مهرنوش شفیعی سرارودی

مهرنوش شفیعی سرارودی

مدرک تحصیلی: استادیار و عضو هیئت علمی دانشکده صنایع دستی دانشگاه هنر اصفهان، شهر اصفهان، استان اصفهان.

مطالب

فیلتر های جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱ تا ۹ مورد از کل ۹ مورد.
۱.

تحلیل تجربی و تطبیق بصری لون های زرد در کتاب جواهرنامه نظامی با نمونه رنگ های سفال مینایی قرون ششم و هفتم هجری قمری(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۱۰۰ تعداد دانلود : ۲۴۲
تنوع رنگی و نمایش رنگین کمانی لعاب مینایی، این لعاب را جزو باشکوه ترین تزیینات سفالینه ها قرار داده است و طیف گسترده رنگ های زرد، آبی، سبز، قهوه ای، ارغوانی، سیاه که گاه همراه با طلاکاری و زرین فام است را شامل می شود. سال تولید این شیوه تزیین سفالینه ها، براساس کتیبه های موجود بر آثار سفالین، دوره زمانی اواخر قرن 6 و اوایل قرن 7 هجری قمری است. مقارن با این دوران، محمد ابن ابی البرکات جوهری نیشابوری در کتاب جواهرنامه نظامی متن ارزشمندی در فصل چهارم خود با عنوان «صفت انواع رنگ ها که بر قواریر و انواع اوانی قاشی و اصفهانی و شامی و چینی و غیر آن به کاردارند»، در مورد این تکنیک، اشارات و ترکیبات متنوعی ارائه کرده است که در بین آن ها با دو ترکیب متفاوت با نام زرد مواجه می شویم؛ هدف از این تحقیق، مطالعه و مقایسه ترکیب های مواد مولد رنگ زرد در کتاب مذکور و نتایج تجربی ساخت آنها و همچنین تطبیق بصری رنگ های حاصله با رنگ های بکاررفته در سفال های مینایی این دوران است تا از این راه صحت ترکیبات مذکور را هم از طریق آزمایش و هم به واسطه تطبیق بصری با نمونه های سفال های مینایی ارائه کنیم. در این راستا سوالی مطرح می گردد که حاصل آزمایش های تجربی دو ترکیب متفاوت ارائه شده در جواهر نامه نظامی با عنوان «لون زرد»، چگونه است و چگونه در بستر سفال های مینایی شاهد آن ها هستیم؟ این تحقیق به روش توصیفی- تحلیلی در بخش نظری و به روش تجربی در بخش آزمایشگاهی است. اطلاعات و داده ها به روش کتابخانه ای، مشاهده و آزمایشگاهی جمع آوری و مورد ارزیابی کیفی قرار گرفته است. نتایج آزمایشگاهی نمایانگر دو رنگ زرد متفاوت با دو ترکیب متفاوت ارائه شده در متن جواهرنامه نظامی است. روش اجرایی به روش رولعابی در محیطی اکسیداسیون مشابه لعاب مینایی دوره سلجوقیان و خوارزمشاهیان است که در دو دمای متفاوت بدست آمدند. در مقایسه بصری نمونه های حاصله با رنگ های زرد بکار رفته در نقوش سفال های مینایی مشابهت های بسیاری یافت شد.
۲.

