فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۴٬۰۸۱ تا ۴٬۱۰۰ مورد از کل ۱۱٬۱۰۲ مورد.
منبع:
رخسار زبان سال چهارم بهار ۱۳۹۹ شماره ۱۲
110-135
حوزههای تخصصی:
Do official curricula reflect critical thinking? The educational objectives of the English literature curricula in Iran in light of Bloom's revised taxonomy(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
The present study investigated the educational objectives of the English literature curricula at the undergraduate and graduate levels at Iranian universities based on Bloom’s revised taxonomy. Using a detailed checklist based on Bloom’s revised taxonomy and the respective classifications, the educational objectives associated with knowledge ( factual, conceptual, procedural , and metacognitive ) and cognitive ( remember , understand , apply , analyze , evaluate , and create) dimensions were analyzed. The results of the content analysis revealed the dominance of the lower-order thinking skills in the undergraduate curriculum and the prevalence of the higher-order thinking skills in the graduate curriculum. The results showed that the most frequent objective in terms of the knowledge domain was understand in both curricula. Regarding the knowledge dimension, conceptual and procedural knowledge occurred most often at both curricula, confirming that acquiring the knowledge of concepts and the processes safeguards the commended quality for the curriculum designers. Moreover, it was found that the metacognitive-related categories were almost missing from the categories. The results of the cross-tabulation revealed the superiority understand / conceptual in BA and the supremacy of understand/procedural in MA objectives. The findings entail the revisions of the educational objectives to accommodate critical thinking. The findings have pedagogical implications for EFL teachers, the curriculum developers, and policy makers.
بررسی دو عبارت کنایه آمیز در ایلامیِ هخامنشی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
تماس بین دو قوم پارسیان و ایلامیان که از سده های نهم و هشتم پیش از میلاد با یکدیگر هم منزل شده بودند فقط به حوزه های اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی محدود نشده بلکه به دایره واژگان و زبان نیز مربوط می شود و در اثر برخورد و تماس زبان های این دو قوم با یکدیگر یعنی پارسی باستان و ایلامی (ایلامی هخامنشی)، قرض گیری واژگانی، که امری اجتناب ناپذیر در هر نوع از تماس زبانی است، صورت گرفت و واژگان زیادی از هر دو زبان به زبان دیگری راه یافتند. در این بین عبارات کنایه آمیزی در نسخه ایلامی کتیبه های هخامنشی یافت می شود که اگرچه منشأ آنها روشن نیست، اما با برخی عبارات کنایه آمیز در فارسی میانه، فارسی دری و فارسی نو قابل مقایسه هستند. در این جستار دو نمونه از عبارات کنایه آمیز ایلامی هخامنشی مورد بررسی قرار گرفته و نمود آنها در زبان های ایرانی مشخص گردیده است.
The Effects of Metacognitive Strategy Training on Improving Iranian EFL Learners’ Listening Performance and the Similarities and Differences Across Three Elementary, Intermediate and Advanced Proficiency Levels
حوزههای تخصصی:
The present study was an investigation of metacognitive strategy training on improving Iranian EFL learners’ listening performance and the differences and similarities at three levels of elementary, intermediate, and advanced levels. Few studies have been conducted to investigate three levels. So, 348 third grade female senior high school students of Zanjan/Iran were selected through multistage cluster random sampling method and based on Cambridge placement test (2010), 116, 132, and 100 students in 3 elementary, advanced, and control groups participated in this experimental study. During two months and over period of nine forty-minute sessions, students in experimental groups received metacognitive and listening instructions. To address the research question, ANOVA test was conducted and the results showed that there were meaningful differences between students’ performance and the students of experimental advanced group showed more improvement than students in experimental intermediate and elementary groups, and students of intermediate experimental group showed more improvement than students in experimental elementary group. The implication of the study is that metacognitive strategy training should be incorporated into the regular listening teaching programs to help students become more effective listeners.
