فاطمه هلالی

فاطمه هلالی

مدرک تحصیلی: دانشجوی دکتری دانش اجتماعی مسلمین، دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران. تهران. ایران

مطالب

فیلتر های جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱ تا ۲ مورد از کل ۲ مورد.
۱.

دیدگاه یوزف شاخت به فقه اسلامی به مثابه دانش اجتماعی

تعداد بازدید : ۱۱۰ تعداد دانلود : ۷۲
یوزف شاخت، شرق شناس آلمانی، مطالعات گسترده ای درباره فقه اسلامی انجام داده است. از نظر وی، حقوق اسلامی، جوهره اندیشه اسلامی است و علم فقه با وجود این که از دیگر نظام های حقوقی همچون رم باستان، حقوق تلمودی- یهودی و ایران عهد ساسانی تأثیر پذیرفته، به گونه ای مواد وارداتی را در فرهنگ خود ممزوج کرده که به پدیده ای بی همتا تبدیل شده است. این مقاله به دنبال پاسخ به این پرسش است که دیدگاه شاخت به فقه اسلامی در قالب گرایشی از دانش اجتماعی چگونه است؟ شاخت با کمک پیش فرض های تاریخی و روش شناختی گلدزیهر در مطالعه اش در مورد فقه اسلامی صدر اسلام، پیوند تاریخی میان حدیث و فقه را با استناد به پدیده «حلقه مشترک» برهم می زند. از نظر وی، احادیث پایه حقیقی نداشته و جعلی هستند. شاخت با این استدلال، بر وارداتی بودن این علم تأکید می کند. همچنین فقه را دانشی اجتماعی می داند که اداره کننده جامعه مسلمین بوده و هسته اصلی آن، عدالت اجتماعی است. احکام فقه، احکامی اجتماعی است که بر کنشگر اعمال می شود. از این رو، هسته اصلی نظامِ اندیشگی فقه، کنشگر و کنشگرمحوری است. بنابراین، دانش فقه، ضمن آن که دانشی اجتماعی است، متشکل از نظریه های خُردنگر است؛ این دانش، ادعای جهان شمول بودن نداشته و به سبب احکام و تقنین قرآنی - که البته در موارد خاصی از قرآن اتخاذ شده و در اصل ریشه غربی دارد- اختصاص به جامعه مسلمین دارد. مجموع این نظرات، وی را - علی رغم تمجیدهایش از فقه - در جایگاه دیدگاهی ناهمدلانه نسبت به دانش اجتماعی مسلمانان قرار می دهد.
۲.

ارزیابی و گونه شناسی دیدگاه شرقشناسانهمدلبا دانش اجتماعی مسلمانان

کلید واژه ها: ارزیابیگونه شناسیشرق شناسان همدلدانش اجتماعی مسلمانانتمدن مسلمانان

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۳۴ تعداد دانلود : ۵۶۰
مقاله حاضر، به بررسی و ارزیابی دیدگاه شرقشناسان درباره تمدن و دانش اجتماعی مسلمانان میپردازد. نظر «دیگری» -شرق شناسان- در مورد «خود» - مسلمانان- و تصویری که آنها از مسلمین و دانش آنان به تصویر میکشند، جامعه علمی مسلمین را در شناسایی خویش یاری رسانده، موقعیت و استراتژی رقیب را در تعامل با خود در نظر میگیرد. ملاک همدل بودن، میزان توافق با تمدن و دانش اجتماعی مسلمانان است. در این نوشتار، ابتدا شرق شناسان همدل گونه شناسی شده و نظریههای آنان ذیل رویکرد متناسب با آن مطرح گردیده است. نظرات این دسته از شرق شناسان در سه رویکرد سنتگرایی پدیدارشناختی و تاریخ گرایی گونهشناسی شده و نظریههای آنان ذیل رویکرد متناسب با آن مطرح گردیده است. در انتها نیز بر حسب پیش فرضهای مبنایی هر رویکرد، نظریههای رویکرد مدنظر، مورد ارزیابی قرار گرفته است. در طیف شرق شناسان همدل به آن ماری شیمل، ایزوتسو و کربن، رنه گنون و گوستاو لوبون می توان اشاره کرد. این مقاله با هدف شناسایی و ارزیابی دیدگاه شرق شناسان درباره دانش اجتماعی مسلمین تدوین شده است. داوری غیرعلمی و نژادپرستانه «دیگری» درباره دانش اجتماعی مسلمین نتیجه این مقاله است. چارچوب نظری مقاله مذکور، نظریه «خود آیینه سان» چارلز هورتن کولی است که بر مفهوم «دیگری» طرحبندی شده است. نوع تحقیق بنیادی و روش تحقیق تاریخی- توصیفی است.

کلیدواژه‌های مرتبط

پدیدآورندگان همکار

تبلیغات

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

حوزه تخصصی

زبان