چکیده

چگونه یک ایده شکل می گیرد و چگونه یک گفتمانِ به حاشیه رانده شده، برجسته می شود؟ این پرسشی ا ست که گفتمان شناسان در حوزه های مختلف، همواره در تلاش برای پاسخ گویی به آن هستند. این پاسخ گویی همواره نیاز به پُر کردن خلأهای بایگانی گفتمان شناسی دارد تا پژوهشگرانی که قصد تحلیل دارند، بتوانند با ارجاع هم زمانی یا درزمانی، سیر تطورات گفتمانی در حوزه های مختلف را به صورت بینا ذهنی درک و تحلیل کنند. پژوهش حاضر در این راستا و همچنین برای درک هویت زنانه در گفتمان پهلوی دوم انجام شده است. همچنین این پژوهش، در فهم چگونگی نزاع گفتمانی در دوره پهلوی دوم، و اینکه نزاع های کنونی جامعه ایران بر سر هژمونی معنایی در حوزه زنان، تا چه حد دارای اشتراک ها و افتراق های معنایی و ارتباط با گفتمان پهلوی دوم و وابستگانش هستند، به پژوهشگران گفتمان شناسی کمک می کند. بر این اساس، مهم ترین سخنرانی های محمدرضاشاه درباره زنان، به همراه مجله «زن روز» به عنوان نشریه نزدیک به گفتمان رسمی حکومت پهلوی در حوزه زنان با کمک روش تحلیل گفتمان به روش لاکلا و موف، بررسی شدند. ازجمله نتایج به دست آمده در این پژوهش، درک دال مرکزی «امروزی بودن» برای گفتمان پهلوی دوم است که در جاذبه ای نزدیک با «اجتماعی بودن» قرار می گیرد. این گفتمان، تأکید زیادی بر زیبایی و جذابیت دارد، و حجاب و به ویژه چادر را به سبب ضدیت با اپیستمه هایی مانند منطقی و عقلانی بودن و همچنین همراهی آن با واپس گرایی، به حاشیه می راند. همچنین گفتمان پهلوی دوم، گفتمان مارکسیستی و هویت های مذهبی را به شدت غیریت سازی می کند، اما اگر بخواهیم درباره وجه غلبه آن صحبت کنیم، اغلب درگیری های گفتمانی ای که مجله زن روز و سخنرانی های محمدرضا پهلوی پرچمدار آن است، به دیگری سازی مذهب و هویت های مذهبی، و واسازی پیوند اجزای آن با هویت زنان مربوط می شود.

تبلیغات

آرشیو

آرشیو شماره ها:
۴۶