ایمان زکریایی کرمانی

ایمان زکریایی کرمانی

مدرک تحصیلی: استادیار دانشکده هنرهای تجسمی، دانشگاه هنر اصفهان

مطالب

فیلتر های جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱ تا ۲۰ مورد از کل ۲۲ مورد.
۱.

مطالعه سبک شناسی تاریخی قالی های بافته شده در دوران شاه طهماسب اول(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۷۵ تعداد دانلود : ۱۹۶
قالی ایرانی از هنرهایی است که شناخت آن در دانش سبک شناسی و در چند دهه اخیر مورد اقبال پژوشگران این حوزه بوده است. با این همه این پژوهش ها در ابتدای راه قرار داشته و به همین خاطر با برخی کاستی ها و گاهی با اظهار نظرهای غیر علمی نیز همراه بوده که از آن جمله می توان به سبک شناسی براساس مناطق جغرافیایی اشاره نمود. به همین خاطر نظر واحدی در سبک شناسی قالی های ایرانی وجود ندارد. این در حالی است که رویکردهای تاریخی یکی از روش هایی قلمداد می شود که قسمت مهمی از فرش های ایرانی را در قالب آن می توان تعیین سبک نمود. با توجه به موارد گفته شده و همچنین اهمیت عصر صفویه و تأثیر قدرت پادشاهان این دوره  در قالی بافی ایران، سبب شد تا این پژوهش با هدف سبک شناسی تاریخی قالی های دوره ی شاه طهماسب اول و با روش توصیفی-تحلیلی به آنالیز و بررسی موردی تعدادی از قالی های بافته شده در این دوره با استفاده از منابع کتابخانه ای و مشاهدات میدانی بپردازد که در نتیجه ی آن، صفات سبکی مشترک میان قالی های متعلق به این دوره محرز گردد. همچنین تأثیر عوامل محیطی از جمله اوضاع اقتصادی، اجتماعی،  فرهنگی و سیاسی بر ویژگی های ظاهری و فنی  این دسته قالی ها  و تمیزدادن آنها با قالی های ادوار دیگر، کشف ویژگی های سبکی میان قالی های متعلق به این دوران آنها را از لحاظ تاریخی و هنری سبک شناسی و گروه بندی کند. که به سب آن پراکندگی اختلاف نظر در این حوزه کاهش یابد. 
۲.

بازنمایی استحاله انسان زمینی به انسانی قدسی در نگاره های دو حاشیه از قالی های صفویه به روش معناکاوی(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۴۸ تعداد دانلود : ۱۰۵
قالی ایرانی که پس از اسلام به ویژه در دوره ی صفویه با رویکرد تجلی بهشت، باغ بهشتی، دروازه های بهشتی و ورود انسان به بهشت رخ نمود دیدگاهی ازلی و قدسی را در عناصر خود که به ظاهر صورتی زمینی داشتند را جای داد، دیدگاهی که در دوران صفویه و به خصوص شهرت پادشاهان آن دوره به اسلام گرایی و رعایت موازین شرعی به شدت مورد علاقه و دارای جایگاهی والا بود. هدف پژوهشگر در این حوزه و با توجه به دو قالی شکارگاه متعلق به دوره صفویه نیز کاویدن پیکره و مفاهیم موجود در حاشیه این دو قالی به منظور دستیابی لایه های نمادین موجود در این دو حاشیه ها در جهت پی بردن تأثیرات محیط اطراف بر خلق این آثار است. در این راستا سؤال اصلی که پیش روی پژوهشگر قرار داشت مرتبط بود با دلیل تفاوت موجود در دو حاشیه قالی های مذکور با وجود شباهت های فراوان در متن قالی است که با بررسی دو حاشیه از قالی های عصر صفویه با رویکردی نمادشناسانه و معناکاوی نقوش به کاررفته در حاشیه این قالی ها، به منظور بازنمایی استحاله انسان زمینی به انسانی قدسی است و سعی شده که از دیدگاهی هرمنوتیک و پسا ساختارگرایانه از بعد فرهنگی و ارزشی و با کمک از جریانات حاکم در دوران شاه طهماسب اول با تطبیق دو حاشیه از دو قالی متعلق به دوران صفویه موجود در موزه های هنری بوستون (موزه ی هنری بوستون واقع در شهر ماساچوست ایلات متحده امریکا و بزرگ ترین موزه ی امریکا که در سال 1870 میلادی گشایش یافت (سایت:5).)و هنرهای کاربردی وین (مک) (موزه ی هنرهای کاربردی وین (مک)واقع در شهر وین اتریش، اولین موزه در زمینه ی هنرهای کاربردی است (سایت:6).)،این پژوهش از نظر هدف در دسته پژوهش های کاربردی توسعه ای و از لحاظ روش در گروه پژوهش های تطبیقی -تحلیلی قرار دارد و با کمک گردآوری اطلاعات به شیوه کتابخانه ای صورت گرفته است که به تجلی انسان از حالتی زمینی به جایگاه بهشتی او پرداخته است. نتیجه حاصل از این پژوهش می تواند دریچه نوین در عرصه شناخت ارتباط بین توبه شاه طهماسب و خلق آثار آن دوره باز کند.
۳.

