زمانه

زمانه

زمانه 1384 شماره 40

مقالات

۱.

بازماندگان یک قزاق

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۱۴۹۲
در شرایطی که منابع و متون تاریخنگاری قبل و بعد از انقلاب اسلامی رو به شفاهی شدن و خاطره گویی می روند و سیل کتابهای روایت کننده از داخل و خارج و از سوی دوست و دشمن در بازار کتاب و نشریات جاری شده است، به راستی جای پرداختهای تحلیلی و جامعه شناختی از عصر پهلوی بسیار خالی به نظر می رسد. البته گهگاه شاهد آثاری محققانه و استوار در بازشناسی این دوره از تاریخ معاصر ایران هستیم. هرچند ذوق عمومی جامعه درکل به سوی نگاشته های جذاب، ساده و داستانواره متمایل است اما ذائقه جامعه، نباید رسالت اندیشمندان و پژوهشگران تاریخ در فراهم کردن متون مرجع و محققانه را متاثر سازد. البته گفت وگو درباره تاریخ و مسائل تاریخی نیز از نوعی جذابیت، سادگی و روانی عام پسند برخوردار است اما با عمیق انگاشتن و دقیق پرداختن به آن، می توان گفت وگو را مقدمه یا برانگیزاننده تداوم بخشیدن به رسالتی تلقی کرد که هم اکنون از آن یاد شد. گفت وگوی این شماره از ماهنامه را به بررسی رژیم و خاندان پهلوی با یکی از محققان و مدرسان تاریخ معاصر ترتیب داده ایم تا ضمن توجه به جذابیتها و سادگی های متون گفتاری، قدری در تعمیق ذائقه عمومی خوانندگان مباحث شفاهی تاریخ معاصر نیز کوشیده باشیم. دکتر محمدامیر شیخ نوری، محقق و مدرس تاریخ معاصر ایران متولد 1332 از زابل، دکترای تاریخ از فرانسه و دانشیار گروه تاریخ دانشگاه الزهرا(س) (دانشیار برگزیده سال 1384) می باشد که تالیفات وی شامل پنج کتاب و بیش از سی مقاله است. فهرست کتابها عبارتند از: تاریخ ایران از ورود اسلام تا علویان طبرستان، تاریخ اسلام از سال 41 تا 227 هجری، پژوهشی درباره جنبشهای رهایی بخش در جهان، تاریخ بیزانس، نقش غرب در ایجاد و گسترش اختلافات ارضی و مرزی.
۲.

جبن ذاتی پهلویها

نویسنده:
حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۴۰۹
یکی از دشوارترین و درعین حال ضروری ترین کارها در حوزه پژوهشهای تاریخی روشن ساختن واقعیت مشهورات تاریخی است. در افکار عمومی و حتی در محافل علمی و فرهنگی، گاه مطالبی خلاف واقع چنان جایگیر می شوند که به سختی می توان درباره آنها چون وچرا روا داشت؛ به عبارتی همگان بر اثر تکرار، آن را به مثابه یک واقعیت تاریخی مسلم فرض می کنند. بازنگری دقیق و علمی این مشهورات تاریخی گاه نتایج بسیار متفاوتی را پیش روی ما می گذارد. شگفت انگیزتر آن است که بسیاری از شخصیتهایی که در عصر و دوران خودمان نیز زیسته اند، گاهاً با هاله ای از افسانه ها درآمیخته می شوند. ازاین میان حکایت شجاع بودن رضاخان و آنچه از شخصیت وی در اذهان جای افتاده، بسیار جالب است. مقاله حاضر سعی دارد با بازبینی اسناد و منابع، حقیقت مطلب را در این زمینه روشن سازد.
۳.

تجدد گرایی و هویت ایرانی در عصر پهلوی

نویسنده:
حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۶۰۴۱
باستانگرایی، مدرنیسم اجباری و دیگر سیاستهای فرهنگی عصر پهلوی سرانجام به بروز شکافها، تعارضات و تنشهای فرهنگی در جامعه ایران منجر شدند. هویت ایرانی در طول تاریخ علیرغم تاثیرپذیری از برخوردهای فرهنگی و تمدنی متعدد و نیز تحمل فرازونشیبها، به ویژه قرارگرفتن در معرض تهاجمات اقوام دور و نزدیک، همچنان توانسته بود بر یک محور و اساس واحد، تداوم خود را در بستر تاریخ تثبیت کند اما با ظهور تجددگرایی و مدرنیسم، به دلیل توجه و پرداختن بیش از حد ایرانیان به ظواهر تمدن جدید (تمدن غرب) سرانجام در میان عناصر این هویت (به ویژه در میان دو عنصر عمده دینی و ملیت) شکاف ایجاد شد و در این مدت، بیش ازهرچیز سیاستهای تجددگرایانه مبتنی بر ترویج الگوهای باستانی ایران و افراط در تقلید از ظواهر نوین غرب، در ایجاد این بحران موثر بودند؛ چنانکه می توان ادعا کرد انقلاب 1357 در ایران، درواقع واکنش به این بحران هویت بود. مقاله حاضر در راستای اثبات این مدعا می کوشد.
۴.

