آرشیو

آرشیو شماره ها:
۴۳

چکیده

بعد از وقوع انقلاب اسلامی، روابط خارجی جمهوری اسلامی ایران با تأثیر از متغیرهای چهارگانه ساختار نظام بین الملل، نیازهای داخلی، نگرش نخبگان تصمیم گیرنده و ژئوپلتیک با یک تغییر جهت اساسی مواجه شد و این تغییرات را می توان در شکل گیری مرزهای جدید در روابط خارجی دوره های اول و سوم مشاهده کرد. آنچه که در این رابطه قابل توجه است، نوع روابط خارجی متفاوت در دوره های مختلف حیات نظام سیاسی جمهوری اسلامی ایران و از جمله دوره اول یعنی حاکمیت واقع گرایان منفعت محور با ریاست بازرگان با دوره سوم یعنی حاکمیت عملگرایان مصلحت محور با ریاست هاشمی رفسنجانی است. حال این سوال اساسی قابل طرح است که چه الگوهایی را می توان براساس متغیرهای چهارگانه فوق در روابط خارجی دوره اول و سوم جمهوری اسلامی ایران تدوین نمود؟ یافته های این پژوهش بر این مبنا است که متغیرهای تأثیرگذار در روابط خارجی دوره های اول و سوم با توجه به اهمیت و وزن متفاوت چهار متغیر ساختار نظام بین الملل، نیازهای داخلی، نگرش نخبگان تصمیم گیرنده و ژئوپلتیک در تعریف نقش ها و اهداف ملی و سمت گیری ها و اجرای آن ها در روابط خارجی الگوهای متفاوتی را در این دو دوره بوجود آورده است. در واقع،  تأثیرگذاری و وزن متفاوت  این چهار متغیر اساسی منجر  به تعریف متفاوت نقش ها و اهداف ملی و اتخاذ سمت گیری و اجرای آنها در روابط خارجی این دو دوره شده است. روش تحقیق در این پژوهش تبیینی و روش گردآوری داده منابع کتابخانه ای، اسنادی و اینترنتی است.

Comparative Study of Iran's Foreign Relations Patterns in the Bazargan and Hashemi Rafsanjani Era

After the occurrence of the Islamic revolution, foreign relations in the Islamic Republic of Iran have confronted with a substantial orientation change under the influence of four-fold variables of the international system structure, internal demands, elites decision makers' attitudes and geopolitics which could be observed in formation of the burdens of foreign relations in the first and third periods. What is considerable in this regard is the kind of several foreign relations in different periods of political system life in the Islamic Republic of Iran and including the first period i.e. dominance profit – centered realists with third period i.e. pragmatic-oriented functionalists dominance. Now, this basic question could be pointed out that which patterns could be formulated based on the above four – fold variables in foreign relations of the first and third in the Islamic Republic of Iran. The findings of this research are based on this that the influential factors on the foreign relations in the first and third periods regarding the importance and different weight of four variables of international system structure, internal demands, elites decision makers attitudes and geopolitics in the definition of national roles and purposes and orientations and performing them in foreign relations have created different patterns periods. Indeed, influencing and different weight of these four fundamental variables have leaded to different definition of national roles and purposes and take orientations and performing them in foreign relations of both of these periods

تبلیغات