گیلکی: زبانی در معرض خطر(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
واژه ها و اصطلاحات مربوط به کشاورزی در زبان ترکی آذری روستای اوجقاز(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
بررسی ساختار عبارات استعاری بد ن مند کودک فارسی زبان(3 تا 5 ساله) بر مبنای نقش عوامل جامعه شناختی زبان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر سعی دارد به منظور دستیابی به میزان تاثیر نقش عوامل اجتماعی زبان، درک و کاربرد استعاره ی بدن مند را با توجه به سه مشخصه ی سن، جنس و طبقات اجتماعی در میان کودکان 3 تا 5 ساله ی فارسی زبان بررسی نماید. روش پژوهش حاضر توصیفی- تحلیلی است. در این پژوهش 360 کودک دختر و پسر ۳ تا ۵ ساله ی فارسی زبان از مناطق یک، چهار و بیست تهران در سه گروه آزمونی در شرایط آزمونی یکسان قرار گرفتند. آزمون خودساخته ای بر مبنای تکمیل عبارات استعاری جاخالی و پژوهش پیکال (۲۰۰۳) صورت گرفت که به وسیله ی ضریب آلفای کرونباخ پایایی آن مورد تایید است. با تکمیل پرسشنامه ی پژوهش حاضر مشخص شد که بیشترین بسامد درک و کاربرد عبارات استعاری بدن مند کودکان ابتدا مربوط به حواس بینایی و چشایی و پس از آن بساوایی، بویایی و در نهایت شنوایی می باشد، علاوه بر آن مشخصه های سن، جنس و طبقه ی اجتماعی تفاوت معناداری در درک و کاربرد عبارات استعاری بدن مند کودکان پدید آورده است. عبارات استعاری بدن مند در هر گروه اجتماعی بر اساس نوع شناخت کودکان از بدن و محیط زندگی آنان متفاوت می باشد. به عبارتی در این پژوهش نشان داده شد عوالم شناختی کودکان و درک استعاری آنان با شناخت اجتماعی شان رابطه ای مستقیم دارد.
رویکردی کمینه گرا به تعیین جایگاه ساختاری عنصر پرسشی آیا در فارسی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
نوشتار پیش رو کوشیده است تا در چارچوب برنامه کمینه گرا (چامسکی، 1995 و 2001)، جایگاه ساختاری عنصر پرسشی آیا را در زبان فارسی تبیین نماید. بدین منظور، نخست به ردّ این فرضیه پرداخته شده است که عنصر پرسشی آیا در این زبان در جایگاه هسته گروه متمّم نما در ساخت سلسه مراتبی جمله قرار دارد (لطفی، 2000 و 2003)؛ سپس، از شواهدی همچون رفتار توزیعی متفاوت عنصر آیا در مقایسه با سایر عناصر نمودنما، کاربرد هم زمان آیا با این عناصر، جایگاه ساختاری گروه نفی و نیز تعامل وجه با نمود درراستای ردّ فرضیه ای بهره گرفته می شود که گروه نمود را به مثابه فرافکن بیشینه دربرگیرنده عنصر پرسشی آیا قلمداد کرده است (رقیب دوست، 1993). در ادامه، پیشنهاد می شود که عنصر پرسشی آیا با فرایند ادغام بیرونی، در جایگاه هسته گروه پرسشی قرار گیرد تا ضمن بازبینی مشخّصه ارزش گذاری نشده [پرسشی] موجود بر روی این هسته و همچنین برآورده ساختن ملزومات ترتیب خطّی زبان فارسی، خوانش پرسشی جمله را نیز فراهم نماید.
پاسخ به نقدی بر کتاب موادی برای مطالعه گویش بختیاری(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
علم زبان سال هفتم بهار و تابستان ۱۳۹۹ شماره ۱۱
139 - 158
حوزههای تخصصی:
این نوشته، پاسخی است به نقد «الهه حسینی ماتک» بر کتاب مشترک این نگارنده با عنوان «موادی برای مطالعه گویش بختیاری» (ژوکوفسکی، 1396). نگارنده، به عنوان یکی از محققان این اثر، در این یادداشت کوشیده است با نقل عبارات و مطالب این کتاب و نکات مدنظر منتقد، پاره ای مسائل را توضیح دهد و دلایلِ اتخاذِ روش خود را برشمارد و برخی از اشکالاتی را که منتقد مطرح کرده است، توضیح دهد و شیوه کار خویش را روشن تر بیان کند.
