حمید پارسانیا

حمید پارسانیا

مدرک تحصیلی: دانشیار دانشگاه تهران
پست الکترونیکی: h.parsania@yahoo.com

مطالب

فیلتر های جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱ تا ۲۰ مورد از کل ۱۱۵ مورد.
۱.

بررسی تطبیقی عقل گرایی در اقتصاد متعارف و حکمت عملی اقتصاد اسلامی

تعداد بازدید : ۶ تعداد دانلود : ۹
برخی از نظریات اقتصادی کلاسیک و نئوکلاسیک، متأثر از اندیشه های دکارت دانسته شده است. این نوشته با مرور اندیشه های دکارت و آثار آن در علم اقتصاد، پیشنهاد می دهد حکمت عملی اقتصاد اسلامی از روش بنیادین حکمای اسلامی به عنوان جایگزین استفاده کند. دو مبدأ عقلی تقدم هستی شناسی بر معرفت شناسی و وجود مراتب مختلف عقل، بیشترین تأثیر را بر روش کاربردی اقتصاد اسلامی دارد و زمینه را برای شکل گیری انواع برهان های تبیینی عقلی، تفسیری، انتقادی و تجربی در آن فراهم می کند. برهان تبیینی، گونه ای از استدلال علت جویانه است که با توجه هستی، موضوع مورد بررسی شکل خاصی می یابد. تبدیل شدن اقتصاد اسلامی به حکمتی عملی، سامان یافتن اصول موضوعه، توجه به اهداف اسلامی در متن علم اقتصاد اسلامی، توجه به قضایای غیر یقینی و بهره مندی از وحی، برخی آثار روش شناختی مبادی عقلی حکمای اسلامی است. محتوای نظریات اقتصاد اسلامی بر اثر این مبادی به تغییر انگیزه های انسان، شرایط عدم اطمینان، ابعاد مادی و جسمی تصمیم اقتصادی، توجه دارد و از رویکرد ماشینی و فرض اطلاعات کامل و عقلانیت کامل در تحلیل کنش اقتصادی دوری می کند. این مقاله با استفاده از منابع کتابخانه ای و با روش تحلیلی، آثار مبانی دکارت را مرور کرده و با روش اکتشافی آثار، مبانی حکمای اسلامی را بررسی می کند.
۲.

بررسی روش شناسی بنیادین و کاربردی علم اقتصاد اسلامی در مقایسه با نام گرایی روش شناختی اقتصاد متعارف

تعداد بازدید : ۳۳ تعداد دانلود : ۴۳
این مقاله به بررسی نام گرایی معرفت شناختی و آثار آن در علم اقتصاد متعارف می پردازد. نام گرایی تأثیراتی بر روش کاربردی علم اقتصاد دارد که تفکر فرضیه ای و فردگرایی روش شناختی از جمله آنهاست. این روش کاربردی موجب آثاری مانند شکل گیری نظریه جامعه مدنی، تغییر معنای عدالت توزیعی و نظریه مطلوبیت و تمرکز بر اقتصاد خرد در تحلیل ها گشته است. در مقابل، حکمت عملی اقتصاد اسلامی می تواند با بهره بردن از روش بنیادین حکمای اسلامی، به روش کاربردی متناسب با خود دست یابد. حکمت اسلامی به ویژه حکمت متعالیه با نقد نام گرایی، کلیات را دارای صدق و حکایت از خارج می داند. روش کاربردی اقتصاد اسلامی بر اساس هستی شناسی موضوعات شکل می گیرد و در هر موضوع تابع نوع هستی آن موضوع است. بنابراین تنها در موضوعات مادی که قابلیت تجربه دارد، از روش تجربی و قیاس استثنایی استفاده می کند و دیگر روش ها در موضوعات دیگر کاربرد دارد. از سوی دیگر ادله نقلی در روش کابردی اقتصاد اسلامی دارای جایگاه ویژه ای است. این روش کاربردی آثاری در پی دارد که شناخت جوهر انسان و ارتباط آن با کنش اقتصادی از جمله آنهاست. این نوشته با روش کتابخانه ای و تحلیلی انتقادی نام گرایی و آثار آن را در اقتصاد متعارف بررسی نمود، روش کاربردی جایگزین مناسب را برای حکمت عملی اقتصاد اسلامی پیشنهاد می دهد.
۳.