مطالعه تطبیقی تأثیر پایه های قلیایی- بوری و سربی- بوری بر رنگ حاصل از احیای ترکیبات فلزی رنگزای منتخب به روش احیاء درون محفظه ساگار (ویژه هنرمندان)(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۳۸ تعداد دانلود : ۹۲
تاریخ سفال و سرامیک جهان، سرشار از فرم ها، نقوش مختلف و شیوه های گوناگون ساخت، پخت و تزیین است. تحقیق حاضر، با هدف بررسی تأثیر پخت احیایی درون محفظه ساگار بر اکسیدهای رنگی مختلف در دو پایه لعاب قلیایی- بوری و سربی- بوری شکل گرفته است. سوال مطرح شده در این پژوهش این است که پایه های مختلف لعاب سربی- بوری و قلیایی- بوری، بر نوع رنگ حاصل از احیای درون ساگار، چه تأثیری بر ترکیبات فلزی رنگزای منتخب دارند که شامل نیترات نقره، اکسیدهای مس، آهن و آنتیموان و ترکیب آنهاست؟ این تحقیق از نظر هدف کاربردی و از نظر روش به شکل تجربی انجام گرفته است. جمع آوری اطلاعات پژوهش، به شیوه کتابخانه ای، اسنادی بوده که با آزمایش و مشاهده، تکمیل گردیده است. نمونه های آزمایش، با جنس بدنه یکسان (ارتن ور فریتی)، در مجاورت ماده سوختنی یکسان (براده چوب) و در دمای 650 درجه سانتی گراد مورد بررسی قرار گرفته اند. نتایج تحقیق، نشان دهنده تأثیر نوع لعاب پایه بر میزان احیاء و نوع رنگ به دست آمده است. در پایه سربی- بوری ، احیای تقریباً یکدست تمامی نمونه ها و تشکیل فام فلزی روی سطح لعاب و رنگ بندی تیره تر و پخته تر، مشاهده شد که در میزان صاف و براق شدن سطح، با توجه به افزوده ها تفاوت وجود دارد. این نتیجه، در پایه قلیایی- بوری به صورت جلوه های ابر و بادی و رنگ های روشن تر نمودار شد. هم چنین وجود سرب در لعاب سربی- بوری ، عامل تسریع احیای فلزات موجود روی سطح لعاب است و بالابردن دمای کوره و افزودن ماده سوختنی، به احیای بیش تر سطح لعاب کمک می کند. به طورکلی، نوع رنگ، میزان شفافیت و یکدستی لعاب، تحت تأثیر نوع لعاب پایه و نوع ماده رنگزا قرار دارد.
۳.

تحلیل ریخت شناسانه مشربه های سفالی دوره میانی اسلامی کاشان(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۱۹۸ تعداد دانلود : ۱۴۱
ساخت اشیای سفالین از دوران پیش از تاریخ تا به امروز همواره مورد توجه انسان ها بوده است. از طرفی نگرش ایرانیان از دیرباز نسبت به آب موجودیتی مقدس بوده است. آب در فرهنگ ایران از جمله چهار عنصر اصلی تشکیل دهنده این جهان است؛ بدیهی است که برای این مایع مقدس ساخت ظروفی که در شأن آن باشد ضروری بوده است. تحلیل ریخت شناسانه مشربه های دوره میانی اسلامی کاشان با هدف شناخت عمیق و معرفی دقیق ویژگی های ساختاری و ریخت شناسانه شکل های متنوع این دسته از ظروف شکل گرفته است. سوال مطرح شده در این پژوهش این است که مشربه های سفالی دوره میانی اسلامی کاشان از منظر ریخت شناسی چگونه اند؟ روش این پژوهش به صورت توصیفی_تحلیلی و ریخت شناسانه با هدف کاربردی و یافته اندوزی به روش میدانی و اسنادی انجام شده است. نمونه های مورد بررسی به صورت غیر تصادفی و شامل 40 مورد برگرفته از مشربه های سفالی دوره میانی اسلامی کاشان است که در موزه ها و کتب معتبر ارائه شده اند و به دلیل تنوع در شکل مشربه ها انتخاب شده اند. ریخت شناسی ظروف این منطقه با توجه به شکل ظاهری یعنی شکل دهانه، گردن، دسته، لوله، مخزن و پایه مورد تحلیل قرار گرفت. نوع و تنوع هرکدام از اجزای تشکیل دهنده آثار در جداولی توصیف و تحلیل شدند. این ظروف ابتدا براساس نوع دسته دار بودن یا بدون دسته بودن ظروف و سپس با توجه به شکل لوله ظروف تقسیم بندی شدند و سپس به بررسی اجزاء این ظروف پرداخته شد. نتایج تحقیق علاوه بر اطلاعات کامل شکل این ظروف نشانگر تنوع بسیار در شکل این آثار است که حاکی از خلاقیت هنرمند صنعتگر بوده و می تواند الهام بخش هنرمند امروز باشد.
۴.

