آرشیو

آرشیو شماره ها:
۴۶

چکیده

هدف تحقیق حاضر، مطالعه اثر تداخل زمینهای با استفاده از دو نوع بازخورد دامنهای و خود کنترلی بر یادگیری پارامتر و برنامه حرکتی تعمیم یافته در تکالیف تعقیبی بود. در دو آزمایش جداگانه، 180 آزمودنی راست دست، بدون تجربه و آشنایی قبلی با تکلیف، و با دامنه سنی 25-18 سال شرکت کردند و هر آزمایش شامل 6 گروه قالبی، زنجیرهای و تصادفی دامنهای و خودکنترلی (6 گروه 15 نفری در هر آزمایش) بود. تکلیف آزمودنیها در آزمایش اول تعقیب هدف نوری روی دستگاه پیروی سنج چرخان با برنامه حرکتی ثابت (مربع) و پارامتر متغیر (سرعتهای 20، 30 و 40 دور در دقیقه)و در آزمایش دوم، تکلیف آنان تعقیب هدف نوری با پارامتر ثابت (20 دور در دقیقه) و برنامه حرکتی متغیر (الگوهای مربع، دایره و مثلث) با آرایش و بازخورد مختلف بود. زمان باقی ماندن روی هدف به عنوان نمره عملکرد افراد منظور شد. آزمودنیها پس از شرکت در پیش آزمون (1بلوک 9 کوششی)، در مرحله اکتساب به مدت 8 جلسه و هر جلسه 2 بلوک 9 کوششی را تمرین و سپس در آزمون اکتساب و بعد از 72 ساعت در آزمونهای یادداری و انتقال شرکت کردند. دادهها با استفاده از تحلیل واریانس یک راهه، تحلیل واریانس عاملی مرکب با اندازهگیریهای مکرر و آزمون بونفرونی تحلیل شد. یافتهها نشان میدهد که در هر دو آزمایش، عملکرد گروههای قالبی دامنهای و خود کنترلی در اکتساب نسبت به گروههای دیگر بهتر (05/0> P) بوده است. همچنین عملکرد گروههای آزمایش اول (پارامتر) در یادداری و انتقال تفاوت معنیداری با یکدیگر نداشتند (05/0< P) اما در آزمایش دوم، عملکرد گروههای تصادفی دامنهای و خود کنترلی نسبت به گروههای دیگر در سطح (05/0> P) معنیدار بود. از سوی دیگر، عملکرد گروههای بازخورد خود کنترلی در هر دو آزمایش از گروههای بازخورد دامنهای در تمامی مراحل آزمون بهتر بود (05/0>P). به طور کلی نتایج پژوهش حاضر اثر سودمند بازخورد دامنهای و خود کنترلی بر یادگیری برنامه حرکتی تعمیم یافته نسبت به پارامتر را نشان میدهد و حمایتی دیگر از جدایی نظری این فرایندها و فرضیه مگیل وهال (1990) را فراهم میکند.