بررسی تطبیقی شایستگی های حرفه ای صنایع دستی در چند کشور و تبیین وجوه مغفول آن در برنامه درسی دوره کارشناسی ایران(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۵۸ تعداد دانلود : ۹۶
بیان مسئله: با توجه به اهمیت و لزوم توسعه صنایع دستی به عنوان یک مؤلفه فرهنگی- اقتصادی، نیاز است در تمامی ابعاد مؤثر بر آن مطالعاتی صورت گیرد و راهکاری در این خصوص تبین شود. آموزش عالی این رشته در مقطع کارشناسی از سال 1362 اقدام به جذب دانشجو کرده و تاکنون از یک برنامه درسی ثابت و با رویکردی یکسان تبعیت کرده است. از آنجایی که شایستگی ها و لزوم توجه به آنها به عنوان یک امر توسعه دهنده در برنامه های درسی ضروری است؛ باید در هر رشته ای به طور پیاپی و با توجه به شرایط موجود مورد بررسی و ارزیابی قرار گیرد. بر این اساس پژوهش حاضر در صدد پاسخ به این سؤال است که شایستگی های حرفه ای صنایع دستی مقطع کارشناسی ایران که در برنامه درسی آن کمتر مورد توجه قرار گرفته اند، کدامند؟ این مطالعه می تواند مقدمه و راهکاری بر لزوم توجه و بازنگری برنامه درسی این رشته محسوب شود. هدف پژوهش: شناسایی وجوه مغفول شایستگی های حرفه ای در برنامه درسی دوره کارشناسی صنایع دستی ایران، هدف اصلی این مطالعه است. روش پژوهش: تحقیق پیش رو از نوع کیفی و با روش اسنادی و تحلیل محتوای کیفی صورت گرفته است. استفاده از رویکرد تطبیقی در این پژوهش نیز، با هدفِ بررسی شایستگی های حرفه ای صنایع دستی در آموزش عالی کشورهای ایران، ترکیه، مالزی، هند و انگلیس در سه بٌعد دانش، مهارت و نگرش انجام شده است. نتیجه گیری: نتایج حاصله نشان می دهد که در راستای ارتقای رشته صنایع دستی در ایران علاوه بر تأکید برنامه درسی بر مهارت های فنی و دانش فرهنگی و تاریخی-که خود از اهمیت بسیاری برخوردارند- لازم است سایر شایستگی های ضروری، با رویکردهای کارآفرینی، اقتصادی و اجتماعی نیز مورد توجه جدی قرار گیرند.
۴.

واکاوی آسیب های مرتبط با دست بافته های عشایر بختیاری در سبک زندگی معاصر با تکیه بر آرای پیر بوردیو(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۴۷ تعداد دانلود : ۷۴
دست بافته های کاربردی همواره یکی از تولیدات مهم و موردنیاز عشایر بختیاری بوده است. هنری قومی که در عرصه علوم انسانی و اجتماعی نیز به عنوان سند تاریخی و یک گونه ی متفاوت از حوزه هنر دارای اهمیت است. با توجه به تغییرات کنونی سبک زندگی که عمدتاً مطابق با تحولات فرهنگی و اجتماعی و فاصله میان سنت و تجدد بوده، کاهش دامنه ی تولید و فراموش شدن بخش عظیمی از بافته ها اجتناب ناپذیر شده است. ازاین رو مقاله حاضر باهدف آسیب شناسی دست بافته های کاربردی عشایر بختیاری، در پی پاسخگویی به این سؤال اصلی که آسیب ها و موانع حیات و مصرف دست بافته های بختیاری در سبک زندگی امروزی کدام اند؟ بوده است. روش پژوهش در این مقاله توصیفی- تحلیلی و از نوع مطالعات مردم نگاری بوده و از لحاظ ماهیت کیفی است. رویکرد آن جامعه شناسی هنر با تأکید بر نظریه ی پیر بوردیو در خصوص مصرف و سبک زندگی است و در این راستا از نظریه "میدان" و مؤلفه های مرتبط با آن بهره برده است. تحلیل داده ها بر پایه ی تحلیل مضمون و ارائه ی الگو بر پایه ی آسیب شناسی انجام گرفته است. نمونه گیری به صورت غیر احتمالی و بر پایه ی اشباع اطلاعاتی با مشارکت 34 نفر از تولیدکنندگان، عرضه کنندگان، مصرف کنندگان و صاحب نظران صورت گرفته و اطلاعات به دو روش اسنادی و میدانی جمع آوری شده است. حاصل آنکه آسیب ها با دو حوزه ی کاربرد و زیبایی شناسی (ذائقه هنری) در ارتباط مستقیم اند که متأثر از منش افراد در حکم کنشگران میدان بافته ها می باشد؛ همان گونه که بوردیو نیز فرهنگ مصرف را ریشه در منش و ذائقه هر فرد می داند. به واقع با در نظر گرفتن نقش سرمایه فرهنگی در سبک زندگی، در میدان دست بافته های کاربردی عشایر بختیاری در قامت سرمایه ی فرهنگی عینی شده، دو گروه کنشگران ناب و وابسته قابل تشخیص است که خود نیاز به یک گروه سوم در راستای تلفیق خصوصیات دو گروه مذکور و به دست آوردن میدان قدرت را نشان می دهد؛ چراکه قطب سوم از منظر سرمایه فرهنگی بر دست بافته ها تأکید دارد و با توجه به عدم تطابق کاربردی آن ها با معیارهای پذیرش در بازارهای هدف و وجوه زیبایی شناسی شان با سلیقه و پسند دنیای امروزی؛ در پی ورود ایده های جدید بوده تا توأمان جایگاه هنری و مصرفی را به دست آورد.
۵.

مطالعه اثربخشی مستند روایت فتح بر التزام دینی مخاطبان نوجوان

تعداد بازدید : ۳۰ تعداد دانلود : ۱۹
ویژگی رسانه های تصویری، مبلغین دینی را بر آن داشته تا از این عامل ارتباطی در رساندن پیام و متاثر نمودن مخاطبان به نحو مطلوب استفاده نمایند. اﻓﺮاد مختلف ﺟﺎﻣﻌﻪ، اﻋﻢ از ﺑﺰرﮔسال، نوجوان و کﻮدک، در ﻣﻌﺮض ﺗﺄﺛیﺮات تلویﺰیﻮن ﻗﺮار دارﻧﺪ و فیلم های مستند به عنوان گونه ای از فیلم می توانند بر ذهن و رفتار مخاطبان تاثیرگذار باشند. این مقاله با هدف بررسی اثرگذاری مستند روایت فتح بر التزام دینی مخاطبان صورت پذیرفته است و مذهب به عنوان پیام و رسانه به منزله حامل و ناقل پیام به سوی مخاطب در نظر گرفته شده است. در این راستا برای گردآوری داده ها، از پرسشنامه ساخته شده توسط محقق استفاده شده است. جامعه آماری مورد نظر شامل کلیه دانش آموزان دختر دوم دبیرستان های غیرانتفاعی و با استفاده از فرمول کوکران به عنوان حجم نمونه به صورت نمونه گیری تصادفی ساده انتخاب شده است. نتایج حاصل نشان داد که مستند روایت فتح بر التزام دینی مخاطبان موثر است.
۶.

