مطالب مرتبط با کلیدواژه
۱۴۱.
۱۴۲.
۱۴۳.
۱۴۴.
۱۴۵.
۱۴۶.
۱۴۷.
۱۴۸.
۱۴۹.
۱۵۰.
۱۵۱.
۱۵۲.
۱۵۳.
۱۵۴.
۱۵۵.
۱۵۶.
۱۵۷.
۱۵۸.
۱۵۹.
۱۶۰.
فراشناخت
منبع:
آموزش و ارزشیابی سال پانزدهم پاییز ۱۴۰۱ شماره ۵۹
63 - 91
هدف پژوهش طراحی و اعتباریابی الگوی یادگیری معکوس جهت افزایش فراشناخت و حل مسئله دانش آموزان مقطع ابتدایی و اعتباریابی درونی آن بود. روش پژوهش آمیخته، از نوع طرح اکتشافی متوالی بود. در بخش کیفی برای به دست آوردن الگوی آموزشی، از تحلیل محتوای استقرایی و در بخش کمی برای اعتباریابی درونی ازنظر متخصصان به روش پیمایشی پرسشنامه ای استفاده شد. جمع آوری داده ها در بخش کیفی با تحلیل محتوا از اسناد و در بخش کمی با استفاده از پرسشنامه محقق ساخته 9 سؤالی لیکرتی انجام گرفت. پایایی پرسشنامه با استفاده از روش آلفای کرونباخ 91/. محاسبه شد و روایی محتوایی پرسشنامه با محاسبه دو شاخص نسبت روایی محتوا (CVR) و شاخص روایی محتوا (CVI) مورد تأیید قرار گرفت. جامعه آماری در بخش کیفی اسناد و منابع مکتوب و الکترونیکی از سال 2000 تا 2020 و در بخش کمی متخصصین در حوزه تکنولوژی آموزشی، روانشناسی تربیتی و مدیریت آموزشی بودند. نمونه آماری جهت تعیین مؤلفه های الگو تعداد 13 کتاب و 88 مقاله و 4 پایان نامه بودند که به صورت هدفمند انتخاب و مورد تحلیل قرار گرفتند. جهت اعتباریابی الگو، تعداد 20 نفر از متخصصان انتخاب شدند. طبق تحلیل محتوای چهار مؤلفه اصلی و بیست ویک زیر مؤلفه و هفتاد کد به دست آمد پس از تحلیل محتوا و استخراج کدها، مؤلفه ها و زیر مؤلفه ها در قالب الگو مفهومی و روندی ارائه شدند. نتایج حاصله از اعتباریابی درونی الگو بر اساس نظر متخصصان نشان داده است که الگوی آموزشی ارائه شده از اعتبار درونی برخوردار است و اثربخشی لازم را جهت آموزش به دانش آموزان مقطع ابتدایی را دارد.
تأثیر بسته آموزشی مبتنی بر الگوی یادگیری معکوس بر مهارت فراشناخت و حل مسئله دانش آموزان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
علوم روانشناختی دوره ۲۱ زمستان (اسفند) ۱۴۰۱ شماره ۱۲۰
۲۳۶۴-۲۳۴۷
زمینه: در شیوه های سنتی تدریس دانش آموزان فرصتی برای درگیرشدن در فعالیت های حل مسئله و مدیریت دانش خود ندارند. لذا تغییر رویکرد آموزش از شیوه حضوری در جهت استفاده از امکانات و منابع برخط اهمیت زیادی پیدا کرده است که منجر به شکل گیری روش های نوین می شود. یکی از این روش ها یادگیری معکوس است که می تواند در جهت رشد مهارت های اساسی کمک نماید. هدف: هدف پژوهش تعیین اثربخشی بسته آموزشی مبتنی بر الگوی یادگیری معکوس بر فراشناخت و حل مسئله دانش آموزان است. روش: روش پژوهش حاضر، نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون - پس آزمون با گروه کنترل بود. جامعه آماری کلیه دانش آموزان ابتدایی شهرستان الشتر بودند. از میان آن ها تعداد 60 دانش آموز به روش نمونه گیری تصادفی ساده انتخاب شد. ابزار جمع آوری اطلاعات پرسشنامه فراشناختی هارولدانیل و عابدی (1996) و آزمون حل مسئله (محقق ساخته) بود. گروه کنترل به شیوه مرسوم اما برای گروه آزمایش یک بسته آموزشی مبتنی بر الگوی یادگیری معکوس تهیه که در آن فعالیت های معلم و دانش آموز در سه مرحله قبل و حین و بعد از کلاس طراحی شده بود. داده ها با تحلیل کوواریانس تک متغیری و چندمتغیری تحلیل شد. یافته ها: با توجه به نتایج به دست آمده تفاوت بین گروه آزمایش و کنترل در متغیر مهارت های فراشناختی و حل مسئله معنی دار بود (0/005 p<). یعنی میانگین گروه آزمایش در هر دو متغیر بیشتر از گروه کنترل بوده است. نتیجه گیری: بر اساس یافته ها می توان گفت کلاس معکوس به مدیریت بهتر زمان تدریس، پرورش فراشناخت و حل مسئله دانش آموزان کمک کرده است. معلم نیز فرصت بیشتری دارد تا بر مسائل و مطالب مهم تمرکز کند و یادگیری مؤثر و عمیق تری را شاهد باشد. شماره ی مقاله: ۲
بررسی تأثیر روش تدریس متقابل بر مهارت های درک مطلب ریاضی با گروههای دو نفره(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
علوم تربیتی سال ۲۱ بهار و تابستان ۱۳۹۳ شماره ۱
167 - 188
حوزههای تخصصی:
هدف از پژوهش حاضر اثربخشی تدریس متقابل در پیشرفت مهارت های درک مطلب ریاضی دانش آموزان دختر پایه ی اول راهنمایی می باشد. درک مطلب مرحله ی مهمی در حل مسائل ریاضی است و دانش آموزانی که مسائل ریاضی را درک کنند در حل آن موفق تر هستند. روش تدریس متقابل تدبیری برای کسب مهارت های شناختی و فراشناختی است. پژوهش حاضر یک پژوهش نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون- پس آزمون است. جامعه ی آماری این پژوهش دانش آموزان دختر پایه ی اول راهنمایی شهرستان گرگان می باشند که 2488 نفر بودند. پژوهش حاضر بر روی 38 نفر (19 نفر گروه کنترل و 19 نفر گروه آزمایش) از دانش آموزان دختر پایه ی اول راهنمایی شهرستان گرگان اجرا شد. شیوه ی انتخاب دانش آموزان گروه آزمایش، تصادفی بود. ابزار به کار رفته در این پژوهش آزمون معلم ساخته جهت اندازه گیری مهارت های حل مسأله ی ریاضی با 11 ماده بود. برای تحلیل داده ها از تحلیل کوواریانس استفاده گردید. نتایج حاصل از اجرای تحلیل کوواریانس نشان دهنده ی تفاوت معنادار بین دو گروه می باشد. آموزش به روش تدریس متقابل منجر به بهبود مهارت های حل مسأله ی ریاضی دانش آموزان شده است.نکته ی قابل ذکر ایناستکه این روش در گروههای دو نفره بهتر از گروههای 5 نفره موجب بهبود مهارت های حل مسأله ی ریاضی دانش آموزان شد.