پلنگ سیاه دربار

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۶۵۶
افراد زیادی، از جمله اعضای خاندان پهلوی، معتقد بودند که جای اشرف و محمدرضا از نظر جنسیت عوض شده، ولی عملا هم ماجرای زندگی این دوقلوهای رضاشاه فرق چندانی باآنچه می گفتند نداشت. اشرف با خصوصیات مردانه و خشن خود مانند سایه ای هولناک بر حکومت ایران افتاده بود و کمبودهای شخصیتی شاه در سیاست بازی، سرکوب، ترور و اقدامات مافیایی را جبران می کرد. اشرف پهلوی به چنان قدرت و نفوذی در دستگاه سلطنت محمدرضا دست یافت که به عنوان زن قدرتمند ایران شناخته می شد و حوزه این قدرت او حتی به مناسبات برون مرزی نیز کشیده شد. در این مقاله، سنگینی و تیرگی سایه او بر سیاست و حکومت در عصر پهلوی دوم، مورد ارزیابی و مطالعه قرار گرفته است.
۵.

روسوفیلهای ناکام

نویسنده:
حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۱۸۶
حزب توده در فاصله سالهای 1320 تا 1332 توانست به قدرتمندترین تشکیلات حزبی در داخل ایران تبدیل شود و چندبار حتی تا مرحله براندازی نظام حکومتی پهلوی و به دست گرفتن حاکمیت پیش رفت اما دشواری مفاهیم ایدئولوژی مارکسیسم برای مردم و عدم تطابق آن با بنیانها و نیاز فکری و فرهنگی جامعه ایران و نیز پارادوکسهای موجود در عملکرد حزب توده، عواملی بودند که حزب را به سوی انحرافات تئوریک و عملیاتی بزرگی سوق داده و سرانجام باعث شدند این حزب در صحنه سیاسی ایران تضعیف و سپس با نیروهای انقلابی مذهبی جایگزین گردد.
۶.

مهره نظامی کودتای 1299

نویسنده:
حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۶۹۹۳
رضاخان میرپنج برای انگلیسیها به قدری اهمیت یافت که حاضر شدند یکی از قدیمی ترین و بهترین مهره های خود یعنی سیدضیاء طباطبایی را برای او خرج کنند تا مقدمات سلطنت او فراهم شود. از فرماندهی قشون قزاق تا وزارت جنگ، راه کوتاهی نبود که به سادگی طی شود و ازسوی دیگر تغییر سلطنت واردآوردن ضربه هایی به سلطنت قاجاریه را می طلبید که کودتای سوم اسفند از جمله این موارد به شمار می رود. کودتای سوم اسفند شیوه استعمار نو را در ایران عملا محقق ساخت و به عنوان یکی از مهمترین دستکاریها و دخالتهای استعمار انگلیس در سرنوشت ایران، باعث فروپاشی حاکمیت و اقتدار ملی ایرانیان گردید. رضاخان ازآن پس عضو ثابت تمامی کابینه های دولت شد تا سرانجام به رئیس الوزرایی و پادشاهی ایران رسید. بی شک او تنها افسر نظامی ایران نبود که می توانست به مقامات بالاتر ارتقا یابد و توان حکومت بر ایران را پیدا کند اما احتمالا توانست بیشترین قابلیتها را از خود نشان دهد.
۷.

دوست کندی در ایران

نویسنده:
حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۲۸۲
علی امینی، اشراف زاده تحصیل کرده، خوش برخورد و نوه دختری مظفرالدین شاه قاجار، توانسته بود توجه بسیاری از سیاستمداران ایرانی و خارجی را به خود جلب کند و ازسوی دیگر تحمیل او از سوی امریکا برای تصدی نخست وزیری، نگرانیهای شاه را بیشتر می کرد. منسوب بودن به پادشاهی که فرمان مشروطیت را صادر کرده بود و حشر و نشر سیاسی و رایزنی او با مصدق، قوام و اعضای جبهه ملی، و نیز رفتارهای مذهب دوستانه اش که باعث ایجاد تعادل و نرمخویی در رفتارهای سیاسی او شده بود، امتیازات کمی نبودند و به همین خاطر در دیدگاه دولتهای غربی، به ویژه در میان سیاستمداران امریکا، امینی چهره مثبتی داشت. اما امینی خود نیز به خوبی می دانست که نباید موجبات نگرانی شاه را فراهم سازد و ازاین رو همواره سعی می کرد با ایما و اشاره، شاه را ملتفت سازد که محبوبیت روبه افزون او، در تعارض با اعتبار شاه و سلطنت پهلوی نیست. هرچند شاه در یک فرصت مقتضی، خطر علی امینی را از سر خود رفع کرد و با روی کارآمدن نیکسون، از شر دیکته های کندی راحت شد، اما هیچگاه نتوانست دلخوری ناشی از تحمیل امینی را فراموش کند و سالها بعد که سلطنتش محکم شده بود، این گله مندی خود از دولت کندی را آشکار ساخت. درواقع شاه معتقد بود کندی، با سیاستهایش به حکومت او ضربه وارد کرده است. مقاله حاضر شما را با علی امینی و دولت لیبرال او در دوران پهلوی آشنا می سازد.
۸.