تحلیل کارکرد رسانه ای کتیبه های مسجد-مدرسه چهارباغ اصفهان در بیان تعالیم نبوی و عظمت پیامبر(ص)(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۳۲ تعداد دانلود : ۱۹
مدارس و مسجد-مدرسه ها به عنوان یکی از مهم ترین گونه های بناهای تاریخی در معماری عصر صفویه اصفهان از جایگاه ویژه ای برخوردارند. مسجد-مدرسه چهارباغ به عنوان یکی از شاخص ترین بناهای علمی- مذهبی عصرصفویه و گنجینه ای از هنر کتیبه نگاری ایرانی- اسلامی درخور توجه بیشتری است. کتیبه های این بنا علاوه بر ساختار چشم نواز دارای محتوا و مضامین عمیقی است که نیاز به شناسایی و طبقه بندی صحیح دارد. پژوهش حاضر تلاش دارد با رویکردی نو، به مطالعه کارکرد کتیبه های این بنا در بازتاب تعالیم و عظمت پیامبر (ص) بپردازد تا زمینه پاسخ به پرسش اصلی پژوهش یعنی اینکه کارکرد رسانگی در کتیبه های مسجد-مدرسه چهارباغ چه جایگاهی داشته و بازتاب تعالیم و عظمت پیامبر (ص) در مضامین کتیبه ها شامل چه مواردی می باشد؟ فراهم آید. پژوهش حاضر از حیث روش، توصیفی-تحلیلی بوده و جمع آوری اطلاعات به شیوه میدانی و کتابخانه ای صورت پذیرفته است، لازم به ذکر است که نمونه های موردمطالعه به صورت هدفمند انتخاب شده اند، همچنین روش تجزیه وتحلیل یافته ها کیفی است. بخشی از نتایج پژوهش حاضر گویای آن است که با توجه به طیف مضامین، ماهیت بنا و جایگاه ویژه آن، کارکرد رسانگی کتیبه های این بنا به مثابه یک رسانه تاریخی-هنری در میان دیگر کارکردها شاخص تر است. همچنین مهم ترین پیام هایی که با محوریت پیامبر (ص) در ساختار و درون مایه کتیبه ها بازتاب می یابد شامل احادیث نبوی، سیاست مذهبی اسلام و شیعه با محوریت نبوت، ادعیه، الگوسازی از شخصیت پیامبر (ص) و مدح و ستایش ایشان در قالب های گوناگون است لازم به ذکر است که این مضامین بیشترین درصد فراوانی را در میان مضامین کتیبه های موردمطالعه در این پژوهش دارند و به لحاظ کیفیت اجرا و محل قرارگیری نیز بسیار بااهمیت است.
۷.

خوانش فلسفی از فیلم ماتریکس بر اساس مکتب شک گرایی(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۶۴۹ تعداد دانلود : ۵۱۳
استفاده از فلسفه مزیتی رقابتی برای فیلم سازان به شمار می رود. ماتریکس از این مزیت بهره برده است. این فیلم مرزهای واقعیت و خیال را درنوردیده است، اما فیلمی صرفاً حادثه ای یا علمی تخیلی نیست؛ ماتریکس فیلمی فلسفی است. این تحقیق به دنبال پاسخ به این سوال است که چرا فیلم ماتریکس یک فیلم فلسفی است و همچنین به دنبال بررسی چگونگی ارایه مفاهیم فلسفه شک گرایی در صورت زیبایی شناختی فیلم است. این پژوهش بر شفاف ساختن نحوه استفاده از محتوای فلسفی در این فیلم به منظور استفاده فیلم سازان متمرکز است. روش تحقیق در این مقاله، ترکیبی از تحلیل محتوای کیفی، تحلیل تصویر و مطالعه موردی، با رویکرد روایی و رویکرد فرمی است. یافته های تحقیق در سه محور پیرنگ، شخصیت پردازی و میزانسن بیان شده است. این یافته ها نشان می دهد که در بخش پیرنگ، هشت مفهومِ فلسفی غار افلاطون، مغزهای درون خمره، اتوپیا، سیمولاکرا، جهان رؤیا و اصالت ادراک، قرص قرمز یا آبی در جهان خیالی یا واقعی، دیالوگ به مثابه عمل فلسفی، و ماتریکس به مثابه شک فلسفی وجود دارد. در شخصیت پردازی، نئو به مثابه سقراط و دکارت در فیلم دیده می شود و در فرم، با میزانسن «شک فلسفی» روبه رو هستیم. نتایج این بررسی نشان می دهد که «ماتریکس» به اعتبار نظریات و ادبیات فلسفی و همچنین بنابر تحلیل های برخی فیلسوفان معاصر، فیلمی فلسفی است و بر اساس «مکتب شک گرایی» قابل تحلیل و تفسیر است که مجموع این موارد سبب شکل گیری مدل شک گرایی در فیلم ماتریکس شده است.
۸.