بررسی واج شناختی زبان ترکی (گونه کهنه اوغاز)
منبع:
رخسار زبان سال چهارم پاییز ۱۳۹۹ شماره ۱۴
5-29
حوزههای تخصصی:
COVID-19 Mot, discours, situation, comportement(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
The Covid-19 pandemic has been with us, for almost a year now. It has affected our lives in multiple ways and challenged our achievements as well. Daily life has changed in aspects we never would have imagined. We had to change our habits and behaviors quickly in order to assure the health of our family, our neighbors and the rest of the world. While facing this “unprecedented” situation, there are terms that appear to describe the health crisis and its consequences. This planetary pandemic has also changed human behavior. In this article, we will see how the word Covid-19, a real agent of change in our existence, initiated changes in language and our behavior. Indeed, within the generative process of meaning as envisioned by semiotics, Covid-19 is an actant that crosses the different stages of process, from denomination to discourse. The discursive effervescence of Covid-19 is narrative. It appears as the prototype of the anti-subject. Perfect and absolute embodiment of evil. A single narrative program motivates it: propagation. We also see that Covid-19 is no longer just the anti-subject of this story. It truly becomes the Anti-Sender, leading in the shadows an army of villains, capable of reinventing themselves at one’s leisure. This is a spectacular example of actantial cumulation.
میزان وام گیری در مقولات واژگانی اصلی براساس رویکرد سلسله مراتب وام گیری در کُردیِ کلهری (با تمرکز بر متغیرهای جنسیت، تحصیلات و سن)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر بررسی میزان وام گیری مقولات واژگانی اصلی در کُردیِ کلهری است. مقولات اسم، فعل، صفت و قید در کُردیِ کلهری بررسی شدند تا مشخص شود در کدام مقوله گویشوران کُردیِ کلهری بیشتر از واژه های بومی یا وام واژه فارسی استفاده می کنند. براساس متغیرهای سن، جنسیت و تحصیلات، افراد به هشت گروه تفکیک شدند تا میزان استفاده از کلمه های بومی و قرضی در هر گروه مشخص شود. برای گردآوری داده ها، از پرسش نامه ای (فهرست) محقق-ساخته شامل 339 گویه (اسم، فعل، صفت و قید) استفاده شد. در طراحی پرسش نامه صرفاً واژه هایی انتخاب شدند که در کُردیِ کلهری هم از واژه کُردی و هم معادل فارسی آنها استفاده می شود. نتایج نشان می دهد در همه مقولات بررسی شده، میزان استفاده از واژه های بومی بسیار بیشتر از وام واژه های معادل فارسی است. همچنین، بین میزان وام گیری از مقولات بررسی شده، تفاوت آشکاری دیده نمی شود، در حالی که در همه رویکردهای سلسله مراتب وام گیری (Treffers-Daller, 2010; Muysken, 2000; Thomason & Kaufman, 1988)، مقوله نحوی اسم قابلیت بالاتری برای وام گیری نشان می دهد. نتایج پژوهش حاضر نشان می دهد دلایل دیگری به غیر از جایگاه سلسله مراتبی واژه ها، مانند خلأ واژگانی، در وام گیری دخیل هستند. بنابراین، رویکرد این پژوهش بدیلی تازه برای رویکردهای سلسله مراتبی قلمداد می شود.
توصیف اصطلاحات در فرهنگ های لغت فارسی و کاربرد آن در فرهنگ نگاری براساس رویکرد معناشناسی شناختی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
چکیده با روی کار آمدن فرهنگ های الکترونیکی و با توجه به نارسایی های فرهنگ های موجود فارسی، ارائه شیوه ای علمی و مبتنی بر نظریه در فرایند تدوین فرهنگ ها ضروری است. یکی از دغدغه های حوزه فرهنگ نگاری، همواره شیوه مرتب کردن اصطلاحات و عبارات اصطلاحی بوده است. هدف از پژوهش حاضر ارائه اصطلاحات و عبارات اصطلاحی به شیوه ای غیر خطی در فرهنگ ها است. برای رسیدن به هدف پژوهش این پرسش مورد توجه قرار گرفت که چگونه می توان شیوه ای جدا از شیوه متداولِ ترتیب الفبایی و خطی برای فهرست کردن اصطلاحات و ارائه معادل های آنها در نظر گرفت؟ در این راستا، نگارندگان با تکیه بر روش توصیفی-تحلیلی و رویکرد معناشناسی شناختی و مفاهیم مطرح در آن، همچون استعاره مفهومی، مجاز مفهومی و نیز دانش متعارف، به بررسی داده های برگرفته از فرهنگ دوجلدی فارسی سخن (انوری، 1382) پرداختند. در انتها، نتایج حاصل از این پژوهش نشان داد که با ارائه بسته های استعاری و مجازی و براساس دانش متعارف اهل زبان در فرهنگ های لغت، می توان شیوه ای غیرخطی برای چینش اصطلاحات و معادل های آنها پیشنهاد کرد. اما تمام اصطلاحات قابل تحلیل براساس استعاره، مجاز و دانش متعارف نبودند، زیرا بعضی از اصطلاحات با بخش غیرمجازی زبان ساخته شده اند و بر همان اساس هم قابل تحلیل می باشند.
