مدل معادلات ساختاری کارکردهای اجرایی براساس سبک های فرزندپروری، رشد اخلاقی و همدلی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر بررسی رابطه سبک های فرزندپروری با رشد اخلاقی و همدلی با تأکید بر نقش میانجی کارکردهای اجرایی بود. روش پژوهش حاضر همبستگی از نوع معادلات ساختاری بود. جامعه این پژوهش را تمامی نوجوانان دختر 15-18 سال شهر کرمان در سال 1402 تشکیل دادند. با استفاده از روش نمونه گیری گلوله برفی تعداد 250 نفر به عنوان نمونه پژوهش انتخاب شدند و شرکت کنندگان به پرسشنامه های سبک های فرزندپروری (بامریند، 1971)، همدلی (طاهری و همکاران، 2023)، رشد اخلاقی (معنوی پور، 2012) و مهارت های اجرایی (عبدالمحمدی و همکاران، 2025) پاسخ دادند. داده های گردآوری شده از طریق نرم فزار spss25 و Amos تحلیل شدند. یافته های پژوهش نشان داد که رابطه بین سبک های فرزندپروری با رشد اخلاقی و همدلی معنادار بود. با توجه به شاخص های برازش مدل، نقش میانجی کارکرد های اجرایی در رابطه بین سبک های فرزندپروری با رشد اخلاقی و همدلی از برازش مطلوبی برخوردار بود. همچنین نتایج آزمون سوبل حاکی از آن بود که نقش میانجی کارکرد های اجرایی در رابطه سبک های فرزندپروری با رشد اخلاقی معنادار بود، اما با همدلی رابطه معناداری وجود نداشت. به طور کلی می توان گفت سبک های فرزندپروری می تواند به طور مستقیم بر همدلی و به طور غیرمستقیم از طریق تأثیر بر کارکردهای اجرایی بر رشد اخلاقی اثر گذار باشد. بنابراین با توجه به نتایج حاصل از پژوهش حاضر می توان گفت والدین از طریق تقویت کارکردهای اجرایی می توانند بر رشد اخلاقی تأثیر بگذارند. همچنین اتخاذ سبک فرزندپروری مقتدرانه، همدلی بیشتری را در فرزندان پرورش می دهد.