واکاوی نحوه معناسازی در فیلم مستند «رضا» از مجموعه «روایت فتح» بر اساس شیوه های (بیل نیکولز) و الگوی تحلیل پنج سطحی (رولان بارت)(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۵۴۷ تعداد دانلود : ۳۷۷
روایت فتح شامل فیلم های مستندی است که هشت سال پایداری نیروهای مردمی را ثبت کرده اند. اهمیت این مجموعه، گذشته از ثبت وقایع تاریخی و جنگی، در مفاهیمی نهفته که در زمان خود با اقبال فراوان همراه بوده و حتی در زمان حال نیز بارها از رسانه ملی پخش شده است. این در حالی است که فرایند خوانش مخاطب و نسل جوان از این گونه محصولات رسانه ای می تواند متفاوت باشد و گاه با کم توجهی یا تحریف نیز مواجهه شود. مسئله اصلی پژوهش، معناکاوی و امکان سنجی تحلیل روایی متن فیلمیک مستند جنگی است. روش پژوهش، کیفی، با رویکرد تحلیلی بوده است. با توجه به اینکه این پژوهش کاربردی و هدف آن کشف معناهای نهفته در یک فیلم مستند جنگی بوده است، نمونه موردی فیلم «رضا» از مجموعه روایت فتح که به صورت هدفمند انتخاب شده و پس از شناسایی شیوه ساخت این فیلم بر اساس نظر نیکولز، بر مبنای رمزگان پنج سطحی بارت، به تبیین و معناکاوی از لایه های زیرین متن فیلمیک پرداخته است. نتایج نشان می دهد، درک ناشی از مستند «رضا» به دلیل چینش دلالت کننده هایی ضمنی است که از طریق نظام کلامی و راویِ درون متنی، مخاطب را به خارج از متن ارجاع می دهد و از طریق شیوه انتخاب شده صورت می پذیرد.
۹.

سبک شناسی تذهیب های قرآنی در مکتب شیراز با تأکید بر مؤلفه ی فرم های تزیینی(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۱۶۷ تعداد دانلود : ۱۷۶
هنر تذهیب یکی از مهم ترین هنرهای اسلامی و قرآن آرایی به شمار می آید که طیف گسترده ای از ذوق و استعداد هنرمندان مسلمان را به نمایش در می آورد. مذهبان مسلمان از صدر اسلام همواره با بهره گیری از ذوق، خلاقیت و نوآوری سبک های مختلف هنر تذهیب را شکل دادند. در میان مراکز مهم کتاب آرایی در سرزمین های اسلامی، شیراز همواره به عنوان یکی از مکاتب مهم کتاب آرایی شناخته می شود که درون خود و با گذر ایام سبک های مختلفی را در تذهیب، تشعیر و خوشنویسی شکل داده است. در بین سبک های مهم کتاب آرایی مکتب شیراز می توان به قرآن های تزیین شده بین قرون ۸ تا ۱۳ هجری قمری اشاره کرد که سه سبک مهم در مکتب قرآن آرایی شیراز را شکل داده اند. شناخت و مطالعه ی سبک شناختی مبتنی بر مؤلفه های فرمی و دستیابی به ویژگی های اصلی سبک های مهم قرآن آرایی مکتب شیراز به عنوان مهم ترین هدف این پژوهش مطرح می باشد لذا به منظور دست یابی به این هدف اصلی از میان قرآن های این سه دوره یک قرآن عصر ایلخانی، یک قرآن عصر تیموری و دو قرآن مربوط به دوره ی قاجار به صورت هدفمند انتخاب شده است. پژوهش حاضر به صورت توصیفی-تحلیلی و با رویکرد سبک شناسی صورت گرا انجام شده است. از جمله مهم ترین نتایج این پژوهش می توان به معرفی ساختار فرمی و ویژگی های سبکی این سه دوره اشاره نمود که می توان براساس ساختارهای فرمی این سه دوره را یگانه، پردیس و فرشینه نام نهاد. علت نام گذاری این سه دوره ویژگی فرم های شاخص مورد استفاده در این سه عصر یا سه سبک است که این ادوار را از عصر پادشاهی و نیز نشانه گان عددی خارج ساخته و متناسب با ساختار فرمی نامگذاری شده اند.
۱۰.

گونه شناسی کتیبه های مسجد-مدرسه چهارباغ اصفهان با تأکید بر ویژگی های ساختاری(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۳۷ تعداد دانلود : ۱۷
مسجد-مدرسه چهارباغ اصفهان به عنوان یکی از مهم ترین بناهای عصر شاه سلطان حسین صفوی، در دو بعد ساختار و تزیینات، حائز اهمیت است. از جمله شاخص ترین تزیینات به کار رفته در این گنجینه هنر عصر صفویه، کتیبه ها می باشند که به واسطه تنوع و کیفیت، سرآمد کتیبه نگاری های بناهای مشابه این عصر هستند. با ذکر این مقدمه در رابطه با اهمیت موضوع، پژوهش حاضر تلاش دارد ضمن بازشناسی مختصر مسجد-مدرسه چهارباغ، با دیدگاهی چند وجهی، به طبقه بندی و گونه شناسی ساختار ظاهری و مضامین کتیبه های بنای مذکور اقدام نماید. مراحل مذکور، زمینه ساز پاسخ به این پرسش خواهند بود که بر اساس معیارهای ترسیم شده در پژوهش، کتیبه های مسجد-مدرسه چهارباغ از حیث ساختار و مضامین، در بر گیرنده چه گونه هایی هستند؟ و ویژگی های شاخص آنها چه می باشند؟ روش پژوهش توسعه ای حاضر که با رویکرد گونه شناسی به انجام رسیده است، توصیفی_تحلیلی و جمع آوری اطلاعات به شیوه میدانی و کتابخانه ای صورت پذیرفته است، هم چنین شیوه تجزیه وتحلیل یافته ها، کیفی است. نتایج پژوهش حاضر مؤید آن است که، مهم ترین ویژگی های شاخص و متمایزکننده کتیبه های بنای چهارباغ که مبنای طبقه بندی و گونه شناسی پژوهش حاضر قرار گرفته اند، شامل نوع مصالح و تکنیک اجرا، نوع خطوط و ترکیب بندی حروف و هم چنین هنرمندان خوشنویس صاحب اثر می باشد. بر این اساس، کتیبه های مسجد-مدرسه چهارباغ که با استفاده از انواع تکنیک های کاشی کاری، قلم زنی و زرگری، خاتم و شبکه بری چوب، حکاکی سنگ و حتی بافته زیلو اجرا شده اند و شامل خطوط ثلث، کوفی (بنایی و معقلی) و نستعلیق می باشند، کلکسیونی از آثار هنرمندان خوشنویس مشهوری چون محمدصالح اصفهانی، علی نقی امامی و رحیم جزایری هستند که نمونه های آن در کمتر بنایی مشاهده شده است. هم چنین مهم ترین مضامین به کار رفته، شامل مضامین قرآنی، احادیث و روایات، مدح پیامبر (ص)، حضرت علی (ع) و دیگر ائمه اطهار و اطلاعاتی پیرامون حامی، مجری و واقف بنا می باشند که در قالب متون عربی و ادبیات منظوم و منثور فارسی بیان شده اند.
۱۱.