مسئله اجتماعی از منظر پارادایم مدرن و پست مدرن (با تأکید بر اندیشه های مارکس، دورکیم، وبر، و دریدا)

تعداد بازدید : ۹ تعداد دانلود : ۱۴
هدف پژوهش حاضر این است که «مسئله اجتماعی» را از منظر دو پارادایم مدرن و پست مدرن مورد مطالعه و واکاوی قرار دهد. سیر اندیشه اجتماعی در اروپا، پس از رنسانس شاهد ظهور دو منظومه فکری مجزا بوده که در قالب دو جریان «مدرن» و « پست مدرن» قابل تفکیک است. هریک از این رویکردها، مبتنی بر بنیادهای معرفت شناختی خود، مسئله اجتماعی را به شیوه ای خاص تعریف و معنا می کنند. به گونه ای که در هریک از رویکردهای نظری مدرن و پست مدرن، مسئله اجتماعی وجه تعریفی و چارچوب تبینی متفاوتی می یابد. در همین راستا، با اتکا بر «روش تحلیل محتوای کیفی» اندیشه های اجتماعی «کارل مارکس»، «امیل دورکیم» و «ماکس وبر» به عنوان متفکرین کلاسیک و مدرن جامعه شناسی و «ژاک دریدا» به عنوان مهم ترین چهره پساساختاگرایی، پیرامون مفهوم مسئله اجتماعی مورد واکاوی قرار گرفته است. نتایج تحلیل نشان می دهد که از منظر اندیشه اجتماعی مدرن، مسئله اجتماعی، وجودی عینی داشته و می توان از طریق علمِ جامعه شناسی آن را کشف، تبیین و پیش بینی نمود. درحالی که از نظر دریدا، مسئله اجتماعی برساخته ای اجتماعی است که منبع تولید آن قدرت است و هیچ معیار صدق و کذبی جهت شناخت آن وجود ندارد. متفکرین مدرن در حوزه مسئله اجتماعی درصدد «مسئله شناسی» و تعیین مکانیسم شناخت مسئله اجتماعی هستند ولی در نقطه مقابل، اندیشمندان پساساختارگرا قائل بر «مسئله سازی» هستند.
۴.

بازتعریف سرمایه اجتماعی در میدان مجازی

تعداد بازدید : ۳۶ تعداد دانلود : ۳۱
این پژوهش به دنبال پدیدارشناسی سرمایه اجتماعی در بستر تعاملات روزمره کنشگران در شبکه های اجتماعی و همچنین متأثر از این میدان، در جامعه است. کنشگر با شرکت در میان ذهنیت جدید شبکه های اجتماعی، نوع متفاوتی از روابط اجتماعی نسبت به شیوه سنتی کنش متقابل را تجربه می کند. یک شبکه بادوام از نظر بوردیو با امکان آشنایی و شناخت متقابل، هر یک از اعضای خود را از پشتیبانی سرمایه جمعی برخوردار می کند و آنان را مستحق اعتبار می سازد. در بررسی و تحلیل مؤلفه های سرمایه اجتماعی با مصاحبه و تحلیل 25 نمونه نشان داده شد، شناخت متقابل کنشگر در میدان مجازی دچار ابهام و هستی شناختی پدیده ها از سطح واقع گرا به آرمان گرا فروکاست می شود و اعتماد بر اساس شناخت متقابل به سطح اعتماد بنیادین تغییر می یابد و در ابعاد اطمینان و امنیت خلل ایجاد می شود. هرچند شبکه روابط گسترده تر می شود، روابط در کیفیت سست و موقتی هستند. این گستردگی در مواردی که شناخت افراد ضروری نیست (مواردی که جنبه ارادی کنش بیش از جنبه ارتباطی آن مورد توجه باشد) سرمایه اجتماعی را بهبود می بخشد؛ همچنین در عبور از طبقه بندی های اجتماعی، میدان مجازی را در توزیع سرمایه اجتماعی به عدالت نزدیک تر می کند. در نتیجه این تغییرات در مؤلفه های سرمایه اجتماعی، ما به بازتعریف این مفهوم می رسیم.
۵.

ابعاد «تعین اجتماعی معرفت» از منظر نظریه های جامعه شناسی معرفت و نهج البلاغه

تعداد بازدید : ۲۸ تعداد دانلود : ۲۴
این پژوهش، با هدف بررسی ابعاد تعین اجتماعی معرفت در تحلیل ها و نظریات جامعه شناسانه و نهج البلاغه و به روش مقایسه ای، تحلیل محتوای کیفی، تفسیری و اسنادی تدوین یافته است. در این دو رویکرد، یعنی نظریه های جامعه شناسی معرفت و نهج البلاغه، به مطالعه تفاوت بین تعین اجتماعی معرفت، بر محور مؤلفه های پنج گانه عمق تعین، درجه تعین، سطح تعین، آماج تعین، و عامل مسلط پرداخته است. نتایج این پژوهش حاکی از این است که بسیاری از نظریه های جامعه شناسی معرفت، راه کاملاً متفاوتی از نهج البلاغه را در بسیاری از محورهای پنج گانه درپیش گرفته اند.
۶.