نقش مهارت های فراشناختی در خلاقیت دانشجویان دروس مقدمات طراحی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
توسعه پایدار شهری سال سوم پاییز ۱۴۰۱ شماره ۸
37 - 52
حوزههای تخصصی:
با اینکه آموزش معماری به دنبال الگوهای نوین آموزشی (دانشجو محور، مشارکتی و تحلیلی بجای اطلاعاتی) بوده است، به خاطر طراحی محور بودن آن و وابستگی به عمل معماری، هنوز الگوهای آموزش-محور خود را پیدا نکرده است. برداشت عموم این است که تمایل و توانایی برای پاسخگویی به مسائل و روش های جدید تا حد زیادی درونی و فردی است، درحالی که پژوهش های نو حاکی از آن است که خلاقیت، مهارتی است که می توان آن را آموزش داد. فراشناخت به عنوان دانش شناختن شناخت، یا به زبان ساده، یک نوع آگاهی انعکاسی از عمل پیش رو، مبحث نوینی در مباحث علم خلاقیت است. دانش فراشناختی با توجه به توانایی ها و علایق، افراد را به سمت انتخاب، ارزیابی، تجدیدنظر، یا کنار گذاشتن وظایف شناختی، اهداف و استراتژی ها راهنمایی می کند. سنجش و تائید این نکته منجر به زیر سؤال بردن درک ما از روند طراحی خلاق می شود. می بایست به مسئله شناخت برگشت و دانست که تا چه حد می توان خلاقیت را عملی آگاهانه و قابل آموزش ساخت. فرضیه پژوهش این است که خلاقیت بعدی شناختی دارد، بدین معنا که می توان آن را بر اساس یک الگوی برنامه پذیر تقویت کرد و قاعده مند ساخت و مهم تر آنکه مهارت های فراشناختی به معنای فهم سازوکار شناخت، دریچه ای برای آموزش خلاقیت به عنوان یک مهارت و آگاهانه کردن آن است. هدف این پژوهش سنجش امکان ارائه الگوهای دیگری در جهت پرورش خلاقیت بر اساس الگوهای فراشناختی است. این پژوهش پس از مطالعات نظری، با استفاده از روش مقایسه تحلیلی، مهارت های فراشناختی را با روش های آشنای دیگر همچون الگوهای شهودی در قالب یک پژوهش میدانی برای دانشجویان طراحی پایه مورد مقایسه قرار می دهد. نتایج حاصل نشان می دهد که انتقال این توانایی در فرایند طراحی بر آگاهی و احاطه دانشجویان بر موضوع طراحی، کیفیت و نتیجه آن بسیار تأثیرگذار است.
رابطه هوش فرهنگی با سبک زندگی در بین کارکنان ستاد وزارت نفت(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
مدیریت فرهنگی سال شانزدهم تابستان ۱۴۰۱ شماره ۵۶
37 - 48
مقدمه و هدف پژوهش: افرادی با هوش فرهنگی پایین، قادر به ارتباط با همکارانشان از همان فرهنگ یا فرهنگ های دیگر نیستند و در کسب و کارشان دچار مشکل می شوند و برای ارتقای سبک زندگی خود به شناخت تنوع و تفاوت های فرهنگی و تعامل مؤثر با افرادی از بسترهای مختلف نیاز دارد. هدف از پژوهش حاضر تعیین رابطه ی هوش فرهنگی با سبک زندگی کارکنان ستاد وزارت نفت می باشد.
روش پژوهش: تحقیق حاضر به لحاظ هدف کاربردی است و توصیفی محسوب می شود. جامعه آماری شامل تمامی کارکنان اداری ستاد وزارت نفت است که 1500 نفر می باشند. با توجه به فرمول کوکران 306 نفر با روش نمونه گیری تصادفی ساده انتخاب شدند. هم چنین ابزار جمع آوری داده ها پژوهش پرسشنامه بود که با شیوه روایی صوری و ضریب آلفای کرونباخ پایایی پرسشنامه مورد تأیید قرار گرفت. تجزیه و تحلیل اطلاعات با استفاده از آزمون کلموگروف اسمیرنوف و همبستگی پیرسون به وسیله نرم افزار SPSS صورت پذیرفت.