بازنمایی تابلوی شام آخر لئوناردو داوینچی در عصر پست مدرن با رویکرد انتزاعی – مینیمالیسم(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۱۲۴۳ تعداد دانلود : ۱۳۲۳
واقعة شام آخر حضرت مسیح همواره به عنوان یکی از مهم ترین رویدادهای آیین مسیحیت مورد توجه بوده است. هنرمندان بسیاری این واقعه را نقاشی کردند که از میان آنها مهم ترین و شناخته شده ترین اثر، نقاشی دیواری شام آخر لئوناردو داوینچی در صومعه سانتا ماریا دله گراتسیه است. اهمیت این نقاشی به حدی است که در دورة معاصر نیز بازخوانی های جدیدی از این اثر شکل گرفته است. تصاویر متعدد بازنمایی شده شام آخر در دوره معاصر، بیانگر تغییرات مفهومی و محتوایی، ویژگی ها و مسایل جامعه معاصر است. هدف، مطالعة آثار بازنمایی شده از نقاشی شام آخر داوینچی در دورة پست مدرنیسم، با توجه به ویژگی ها و شرایط زمانی این دوره است. محتوا و معانی در آثار بازنمایی شده از شام آخر تغییر کرده است. نمونه های بازنمایی شدة بسیاری از شام آخر داوینچی وجود دارد که در این پژوهش دو نمونه تصویر از وجه هنری (انتزاع-مینیمالیسم) مورد تحلیل و توصیف قرار گرفته است. جمع آوری اطلاعات در پژوهش حاضر با استفاده از روش اسنادی-کتابخانه ای است و در نهایت به تحلیل و توصیف تصاویر، که ویژگی های فرهنگی و اجتماعی جامعه را برای مخاطب بازنمایی می کنند پرداخته می شود. در حقیقت تصاویر ابژه های فرهنگی معاصر هستند که مفاهیم جدیدی را بیان می کنند. نوع بیان متفاوت است اما معانی مانند معنویت، تقدس به واسطة وجود نشانه هایی در هر دو اثر بیان شده است. بنابراین یک اثر هنری جاودان، با قرار گرفتن در بافت های موقعیتی گوناگون معانی جدیدی را خلق می کند.
۱۲.

تحلیل مضامین و کارکردهای کتیبه های مدارس عصر صفویه اصفهان نمونه موردی: مسجد- مدرسه چهارباغ(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۱۱۵ تعداد دانلود : ۱۷۷
یکی از مهم ترین مشخصه های معماری عصر صفویه، پیوستگی بناها با تزئینات خوشنویسی و کتیبه ها است. مدارس ومسجد- مدرسه ها به عنوان یکی از شاخص ترین گونه بناهای مذهبی که دو بعد عبادت و علم را توأمان دارا هستند دربردارنده نمونه های بسیار شاخصی از هنر کتیبه نگاری می باشند. در این میان مسجد- مدرسه چهارباغ اصفهان به عنوان یکی از مهم ترین بناهای فوق الذکر است؛ با ذکر این مقدمه پیرامون ضرورت موضوع، هدف از پژوهش حاضر ضمن مطالعه مضامین به کاررفته در کتیبه های این بنا، تحلیل و تبیین کارکردهای کتیبه ها، در راستای شناخت بهتر جنبه های فرای ظاهر آن هاست. مراحل ذکرشده شرایطی را ایجاد می کند تا پاسخ گویی به پرسش اصلی پژوهش یعنی این که مضامین به کاررفته در کتیبه های این بنا کدام اند و این کتیبه ها دارای چه کارکردهایی هستند، در دسترس قرار گیرد. تحقیق توسعه ای حاضر از حیث روش، توصیفی-تحلیلی و جمع آوری اطلاعات به شیوه میدانی و کتابخانه ای صورت پذیرفته است همچنین یافته ها به روش کیفی مورد تجزیه وتحلیل قرارگرفته اند. نتایج پژوهش حاضر گویای آن است که مهم ترین مضامین به کاررفته شامل مضامین قرآنی، احادیث و روایات، مدح پیامبر (ص)، حضرت علی (ع) و دیگر ائمه اطهار و اطلاعاتی پیرامون حامی، مجری و واقف بنا می باشد؛ که در قالب متون عربی و ادبیات منظوم و منثور فارسی بیان شده است، در حوزه کارکردها نیز دو جنبه محتوا و ساختار ظاهری کتیبه ها موردتوجه قرارگرفته و ناظر بر کارکردهای پنهان و آشکار در آن هاست که در قالب هفت دسته شامل ارتباطی، تعلیمی، زیبایی شناسانه، اخلاقی- مرامی، الگوسازی، نمادین و تقدس گرایی، قرار می گیرند؛ لازم به ذکر است که کارکرد تعلیمی و زیبایی شناسانه شاخص تر از سایرین هستند.
۱۳.