تجلی عدد چهار در نقوش سفالینه های پیش از تاریخ در ایران(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۴۱۴ تعداد دانلود : ۴۲۱
میان اقوام و فرهنگ ها، برخی اعداد اهمیت ویژه ای دارند و به نظر می رسد که عدد چهار در فرهنگ و هنر ایران به ویژه هنر سفالگری، از اولویتی خاص برخوردار است. سفالگران با منقوش کردن سفالینه ها، از آن ها به عنوان جایگاهی برای بیان افکار، عواطف و تجسم باورهای خود بهره می گرفته اند. با بررسی سفالینه های پیش از تاریخ در ایران، به نقوشی برمی خوریم که بر پایه تقسیمات چهارگانه تصویر شده اند. پژوهش حاضر به این سؤال اصلی می پردازد که این نقوش چه مفاهیمی را برای مردمان آن زمان داشته است؟ و نگاهی پیرامون مفاهیم، نمادها و کاربرد عدد چهار و علت حضور این عدد در سفالینه های پیش از تاریخ در ایران دارد و در تلاش است که تلقی انسان نخستین را از این عدد در چگونگی پیدایش برخی نقوش ذکر کند. روش این پژوهش توصیفی - تحلیلی بوده و گردآوری اطلاعات آن به شیوه اسنادی انجام شده است. از نتایج این پژوهش برمی آید که نمود عدد چهار در بستر سفالینه ها، با فکر و اندیشه ای پایدار و عمیق گره خورده است که با ماهیت سفال _که به دلیل نقش عناصر چهارگانه در ساخت آن، بالقوه «چهار» را در ساختارش داراست_ بی ارتباط نیست. هم چنین با توجه به شناخت انسان از چهارگانه های موجود در طبیعت و اهمیت آن ها در زندگی وی، و نیز به سبب دامنه محدود حس عددی انسان و این که چهار احتمالاً برای بشر نخستین نماد آخرین حد شمارش بوده است، می توان مفاهیمی چون طلب برکت و حاصلخیزی برای گیاهان، باروری و بقای حیوانات، غلبه انسان ها بر نیروهای شر و جز این ها را به این نقوش نسبت داد. همچنین نتایج این تحقیق حاکی از آن است که این عدد در قالب ها و شکل های متفاوتی نمود یافته است که در 5 گروهِ نقوش خطی، هندسی، گیاهی، حیوانی و انسانی قابل دسته بندی هستند که می توان با احتیاط ادعا کرد که بیش ترین تجلی عدد چهار در سفالینه های پیش از تاریخ در ایران در قالب نقوش هندسی و کم ترین نمود آن در نقوش انسانی بوده است.
۵.

ویژگی های بصری در سفالینه های مینایی با تأکید بر نقشمایه ها و ترکیب بندی (616-575 ه.ق)(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۳۶ تعداد دانلود : ۶۰
از جمله سفال های با ارزش به یادگار مانده از میانه تمدن اسلامی، ظروف معروف به مینایی می باشند که در سال های 575 تا 616 هجری قمری در میانه تمدن اسلامی در اواخر سلجوقی و دوره خوارزمشاهی در ایران تولید می شدند. نمونه های این گونه سفال ها در یافته های ری، کاشان، ساوه و در تعداد محدودی در شهرهای نیشابور و تبریز یافت شده است که نقوش و جای گیری آن در بستر این سفالینه ها، از نظر روابط بصری و خلاقیت بالای تصویری حائز اهمیت است. حال این سؤال مطرح است که سفال مینایی که سبکی متفاوت از سفالینه های قبل و بعد از خود دارد، چه ویژگی های بصری را از نظر نقش و ترکیب بندی دارا است؟ در نوشتار حاضر سعی بر آن است که این ظروف از منظر نقوش و ترکیب بندی موردواکاوی بصری قرار گیرد که منجر به معرفی، شناخت، دست یابی و کشف الگوهای رایج تناسباتی و ترکیبی و تبیین انواع طبقه بندی در ظروف مینایی خواهد شد. این پژوهش بر پایه مطالعات کتابخانه ای، اسنادی و سایت های معتبر علمی شکل گرفته و به شیوه توصیفی_تحلیلی انجام شده است که نتایج حاصل از تحقیق، نشانگر آن است که نقوش سفالینه های مینایی در قالب پنج گروه نقوش انسانی، حیوانی، گیاهی، هندسی و نقوش نوشتاری تزیین شده اند و در شش نوع ترکیب بندی شاخص در بستر سفالینه های مینایی سامان یافته اند. روح اصلی این تزیینات اسلامی بیشتر در طرح های هندسی، گیاهی و کتیبه نگاری بازتاب یافته است و طرح های انسانی و حیوانی متأثر و برگرفته از داستان های ادبی و تاریخی هم چون شاهنامه فردوسی است.
۶.

