رویکردهای نوین آموزشی (پژوهش های تربیتی و روانشناختی)

رویکردهای نوین آموزشی (پژوهش های تربیتی و روانشناختی)

رویکردهای نوین آموزشی سال هشتم بهار و تابستان 1392 شماره 1 (پیاپی 17)

مقالات

۱.

تأملی بر مقوله تولید و تدوین برنامه درسی با تأکید بر اندیشه آیزنر: مأموریت منسوخ یا معتبر در رشته برنامه درسی؟

نویسنده:

کلید واژه ها: برنامه ریزی درسیآیزنرنومفهوم گراییرویکرد نواندیشانه

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲۵۱ تعداد دانلود : ۶۲۴
رشته برنامه­درسی از حیث هویت حرفه­ای وضعیت باثباتی ندارد. این تشتت هویتی از جمله به علت مناقشه­ای است که در باب مأموریت­ها­ی رشته مطرح است. در زمینه مأوریت­های رشته هم، از جمله این پرسش مطرح است که آیا عمل برنامه ریزی درسی مأموریت و مسؤولیت ذاتی دانش­آموختگان و متخصصان رشته است؟ یا این که تحولات تاریخی رشته در این زمینه به ظاهر روشن تردیدها و تاریکی هایی را به وجود آورده است؟ واقعیت آن است که مأموریت یاد شده دیگر مانند گذشته مورد اجماع نیست، بلکه دو برخورد متفاوت با این مأموریت سنتی در میان صاحبنظران رشته به چشم می خورد که مستحق واکاوی است. از میان این دو، یکی به نفی مطلق این مأموریت می­پردازد که مدافعان آن را نومفهوم گرا می­نامند، و دومین موضع البته موضع پیچیده­تر و در عین حال معتدل­تری است که نزد امثال الیوت آیزنر یافت می­شود و تاکنون صورتبندی روشنی از آن ارائه نشده است. وجهه اصلی همت نگارنده، تبیین نگاه نواندیشانه به این مأموریت سنتی رشته است و تلاش شده است با رویکردی نظرورزانه به این هدف جامه عمل بپوشاند. دشواری این تلاش در ضرورت تلفیق نگاه­های مدرنیستی (در حوزه برنامه­ درسی سنتی) و پست مدرنیستی در باب مأموریت رشته برنامه­درسی بوده است که به ظاهر غیر قابل جمع می­نمایند.
۲.

حاکمیت سنت دیسیپلین محوری بر جهت گیری های برنامه درسی تربیت هنری

کلید واژه ها: تربیت هنریجهت گیری برنامه درسیکودک محوریدیسیپلین محوریفرهنگ محوری

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۴۳ تعداد دانلود : ۴۶۳
با توجه به اهمیت بحث تربیت هنری در نظام آموزشی کشور و مبحث جهت گیری ها به عنوان زیربنای تشخیص نیازها در تصمیم گیری های مربوط به برنامه درسی، پژوهش حاضر با هدف بررسی جهت گیری های برنامه درسی تربیت هنری معلمان هنر انجام شده است. روش این تحقیق از نوع توصیفی- پیمایشی و از حیث هدف کاربردی بوده است. جامعه آماری شامل کلیه معلمانی(484 نفر) است که به صورت تخصصی و غیرتخصصی در مناطق هشتگانه استان خراسان شمالی طی سال­تحصیلی 89-88 مشغول به تدریس درس هنر در مقطع راهنمایی بوده­اند. تعداد 243 نفر از معلمان مذکور به روش طبقه­ای نسبی و از طریق فرمول حجم نمونه انتخاب و با استفاده از پرسشنامه جهت گیری های برنامه درسی فیلانی ارزیابی شدند. در این بررسی، سه جهت گیری کودک محوری، دیسیپلینی و فرهنگی بررسی گردید. یافته ها نشان داد که بین سه گروه از جهت گرایش به جهت گیری برنامه درسی تربیت هنری تفاوت معناداری وجود داشته و گروه مورد بررسی، دیسیپلین محور هستند (0001/0 < P ) . بر این اساس، هنر به منزله یک دیسیپلین دیده می شود و تنها، یادگیریِ صرفِ مطالب و مفاهیم هنری مدنظر است. این در حالی است که به نظر می رسد با عنایت به مقتضیات، ارزش های فرهنگی و اصالت های بومی کشور، بهتر است جهت گیری فرهنگی به عنوان مبنای نظری در طراحی برنامه های درسی تربیت هنری مدنظر مسؤولین نظام آموزشی قرار گیرد. لذا، تدبیر و چاره اندیشی برای آن می تواند نقطه عطفی در توجه به تربیت هنری در نظام آموزشی و برنامه درسی کشور باشد.
۳.