کنکاشی در خاستگاه دانش مدیریت بر اساس نظریه اعتباریات علامه طباطبایی(ره)

تعداد بازدید : ۶۰ تعداد دانلود : ۵۵
تحلیل دانش مدیریت بر اساس نظریه اعتباریات علامه طباطبایی، نشان از آن دارد که «سازمان به مثابه ماشین» اعتبار ریشه ای و بنیادین دانش مدیریت است که با مسامحه از آن به استعاره تعبیر می شود. پژوهش حاضر به دنبال پاسخ به این پرسش است که غرض از این اعتبار در دانش مدیریت، چه بوده است و آیا می توان از چنین سازمانی، تحقق هرگونه هدف و غرضی را توقع داشت یا آنکه بهره گیری از این اعتبار برای غایاتی غیر از آنچه برایش وضع شده است، لغو و ناکاراست؟ برای پاسخ به این پرسش ها، ابتدا پیشینه تاریخی دانش مدیریت را در بستر انقلاب صنعتی و در لایه ای عمیق تر، یعنی انقلاب فکری فرهنگی عصر روشنگری غرب بررسی می کنیم؛ سپس اصول اساسی اندیشه های مدیریت را که محصول این جریانات بوده است، مرور کرده و خاستگاه دانش مدیریت را بر اساس تحولاتی تحلیل می کنیم که در هستی شناسی، انسان شناسی و ساختارهای اجتماعی این دوره رخ داده است.  
۷.

مفهوم زمان و تکوین موضوع علم اجتماعی در اندیشه هایدگر

تعداد بازدید : ۱۸ تعداد دانلود : ۳۴
علم اجتماعی، همچون هر علمی، از ارکان ثلاثه موضوع، غایت و روش تشکیل شده است. این مقاله سعی دارد با بررسی مفهوم زمان در اندیشه مارتین هایدگر، موضوع علم اجتماعی را بر اساس تفکر هایدگر توضیح دهد. بنابراین، ضمن توضیح مختصری، در خلال مقایسه نظرات هایدگر و ماکس وبر و تبیین جایگاه زمان در اندیشه او، نحوه شکل گیری و تکوین امر اجتماعی که موضوع علم اجتماعی است، شرح داده شد. علم در نگاه هایدگر، امری تاریخی است که با بنیاد و وجود آدمی نسبتی دارد؛ واکاوی این نسبت ما را به ساحت خیال استعلایی و اگزیستانس خواهد کشاند و مواجهه دازاین با وجود را که امری است که در زمان رخ می دهد، منکشف خواهد کرد. دلالت های تفکر فلسفی هایدگر، در توضیح چگونگی تکوین امر اجتماعی، بدین صورت امتداد خواهد یافت که امر اجتماعی، امری تاریخی و خیال بنیاد خواهد بود و با امر اجتماعی مبتنی بر تفکر سوبژکتیو بالذات متفاوت است. ازآنجاکه بررسی آراء هایدگر در این مقاله، از گذر توصیف نظریات وی به تحلیل آنها می رسد، روش مورد استفاده، توصیفی تحلیلی است.
۸.

تحلیل بُعد انسان شناختی رئالیسم انتقادی از ساحت اجتماعی دین و نقد آن

تعداد بازدید : ۹ تعداد دانلود : ۱۰
دین واقعیتی اجتماعی است و معمولاً برای تبیین واقعیت های اجتماعی، طیفی از نظریات فردگرایانه-جمع گرایانه استفاده می شود. از جمله این نظریات، نظریات متعلق به نحله رئالیسم انتقادی است که کنش های انسانی را بررسی و تبیین می کند. در این مقاله سه دلیل بر علیت دلایل رفتار یا کنش انسانی اقامه شده است. پارادایم رئالیسم انتقادی، انسان را دارای ماهیت اجتماعی می داند. واقع گرایان انتقادی، یکی از ارکان قضاوت روشی را که بر اساس پیش فرض های توافقی افراد است، کفایت عملی می دانند. برای جمع آوری اطلاعات، قائل به ترکیب روش کیفی و کمّی هستند و هیچ یک را به تنهایی کافی نمی دانند. جایگاه خدا در انسان شناسی دیالکتیک روی بسکار چنین است که ساختار مبنایی انسان و جهان، خدا است و وظیفه اصلی انسان، دست یابی به این واقعیت متعالی یا مطلق و فهم آن است. از نظر او، خدا ریشه وجودی یا غایت وجود و امکان ها است.
۹.