یافته ها: نتایج نشان داد که هوش فرهنگی و مولفه های آن (فراشناختی، دانشی، انگیزشی، رفتاری) با سبک زندگی رابطه مثبت و مستقیم دارند.
نتیجه گیری: لذا ستاد وزارت نفت با شناسایی و ارتقا هوش فرهنگی کارکنان می تواند سبک زندگی آنان را ارتقا بخشد.
بررسی برخی متغیرهای شناختی، انگیزشی، هیجانی و شخصیتی به عنوان پیش بین های بروز سرآمدی تحصیلی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف از پژوهش حاضر بررسی برخی متغیرهای شناختی، انگیزشی، هیجانی، و شخصیتی، به عنوان پیش بین های بروز سرآمدی تحصیلی در دانش آموزان پایه اول متوسطه بوده است. روش پژوهش حاضر همبستگی و از نوع پیش بینی است، و آزمودنی های آن را 135 دانش آموز دختر و پسر شاغل در مدارس استعدادهای درخشان، و 178 دانش آموز دختر و پسر عادی شاغل در مدارس دولتی شهر سبزوار تشکیل می دهند. انتخاب گروه نمونه در دانش آموزان عادی به روش تصادفی مرحله ای، و در مورد دانش آموزان سرآمد به روش سرشماری، می باشد. ابزارهای استفاده شده در پژوهش شامل پرسشنامه های: 1- انگیزش مدرسه (ISM) 2- هدف گرایی تحصیلی (AGOR) 3- هوش هیجانی شات 4- آگاهی فراشناختی (MAI) 5- سبک های یادگیری (ILS) 6- رویکردهای مطالعه (ASI) 7- الگوهای یادگیری سازگار (PALS) 8- سازگاری برای دانش آموزان دبیرستانی (AISS) و 9- پرسشنامه شخصیت NEO-FFI می باشد. پایایی و روایی ابزارها توسط روش های آلفای کرونباخ، و تنصیف، و همین طور تحلیل عامل تأییدی، و همسانی درونی، مورد سنجش قرار گرفته و تأیید شدند. برای تحلیل داده ها از روش تحلیل ممیز استفاده شده است. نتایج به دست آمده نشان داد که ترکیب خطی متغیرهای پژوهش قادر به پیش بینی سرآمدی تحصیلی در دانش آموزان پایه اول متوسطه شهرستان سبزوار می باشد. همچنین در تحلیل ممیز به روش گام به گام مشخص گردید کارآمدترین متغیرها در این خصوص به ترتیب 1- تنظیم بیرونی شناخت، 2- تنظیم فراشناختی، 3- ارزیابی و ابراز هیجان، 4- راهبرد مطالعه عمیق، 5- جهت گیری هدف عملکردی گرایشی، 6- سازگاری تحصیلی، 7- انگیزش درونی، 8- وظیفه شناسی، 9- روان رنجورخویی و 10- هدف عملکردی اجتنابی، می باشند. در بررسی متغیرها به صورت جداگانه نیز مشخص گردید که از مجموع 18 متغیر پژوهش، 10 متغیر شامل: جهت گیری هدف عملکردی گرایشی، جهت گیری هدف عملکردی اجتنابی، ارزیابی و ابراز هیجان، تنظیم فراشناختی، تنظیم شناختی معطوف به بیرون، راهبرد مطالعه عمیق، سازگاری تحصیلی، روان رنجورخویی، وظیفه شناسی، و گشودگی در برابر تجربه، پیش بین های بروز سرآمدی تحصیلی در دانش آموزان پایه اول متوسطه شهرستان سبزوار محسوب می شوند.
آزمون مدل عِلّی الگوهای ارتباط خانوادگی، فراشناخت و ویژگی های شخصیتی با گرایش به تفکر انتقادی با میانجی گری باورهای معرفت شناختی در دانش آموزان پسر پایه های مختلف تحصیلی دبیرستانی شهر اهواز(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف از انجام پژوهش حاضر آزمون مدلعِلّی رابطه الگوهای ارتباط خانوادگی (گفت و شنود و همرنگی)، فراشناخت و ویژگی های شخصیتی باز بودن به تجربه و وجدانی بودن با گرایش به تفکرانتقادی با میانجی گری باورهای معرفت شناختی در دانش آموزان پسر پایه های مختلف تحصیلی دبیرستانی شهر اهواز بود. جامعه آماری شامل کلیه دانش آموزان پسر دبیرستانی شهر اهواز بود که به روش تصادفی چند مرحله ای 402 نفر به عنوان نمونه انتخاب شدند. در این پژوهش از پنج پرسشنامه، الگوهای ارتباط خانوادگی کوئرنر و فیتزپاتریک، آگاهی های فراشناختی شرا و دنیسون، پرسشنامه پنج عاملی نئو، پرسشنامه باورهای معرفت شناختی بیلس و پرسشنامه گرایش به تفکر انتقادی ریکتس، جهت جمع آوری داده ها استفاده شد. ارزیابی مدل پیشنهادی با استفاده از مدل سازی معادلات ساختاری انجام گرفت. نتایج نشان داد که تمامی ضرایب مسیرهای بین متغیرها و گرایش به تفکرانتقادی معنی دار بودند. در این مدل، روابطه گفت و شنود، فراشناخت، ویژگی های شخصیتی وجدانی بودن و باز بودن به تجربه و باورهای معرفت شناختی با گرایش به تفکرانتقادی مثبت و معنی دار بود و رابطه همرنگی با گرایش به تفکرانتقادی نیز منفی و معنی دار بود. شاخص های برازندگی نشان دادند که مدل با داده ها برازش قابل قبولی دارد. نتایج ضرایب مسیرهای غیرمستقیم، با استفاده از روش بوت استراپ در برنامه ماکرو، نتایج نشان داد همه فرضیه های غیرمستقیم معنی دار می باشند.