مطالعه تطبیقی سفالینه های مراکز روستایی فعال کلپورگان، کوهمیتَگ و هولَنچَکان در بلوچستان ایران(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۳۶ تعداد دانلود : ۱۹
سفالگری در بلوچستان ایران به عنوان بخش وسیعی از استان سیستان و بلوچستان، دارای پیشینه ای پربار است. امروزه این هنر ارزشمند و بومی در معدود روستاها و مراکز سفالگری این سرزمین به شیوه ای سنتی در حال جریان است. این مقاله سعی دارد با مطالعه تطبیقی سفالگری در مراکزی چون روستاهای «کَلپورگان»، «کوهمیتَگ» و «هولَنچَکان» بلوچستان، به وجوه اشتراک، افتراق و شاخصه های مهم سفالگری این سرزمین بپردازد؛ با این هدف که با شناخت ویژگی های سفالینه ها، به وجود تشابهات و تفاوت های احتمالی هنر آنان پی برده و با در نظر گرفتن ارتباط فرهنگی بین این مراکز، زمینه های تقویت ارزش های هویتی آنان را بیابد. از این رو به طرح این سؤالات پرداخته است: 1- چه ارتباطی بین مراکز سفالگری بلوچستان شامل «کلپورگان»، «کوهمیتگ» و «هولنچکان» وجود دارد؟ 2- شاخصه های سفالگری بومی و فعال مناطق روستایی بلوچستان کدام است؟ پژوهش پیش رو با استفاده از داده های گردآوری شده به صورت میدانی و کتابخانه ای و بهره گیری از روش توصیفی - تحلیلی و با رویکرد تطبیقی به ارزیابی و مقایسه تطبیقی این سه منطقه تولید سفال در بلوچستان پرداخته است. با بررسی های انجام شده در نهایت این نتیجه حاصل شد که میان سفالینه های مراکز سفالگری بلوچستان تطابقاتی وجود دارد؛، از جمله تشابهاتی در حوزه ساخت، فرم و نقش پردازی دیده می شود که نشأت گرفته از فرهنگ، سرزمین و جغرافیای مشترک قوم بلوچ است و در کنار آن وجود افتراق جزئی میان این سفالینه ها وجود دارد که ناشی از تفاوت های فردی سفالگران و شرایط طبیعی حاکم بر این مراکز است؛ بنابراین سفال این سه منطقه دارای روابط فرمی و محتوایی در ضمن ویژگی های منحصربه فرد هویتی است.
۷.

بررسی بازنمود آفرینش و مرگ در آثارسفالین غرب ( از نیمه دوم قرن بیستم تا امروز)(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۴۱۹ تعداد دانلود : ۲۰۷
یکی از تحولات بزرگ در تاریخ بشر، زمانی به وقوع پیوست که انسان دریافت می تواند طبیعت مواد را تغییر دهد. سفال اولین نتیجه این تغییر ساختار مواد غیر آلی است که خاک با سه ماده دیگر آب، هوا و آتش صورت می دهد. گلی نرم که به واسطه آتش تبدیل به سنگی سخت می شود. این کیمیای ترکیب در طول تاریخ موجب خلق حجم ها، طرح ها و نقش های گوناگون شده است. تحولات سفال نه تنها در فرم ها، تزیینات، روش ها و فنون ساخت بوده، بلکه در محتوا و معنای آثار نیز تغییراتی در طول زمان های متمادی ایجادشده است. از نیمه دوم قرن بیستم شاهد آثاری از هنرمندان هستیم که رویکردی معناگرا به این هنر دارند. در این میان، برخی از این آثار نگاهی به ساختار این ماده داشته و تداعی کننده مفاهیم آفرینش و مرگ بوده که از برخی جهات مرتبط با مادیت گل نیز است. ازاین رو، این مقاله باهدف معرفی و تحلیل بخشی از تحولات سفال معاصر غرب با طرح این سؤال که آثار سفالین شکل گرفته در هنر معاصر غرب با موضوعیت آفرینش و مرگ چگونه بوده و چه هنرمندانی در این زمینه به خلق اثر پرداخته اند؟ و با این فرضیه که برخی از هنرمندان معاصر در به کارگیری سفال به ارتباط بین ماده و محتوای اثر هنری توجه داشته اند، به کاوش و تحلیل در آثار هنرمندانی می پردازد که توجهی عمیق به رمز و راز این گل تغییر شکل یافته نموده اند. این تحقیق ازنظر هدف کاربردی و ازنظر روش توصیفی- تحلیلی بوده و یافته اندوزی آن به روش کتابخانه ای صورت پذیرفته است. در این روند با شناختی که از هنرمندان این حوزه حاصل گردید به معرفی و تحلیل آثار هنرمندان آرت پوورا، آثار میمو پالادینو و میکل بارچلو پرداخته شده است. نتایج تحقیق علاوه بر معرفی بخشی از تاریخ معاصر سفال که تحقیقات بسیار اندکی در خصوص آن وجود دارد، نشان می دهد که توجه به ماهیت ماده و قابلیت آن در خلق آثار هنری چگونه بوده است. بعلاوه تأملی در جهان و قدرت خاک در این آثار دیده می شود که آن را از آثار گذشته متمایز می سازد.
۹.