غائله متحدالشکل کردن لباس

نویسنده:
حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۴۲۸۱
طرفداران رضاشاه، مساله متحدالشکل کردن لباس مردم را با آب وتاب تمام در مجلس و مطبوعات و محافل طرح می کردند و آن را «یکی از مبادی بزرگ اصلاحات» می دانستند، درحالی که رجال مستقل و آزادیخواه آن را مورد استهزا قرار می دادند و دولت و مجلس را به خاطر «صحبت کردن درباره کلاه و تنبان مردم» به انتقاد می گرفتند. بدون شک این طرح از سطحی بودن مبانی فکری و سیاسی سلطنت پهلوی حکایت داشت. آنها چیزی را به عنوان نشانه پیشرفت به مردم تحمیل می کردند که در هیچ کدام از کشورهای پیشرفته سابقه نداشت بلکه تنها به ابزاری برای تحکیم قدرت پهلوی و دستکاری در عرصه فرهنگی کشور تبدیل شده بود. ماجرای این قانون و عاقبت کار آن را در مقاله زیر ملاحظه خواهید فرمود.
۹.

روابط با آتاتورک و جانشینانش

نویسنده:
حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۱۷۸
امپراتوری عثمانی، از اهمیت و جایگاه ویژه ای در روابط خارجی ایران برخوردار بود. توسعه طلبیهای امپراتوری سنی عثمانی، در کنار قدرت گرفتن صفویان شیعی در ایران، به تدریج این دو قدرت بزرگ آن زمان را رویاروی یکدیگر قرار داد. درگیریها و جنگهای متعددی میان دو کشور به وقوع پیوست و در نتیجه این جنگها، معاهدات و قراردادهای مهمی منعقد گردیدند که در تاریخ روابط دو کشور نقش اساسی ایفا می کنند. مهمترین نقطه عطف، شکل گرفتن سلطنت پهلوی در ایران و حکومت کمال آتاتورک در کشور جدید ترکیه بود که این دو کشور را در فرایند نظم جهانی دوشادوش یکدیگر قرار داد و این همگرایی علیرغم پابرجاماندن بسیاری از اختلافات، تا پایان سلطنت پهلوی ادامه داشت. نزدیکی و شباهت رضاخان و آتاتورک به یکدیگر و خواست دول قدرتمند، باعث گردید ایران و ترکیه از مخاصمه و جنگجویی علیه یکدیگر به همگرایی و دوستی تمایل یابند و اگرچه سایه سوءظن و بدگمانی همچنان بر روابط خارجی دو کشور حاکم بود، اما از هم پیمانی و همراهی آنها با یکدیگر در حمایت از منافع غرب چیزی نمی کاست. در مقاله زیر روابط تاریخی دو کشور ایران و ترکیه، به ویژه در دوره حکومت پهلوی اول و دوم، مورد بررسی قرار گرفته است.
۱۰.

پایان سلطنت

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۶۴۰
نقد کتاب، به ویژه در حوزه مطالعات تاریخی، به قدری اهمیت دارد که خود، یک جریان فرهنگی محسوب می شود و می تواند در پالایش و بالندگی فرهنگی، سهم چشمگیری داشته باشد. اگر بر اثر پاره ای کوتاهی های ما، هم اینک حجم بالایی از تاریخ نگاشته های ما از آن سوی مرزها آمده اند، لااقل نباید انفعال را به آنجا برسانیم که از خیر نقادی آنها نیز بگذریم. در ماهنامه زمانه، هرازگاهی شاهد درج نمونه هایی از نقد کتاب توسط صاحب نظران بوده اید، در این شماره نیز نقدی بر کتاب «آخرین روزها ــ پایان سلطنت و درگذشت شاه» نوشته هوشنگ نهاوندی (یکی از وابستگان مهم خاندان پهلوی در خارج از کشور) تقدیم شما خواهد شد که توسط یکی از محققان تاریخ معاصر، صورت گرفته است.

آرشیو

آرشیو شماره ها:
۶۶