اثربخشی درمان فراشناخت بر راهبردهای کنترل فکر بیماران مبتلا به اختلال استرس پس از سانحه(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
اختلال استرس پس از سانحه مجموعه ای از علایم است که در پی مواجهه با حوادث آسیب زای زندگی پیدا می شود. پژوهش حاضر با هدف بررسی اثربخشی درمان فراشناختی بر راهبردهای کنترل فکر بیماران مبتلا به اختلال استرس پس از سانحه انجام شد. این پژوهش در چارچوب یک مطالعه آزمایشی تک موردی با استفاده از طرح خطوط پایه چندگانه اجرا شده است. جامعه آماری این مطالعه را کلیه افراد مبتلا به اختلال استرس پس از سانحه در شهر تبریز در سال 93 تشکیل می دهند. نمونه این پژوهش، شامل سه نفر از افراد دارای اختلال استرس پس از سانحه از مراجعه کنندگان به روان پزشک بودند که به روش نمونه گیری مبتنی بر هدف و در دسترس انتخاب شدند. بیماران در مراحل پیش از درمان، حین درمان و دوره شش هفتگی پیگیری با استفاده از مقیاس راهبردهای کنترل فکر ارزیابی شدند. برای تحلیل داده ها و تعیین تغییرات بالینی از درصد بهبودی و اندازه اثر استفاده شد. نتایج پژوهش نشان داد که درمان فراشناختی هم از لحاظ آماری و هم بالینی به طور معنی داری موجب کاهش استفاده از راهبردهای کنترل فکر آزمودنی های مبتلا به اختلال استرس پس از سانحه در مرحله پس از درمان و دوره پیگیری شده است. نتایج این 3 آزمودنی، حاکی از اثربخشی بالینی درمان فراشناخت در فرهنگی متفاوت از فرهنگ سازنده این پروتکل درمانی بود. درمان فراشناخت از طریق تاثیر بر باورهای فراشناختی، منجر به کاهش استفاده از راهبردهای کنترل فکر افراد در پاسخ به رویدادهای آسیب زا می شود.
مقایسه اثربخشی آموزش فراشناخت ولز با آموزش ذهن آگاهی کابات زین بر اهمالکاری تحصیلی دانش آموزان دارای اضطراب ریاضی
منبع:
مطالعات روانشناختی نوجوان و جوان سال سوم پاییز و زمستان ۱۴۰۱ شماره ۳ (پیاپی ۶ ویزه نامه تحصیلی)
۴۵۳-۴۴۱
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: اضطراب ریاضی یک مشکل گسترده برای همه ی سنین در سراسر جهان است؛ در ارزیابی های بین المللی و بر اساس مطالعات برنامه ریزی بین المللی دانش آموزان، اکثر نوجوانان نگرانی و تنش در کلاس های ریاضی و هنگام انجام اعمال ریاضی را گزارش داده اند؛ لذا پژوهش حاضر با هدف مقایسه اثربخشی آموزش فراشناخت ولز با آموزش ذهن آگاهی کابات زین بر اهمال کاری تحصیلی دانش آموزان دارای اضطراب ریاضی انجام شد. روش پژوهش: در این پژوهش از روش تحقیق نیمه تجربی از نوع طرح پیش آزمون و پس آزمون با دو گروه آزمایش و یک گروه کنترل استفاده شد؛ جامعه آماری این پژوهش شامل کلیه دانش آموزان دختر دوره دوم متوسطه دبیرستان های منطقه ی 6 شهر تهران در سال تحصیلی 1401-1400 می باشد که از بین آن ها 45 نفر که ملاک های ورود به پژوهش را داشتند به روش نمونه گیری خوشه ای چندمرحله ای انتخاب و در دو گروه آزمایش و یک گروه کنترل به صورت تصادفی و مساوی قرار گرفتند. گروه آزمایش اول تحت آموزش فراشناخت ولز در 8 جلسه ی 60 دقیقه ای و گروه آزمایش دوم تحت آموزش ذهن آگاهی در 8 جلسه 120 دقیقه ای قرار گرفتند و گروه کنترل در این مدت، بدون هیچ مداخله ای در انتظار ماندند. ابزار پژوهش شامل پرسشنامه سنجش اضطراب ریاضی پلیک و پارکر (1982) و مقیاس سنجش اهمال کاری تحصیلی سولمن و راث بلوم (1984) می باشد. تحلیل داده های این پژوهش در دو بخش توصیفی (شاخصهای مرکزی و پراکندگی، چولگی و کشیدگی) و استنباطی (تحلیل کوواریانس چندمتغیره-مانکوا) با استفاده از نرمافزار SPSS-23 صورت گرفت. یافته ها: نتایج نشان داد که هر دو آموزش فراشناخت ولز و آموزش ذهن آگاهی کابات زین بر اهمال کاری تحصیلی دانش آموزان دارای اضطراب ریاضی اثربخش است. همچنین نتایج حاکی از آن بود که این دو درمان بر اهمال کاری تحصیلی دانش آموزان دارای اضطراب ریاضی، اثربخش هستند. نتیجه گیری: نتایج نشان داد که میزان اثربخشی درمان ذهن آگاهی کابات زین بر اهمال کاری تحصیلی و زیرمقیاس های آن، بیشتر از اثربخشی درمان فراشناخت ولز می باشد.