روش شناسی بنیادین و بررسی انتقادی اندیشه های بودریار

تعداد بازدید : ۵۹ تعداد دانلود : ۷۴
رو ش شناسی بنیادین با نشان دادن زمینه های معرفتی و غیرمعرفتی نظریه، شناخت عمیقی از نظریه نصیب ما می کند. در این مقاله، به دنبال روش شناسی بنیادین و بررسی انتقادی اندیشه یکی از صاحب نظران مهم پست مدرن، یعنی ژان بودریار هستیم. مواجهه انتقادی با متفکرانی که تلاش کرده اند درباره جهان مدرن و مسائل آن تفکر کنند، هم شناخت ما را از غرب عمیق تر می کند و هم موجب خودآگاهی از وضع کنونی کشورهایی می شود که با اندیشه های مدرن روبه رو هستند. مسئله اصلی بودریار، واقعیت در جهان مدرن است و اینکه این واقعیت دیگر واقعیت اصیل و حقیقی نیست. اکنون فراواقعیت و وانموده بر زندگی انسان سیطره یافته است و او را راه می برد. ازنظر بودریار، جهان مدرن در سیر خود واقعیت اصیل را فراموش و به چیز دیگری بسنده کرده است که می توان نام آن را واقعیت برساخته انسان گذاشت. ازآنجاکه ابتدا به توصیف اندیشه و سپس به تحلیل آن می پردازیم، روش این تحقیق تحلیلی- توصیفی است.
۱۰.

تحلیلی پیرامون فراز و فرود اخباریان

تعداد بازدید : ۱۲۲ تعداد دانلود : ۱۲۴
حرکت اخباری گری، صورت بندی مجددی از طریقه محدثان بود که توسط محمدامین استرآبادی در سده یازدهم آغاز شد. این حرکت حدود یک و نیم سده بر سرزمین های شیعی سایه گستراند. درباره توفیقات این جریان در ایران و عراق معمولاً بیش از اندازه اغراق شده است، گویی در تمامی این یک و نیم سده مجتهدی در ایران و عراق باقی نمانده بود. شخصیت محوریِ عالمِ شیعی در سده دوازدهم علامه مجلسی و مکتب اوست. شهرتِ او به حدی است که اصولیان سده دوازدهم متأثر از مکتب حدیثی مجلسی هستند. گذار از مکتب افراطی استرآبادی به طریقه وسطای علامه مجلسی، راه را برای بازگشت و بازسازی طریقه اصولیان فراهم کرد. این حرکت از اواخر سده یازدهم و اوایل سده دوازدهم با نگاشتن حاشیه بر کتب اصولی آغاز شده بود. نهایتاً این حرکت توسط وحید بهبهانی، به ثمر نشست و در اواخر سده دوازدهم، اخباریان به انزوا کشیده شدند. در این پژوهش روند برآمدنِ اخباریان و عقاید آنان را در سایه کتاب مرجعِ اخباری گری، یعنی الفوائد المدنیه، شرح داده ایم. نخست با بیان و نقد نظراتِ مختلف پیرامونِ برآمدنِ اخباریان، مهم ترین عواملِ تاریخی و نظری را درباره این جنبش برجسته کرده ایم. سپس با توضیحِ تحولاتِ مکتب اخباری و همچنین مقاومتِ حوزه اصفهان در برابرِ اخباری گریِ استرآبادیْ تمهیدی برایِ بازگشت به جریانِ عقل گرایِ اصولی ارائه کرده ایم.  
۱۱.

شکل گیری ارتباطات انسانی در ساحتی فرامادی

تعداد بازدید : ۱ تعداد دانلود : ۲
حکمت متعالیه این ظرفیت را دارد که علوم انسانی هر یک به نوعی از آن بهره گیرند. ارتباطات نیز به عنوان یکی از رشته های علوم انسانی، می تواند برخی گزاره های خود را با استفاده از حکمت متعالیه غنا بخشد. پرسش اصلی تحقیق حاضر آن است که از منظر حکمت متعالیه، در ارتباطات میان انسان ها چه رخ می دهد؟ برای نیل به پاسخ از روش دلالت پژوهی نظام مند استفاده شده است؛ بدین نحو که ابتدا ارتباطات در قالب سه بخش «ادراک معنا»، «انتقال پیام» و «دریافت معنا» صورت بندی شده است و سپس دلالت های حکمت متعالیه در هر بخش مورد مطالعه قرار گرفته است. بنا بر یافته های تحقیق، غالب ارتباط گران برای ادراک یک معنای حقیقی جزئی یا کلی، نیازمند عقل فعال هستند و غالب مخاطبان نیز برای دریافت معنای حقیقی مقصود ارتباط گر، به عقل فعال وابسته هستند. عقل فعال به موجود مجردی اطلاق می شود که در طول اراده الهی، خلق و تدبیر جهان مادی (نقش هستی شناختی) و نیز افاضه علوم (نقش معرفت شناختی) را بر عهده دارد. هر چقدر طرفین ارتباط، ظرفیت دریافت فیض بیشتری از عقل فعال را داشته باشند، ارتباط کامل تری بین دو انسان شکل می گیرد. بنابراین، در صورت رخ دادن شکست در ارتباطات، در کنار بررسی عوامل مادی، باید احتمال عدم ارتباط مخاطب با عقل فعال را نیز در نظر داشت ...
۱۲.

