد از خود نشان نمی دهند و بیشتر ترجیح می دهند که استاد «رمز و راز» متن یا «پیام» آن را خود شخصا بیان کند. در این مقاله استدلال می شود که دشواری تدریس نقد ادبی در دانشگاه های ایران از ذهنیتی ناشی می شود که صدای استاد را یگانه مرجع اقتدار در کلاس تلقی می کند و لذا دانشجویان نمی توانند تکثرگرایی ذاتی نقد ادبی را دریابند. در نتیجه، تغییر وضعیت تدریس نقد ادبی در دانشگاه های ما، منوط به تغییر ذهنیت دانشجویان و استادان درباره ماهیت نقد و تکثر فرهنگی است.
۶۰.

خوانش متن به شیوه ی تاریخ گرایان نوین (تحلیل گفتمان های سَووشون)(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲۷۹ تعداد دانلود : ۹۲۴
تاریخ گرایی نوین در زمره ی تأثیرگذارترین روش های تحلیل متن است که از اواخر دهه ی ۱۹۸۰ با مقالات و کتاب های استیون گرینبلَت و سپس لوئی مانتروز نظریه پردازی شد. هرچند که این رویکرد ابتدا در نقد ادبی نضج گرفت، اما دامنه ی کاربرد آن به مطالعات فرهنگی تسرّی پیدا کرد و امروزه در کنار رویکردهایی همچون تحلیل انتقادی گفتمان، از متداول ترین شیوه های تحلیل متن محسوب می شود. معرفت شناسیِ ضدپوزیتیویستیِ نیچه و همچنین نظریه ی فوکو درباره ی گفتمان تأثیر بسزایی در شکل گیری شالوده های نظریِ این رویکرد داشته است. در نتیجه، تاریخ گرایان نوین معتقدند هرگز نمی توان شناختی عینی و موثق از تاریخ به دست آورد، «حقیقت تاریخی» برساخته ای گفتمانی و لذا متغیر است، و مفهوم «روح زمانه» فهم گفتمان های متکثر در هر برهه ی معیّن از تاریخ را ناممکن می کند. در مقاله ی حاضر، پس از بررسی مبانی نظری تاریخ گرایی نوین، خوانشی از رمان مشهور سَووشون نوشته ی سیمین دانشور به دست داده می شود که طی آن، گفتمان های دوره ی اشغال ایران در جریان جنگ جهانی دوم از منظر تاریخ گرایی نوین تحلیل می شوند. تمرکز این تحلیل بر شورش سمیرم و نحوه ی بازنمایی آن در سَووشون است. به منظور پرداختن به زمینه های سیاسی، اجتماعی، فرهنگی و تاریخی این واقعه، از روش انسان شناس آمریکایی کلیفورد گیرتس موسوم به «توصیف همه جانبی» یا «توصیف انبوه» استفاده شده و با استناد به منابع گوناگونی مانند آرشیو سازمان اسناد ملی، گزارش روزنامه ها، کتاب خاطرات و یادداشت های پهلوی اول، کتاب خاطرات سپهبد امیراحمدی، کتاب ها و مقالات تاریخدانان و پژوهشگران تاریخ معاصر، … تلاش شده است تا تصویری از کشاکش های گفتمانی در زمان این رویداد به دست داده شود. در گام بعدی، متون غیرادبی ای که نام بردیم، به موازات متن سَووشون قرائت و از راه تحلیل گفتمان با آن مقایسه شده اند. این تحلیل نشان می دهد که صداهای خاموش در منابع رسمی تاریخ، چگونه در ادبیات می توانند شنیده شوند و به صورت گفتمان ها یا پاره گفتمان هایی مغایر با گفتمان مسلط تفسیر متفاوت خودشان از رویدادهای تاریخی را به خواننده ارائه دهند. تحلیل نحوه ی بازنمایی شورش سمیرم در سَووشون از منظر تاریخ گرایی نوین نشان می دهد که حکومت مرکزی با ایجاد شناختمان هایی مانند «ملیت»، «مدنیت»، «یاغی گری»، «شرارت» و امثال آن، تقابلی دوجزئی بین فرهنگ و سبک زندگی عشایر از یک سو و پیشرفت کشور از سوی دیگر به وجود می آورد و بدین ترتیب راه را برای سرکوب آنان باز می کرد.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

حوزه تخصصی

زبان