بررسی تأثیر آموزش کارت های شناخت معماری مبتنی بر نظریه گشتالت بر فراشناخت و انگاره های ذهنی دانشجویان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
آموزش و ارزشیابی سال ۱۶ بهار ۱۴۰۲ شماره ۶۱
127 - 144
حوزههای تخصصی:
تغییر و تحول، بازسازی و بهبود سیستم های آموزشی در آموزش معماری، برای درک فرایند یادگیری همواره مورد توجه متخصصان آموزش معماری بوده است. هدف از این پژوهش، بررسی میزان تأثیر آموزش کارت های شناخت معماری مبتنی بر نظریه گشتالت برفراشناخت و انگاره های ذهنی در فرایند طراحی دانشجویان بود. این پژوهش از نوع نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون_ پس آزمون با گروه کنترل بود. جامعه آماری شامل کلیه دانشجویان دانشگاه های همدان بود. نمونه ای به حجم 40 نفر به شیوه ی در دسترس انتخاب شد. دانشجویان به طور تصادفی به دو گروه آزمایشی و کنترل (هر گروه 20 نفر) تقسیم شدند. گروه آزمایشی به مدت 8 جلسه مورد آموزش کارت های شناخت معماری مبتنی بر نظریه گشتالت قرار گرفت. ابزارهای اصلی جهت جمع آوری اطلاعات در این پژوهش شامل پرسشنامه ی فراشناخت حالتی و مقیاس سنجش انگاره های ذهنی بود.جهت تحلیل داده ها از آزمون کلموگراف اسمیرونف و آزمون لون برای رعایت پیش فرض ها و آزمون کوواریانس چند متغیره و دو متغیره مانکوا به منظور بررسی فرضیه ها محاسبه شد. نتایج نشان داد که آموزش کارت های شناخت معماری مبتنی بر نظریه گشتالت بر فراشناخت دانشجویان مؤثر بوده و نیز بر پردازش انگاره ذهنی در فرایند طراحی دانشجویان تأثیر گذاشته است. بر اساس نتایج به دست آمده، استفاده از کارت های شناخت معماری می تواند به ارتقای سطح کیفی دانشجویان معماری در طراحی کمک کند.
بررسی رابطه هوش هیجانی و فراشناخت با مهارت حل مساله در دانش آموزان دوره اول متوسطه شهر شیراز
حوزههای تخصصی:
مقدمه: پژوهش حاضر با هدف بررسی رابطه هوش هیجانی و فراشناخت با مهارت حل مساله در دانش آموزان دوره اول متوسطه مدارس هوشمند و عادی شیراز اجرا شده است.روش کار: این تحقیق توصیفی از نوع همبستگی بوده و جامعه آماری آن شامل 61821 نفر ازدانش آموزان دوره اول متوسطه مدارس هوشمند و عادی شهر شیراز در سال تحصیلی 1399-1398 می باشد. برای اجرای این پژوهش نمونه ای با حجم 400 نفر دانش آموز (200 دختر و200 پسر) با توجه به جدول مورگان و به روش نمونه گیری تصادفی از نوع خوشه ای چندمرحله ای انتخاب شدند. برای جمع آوری داده ها از مقیاس هوش هیجانی برادبری وگریوز (2005) و پرسشنامه حل مساله PSI هپنرو پترسون (1982) و پرسشنامه فراشناخت حالتی دانش آموزان اونیل و عابدی (1996) استفاده شد. داده ها باروشهای آماری ضریب همبستگی پیرسون و رگرسیون چندگانه تحلیل شدند.نتایج: نتایج تحلیل پیرسون نشان داد بین هوش هیجانی و حل مساله و فراشناخت، بین هوش هیجانی و مولفه های حل مساله به جز سبک گرایش – اجتناب، بین هوش هیجانی و مولفه های فراشناخت، بین مهارت فراشناخت و مولفه های حل مساله به جزسبک گرایش – اجتناب، بین مهارت حل مساله و مولفه های هوش هیجانی و بین مهارت فراشناخت و مولفه های هوش هیجانی همبستگی مثبت و معناداری وجود دارد. همچنین نتایج تحلیل رگرسیون نشان داد هوش هیجانی پیش بینی کننده مناسبی برای مهارت حل مساله و مولفه های اعتماد به حل مسایل (PSI) و کنترل شخصی (PC) است. در ضمن هوش هیجانی پیش بینی کننده مناسبی برای فراشناخت و مولفه های فراشناخت است.نتیجه گیری: نتیجه گیری کلی پژوهش نشان داد که با تقویت هوش هیجانی و فراشناخت در بین دانش آموزان می توان به بهبود مهارت حل مساله آنان در مدارس کمک فراوانی نمود.