دیدگاه یوزف شاخت به فقه اسلامی به مثابه دانش اجتماعی

تعداد بازدید : ۲۰۳ تعداد دانلود : ۱۶۹
یوزف شاخت، شرق شناس آلمانی، مطالعات گسترده ای درباره فقه اسلامی انجام داده است. از نظر وی، حقوق اسلامی، جوهره اندیشه اسلامی است و علم فقه با وجود این که از دیگر نظام های حقوقی همچون رم باستان، حقوق تلمودی- یهودی و ایران عهد ساسانی تأثیر پذیرفته، به گونه ای مواد وارداتی را در فرهنگ خود ممزوج کرده که به پدیده ای بی همتا تبدیل شده است. این مقاله به دنبال پاسخ به این پرسش است که دیدگاه شاخت به فقه اسلامی در قالب گرایشی از دانش اجتماعی چگونه است؟ شاخت با کمک پیش فرض های تاریخی و روش شناختی گلدزیهر در مطالعه اش در مورد فقه اسلامی صدر اسلام، پیوند تاریخی میان حدیث و فقه را با استناد به پدیده «حلقه مشترک» برهم می زند. از نظر وی، احادیث پایه حقیقی نداشته و جعلی هستند. شاخت با این استدلال، بر وارداتی بودن این علم تأکید می کند. همچنین فقه را دانشی اجتماعی می داند که اداره کننده جامعه مسلمین بوده و هسته اصلی آن، عدالت اجتماعی است. احکام فقه، احکامی اجتماعی است که بر کنشگر اعمال می شود. از این رو، هسته اصلی نظامِ اندیشگی فقه، کنشگر و کنشگرمحوری است. بنابراین، دانش فقه، ضمن آن که دانشی اجتماعی است، متشکل از نظریه های خُردنگر است؛ این دانش، ادعای جهان شمول بودن نداشته و به سبب احکام و تقنین قرآنی - که البته در موارد خاصی از قرآن اتخاذ شده و در اصل ریشه غربی دارد- اختصاص به جامعه مسلمین دارد. مجموع این نظرات، وی را - علی رغم تمجیدهایش از فقه - در جایگاه دیدگاهی ناهمدلانه نسبت به دانش اجتماعی مسلمانان قرار می دهد.
۱۳.

شناسایی و تبیین فرهنگ برنامه درسی بر اساس تفسیر تسنیم

تعداد بازدید : ۴۱ تعداد دانلود : ۴۸
این پژوهش با هدف "تبیین و شناسایی فرهنگ برنامه درسی در تفسیر تسنیم" انجام شد؛ بدین منظور، پیشینه نظری و پژوهشی فرهنگ برنامه درسی مورد مطالعه قرار گرفت و با توجه به هدف اصلی پژوهش، تفسیر تسنیم به عنوان جامعه تحقیق مورد مطالعه قرار گرفت و با استفاده از پژوهش کیفی و از طریق تحلیل محتوای کیفی داده ها به استخراج ویژگیهای عناصر فرهنگ برنامه درسی از تفسیر تسنیم پرداخته، و ویژگیهای عناصر فرهنگ برنامه درسی شامل مفروضات بنیادی، برنامه ریزی، محیط، محتوا، ارزشیابی، معلم و یادگیرنده تعیین شد. نتایج پژوهش حاکی است که از دغدغه های اصلی این فرهنگ، رسیدن به غایت الهی است که همان شهود و معرفت است. نوع نگاه به یادگیرندگان در این فرهنگ، نگاه منحصربه فرد به هر یادگیرنده است. موضوعات درسی این فرهنگ در راستای رسیدن به اهداف و پاسخگویی به ابعاد وجودی انسان و برآمده از نیازهای جامعه است. و محتواهای تک بعدی که به قلمروهای مختلف وجودی انسان توجهی ندارد در دستور کار قرار نمی گیرد. مدافعان و پیروان این فرهنگ بهره گیری از منابع کل محیط با هدف ایجاد تعاملات و کنشها در جهت یادگیری را در برنامه کار خود قرار می دهند. قدرت در برنامه ریزی انحصاری نیست. طراحی برنامه درسی، فرایند است نه غایت و به نظر می رسد معلم، یادگیرنده، والدین، حتی اعضای اجتماع و مدیر همگی در خلق برنامه درسی نقش دارند. البته سهم همه یکسان نیست و تدوین برنامه درسی، گفتمانی وسیع و گسترده است.
۱۴.