کتیبه های مدارس عصر صفویه به مثابه رسانه های نمادین هنر شیعی نمونه موردی: مسجد مدرسه چهارباغ اصفهان(مقاله علمی وزارت علوم)

کلید واژه ها: تحلیل محتوا کتیبه هنر شیعی مسجد مدرسه چهارباغ اصفهان کارکرد نمادین

حوزه های تخصصی:
  1. حوزه‌های تخصصی تاریخ ایران اسلامی حکومت های ایرانی- اسلامی صفوی فرهنگی
  2. حوزه‌های تخصصی تاریخ گروه های ویژه تاریخ فرهنگ و تمدن
تعداد بازدید : ۵۹۵ تعداد دانلود : ۴۲۳
مسجد مدرسه چهارباغ به عنوان گنجینه ای از هنر کتیبه نگاری اسلامی جایگاه ویژه ای دارد. بر این اساس پژوهش حاضر تلاش دارد به تبیین جایگاه کتیبه های این بنا به عنوان رسانه هایی نمادین بپردازد تا زمینه پاسخ به این پرسش اصلی که مهم ترین پیام های نمادین بازتاب یافته در کتیبه های مسجد مدرسه چهارباغ ضمن تبیین نحوه انتقال پیام ها چیست؟ فراهم آید. پژوهش حاضر از حیث روش توصیفی تحلیلی است. یافته اندوزی به شیوه میدانی و کتابخانه ای صورت پذیرفته است و تجزیه و تحلیل یافته ها کیفی است. نتایج پژوهش حاضر گویای آن است که مهمترین و بیشترین پیام هایی که از تعامل مذهب تشیع، مبانی اعتقادی و سیاست مذهبی حاکم در عصر صفویه، بر اساس سیری منظم از طریق این رسانه های نمادین هنر شیعی به مخاطبان انتقال می یابد، شامل بیان فضیلت، جانشینی (خلافت)، امامت و اشاره به ویژگی های برتر حضرت علی × ، مدح و ستایش و الگوسازی از شخصیت امام علی × به عنوان مبنای اعتقادی هنر شیعی و اساس سیاست مذهبی رایج است.
۱۴.

مطالعه تطبیقی سفالینه های مراکز روستایی فعال کلپورگان، کوهمیتَگ و هولَنچَکان در بلوچستان ایران(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۳۱ تعداد دانلود : ۱۶
سفالگری در بلوچستان ایران به عنوان بخش وسیعی از استان سیستان و بلوچستان، دارای پیشینه ای پربار است. امروزه این هنر ارزشمند و بومی در معدود روستاها و مراکز سفالگری این سرزمین به شیوه ای سنتی در حال جریان است. این مقاله سعی دارد با مطالعه تطبیقی سفالگری در مراکزی چون روستاهای «کَلپورگان»، «کوهمیتَگ» و «هولَنچَکان» بلوچستان، به وجوه اشتراک، افتراق و شاخصه های مهم سفالگری این سرزمین بپردازد؛ با این هدف که با شناخت ویژگی های سفالینه ها، به وجود تشابهات و تفاوت های احتمالی هنر آنان پی برده و با در نظر گرفتن ارتباط فرهنگی بین این مراکز، زمینه های تقویت ارزش های هویتی آنان را بیابد. از این رو به طرح این سؤالات پرداخته است: 1- چه ارتباطی بین مراکز سفالگری بلوچستان شامل «کلپورگان»، «کوهمیتگ» و «هولنچکان» وجود دارد؟ 2- شاخصه های سفالگری بومی و فعال مناطق روستایی بلوچستان کدام است؟ پژوهش پیش رو با استفاده از داده های گردآوری شده به صورت میدانی و کتابخانه ای و بهره گیری از روش توصیفی - تحلیلی و با رویکرد تطبیقی به ارزیابی و مقایسه تطبیقی این سه منطقه تولید سفال در بلوچستان پرداخته است. با بررسی های انجام شده در نهایت این نتیجه حاصل شد که میان سفالینه های مراکز سفالگری بلوچستان تطابقاتی وجود دارد؛، از جمله تشابهاتی در حوزه ساخت، فرم و نقش پردازی دیده می شود که نشأت گرفته از فرهنگ، سرزمین و جغرافیای مشترک قوم بلوچ است و در کنار آن وجود افتراق جزئی میان این سفالینه ها وجود دارد که ناشی از تفاوت های فردی سفالگران و شرایط طبیعی حاکم بر این مراکز است؛ بنابراین سفال این سه منطقه دارای روابط فرمی و محتوایی در ضمن ویژگی های منحصربه فرد هویتی است.
۱۵.

گونه شناسی پارچه های طراز دوره فاطمیون مصر بر مبنای مؤلفه های قالب اصلی، نقوش و ترکیب بندی(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۵۲ تعداد دانلود : ۲۵
فاطمیان شیعی مذهب توانستند، برای نخستین بار در جهان اسالم مصر را مستقل کرده و هنرهای بسیاری را شکوفا و پرورش دهند و قاهره را به مرکز عمده تمدن و هنر اسالمی مبدل سازند. پارچه طراز از شاخصترین نمونههای نساجی و زاده و محصول تفکر اسالمی، در این دوران به وفور تولید میشد و در امور سلطنتی نقشی بسیار مهم ایفا میکرد و بارزترین منسوج اسالمی به لحاظ سیاسی، اجتماعی و جذابیت هنری بشمار میرفت. طرازها، با توجه به عناصر شکلی، ازگونههای متعددی تشکیل شدهاند؛ لذا مهمترین مسئله این پژوهش، شناخت فرم و ساختار این منسوج وگونهشناسی آن بر مبنای فرم است. به منظور دستیابی به پاسخ این مسئله، بهرهگیری از روش توصیفی- تحلیلی با رویکرد گونهشناسی مدنظر قرارگرفت وتعدادپانزده قطعه از طرازهای فاطمی بهعنوان نمونه و بهصورت هدفمند ازموزههای متروپولیتین و ویکتوریا آلبرت مورد مطالعه واقع شد. ازجمله نتایج تحقیق میتوان به: شناسایی الگوها و قالب اصلی طرح و نقش و گونهشناسی براساس فرم و دستهبندی نمونههای براساس، نوشتار خط کوفی و نقوش اشاره کرد. طبقهبندی مؤلفهها نیز، این نکته را نمایان ساخت که اغلب طرازهای فاطمی، با نوشتار خط کوفی در ردیف نوارهای افقی باریک و پهن و با تنوع اندک نقوش جانوری و گیاهی در شبکهبندی و کادرهای هندسی در ردیفهای افقی، طراحی و بافت شدهاند؛ بنا بر نوع استفاده از پارچه برای مصارف گوناگون )حکم سلطنتی، ردا یا لباس شاهی و هدیه( نوع تزئین و بافت طراز متفاوت بودهاست.
۱۶.