مطالعه تطبیقی نقوش سفالینه های کلپورگان با نقوش سوزن دوزی بلوچ(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۲۴ تعداد دانلود : ۱۱
تأثیرپذیری و رابطه هنرهای گوناگون یک سرزمین، میتواند موضوع ارزشمندی برای تحقیقات پژوهشگران باشد. سفالینه های تولیدشده در روستای کلپورگان واقع در شهرستان سراوان و سوزندوزیهای مناطق مختلف سیستان و بلوچستان، در دوره معاصر با نقوشی تزئین میشوند که با تکیه بر اصالت گذشته هنر این سرزمین، از ساختاری هندسی و منحصر به فرد بهره میگیرند. این نقوش که در هر دو هنر نام برده، به دست زنان ترسیم میگردد، جزء جداییناپذیر هنر بلوچ محسوب میشود. بر این اساس، در مقاله پیشرو با هدف بررسی رابطه میان نقوش هنر سفالگری کلپورگان و سوزندوزی بلوچ که از یک بافت فرهنگی مشترک بهره میگیرد، اشتراکات و وجوه افتراق احتمالی این دو هنر مدنظر قرار خواهد گرفت. سؤال عمده این است چه ارتباطی میان نقوش سفالینه های کلپورگان و سوزندوزی بلوچ وجود دارد. این ارتباط چه حوزه هایی را شامل میشود. در این مقاله با بهکارگیری روش تحقیق، توصیفی- تحلیلی نقوش دو هنر قوم بلوچ مطالعه تطبیقی شده است. در جمعآوری اطلاعات هم از روش کتابخانهای، مشاهده میدانی و مصاحبه با هنرمندان پیشکسوت استفاده شده است.با پژوهش انجامشده روشن شد، الهامگیری نقوش سفال کلپورگان از طبیعت، باورها و اعتقادات بلوچ درکنار نقوش سوزندوزی که با الهامگیری از طبیعت، فرهنگ و باورهای قوم بلوچ شکل میگیرد، زمینهساز اشتراکاتی در نقوش این هنرها شدهاند. از جمله وجوه مشترک این دو هنر، وجود نقوش هندسی با بیانی انتزاعی و نمادین برگرفته از طبیعت و باورهای قوم بلوچ، نقوش ساده و ترکیبی، ساختار مشابه در نامگذاری و انتخاب نقوش برمبنای پدیده های طبیعی بلوچستان است. همچنین با مطالعه نقوش سفالگری کلپورگان و سوزندوزی بلوچ به وجود عناصر بصری مشترک مانند تکرار، ریتم، حرکت، نظم و ترکیببندیهای متقارن برمیخوریم که در قالب فرمهای هندسی و ساختار مشابه، ارتباط میان نقوش این دو هنر را پر رنگتر خواهد کرد. در مسیر پژوهش حاضر نظر به گستردگی و تنوع نقوش سوزندوزی، با دستهبندی نقوش در قالب ساده و ترکیبی، نمونه هایی از نقوش گزینش شده است که بیشترین کاربرد را در سوزندوزی مناطق مختلف سیستان و بلوچستان دارند و از بررسی نمونه های مشابه خودداری شده است.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

حوزه تخصصی

زبان