میزان کفایت برچسب های هشدار (مطالعه موردی مواد شوینده و پاک کننده خانگی)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
آسیب های جسمی ناشی از کاربرد انواع مواد شوینده و پاک کننده خانگی حاکی از عدم آگاهی صحیح مصرف کننده پیرامون محصولات مذکور است. از طرفی نیز مهم ترین شیوه در جهت اطلاع رسانی به مصرف کننده از سوی تولید کننده درج «هشدار» بر روی محصول است، بنابراین چنین به نظر می رسد که هشدارهای درج شده بر روی محصولات دارای کفایت مطلوب و بهینه نیستند و در نتیجه مطالعه و بررسی علمی آنها ضروری می نماید. در جستار حاضر بر اساس داده هایی متشکل از 67 نوع ماده شوینده، پاک کننده و ضدعفونی کننده خانگی بر اساس مؤلفه زبانی، مؤلفه طراحی و مؤلفه رنگ به تحلیل برچسب های هشدار روی محصولات پرداخته و میزان کفایت آن ها را مورد تجزیه و تحلیل قرار دادیم. آنچه که با بررسی داده ها مستفاد می شود آن است که برچسب های هشدار بر روی محصولات دارای کفایت مطلوب نیستند و در نهایت نگارندگان با در نظرگیری هر سه مؤلفه های مذکور الگوی برچسب هشدار مطلوب و دارای کفایت بالا را عرضه می کنند. لازم به ذکر است که عمده پژوهش های صورت گرفته در این زمینه (برچسب های هشدار) در حوزه «زبان شناسی حقوقی[1]» مطرح و ارائه .شده اند [1] Forensic linguistics
بررسی کارایی تدریس لغت، دستور و مهارت خواندن در دوره های آنلاین زبان با اهداف آکادمیک در دانشگاه ها در زمان همه گیری کووید 19(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
Issues in Language Teaching (ILT), Vol. ۹, No. ۲, ِDecember ۲۰۲۰
219 - 244
حوزههای تخصصی:
بیماری همه گیر COVID-19 همه دانشگاه ها را واداشت تا تمام برنامه های خود را بصورت آنلاین ارائه دهند. اما همه مدرسان برای چنین تحول ناگهانی ای آماده نبودند. آموزش آنلاین می تواند برای مربیان و موسسات بسیار چالش برانگیز باشد چراکه دارای ظرافت های مختلفی است که آن را از برنامه های حضوری کاملا متفاوت می سازد. با توجه به شرایط حاضر همه گیری، نیاز فوری به مطالعات در خصوص بررسی اثربخشی چنین برنامه هایی در مقایسه با دوره های مشابه حضوری به شدت حس میشود. در نتیجه ، مطالعه حاضر تلاشی بود برای مقایسه اثربخشی یک دوره EAP آنلاین با دوره مشابه حضوری از نظر سه مولفه لغات ، دستور زبان و درک مطلب. شصت و هشت دانش آموز در دو گروه آنلاین و حضوری با طرح پیش آزمون-پس آزمون در این مطالعه شرکت کردند. در حالی که در شروع مطالعه دو گروه تفاوت معناداری نداشتند ، نتایج آزمون SPANOVA تفاوت معناداری را در مورد مولفه دستور زبان و نه دو مولفه دیگر نشان داد. گروه حضوری از عملکرد بهتری در یادگیری دستور زبان برخوردار بود. مصاحبه های انجام شده نشان داد که فراگیران در کلاسهای آنلاین معمولاً تعامل کمی با معلمان و همکلاسی های خود دارند و معلمان نمی توانند در طول کلاس، فراگیران را درگیر و فعال نگه دارند. همه اینها نشان می دهد که یک برنامه آنلاین، ترجمه یک برنامه درسی حضوری به یک قالب آنلاین نیست و از پیچیدگی های بی شماری برخوردار است که باید مورد توجه همه دست اندرکاران قرار گیرد.