الگوی مطلوب بازنمایی هویت ملی در کتب درسی پایه ابتدایی بر اساس الگوی فراشناختی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات ملی سال ۲۴ بهار ۱۴۰۲ شماره ۱ (پیاپی ۹۳)
33 - 56
حوزههای تخصصی:
آموزش و پرورش یکی از حوزه های زندگی بشر است که با فرهنگ پیوندی عمیق دارد ،بر این اساس مدارس طبق شیوه ها و ارزش های فرهنگی شکل می یابند و در چارچوب برنامه درسی هنجارهای جامعه ای را منعکس می کند که در آن زاده شده اند . آموزش وپرورش یکی از حوزه های زندگی بشر است که با فرهنگ پیوندی عمیق دارد، بر این اساس مدارس طبق شیوه ها و ارزش های فرهنگی شکل می یابند و در چارچوب برنامه درسی هنجارهای جامعه ای را منعکس می کنند که در آن زاده شده اند. در اینجا آنچه در درجه اول حائز اهمیت است، برنامه ی درسی تدوین شده در جهت هویت سازی و پس ازآن شیوه ی بازنمایی و تدریس این مفاهیم است که تعیین کننده ی کارکرد برنامه درسی است. لذا پژوهش حاضر با محور قرار دادن رویکرد پرسش محور (الگوی فراشناختی) به برنامه درسی پایه ابتدایی، به بررسی دو گونه ی بازنمایی ذهنی و گزاره ای به ویژه پرسش های کتب درسی پایه ابتدایی می پردازد و به این پرسش پاسخ می دهد که بازنمایی هویت ملی در کتاب های درسی چگونه انجام شده است و الگوی مطلوب بازنمایی هویت ملی در کتب درسی پایه ی ابتدایی بر اساس الگوی فراشناختی چگونه است؟ روش مقاله تحلیل محتواست و نگارندگان برای پاسخ به سؤالات پژوهش به بررسی محتوایی در هر دو گونه ی بازنمایی ذهنی و گزاره ای در پانزده کتاب مقطع ابتدائی شامل فارسی، هدیه های آسمانی، تعلیمات اجتماعی در شش پایه اول، دوم، سوم، چهارم، پنجم و ششم ابتدایی پرداخته اند. یافته ها حاکی از آن است که بازنمایی هویت ملی در کتاب های درسی نه بر اساس الگوی فراشناختی بلکه بر اساس الگوی احساسی انجام شده است و وجوه شناختی و فراشناختی هویت ملی در کتاب های پایه ابتدایی به طورجدی مورد غفلت قرار گرفته است
رابطه خودتنظیمی با تاب آوری تحصیلی با میانجیگری انگیزش خودمختار(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
روانشناسی سال ۲۵ تابستان ۱۴۰۰ شماره ۲ (پیاپی ۹۸)
170 - 189
حوزههای تخصصی:
هدف از این پژوهش بررسی رابطه علّی خودتنظیمی با تاب آوری تحصیلی با توجه به نقش واسطه ای انگیزش خودمختار است. جامعه آماری این پژوهش را دانشجویان کارشناسی دانشگاه های دولتی تهران در سال تحصیلی 97-98 تشکیل می دادند. از این جامعه 360 نفر انتخاب شدند. شیوه نمونه گیری به صورت تصادفی خوشه ای انجام گرفت. ابزارهای پژوهش شامل پرسشنامه خود تنظیمی بوفارد (1995)، پرسشنامه انگیزش تحصیلی والرند (1989)، و پرسشنامه تاب آوری تحصیلی مارتین (2003) بودند. داده ها با استفاده از مدل یابی روابط علّی (تحلیل مسیر) مورد تحلیل قرار گرفت. نتایج نشان داد که خودتنظیمی بر تاب آوری اثر مستقیم و معنادار دارد، به این معنی که افزایش خودتنظیمی در یادگیرندگان میتواند موجب ارتقاء تاب آوری در آنان شود. همچنین رابطه انگیزش خودمختار و تاب آوری مستقیم و منفی است که بدلیل انگیزش بیرونی است و نشان دهنده آن است انگیزش غیر خودمختار تاب آوری تحصیلی را کم می کند. علاوه براین چون رابطه کل متغیر خودتنظیمی کمتر از رابطه مستقیم آن با تاب آوری است، احتمال نقش میانجی انگیزش خودمختار منتفی نمی باشد. بنابراین نه تنها تاب آوری یادگیرندگان به گونه مستقیم از طریق خودتنظیمی قابل پیش بینی است بلکه این رابطه از طریق انگیزش خودمختار تحصیلی نیز میانجیگری می شود.
اثربخشی آموزش راهبردهای فراشناختی بر خودآگاهی شناختی و خودنظم دهی دانش آموزان با اختلالات یادگیری(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
کودکان استثنایی سال ۲۳ تابستان ۱۴۰۲ شماره ۲ (پیاپی ۸۸)
۱۳۰-۱۱۹
حوزههای تخصصی:
این مطالعه با هدف تعیین اثربخشی آموزش راهبردهای فراشناختی بر خودآگاهی شناختی و خودنظم دهی دانش آموزان با اختلالات یادگیری انجام شد. روش پژوهش نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون پس آزمون با گروه کنترل بود. جامعه آماری پژوهش شامل تمامی دانش آموزان با اختلالات یادگیری شهر اهواز در سال 99-1398 بود و نمونه پژوهش شامل 30 دانش آموز با اختلالات یادگیری بود که با روش نمونه گیری در دسترس و با توجه به ملاک های ورود به مطالعه انتخاب شدند. گروه آزمایش مداخله آموزشی را طی 8 هفته و 8 جلسه 60 دقیقه ای دریافت نمودند. پرسشنامه های مورد استفاده در این پژوهش شامل پرسشنامه خودآگاهی شناختی ولز و خودنظم دهی پنتریچ بود. داده ها با تحلیل کوواریانس تک متغیره، با استفاده از نرم افزار SPSS نسخه 22 و سطح معناداری 05/0 مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. یافته ها نشان داد بین گروه های آزمایش و کنترل از نظر خودآگاهی شناختی و خودنظم دهی تفاوت معنی داری وجود داشت (001/0>p). به عبارت دیگر آموزش راهبردهای فراشناختی باعث افزایش خودآگاهی شناختی و خودنظم دهی دانش آموزان با اختلالات یادگیری شد. منطبق با یافته های پژوهش حاضر می توان راهبردهای فراشناختی را به عنوان یک روش کارا جهت افزایش خودآگاهی شناختی و خودنظم دهی دانش آموزان با اختلالات یادگیری پیشنهاد داد.