دیدگاه متخصصان برنامه درسی و دانشجویان تحصیلات تکمیلی درباره چگونگی مشارکت دانشجویان این دوره در برنامه ریزی درسی

کلید واژه ها: مشارکتدانشگاهدانشجویان تحصیلات تکمیلیبرنامه ریزی درسیصاحبنظران برنامه درسی

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳۱۶ تعداد دانلود : ۵۸۷
هدف از انجام این پژوهش، بررسی دیدگاه های دانشجویان تحصیلات تکمیلی درباره مشارکت موجود و مطلوب آنان در برنامه ریزی درسی و مقایسه این دیدگاه ها با نظرات صاحبنظران برنامه درسی است. پژوهش، توصیفی- تحلیلی است که در انجام آن، از دو روش کمّی و کیفی استفاده شده است. جامعه آماری شامل دو گروه صاحبنظران برنامه درسی دانشگاه های کشور و اعضای ستاد سیاستگذاری برنامه درسی دانشگاه اصفهان و نیز دانشجویان دکتری و کارشناسی ارشد دو دانشگاه اصفهان و صنعتی اصفهان است. روش نمونه گیری صاحبنظران برنامه درسی و اعضای ستاد سیاستگذاری برنامه درسی روش هدفمند و شبکه ای بوده و برای انتخاب دانشجویان از روش طبقه ای تصادفی استفاده شده است. ابزارهای جمع آوری اطلاعات، مصاحبه نیمه ساختاریافته و پرسشنامه محقق ساخته بوده است. برای تعیین روایی مصاحبه و پرسشنامه از روایی محتوا و برای برآورد پایایی پرسشنامه از ضریب آلفای کرانباخ استفاده شده است. یافته های کیفی بر اساس مارپیچ تحلیل یافته های کیفی و یافته های کمّی با آمار توصیفی و استنباطی تحلیل شده است. نتایج پژوهش نشان داده است که دانشجویان تحصیلات تکمیلی معتقدند در وضعیت موجود در برنامه ریزی درسی مشارکت حداکثری ندارند و برای برخی از آنان تنها مشارکت حداقلی آگاه شدن از تصمیم های اتخاذ شده مطرح است. در وضعیت مطلوب دانشجویان به مشارکت خود در برنامه ریزی درسی معتقدند. با وجود این، آنان ایده مشارکت غیرمستقیم از طریق نماینده دانشجویان و دانش آموختگان برجسته را دنبال می کنند و خواستار مشارکت حداکثری تک تک دانشجویان در برنامه ریزی درسی نیستند. در وضع مطلوب، مقایسه دیدگاه های صاحبنظران و اعضای ستاد سیاستگذاری با دانشجویان نشان دهنده همسویی های زیاد و در مواردی ناهمسویی هایی است.
۴.

پیش بینی عملکرد تحصیلی دانشجویان دانشگاه تبریز بر اساس نگرش تفکر انتقادی و شیوه های شناختی یادگیری

کلید واژه ها: عملکرد تحصیلینگرش تفکرانتقادیشیوه های شناختی در یادگیری

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۳۵ تعداد دانلود : ۴۲۸
هدف اصلی این پژوهش توصیفی - همبستگی، تعیین سهم نگرش تفکر انتقادی و شیوه های شناختی یادگیری در پیش بینی عملکرد تحصیلی دانشجویان بود. برای این کار تعداد 301 نفر از دانشجویان کارشناسی دانشگاه تبریز به شیوه نمونه گیری تصادفی خوشه ای چندمرحله ای انتخاب شدند و علاوه بر گزارش معدل خود، به پرسشنامه های آمادگی نگرش تفکر انتقادی کالیفرنیا و سبک های یادگیری کلب پاسخ گفتند. مبتنی بر یافته ها، نگرش تفکر انتقادی (132/0= ß ) و مشاهده تأملی (136/0-= ß ) توانست 5% از تغییرات عملکرد تحصیلی را تبیین کند. بین آزمایشگری فعال و عملکرد تحصیلی نیز همبستگی مثبت وجود داشت (114/0= r و 05/0 < P ). بین نگرش تفکر انتقادی و مشاهده تاملی رابطه منفی وجود داشت(22/0-= r و 01/0 < P ). این رابطه با مفهوم سازی انتزاعی مثبت بود (16/0= r و 01/0 < P ).
۵.