مفهوم مدرن زمان و ماهیت علم اجتماعی ماکس وبر

تعداد بازدید : ۴۳ تعداد دانلود : ۴۷
مفهوم «زمان» در فضای مدرن، به صورت امرِ غیرفطری و اکتسابی مطرح می شود که موجب وحدت و کثرت امور می شود. زمان از نظر کانت، به معنای زمان فیزیکی – ریاضی، در نظر هگل به معنای زمان روحی – تاریخی مطرح است. وبر نیز معنای جدیدی از زمان را برای ترسیم هویت علم اجتماعی مطرح نمود. در این مقاله، بحث از هویت زمانِ وبری و ماهیت علم اجتماعی در پرتو آن، مدنظر قرار گرفته است. روش این پژوهش، توصیفی – تحلیلی است. یافته های پژوهش حاکی از این است که: متعلق علم هماره واقعیت است؛ و واقعیت کل منفرد و شخصی بوده و امر جهان شمول نیست. واقعیت بر اساس فرایند تحول تاریخی؛ و در شرایط کافی تحقق یافته است. واقعیت، لحظه ای است که به واسطه قرابت گزینشی، بین اموری همچون اَشکال و صورت ها اجتماعی با افکار و ایده ها به همدیگر پیوند یافته، پاره ای از امور به واسطه ربط ارزشی برای انسان مدرن معنادار می شوند که معلول آن، روح سرمایه داری است.
۱۵.

فرهنگ و معنویت در جهان معاصر (بازخوانی هویت چهل تکه و افسون زدگی جدید)

تعداد بازدید : ۰ تعداد دانلود : ۱
مقاله حاضر بازخوانی و نقد دیدگاه داریوش شایگان در خصوص دو مسأله تکثر و اختلاط فرهنگی و فقدان معنویت در جهان معاصر( غرب ) همراه با ارائه راهکارهایی برای اصلاح و ارتقاء دیدگاههای مطرح در این باره است. برای فهم، از روش هرمنوتیکی و برای نقد، از دو روش نقد درونی و بیرونی استفاده شده است. شایگان حاصل اختلاط فرهنگی را چهل تکه شدن هویت ها می داند و عرصه معنویت را مستقل از عرصه فرهنگ می انگارد و بودیسم را راهکاری برای رفع مشکل فقدان معنویت در دنیای مدرن می شمارد. او با وجود تأکیدی که بر لزوم پذیرش مدرنیته و غرب از سوی دیگر فرهنگ ها و ترک هویت محلی دارد، اما می خواهد به چهل تکه شدن هویت ها نیز معتقد بماند! اما آن چه در عرصه فرهنگ و هویت در حال وقوع است بازاندیشی هویتی و فرهنگی است که شرق آن را زودتر از غرب آغاز کرده و در چارچوب یک سیاست دوگانه مقاومت- اقتباس، در پی ایجاد و به توازن رساندن فرهنگ بازآفریده شده خویش است. غرب نیز نیازمند چنین بازاندیشی با هدف جبران نقیصه کمبود معنویت است. اگر بخواهیم معنویت را مستقل از فرهنگ رشد دهیم، دوری گزیدن از نهلیسم حاکم، امری ناشدنی باقی خواهد ماند. باید در پی فلسفه ای از زندگی بود که امکان جمع توآمان فرهنگ و معنویت را فراهم سازد.
۱۶.