بررسی فرایندهای واجی حذف و درج در گویش شهرستان رابُر بر مبنای نظریه بهینگی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این پژوهش فرایندهای حذف و درج در گویش شهرستان رابُر را بر مبنای نظریه بهینگی و به روش توصیفی-تحلیلی بررسی و تحلیل می کند. برای بررسی امکان تحلیل این فرایندها بر مبنای نظریه بهینگی در گویش رابُر، حذف همخوان پایانی، حذف همخوان میانی، حذف همخوان های چاکنایی و درج واکه در ابتدای خوشه همخوانی و درج همخوان میانی (میانجی) با این نظریه محک زده می شود. داده های این تحقیق از زبان طبیعی و روزمره مردم، کتاب های گویش و شم زبانی نگارنده گردآوری شده اند. بررسی و تحلیل داده ها نشان می دهد که در بعضی موارد در این گویش برخلاف فارسی معیار، برای جلوگیری از التقای مصوت ها به جای درج همخوان از فرایند حذف (مصوت) استفاده می شود؛ به همین دلیل بسامد فرایند حذف در این گویش بیش از درج است. در خصوص حذف همخوان چاکنایی در موضع پایانه هجا، تغییر کیفیت واکه اصلی در گویش رابُری عمومیت ندارد. همچنین، همخوان میانجی در فرایند درج نیز در مقوله فعل یکی از همخوان های رایج در زبان فارسی معیار نیست. گزینه بهینه در فرایندهای حذف و درجِ بررسی شده در این گویش در راستای نظریه بهینگی است.
تحلیلی بر پدیده هماهنگی ممیزه گردی به لحاظ رده شناختی درگونه های ترکی رزن، تبریز و استانبولی بر پایه نظریه بهینگی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف این مقاله ارزیابی کارآمدی نظریه بهینگی در بررسی پدیده هماهنگی گردی درگونه های ترکی رزن، تبریز و استانبولی است. در این پژوهش، به این دو پرسش اساسی پاسخ داده می شود که کارایی نظریه بهینگی در تبیین هماهنگی ممیزه گردی در سه گونه مور بحث تا چه میزان است و در چارچوب نظریه بهینگی به لحاظ رده شناختی، گونه های مورد بحث در صورت تنوع رده شناختی (تفاوت در طبقه زبانی) در چند طبقه زبانی قرار می گیرند. نتایج حاکی از آن است که نظریه بهینگی در تبیین پدیده هماهنگی ممیزه گردی در گونه های مورد بحث بسیار کارآمد است؛ به طوری که برای نمونه از بین صورت های مشابه و به کار رفته در گونه ها به راحتی با جابجایی محدودیت ها می تواند صورت بهینه را تبیین نماید و با وجود قرابت بسیاری که این گونه ها درحوزه های نحوی، صرفی و... دارند، به لحاظ رده شناختی متفاوت هستند. بدین معنی که، این سه گونه در فرآیند هماهنگی گردی در سه طبقه زبانی فرضی A, B, C قرار می گیرند که به خوبی در تابلوهای تحلیلی بهینگی می توان آن ها را اثبات کرد.