مطالعه تطبیقی سفالینه های مراکز سفالگری مِند گناباد و شَهرِضای اصفهان

تعداد بازدید : ۲۹ تعداد دانلود : ۳۷۹
 مطالعه و بررسی سفالگری در روستای «مِند گناباد» و شهرستان «شهرضای اصفهان» به عنوان مراکز سنتی فعال سفالگری در شرق و مرکز ایران دارای اهمیت است. بهره گیری از شیوه های سنتی تولید و نقش اندازی، حضور سفالگران پیش کسوت در کنار سفالگران جوان و تکیه بر اصالت های فرهنگی این مناطق، امکان بررسی تطبیقی سفالینه های این دو مرکز را فراهم کرده است که دارای وجوه مشترک و گاه افتراق در تولید محصولات و نقش اندازی بر روی آن می باشد. با هدف شناخت بهتر سفالینه های این مراکز سفالگری و همچنین مقایسه سفالینه های آن، پژوهش پیش رو به طرح سوال های زیر پرداخته است. 1- سفالینه های دو مرکز سفالگری «مِند گناباد» و «شهرضای اصفهان» دارای چه ویژگی هایی است؟ 2- در مطالعه تطبیقی سفالینه های «مِند گناباد» و «شهرضای اصفهان» وجوه اشتراک و افتراق کدام است ؟ این پژوهش با استفاده از روش توصیفی- تحلیلی و با جمع آوری داده ها به شیوه میدانی و کتابخانه ای صورت گرفته است و در تحلیل داده ها، مصاحبه های سفالگران پیش کسوت دو مرکز سفالگری، طبیعت مناطق و باورهای سفالگران مورد توجه قرار گرفته است. با پژوهش صورت گرفته معلوم شد، وجوه اشتراک زیادی در شیوه تولید، اعمال لعاب و نقش اندازی بر روی سفالینه های دو مرکز وجود دارد، تلاش در جهت دست یابی به نوعی بدنه های معروف به «خمیر سنگی» و موفقیت در زمینه تولید آن، رواج نقاشی زیر لعابی و انواع لعاب تک رنگ شفاف و  قهوه ای و بکارگیری نقوشی مانند ماهی، پرنده و انواع نقوش گیاهی و هندسی متناسب با وضعیت فرهنگی و اقلیمی این مناطق سفالگری  از جمله جنبه های مشترک هنر آنان می باشد. همچنین وجود افتراق  در شیوه نقش اندازی مانند ترسیم دقیق و ظریف نقوش در سفالینه های شهرضا که به نوعی تداعی کننده قلمگیری های نقاشی ایرانی است و کاربرد آزادنه و خلاقانه نقش و رنگ گذاری های خارج از چهارچوب طرح در مند گناباد بر ویژگی های منحصر به فرد سفالگری این مراکز افزوده است و در جایی تفاوت در ساختار آرایه های بکار رفته و رواج لعاب سبز آبی در شهرضا و بکارگیری مستمر لعاب شفاف بی رنگ در مند گناباد به عنوان وجوه تمایز سفالینه های این دو مرکز نشان می دهد، این مراکز سفالگری در عین شباهت های موجود، اصالت های منطقه ای و فرهنگی خویش را حفظ کرده و دارای هویت و شاخصه های منحصر به فردی می باشد که دارای تأمل است.
۱۷.

تبیین اهمیت شناخت مفاخر برای اعتلای هویت فرهنگی معاصر ایران(مقاله علمی وزارت علوم)

کلید واژه ها: هویت مفاخر مفخره شناسی مفاخر فرهنگی مفاخر هنری

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۵۲۸ تعداد دانلود : ۶۲۰
امروزه و در مواجهه با فرهنگ جهانی سازی، اهمیت هویت های قومی و ملی در عرصه های خرد و کلان فرهنگی حائز اهمیت بیشتری می شود. مفاخر یک ملت رابطه ای مستقیم با هویت و خودباوری فرهنگی آن ملت در فرایند جهانی سازی دارند. مفاخر افراد یا پدیده هایی هستند که می توان به آنها افتخار کرد و به عبارتی مایة فخر و مباهات هستند. در مورد مفاخر در فرهنگ ها و تمدن های گوناگون مطالعات و تحقیق هایی انجام گرفته که بیشتر این تحقیق ها مربوط به افراد یا اشخاصی است که در یک حوزه نخبه بوده و برای فرهنگ میزبان نوعی افتخار به حساب می آمدند. این تحقیق ها را می توان در یک دایرة شناختی با عنوان مفخره شناسی قرار داد. اما نکته ای که باید به آن اشاره کرد این است که اصولاً معنا و گسترة مفاخر چیست و آیا معیارها و شاخصه هایی برای شناسایی این مفاخر وجود دارد یا خیر و اگر وجود دارد این شاخصه ها کدامند. پس از این مفاهیم اساسی، مهم ترین بعد کارکردی شناخت مفاخر بعد هویتی آنهاست. شاید ابعاد تخصصی و حرفه ای یک مفخره تنها برای علاقه مندان و متخصصان آن حوزه قابل اهمیت باشد، اما بعد هویتی آنها می تواند موجب ارتقای فرهنگ عمومی و اعتلای هویت قومی و ملی در گستره ای فراخ تر باشد. بنابراین به نظر می رسد شناخت مفاخر فرهنگی و هنری یک ملت و تلاش برای الگوسازی آنها تا حد قابل توجهی در اعتلای هویت فردی، اجتماعی و ملی آن ملت مؤثر خواهد بود. بنابراین این تحقیق بر مبنای روشی اکتشافی تبیینی به دنبال طرح بخشی از مبانی نظری مفخره شناسی در حوزة فرهنگ و هنر ایران زمین است تا علاوه بر پاسخگویی به پرسش های طرح شده، زمینة بررسی های تکمیلی در این حوزه را فراهم کند.
۱۹.