شرایط تأسیس نهاد مرجعیت تقلید شیعه

تعداد بازدید : ۱۵۱ تعداد دانلود : ۱۱۲
علمای دین، همواره نقش واسط را در انتقال آموزه های دینی به مردم ایفا می کرده اند. با این حال، شکل گیری نهاد واسطه مرجعیت تقلید، به عنوان یک نهاد متمرکز و دارای ساختار و سلسله مراتب، کمتر از دویست سال قدمت دارد. شکل گیری نهاد مرجعیت تقلید با شکل گیری نظریه اجتهاد و تقلید و تکوین و توسعه نظریه تقلید از أعلم پیوند خورده است. این نظریه، با کمک برخی عوامل سیاسی، اجتماعی و اقتصادی، به شکل گیری نهاد مرجعیت تقلید در عالم تشیع منجر شد. از عواملی که به شکل گیری این نهاد کمک کرد، توسعه نظریه اجتهاد و تقلید از أعلم، به دنبال شکست نظری و سیاسی اخباریان از اصولیان - در اواخر قرن دوازدهم و اوایل قرن سیزدهم هجری - است. علاوه بر آن، تثبیت پرداخت خمس به مجتهدان و مجتهدان أعلم و تمرکز مرجعیت دینی در عتبات عالیات، شرایط لازم اقتصادی و اجتماعی را برای پدیدآمدن یک نهاد متمرکز و تا اندازه ای دیوان سالار پدید آورد. تبدیل علمای بلاد به نهاد متمرکز مرجعیت تقلید، نتایج شگرفی در عرصه سیاسی و اجتماعی به دنبال داشت. در این مقاله، به روند تاریخی تحولات فکری و اجتماعی فراهم کننده شرایط شکل گیری نهاد مرجعیت تقلید پرداخته شد.
۱۷.

درنگی بر ایمان به عنوان منبع قدرت نرم شیعه

تعداد بازدید : ۷۳ تعداد دانلود : ۱۰۴
در این مقاله، ایمان، چیستی ایمان، ویژگی ها، مبانی، اصول و آثار آن به عنوان منبع قدرت نرم در چارچوب گفتمان شیعه با رویکرد توصیفی تحلیلی و با روش اسنادی تحلیل شده است.امروزه در ادبیات سیاسی و اجتماعی از فتح الاذهان و فتح القلوب به عنوان قدرت نرم یاد می شود. هر نوع نفوذ بر قلوب و اذهان در جهان های اجتماعی مختلف نیاز به منابعی دارند. در جهان اجتماعی شیعه، ایمان با چهار پایه و بنیان خود، یکی از منابع جهان اجتماعی شیعه است. در این مقاله، عامل نفوذ بر قلوب، «حب و الفت» و عامل نفوذ بر اذهان، «قطع و یقین» ذکر شده است. روح، از آن جهت که درک می کند و یقین حاصل می کند، دارای قوّه عقل است و ذهن، از آن جهت که حالات گوناگون را تجربه می کند، دارای قلب است. بین ذهن و قلب، تعامل وجود دارد. وقتی قدرت نرم واقعی شیعه در ذهن افراد شکل می گیرد که شخص از طریق ذهن به صحت آن، یقین و از طریق قلب، آن را دوست داشته باشد و باور کند. خداوند آرامش را بر قلوب مؤمنین انزال می کند. انسان های مؤمن از طریق ترکیب آرامش قلب با یقین ذهن، بر اذهان و قلوب دیگران نفوذ می کنند. چهار عنصر صبر، عدل، جهاد و یقین، به عنوان بنیان های ایمان، با روش های مختلف بر نفوذ بر قلوب یاری می رسانند.
۱۸.

تحلیل و مقایسه رابطه عقل و نقل از دیدگاه ابن تیمیه و آیت الله جوادی آملی

تعداد بازدید : ۱۸۸ تعداد دانلود : ۱۱۶
تحلیل و تبیین صحیح رابطه عقل و نقل بر اساس اصول و مبانی فکری ابن تیمیه و جوادی آملی به عنوان نمایندگان دو جریان نص گرا و عقل گرا در عرصه معرفت دینی، نتایج قابل توجهی به دنبال دارد. ابن تیمیه با جمود بر ظواهر نصوص حتی در اصول اعتقادی، دلیل اختلاف فلاسفه و متکلمان را عدم مرجعیت ذاتی و استقلالی عقل می داند؛ لذا تقدیم معقول بر منصوص را بی اساس می خواند و تنها راه ایمان واقعی را ایمان جازم به پیامبر6 برمی شمارد. وی با تعریفی که از عقل ارائه می دهد، عقل را عرض می خواند و آن را تا سرحدّ غریزه و عقل عرفی تقلیل می دهد؛ با خلط نقل و شرع، از تقدیم نقل بر عقل به طور مطلق دفاع می کند؛ با پذیرش تعدّد عقل و تن دادن به نسبیت معرفتی، در صدد حل تعارض عقل و نقل برمی آید و ابطال یک نوع از انواع عقل را ابطال کل عقل نمی داند. اما جوادی آملی، با هم سطح خواندن علوم عقلی و نقلی، هر یک از عقل و نقل را مؤید دیگری می داند و با تفکیک وحی از نقل، فهم نقلی را همچون فهم عقلی، آسیب پذیر و غیرمصون از خطا و صواب و تعارض معرفی می کند و از تأویل به عنوان راه حل تعارض عقل و نقل، دفاع کرده و تقدیم دلیل عقلی بر دلیل لفظی غیرصریح را ضروری دانسته است. وی محصول عقل تجربی، نیمه تجربی، تجریدی و عقل ناب را، اگر از سنخ قطع و یقین یا مفید اطمینان عقلایی باشد، حجت می داند و ضمن متفاوت دانستن عقل با بنای عقلا، برهان عقلی را از سنخ علم برمی شمارد که اعتبار و حجیتش ذاتی است، نه جعلی. به باور او در علم اصول باید از عقل و نقل و مباحث مربوط به آن در حوزه معرفت شناختی دین بحث شود.
۱۹.

