پیشرفت های نوین در علوم رفتاری

پیشرفت های نوین در علوم رفتاری

پیشرفت های نوین در علوم رفتاری دوره سوم دی 1397 شماره 27

مقالات

۱.

رابطه طرحواره های ناسازگار اولیه و استرس شغلی با نقش میانجی گری هوش هیجانی در کارمندان بانک

تعداد بازدید : ۲۸۴ تعداد دانلود : ۲۱۴
هدف پژوهش حاضر بررسی نقش میانجی گری هوش هیجانی در رابطه بین طرحواره های ناسازگار اولیه و استرس شغلی بود. شرکت کنندگان پژوهش 300 کارمند تحویل دار بانک بود که به روش نمونه گیری تصادفی ساده انتخاب شدند. ابزار اندازه گیری پژوهش شامل پرسشنامه استرس شغلی، با ضریب آلفای 0/86، پرسشنامه طرحواره های ناسازگار اولیه یانگ با ضریب آلفای 0/83 و هوش هیجانی شیرینگ با ضریب آلفای 0/86 بود. آزمون مسیرهای مستقیم و غیرمستقیم مدل پژوهش، به ترتیب، با استفاده از روش های مدل معادلات ساختاری و بوت استراپ انجام گرفت. یافته ها نشان داد که طرحواره های ناسازگار اولیه و استرس شغلی به ترتیب پیشایند و پیامد هوش هیجانی در کارمندان بانک هستند (<0/05p ). همچنین، یافته ها نشان داد که هوش هیجانی میانجی گر معنی دار رابطه طرحواره های ناسازگار اولیه به استرس شغلی است. یافته های این پژوهش می تواند برای مشاوران و روانشناسان در کاهش مشکلات استرس شغلی کمک کننده باشد.
۲.

تقوا؛ عاملی برای رفتار سازمانی اسلامی

تعداد بازدید : ۱۷۴ تعداد دانلود : ۱۲۵
قرآن تقوا را شرط نجات از آتش جهنم و قبولی اعمال دانسته که موجب نزول برکات بر شخص و رهایی انسان از گرفتاری ها در دنیا می شود. تقوا در شبکه محوری و اساسی اصطلاحات و واژگان کلیدی قرآن و اسلام جا می گیرد. با توجه به مسائل و مشکلاتی که جوامع و سازمان های مختلف با آن روبرو هستند به نظر می رسد که تقوا به عنوان یک عامل مهم و اساسی و ریشه ای در حل این مسائل و مشکلات است و دارای قابلیت کارکردی و کاربردی و به تعبیری دارای عاملیت در شکل دهی و تحقق رفتارسازمانی اسلامی است لذا در این مقاله، مفهوم، معانی، تأثیرات فردی و اجتماعی، مصادیق و ارتباط تقوا با شیوه های کنترل رفتار با استفاده از آیات و روایات قرآنی به شیوه کیفی و با استفاده از روش تحلیل محتوای اسنادی با استفاده از فرم گردآوری داده ها موردبررسی و مداقه قرارگرفته و سعی شده است تا با بهره گیری از مفهوم تقوا، مبنایی برای نظام رفتاری اثربخش مبتنی بر سه بعد مفهومی، ساختاری و عملکردی ارائه گردد.
۳.

رابطه جهت گیری مذهبی، هوش هیجانی و هوش معنوی با سلامت روانی در دانش آموزان دبیرستانی شهر کرج