زمینهیابی ادراک تلفیق فناوری آموزشی در فعالیت های علمی-آموزشی و پژوهشی دانشجویان دانشکده های علوم تربیتی و روان شناسی، علوم و فنی– مهندسی دانشگاه اصفهان

کلید واژه ها: فناوری اطلاعات و ارتباطاتآموزش عالیدانشگاه اصفهان

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۴۰ تعداد دانلود : ۳۵۴
هدف از اجرای پژوهش حاضر، بررسی میزان به کارگیری فناوری اطلاعات و ارتباطات دانشجویان دانشگاه اصفهان در حیطه های گوناگون ( آموزشی، پژوهشی و ارتباطات) بود. جامعه آماری پژوهش، بر گرفته از دانشجویان دانشکده های علوم تربیتی، علوم و فنی مهندسی دانشگاه اصفهان بود که نمونه آماری با روش طبقه ای تصادفی به تعداد 400 نفر از میان دانشکده های مذکور انتخاب گردید. روش پژوهش به شیوه توصیفی- پیمایشی بود. به منظور بررسی میزان به کارگیری فناوری اطلاعات و ارتباطات، پرسشنامه ای محقق ساخته با نام تفاوا (تلفیق فناوری اطلاعات و ارتباطات) استفاده گردید. روایی صوری و محتوایی پرسشنامه با نظر متخصصان و کارشناسان در حد مطلوب گزارش گردید. پایایی پرسشنامه مذکور با استفاده از روش آلفای کرونباخ 89/0 به دست آمد. نتایج نشان داد که میزان به کارگیری دانشجویان از فناوری اطلاعات و ارتباطات، در حیطه های آموزش، پژوهش و ارتباطات اجتماعی در حد مطلوبی قرار ندارد . نتایج همچنین نشان داد که میزان استفاده از فناوری اطلاعات و ارتباطات در زمینه جنسیت تنها در مؤلفه ارتباطات اجتماعی تفاوت بین زنان و مردان معنادار است ( 05/0 ≤ p ). از نظر رشته و مقطع تحصیلی هم تفاوت هایی در چگونگی استفاده از فناوری در آم وزش، پروهش و ارتباطات بین دانشجویان وجود دارد ( 05/0 ( P ≤ .
۶.

میزان کاربست مؤلفه های سازمان یاددهنده توسط مدیران در کتابخانه های مرکزی دانشگاه های دولتی شهر تهران براساس نظریه تیچی

کلید واژه ها: ارزش هاکتابخانه های مرکزیسازمان یاددهندهدیدگاه قابل یاددهیایده هاانرژی هیجانیقاطعیت در تصمیم گیری