بررسی تفاوت های جنسیتی در توصیف و بیان درد(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقاله حاضر به بررسی نقش زبان و جنسیت در انتقال و بیان درد می پردازد. به همین منظور، از 31 زن و 31 مرد خواسته شد تا یک پاراگراف درباره بدترین تجربه دردی که داشته اند آزادانه بنویسند. متون با استفاده از نرم افزار مکس کیودا (نسخه 11) کدگذاری و تحلیل شدند. تحلیل متون با توجه به ابعاد چهارگانه درد که در پرسش نامه درد مک گیل آمده است، نشان می دهد گرچه میانگین طول متون یکی است، تعداد کدهای استخراج شده از متون زنان بیشتر از متون مردان است. این نکته بیانگر آن است که در مجموع زنان توصیفی جزئی تر از تجربه درد (در مقایسه با مردان) به دست داده اند. زنان و مردان هر دو به بیان عواطف همراه درد بیش از سایر جنبه های درد پرداخته اند. اما در بیان بُعد حسی درد که به کانون و ویژگی های جسمی درد مربوط می شود، مردان جزئیات بیشتری را بیان کرده اند. در مجموع، به جز در بُعد حسی بیان درد، در سایر جنبه های بیان درد پاسخ زنان متنوع تر و جزئی تر از پاسخ مردان بود. علاوه بر اینها، آزمون معناداری (آزمون تی مستقل) برای بررسی تفاوت های دو گروه نشان داد در دو بُعد حسی و ارزیابی تفاوت زنان و مردان معنادار است؛ اما در سایر ابعاد این تفاوت معنادار نبوده است. آگاهی به تفاوت های ذکرشده میان زنان و مردان در به کارگیری زبان برای توصیف و بیان درد، به ویژه در بُعد حسی آن، می تواند به متخصصان امرِ درمان برای تشخیص و درمان کمک کند.
A Checklist-Based Evaluative Study of English Textbook “Prospect 3” from Teachers’ and Students’ Perspectives(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
A key component of any educational program is the “textbook”, the efficiency of which greatly contributes to the accomplishment of the pedagogical goals of the program. The grave significance of the textbook necessitates its rigorous evaluation (Tomlinson, 2008). This study aimed to investigate EFL teachers’ and students’ perspectives on a recently developed Iranian EFL junior high school textbook entitled “Prospect 3”. The participants were 218 third-grade junior high school students and 103 EFL teachers conveniently selected from different junior high schools of Khuzestan, Golestan, Hamedan, and Qom provinces. The evaluation of the textbook was carried out quantitatively through a 5-point Likert scale questionnaire. The analyses revealed that EFL teachers were partially satisfied with Prospect 3; however, EFL students were rather neutral. For the teachers , “Vocabulary and Grammar” was the most meritorious aspect, while “ Language Type ” was the least acceptable dimension. From the students’ perspective, the most meritorious aspect of the text was “ Vocabulary and Grammar” , while “ Layout and Physical Appearance ” was viewed as the least satisfactory dimension. The findings of this work might be of interest to Iranian EFL teachers, syllabus designers, materials developers, and the stakeholders involved in the materials preparation Bureaus of the Iranian Ministry of General Education.
Interlanguage Pragmatic Learning Strategies (IPLS) as Predictors of L2 Social Identity: A Case of Iranian Upper-Intermediate and advanced EFL Learners(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
Iranian Journal of Applied Language Studies,Vol ۱۲, No. ۱, ۲۰۲۰
177 - 216
حوزههای تخصصی:
Interlanguage pragmatic learning strategies (IPLS) as particularly tailored language learning strategies for acquiring L2 pragmatic knowledge have been recently paid paramount attention in the pragmatics literature. These strategies are, therefore, related to some other social variables which are central to pragmatic development such as L2 social identity. Because of the importance of the IPLS and the rarity of research about the relationship between IPLS and with L2 social identity as a highly pragmatic-oriented variable, the current study tried to investigate the contribution of various forms of IPLS to L2 social identity among a randomly selected sample of 125 upper-intermediate to advanced EFL learners at a state university in Iran. During the two-phased data collection procedure, first, the participants filled out Locastro’s (2001) L2 social identity questionnaire, and then Malmir and Tajeddin’s (2015) IPLS inventory in two subsequent sessions. Data analysis using multiple regression revealed that all types of IPLS were significant contributors to L2 social identity except for the memory IPLS. Among the other five types of IPLS, social IPLS was a significant and strong contributor to L2 social identity. Affective and compensatory IPLS were significant moderate contributors to L2 social identity; however, metacognitive and cognitive interlanguage pragmatic learning strategies were weak albeit significant predictors of Iranian EFL learners’ social identity in English as an L2. The results of this study imply that L2 teachers can enhance social identity among the learners by fostering the knowledge of various forms of IPLS.