تعداد بازدید : ۲۷۱ تعداد دانلود : ۱۴۰
هدف پژوهش حاضر بررسی رابطه جهت گیری مذهبی، هوش هیجانی و هوش معنوی با سلامت روانی در دانش آموزان مقطع دبیرستان شهر کرج است. روش این پژوهش حاضر توصیفی از نوع همبستگی و ازنظر هدف بنیادی و ازنظر جمع آوری اطلاعات، میدانی است. جامعه آماری این پژوهش عبارت است از کلیه ی دانش آموزان دختر و پسر مقطع دبیرستان در شهر کرج که در سال تحصیلی 1396-1395 مشغول به تحصیل بودند. بر همین اساس تعداد 354 نفر بر اساس جدول مورگان و با استفاده از روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای چندمرحله ای (180 دختر و 174 پسر) برای نمونه پژوهش حاضر انتخاب شدند. ابزار اندازه گیری پرسشنامه جهت گیری مذهبی آلپورت، پرسشنامه سلامت عمومی (GHQ)، پرسشنامه خود گزارشی هوش معنوی (SISRI-24) و مقیاس رگه های فراخلقی (TMMS) بود. برای تجزیه وتحلیل داده ها از روش های آزمون های ماتریس همبستگی پیرسون استفاده شد. نتایج پژوهش نشان داد که بین جهت گیری مذهبی درونی و سلامت روانی، رابطه مثبت و در سطح 0/01 معنادار است ولی بین جهت گیری مذهبی درونی و مشکلات جسمانی، اضطراب، مشکلات اجتماعی و افسردگی رابطه منفی و معنادار است. همچنین بین جهت گیری مذهبی بیرونی و سلامت روانی رابطه منفی ولی بین جهت گیری مذهبی با مشکلات جسمانی، اضطراب، مشکلات اجتماعی و افسردگی رابطه مثبت و معنادار وجود دارد. همچنین بین هوش هیجانی و سلامت روانی، رابطه مثبت و در سطح 0/01 معنادار است ولی بین هوش هیجانی و مشکلات جسمانی، اضطراب، مشکلات اجتماعی و افسردگی رابطه منفی و معنادار است. علاوه بر این بین هوش معنوی و سلامت روانی، رابطه مثبت و در سطح 0/01 معنادار است ولی بین هوش معنوی و مشکلات جسمانی، اضطراب، مشکلات اجتماعی و افسردگی رابطه منفی و معنادار است؛ بنابراین می توان نتیجه گرفت برای افزایش سلامت روانی در دانش آموزان می توان هوش هیجانی و معنوی آنان را افزایش داد و آنان را به سوی جهت گیری مذهبی درونی پیش برد.
۴.

بررسی کانون توجه در اختلالات شخصیت نمایشی و وسواسی-جبری

تعداد بازدید : ۲۸۳ تعداد دانلود : ۱۲۴
هدف پژوهش حاضر، بررسی مقایسه ای کانون توجه در بین دانشجویان مبتلا به اختلالات شخصیت نمایشی و وسواسی-جبری بود. به همین منظور 500 نفر از دانشجویان دانشگاه آزاد اسلامی واحد علوم و تحقیقات تهران به روش تصادفی چند مرحله ای در پژوهش شرکت داده شده و به پرسشنامه شخصیتی میلون 3 پاسخ دادند. در مرحله بعد، دانشجویانی که حداقل نمره 84 را در هر یک از مقیاس های مربوطه در این پرسشنامه کسب کرده بودند در دو گروه 50 نفری مبتلایان به اختلالات شخصیت نمایشی و وسواسی-جبری گنجانده شده و پرسشنامه کانون توجه وودی، چامبلس و گلس بر روی آن ها اجرا گردید. داده های جمع آوری شده با استفاده از آزمون تحلیل واریانس چند متغیره (مانوا) مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. یافته ها بیانگر این بود که بین دو گروه دانشجویان مبتلا به اختلالات شخصیت نمایشی و وسواسی-جبری در متغیرهای کانون توجه متمرکز بر خود (F=14.02, p< 0/01)، و کانون توجه متمرکز بر دیگران (F=109.98, p< 0/01) تفاوت معناداری وجود دارد. بدین صورت که دانشجویان مبتلا به اختلال شخصیت وسواسی-جبری در متغیر کانون توجه متمرکز بر خود نمره بیشتر، و در متغیر کانون توجه متمرکز بر دیگران نمره کمتری از دانشجویان مبتلا به اختلال شخصیت نمایشی کسب کردند. بر اساس نتایج این پژوهش، دانشجویان مبتلا به اختلال شخصیت وسواسی-جبری بیشتر با فرآیندهای متمرکز بر خود درگیر هستند و انعطاف ناپذیری و ناسازگاری بیشتری نسبت به دانشجویان مبتلا به اختلال شخصیت نمایشی از خود نشان می دهند که این ویژگی می تواند پیامد های منفی برای آن ها در پی داشته باشد.

آرشیو

آرشیو شماره ها:
۴۳