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۶۷ تعداد دانلود : ۳۵۰
پژوهش حاضر با هدف تعیین میزان کاربرد مؤلفه های سازمان یاددهنده در کتابخانه های مرکزی دانشگاه های دولتی شهر تهران در سال تحصیلی 1390-1391 انجام شد. جامعه آماری پژوهش، شامل 298 نفر از کارکنان کتابخانه های مرکزی دانشگاه های دولتی شهر تهران بود که از آن میان 173 نفر به عنوان نمونه آماری، از طریق فرمول تعیین حجم نمونه کوکران برآورد و از طریق روش نمونه گیری تصادفی طبقه ای متناسب با حجم انتخاب شدند. ابزار مورد استفاده پرسشنامه محقق ساخته ای بود که با استفاده از منابع علمی مرتبط با موضوع و در نظرگرفتن اصول طرح پرسشنامه و با الهام از پرسشنامه زارع محمدآبادی (1387)، به منظور جمع آوری نظرات مدیران و کتابداران در خصوص میزان کاربرد مؤلفه های سازمان یاددهنده توسط مدیران در کتابخانه های مرکزی دانشگاه های دولتی شهر تهران براساس نظریه تیچی تهیه گردید. این پرسشنامه شامل35 سؤال بسته پاسخ بود که از طریق آن پنج مؤلفه سازمان یاددهنده (دیدگاه قابل یاددهی، ایده ها، ارزش ها، انرژی هیجانی و قاطعیت در تصمیم گیری) در دو وضعیت موجود و مطلوب مورد سنجش قرار گرفت که در نهایت 169 پاسخنامه دریافت گردید. از ضریب آلفای کرونباخ برای تعیین پایایی استفاده شد که ضریب پایایی پرسشنامه در وضعیت موجود981/0 و در وضعیت مطلوب 974/0 برآورد گردید که حاکی از پایایی بالای ابزار اندازه گیری است. یافته های تحقیق نشان داد، کلیه مؤلفه ها در وضعیت موجود کمتر از سطح متوسط و در وضعیت مطلوب بیشتر از سطح متوسط بود (p<0.001) . ضمناً نتایج حاصل از t2 هتلینگ نشان داد که در وضعیت موجود میزان کاربرد مؤلفه های دیدگاه قابل یاددهی و ایده ها بیشتر از سایر مؤلفه ها و میزان کاربرد مؤلفه انرژی هیجانی کمتر از سایر مؤلفه ها بوده است (p<0.001) ، در حالی که آزمودنی ها میزان مطلوبیت مؤلفه ارزش ها را بیشتر از سایر مؤلفه ها و مطلوبیت مؤلفه های دیدگاه قابل یاددهی و قاطعیت در تصمیم گیری راکمتر از سایر مؤلفه ها ارزیابی نمودند (p<0.001) . همچنین، بین وضع موجود و مطلوب مؤلفه های سازمان یاددهنده تفاوت معناداری وجود داشت (p<0.001) .
۷.

بررسی ویژگی های روان سنجی مقیاس درجه بندی اسنپ چهار، فرم معلم (SNAP-IV) در دانش آموزان دوره ابتدایی شهر اصفهان

کلید واژه ها: روان سنجیمقیاس درجه بندی اسنپفرم معلم (SNAP-IV)

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳۱۶ تعداد دانلود : ۵۵۶
هدف این تحقیق ، بررسی ویژگی های روان سنجی مقیاس درجه بندی اسنپ چهار، فرم معلم ( SNAP-IV ) در دانش آموزان دوره ابتدایی شهر اصفهان است. روش پژوهش توصیفی و جامعه آماری آن شامل کلیه دانش آموزان دوره ابتدایی شهر اصفهان در سال تحصیلی 89-88 بود. حجم نمونه برابر با 600 نفر، روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای چند مرحله ای و ابزارهای اندازه گیری شامل مقیاس درجه بندی اسنپ چهار، فرم معلم ( SNAP-IV )، مقیاس درجه بندی اختلال نافرمانی مقابله ای ( ODDRS ) و پرسشنامه کانرز معلم (برای بررسی روایی همزمان) است. نتایج نشان داد ضریب همبستگی سؤال های پرسشنامه با نمره کل آن بین 38/0 تا 63/0 بود. نتایج تحلیل عاملی (روایی سازه) نشان داد مقیاس درجه بندی اسنپ چهار، مقیاسی چند بعدی است (نقص توجه، بیش فعالی/تکانشگری و نافرمانی مقابله ای) که 37/0 واریانس را تبیین می نماید. ضریب پایایی کل 89/0، خرده مقیاس نقص توجه83/0، بیش فعالی/ تکانشگری82/0 و نافرمانی مقابله ای 80/0 است. ضریب همبستگی این آزمون با مقیاس درجه بندی کانرز برای نقص توجه 72/0، بیش فعالی/ تکانشگری 76/0 و با مقیاس درجه بندی نافرمانی مقابله ای 72/0 به دست آمد. در مجموع می توان نتیجه گرفت که مقیاس درجه بندی اسنپ چهار، ابزاری چند بعدی و مناسب برای سنجش و ارزیابی اختلالات نقص توجه بیش فعالی و نافرمانی مقابله ای است.

آرشیو

آرشیو شماره ها:
۲۴