مطالعه تطبیقی نقوش سفالینه های کلپورگان با نقوش سوزن دوزی بلوچ(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۲۱ تعداد دانلود : ۹
تأثیرپذیری و رابطه هنرهای گوناگون یک سرزمین، میتواند موضوع ارزشمندی برای تحقیقات پژوهشگران باشد. سفالینه های تولیدشده در روستای کلپورگان واقع در شهرستان سراوان و سوزندوزیهای مناطق مختلف سیستان و بلوچستان، در دوره معاصر با نقوشی تزئین میشوند که با تکیه بر اصالت گذشته هنر این سرزمین، از ساختاری هندسی و منحصر به فرد بهره میگیرند. این نقوش که در هر دو هنر نام برده، به دست زنان ترسیم میگردد، جزء جداییناپذیر هنر بلوچ محسوب میشود. بر این اساس، در مقاله پیشرو با هدف بررسی رابطه میان نقوش هنر سفالگری کلپورگان و سوزندوزی بلوچ که از یک بافت فرهنگی مشترک بهره میگیرد، اشتراکات و وجوه افتراق احتمالی این دو هنر مدنظر قرار خواهد گرفت. سؤال عمده این است چه ارتباطی میان نقوش سفالینه های کلپورگان و سوزندوزی بلوچ وجود دارد. این ارتباط چه حوزه هایی را شامل میشود. در این مقاله با بهکارگیری روش تحقیق، توصیفی- تحلیلی نقوش دو هنر قوم بلوچ مطالعه تطبیقی شده است. در جمعآوری اطلاعات هم از روش کتابخانهای، مشاهده میدانی و مصاحبه با هنرمندان پیشکسوت استفاده شده است.با پژوهش انجامشده روشن شد، الهامگیری نقوش سفال کلپورگان از طبیعت، باورها و اعتقادات بلوچ درکنار نقوش سوزندوزی که با الهامگیری از طبیعت، فرهنگ و باورهای قوم بلوچ شکل میگیرد، زمینهساز اشتراکاتی در نقوش این هنرها شدهاند. از جمله وجوه مشترک این دو هنر، وجود نقوش هندسی با بیانی انتزاعی و نمادین برگرفته از طبیعت و باورهای قوم بلوچ، نقوش ساده و ترکیبی، ساختار مشابه در نامگذاری و انتخاب نقوش برمبنای پدیده های طبیعی بلوچستان است. همچنین با مطالعه نقوش سفالگری کلپورگان و سوزندوزی بلوچ به وجود عناصر بصری مشترک مانند تکرار، ریتم، حرکت، نظم و ترکیببندیهای متقارن برمیخوریم که در قالب فرمهای هندسی و ساختار مشابه، ارتباط میان نقوش این دو هنر را پر رنگتر خواهد کرد. در مسیر پژوهش حاضر نظر به گستردگی و تنوع نقوش سوزندوزی، با دستهبندی نقوش در قالب ساده و ترکیبی، نمونه هایی از نقوش گزینش شده است که بیشترین کاربرد را در سوزندوزی مناطق مختلف سیستان و بلوچستان دارند و از بررسی نمونه های مشابه خودداری شده است.
۲۰.

تحلیل نشانه-معناشناختی ساز و کار روابط بینافرهنگی در نظام گفتمانی فرش کرمان(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۱۴ تعداد دانلود : ۱۰
امروزه، تحول در نوع نگرش به حوزه فرش بسیار جدیتر احساسمیشود زیرا این حوزه درحال تجربه تحولات در نظام ارزشی خود است و از یک شئ صرفاً کاربردی به یک رسانهمعنادار و چند بعدی تغییر کردهاست. نظام گفتمانی فرش کرمان با پیشینهای درخشان میتواند بهعنوان یکی از مراکز مهم تولید گفتمان و معنا در نظام فرش ایران مطرحشود. این نظام، دارای ابعاد مختلفی است که شاید بتوان فرایند بینافرهنگی را یکی از زمینه های فعال گفتمانی در آن دانست. تعدادی از فرشهای قاجاری کرمان که متعلق به گونه تصویری بوده و روابط بینامتنی عمیقی را با گوبلنهای تصویری فرانسوی بهنمایشمیگذارند، در جریان ترجمهای مبتنیبر نظامهای دیداری، روایتی اسطورهای را در قالب متون دیداری فرش ارائهنمودهاند. این ترجمه دیداری میتواند در یک کنش گفتمانی، بر معناهای عمیق روابط بینافرهنگی دلالتکند. بنابر آنچه بیانشد، این پژوهش با رویکردی نشانه-معناشناختی و با بهرهگیری از روش تطبیقی- تحلیلی بهدنبال پاسخگویی به این پرسش است که فرایند روابط بینافرهنگی در حوزه مطالعات گفتمانی فرش کرمان، از چه سازوکاری پیرویمیکند و چه عناصر گفتمانی میتوانند در تحلیل نشانه- معناشناختی این فرایند مؤثرباشند. ازینرو، تلاش نگارندگان مقاله حاضر برآن است تا با مطالعهگفتمانی روابط بینافرهنگی در دو متن فرش کرمان و گوبلنهای فرانسوی، سازوکار روابط بینافرهنگی را در این دو رسانه متفاوت از دو فرهنگ مختلف بررسیکنند. برای دستیابی به این هدف کلی، معنا یا معناهایی که در این فرایند ارتباطی قابل جستجوست، ارزیابیمیشود.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

حوزه تخصصی

زبان