مقایسه جهت گیری مذهبی، تاب آوری و انعطاف پذیری روان شناختی براساس سطوح فراشناخت در همسران شهدای استان البرز(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
روانشناسی نظامی سال ۱۳ تابستان ۱۴۰۱ شماره ۵۰
11 - 26
حوزههای تخصصی:
مقدمه: تقویت ابعاد معنویت و جهت گیری مذهبی، از مهم ترین معیارهای درونی در برابر مشکلات افراد است. تاب آوری روان شناختی، رهیافتی است که با توجه به شرایط کلی محیط زندگی، میزان توانایی فرد در برابر بروز رخ دادهای غیرمنتظره و آسیب رسان را نشان می دهد. انعطاف پذیری موجب می شود فرد، هر زمان که برایش ضرورت داشته باشد، روش و سبک یادگیری خود را تغییر دهد. روش: جامعه آماری پژوهش حاضر همسران شهدای استان البرز است که در این پژوهش، 451 نفر در بازه سنی 20 تا 60 سال به عنوان حجم نمونه انتخاب شدند. تجزیه وتحلیل داده ها با استفاده از نسخه 23 نرم افزارهای SPSS و AMOS صورت گرفت. برای تجزیه وتحلیل داده ها از آزمون همبستگی پیرسون و رگرسیون گام به گام استفاده شد. نتایج: مطابق با تحلیل داده ها ازنظر میانگین جهت گیری مذهبی بیرونی (016/0P=، 23/4F=)، جهت گیری مذهبی درونی (001/0P =، 35/8F =)، تاب آوری (001/0P=، 90/19F=) و انعطاف پذیری روان شناختی (001/0P =، 69/109F =) بین همسران شهدا با سطوح مختلف فراشناخت، تفاوت معنی داری وجود دارد. نتیجه گیری: جهت گیری مذهبی در کنار فراشناخت و تحمل ابهام، می تواند پیشایندی (درصورت صلاحدید نویسنده، می توان به جای پیشایند از واژه نقطه شروع استفاده کرد. پیشایند واژه چندان همه گیری نیست) برای تاب آوری باشد که تاب آوری، به بهبود رشد پس از سانحه کمک می کند.
تدوین مدل عملکرد تحصیلی براساس مدت زمان استفاده از صفحات نمایشی، فراشناخت و ذهن آگاهی با میانجیگری حرمت خود وخودتنظیمی در نوجوانان
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: عملکرد تحصیلی یکی از متغیرهای مهم در کسب موفقیت شغلی و مقبولیت اجتماعی در هر جامعه ای محسوب می شود، به نحوی که گاهی عملکرد تحصیلی را معادل موفقیت تحصیلی می دانند. هدف از پژوهش حاضر تدوین مدل عملکرد تحصیلی براساس مدت زمان استفاده از صفحات نمایشی، فراشناخت و ذهن اگاهی با میانجی گری حرمت خود و خودتنظیمی در نوجوانان بود. روش پژوهش: پژوهش حاضر از نوع همبستگی و معادلات ساختاری بود. جامعه آماری پژوهش شامل دانش آموزان مقطع دوم متوسطه شهر تهران درسال تحصیلی 1398 -1399 بود که 517 نفر به روش نمونه گیری خوشه ای چند مرحله انتخاب شدند. جهت جمع آوری داده مورد نیاز برای این پژوهش از پرسشنامه ذهن آگاهی فرایبورگ (2001)، پرسشنامه عملکرد تحصیلی درتاج (1383)، پرسشنامه حرمت خود کوپراسمیت (1967)، پرسشنامه فراشناخت ولز (2004)، پرسشنامه مدت زمان استفاده از صفحات نمایشی تیرگر(1397) و پرسشنامه خودتنظیمی میلر و براون (1992) استفاده شد. داده ها با استفاده از آزمون همبستگی پیرسون و تحلیل مسیر تجزیه و تحلیل شد. یافته ها: نتایج نشان داد که مسیرهای مستقیم فراشناخت، ذهن آگاهی و مدت زمان استفاده از صفحات نمایشی با عملکرد تحصیلی معنی داراست (01/0P<) و اثر غیر مستقیم فراشناخت، مدت زمان استفاده از صفحات نمایشی و ذهن آگاهی با میانجی گری حرمت خود معنی داراست (20/0 P=) و نقش واسطه ای خود را به خوبی نشان داد، در حالی که اگرچه خ ودتنظیمی ب ر عملکرد تحصیلی ت اثیر مستقیم می گذارد، اما به عنوان متغیر میانجی به صورت غیر مستقیم نمی تواند بر عملکرد تحصیلی اثر بگذارد. نتیجه گیری: می توان گفت که مدت زمان استفاده از صفحات نمایشی و فراشناخت و ذهن آگاهی در کنار سایر عوامل از جمله حرمت خود و خودتنظیمی نقش کلیدی در عملکرد تحصیلی ایفا می کنند، که به نظر می رسد نقش حرمت خود از اهمیت بیشتری برخوردار است. از این رو جهت افزایش عملکرد تحصیلی لزوم توجه به این عوامل در بهبود عملکرد تحصیلی دانش آموزان ضروری است.
ارائه ی مدل علّی پیش بینی یادگیری خودگردان برخط براساس فراشناخت (با واسطه گری آمادگی یادگیری برخط): کاربرد تحلیل مسیر(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
اندیشه های نوین تربیتی دوره ۱۹ پاییز ۱۴۰۲شماره ۳
179 - 203
حوزههای تخصصی:
با توجه به اهمیت یادگیری خودگردان برخط ضروری است که بیش از پیش به این موضوع و عوامل پیش بینی کننده آن پرداخته شود. در همین راستا، پژوهش حاضر با هدف ارائه مدل علّی پیش بینی یادگیری خودگردان برخط براساس فراشناخت با واسطه گری آمادگی یادگیری برخط صورت گرفت. شرکت کنندگان شامل 350 نفر از دانشجویان دوره های برخط در سال تحصیلی 1400-1399 بودند که با روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای انتخاب شدند. به منظور اندازه گیری متغیرهای پژوهش، از پرسشنامه های فراشناخت، آمادگی یادگیری برخط و یادگیری برخط خودگردان استفاده شد. برای ارزیابی مدل پیشنهادی از نرم افزار آموس استفاده شد. یافته ها نشان داد که، 1. داده ها با مدل تحقیق برازش دارد؛ 2. فراشناخت، متغیرهای آمادگی یادگیری برخط و یادگیری خودگردان برخط را به صورت مثبت پیش بینی می کند؛ 3. متغیر آمادگی یادگیری برخط قادر است یادگیری خودگردان برخط را به صورت مثبت و معنادار پیش بینی کند؛ 4. فراشناخت از طریق آمادگی یادگیری برخط، تمامی ابعاد یادگیری خودگردان برخط را به صورت معناداری پیش بینی کند. بنابراین و با توجه به نتایج به دست آمده، افزایش آمادگی یادگیری برخط و در پی آن افزایش سطح فراشناخت باعث ارتقای میزان یادگیری خودگردان برخط در دانشجویان دوره های برخط می شود.