نظریه معنا، مطالعه تطبیقی پرس و علّامه طباطبایی (ره)

تعداد بازدید : ۱۵۷ تعداد دانلود : ۱۱۲
«معنا» از پردامنه ترین موضوعات علوم اجتماعی مدرن و پست مدرن است. یکی از بدیع ترین و جامع ترین تفسیر ها درباره معنا را چارلز ساندرز پرس در زمان حیات خود ارائه نموده است. این مقاله می کوشد به بررسی ویژگی های نشانه شناسی پرس، ازجمله فرایند نشانگی، تولید معنا، کاربرد نشانه ها، دلالت و نگاه عملی به نشانه و ساخت معنا بپردازد. از آنجایی که، نظریه نشانه شناختی پرس در بعد معرفت شناختی و وجودشناختی، بر تحلیل تفکّر و ساخت معنا استوار شده است، به نظر وی، جهان و هر آنچه در آن است، از منظر نشانه و معنا شناخته می شود، و برداشت وی از نشانه، در نگرش او به جهان، تعیین کننده است. زیربنای نشانه ای پرس تمایز پیچیده از مقوله هاست. پرس نشانه را در ارتباط با این سه مقوله تعریف کرده و آن را در فرایندی سه گانه به نام دلالت نشانه ای قرار می دهد. به نظر پرس، دلالت بر سه رکنِ نشانه، تعبیر (تفسیر) و شئ تکیه می کند و بر پایه سه طرف استوار شده است و نظریه معنایش از فرایند این سه رکن ایجاد می شود. پرس از جمله منتقدان و فیلسوفان مغرب زمین است که به نظریه معنا اهتمام نشان داده است و این نظریه را در فرایند نشانه شناختی خود مطرح کرده است. در میان فیلسوفان مسلمان، علامه طباطباییe نیز در این باب مطالبی ارائه کرده است. در این مقاله تلاش می شود با طرح نظریه معنا از منظر ایشان، امکان مقایسه نظریه معنای پرس با نظریه معنای علامه طباطباییe، فراهم گردد. نظریه معنا نزد علامه در معرفت حضوری و حصولی و در امتداد مباحث اعتباریات ایشان طرح می گردد. در نظر ایشان، نظام اعتباری انسانی و معنا قائم به یک نظام طبیعی و حقیقی است؛ که به حسب باطن و در حقیقت با نظام طبیعی و حقیقی به سر می برد؛ زیرا در نظر وی هر اعتباری ناگزیر یک تکیه گاه حقیقی دارد و نظام اعتباری انسانی تنها در ظرف اجتماع و تمدن موجود می شود.
۲۰.

استراتژی واسازی و امکان تحقق عدالت

تعداد بازدید : ۸۴ تعداد دانلود : ۷۸
با وجود این که واسازی غالباً به خنثی بودن و بی تفاوتی نسبت به ارزش های اخلاقی متهم شده است، در این نوشتار که مطالعه ای موردی درباره دیدگاه دریداست، شاهد خواهیم بود که چگونه دریدا واسازی را به عنوان یک استراتژی ایجابی و هنجاری در تحقق عدالت تفسیر می کند. او اقتدار حکومتی را به دلیل خصوصیت دوگانه و متضادی که دارد، قابل واسازی می داند ولی از سوی دیگر، عدالت و ارزش های اخلاقی عام و جهان شمول واسازی پذیر نیستند. همین واقعیت می تواند امکان بازطراحی و اصلاح قوانین موجود را در جهت تحقق عدالت به همراه داشته باشد. دریدا، از بازبینی جدّی سیستم قضایی بر مبنای تمایل برای یک «عدالت غیرممکن» سخن می گوید؛ عدالتی که فراسوی منطق حساب گرانه قانون باشد. بدین ترتیب، واسازی صرفاً نظریه ای راجع به متون فلسفی یا ادبی نیست که هیچ ارتباطی با واقعیت های بیرونی نداشته باشد، بلکه رویکردی اخلاقی نسبت به جهان است که می تواند روش تفکر و زندگی اجتماعی ما را در قبال «دیگری» تغییر دهد.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

حوزه تخصصی

زبان