بررسی اثربخشی آموزش سرمایۀ روان شناختی و باورهای فراشناخت بر بهزیستی روان شناختی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات بین رشته ای در آموزش سال ۲ بهار ۱۴۰۲ شماره ۱
7 - 30
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر بررسی اثربخشی آموزش سرمایه ی روان شناختی و باورهای فراشناخت بر بهزیستی روان شناختی زنان متأهل بود. روش پژوهش نیمه آزمایشی بود که از طرح پس آزمون با دو گروه آزمایش و یک گروه کنترل استفاده گردید. مشارکت کنندگان در پژوهش به صورت داوطلبانه 60 نفر از زنان روستایی متأهل شهرستان دهاقان بودند که با روش همتاسازی، 20 نفر درگروه آموزش سرمایه ی روان شناختی، 20 نفر در گروه آموزش باورهای فراشناخت و20 نفر نیز در گروه کنترل قرار گرفتند. این گروه ها به تصادف در گروه های آزمایشی و کنترل گمارش شدند. گروه های آزمایشی به مدت 8 جلسه ی 1ساعته، یک گروه تحت آموزش سرمایه ی روان شناختی و یک گروه هم تحت آموزش باورهای فراشناخت قرار گرفتند. در پایان هر سه گروه به پرسشنامه ی بهزیستی روان شناختی ریف (1989) پاسخ دادند. نتایج تحلیل واریانس یک متغیره (ANOVA) نشان داد که آموزش سرمایه ی روان شناختی و فراشناخت بر بهزیستی روان شاختی تأثیر معناداری داشته است. همچنین نتایج نشان داد که بین آموزش سرمایه ی روان شناختی و آموزش فراشناخت، از نظر تأثیر بر سطح بهزیستی روان شناختی تفاوت معنادار وجود نداشت. بدین ترتیب با توجه به یافته های پژوهش می توان نتیجه گرفت آموزش سرمایه ی روان شناختی و آموزش باورهای فراشناخت بر بهزیستی روان شناختی اثرگذار بوده است.
مقدمه ای بر عصب شناسی یادگیری و نقش فراشناخت در فرایندهای یاددهی یادگیری(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات منابع انسانی سال ۹ بهار ۱۳۹۸ شماره ۳۱
167 - 196
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: تحقیقات نشان می دهد که افراد به طور مداوم از مدل های ذهنی نادرست درزمینه نحوه یادگیری و حافظه استفاده می کنند و این امر آن ها را در معرض خطا، ارزیابی های نادرست و سوء مدیریت یادگیری خویش قرار می دهد. بر این اساس این مقاله به مطالعه ابعاد شناختی عصبی یادگیری می پردازد. روش شناسی: روش پژوهش، کتابخانه ای استنادی با رویکرد فراترکیب است. بدین ترتیب 104 منبع کلیدی و مرتبط شناسائی و پس از غربال گری 49 منبع با بکارگیری روش فراترکیب و تفسیر کیفی مورد واکاوی قرار گرفته است. یافته ها: نحوه جذب، ذخیره و بازیابی اطلاعات در مغز با آنچه درکامپیوتر اتفاق می افتد متفاوت است و فرایندی پویا، همراه با خطا، استنباطی و قابل بازسازی است . نتیجه گیری: شناسائی ابعاد عصبی شناختی یادگیری دریچه جدیدی را به سوی فهم بهتر و اثربخش تر فرایندهای یادگیری یاددهی گشوده است و استفاده از ظرفیت های آن می تواند محیط های یادگیری را پویاتر سازد.
بررسی تأثیر محدودیت شناختی بر روی قضاوت از اطمینان نهایی در انتهای فرآیند حل مسئله(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مطالعه حاضر با هدف بررسی تأثیر محدودیت ظرفیت حافظه کاری و بار شناختی اضافی بر قضاوت از اطمینان نهایی افراد پس از اتمام فرآیند حل مسئله برج هانوی انجام شد. به این منظور، دو گروه با اختلاف بار شناختی برای مطالعه تشکیل شدند و دانشجویان ایرانی در بازه سنی 20 تا 40 سال از دانشگاه های استان تهران وارد این مطالعه شدند. پس از ارزیابی ظرفیت حافظه کاری، افراد در هر دو گروه نسخه رایانه ای مسئله برج هانوی را حل کردند و از طریق پرسشنامه ای که برای این مطالعه طراحی و ساخته شده بود، اطمینان از عملکرد خود را گزارش کردند. این مطالعه در سال 1399 آغاز شد و اجرای آن یک سال و نیم به طول انجامید. تحلیل واریانس دوطرفه و آزمون های فرض نشان دادند که اختلاف ظرفیت حافظه کاری دیداری و فضایی به تنهایی یا در تعامل با بار شناختی بر قضاوت از اطمینان نهایی افراد تأثیری ندارد، اما ارتباط دوطرفه میان تحمل بار شناختی اضافی و افزایش اطمینان نهایی وجود دارد. بدین ترتیب این مطالعه نشان داد، افرادی که بارشناختی بیشتری را تحمل می کنند، نسبت به عملکرد شناختی خود در انتهای فرآیند حل مسئله برج هانوی، اطمینان بیشتری دارند.