مطالب مرتبط با کلیدواژه
۴۱.
۴۲.
۴۳.
۴۴.
۴۵.
۴۶.
۴۷.
۴۸.
۴۹.
۵۰.
۵۱.
۵۲.
۵۳.
۵۴.
۵۵.
۵۶.
سایه
از مهم ترین بخش های قابل توجه در حوزه روان شناسی ادبی، بخشی است که در آن به تحلیل فرآیندهای روانی ذهن پرداخته می شود. در این بخش که از آن با عنوان «روان شناسی تحلیلی» یاد می شود، بنیانگذار سوئیسی آن یعنی کارل گوستاو یونگ، ذهن را از حیطه بندی روان شناسان پیش از خود از جمله استادش، فروید، فراتر برد و بخشی به عنوان «ناخودآگاه جمعی» را به آن تحلیل ها افزود. او معتقد بود که انسان از حدود فردی خود می گذرد و به جهان «ناخودآگاه جمعی» گام می گذارد. آنچه که یونگ را از دیگر هم ترازانش در ارائه بحث «ناخودآگاه جمعی» جداکرد، توجه به «صورت ازلی» یا «کهن الگو» بود. یعنی چیزی که یونگ معتقد بود باعث شکل دادن به شخصیت و رفتار ما و همچنین عامل تفاوت ما بواسطه این شکل گیری شخصیت و رفتارمان از دیگران می شود. سعدی نیز چون دیگر آدمیان تحت تاثیر این کهن الگوها بوده و با استناد به برخی منابع و مطالعات کتابخانه ای می توان ادعا داشت که او نیز متاثر از این کهن الگوها، البته به شکلی ناخودآگاه دست به آفرینش های ادبی و خلق حکایات پرمغز ادبی می زده است. از مهم ترین کهن الگوهای تاثیرگذار روی سعدی، کهن الگوی «سایه» بوده است، ولی آنچه که سعدی را از دیگران متمایز می کند، رندانگی او در کتمان و پنهان کردن تاثیر این کهن الگو بر روی رفتار و شخصیت اوست.
ارزیابی تابش خورشید و ایجاد سایه بر کالبد کبوترخانه های روستای اصفهان و تبریز(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مسکن و محیط روستا دوره ۴۰ تابستان ۱۴۰۰ شماره ۱۷۴
۸۸-۷۳
حوزههای تخصصی:
در اکثر نقاط کشورمان مخصوصاً دو اقلیم گرم و خشک و سرد و خشک کبوترخانه هایی با فرم و شکل های گوناگون جهت نگهداری و پرورش کبوترها وجود داشته است. این بناها غالباً دارای پلان های دایره و مربعی هستند و با مصالح خشت و آجر ساخته شده اند. هدف از این پژوهش، شناخت دریافت تابش خورشید و اثر سایه بر سطوح کبوترخانه های روستایی اصفهان و تبریز می باشد. سؤال اصلی تحقیق عبارت است از اینکه: «دریافت و درصد تابش خورشید و ایجاد سایه بر سطوح کبوترخانه های اقلیم گرم و خشک اصفهان و اقلیم سرد تبریز چگونه بوده است؟». بخشی از مطالعه موردکاوری و توصیفی- تحلیلی و بخشی دیگر تحلیل نرم افزاری است؛ بنابراین، چهار نمونه کبوترخانه با ساختار و فرم متفاوت از روستاهای طار، خیرآباد، گورت و ضامن آباد اصفهان و چهار نمونه از روستاهای خلجان، تقی آباد، دیگ باشی و چله غاز تبریز انتخاب گردید، سپس نمونه ها در نرم افزار Rhinoceros5 با مقیاس دقیق مدل سازی شدند و با استفاده از موتور RADIANCE و ECOTECT میزان و درصد دریافت تابش خورشید در گرم ترین روز سال در دو بازه ی زمانی ساعات 13 و 16 و اثر ایجاد سایه بر سطوح کبوترخانه ها در ساعت 15 شبیه سازی گردید. نتایج شبیه سازی ها نشان دادند که دریافت و درصد تابش خورشید بر سطوح کبوترخانه ها در اقلیم گرم و خشک اصفهان و سرد و خشک تبریز با مساحت و فرم بنا رابطه ی مستقیمی دارد. مناسب ترین کبوترخانه برای اقلیم گرم و خشک که حرارت اشعه ی تابش زیاد است و نیاز است در بازه ی زمانی گرم سایه اندازی در سطوح ایجاد گردد و سطوح کمتری از بنا در معرض تابش قرار گیرد؛ کبوترخانه های چنداستوان ه ای با خلل و فرج بیشتر و سطوح منحنی است و برای اقلیم سرد کبوترخانه های مکعبی با سطوح صاف و بدون خلل فرج، مناسب ترین می باشد که این کبوترخانه ها درصد زیادی از سطوح خود را در معرض تابش خورشید قرار می دهند و اشعه ی تابش خورشید با زاویه تقریباً مستقیم و 90 درجه بر سطوح برخورد می نماید.
بررسی کهن الگوی سایه در شاهنامه(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
کهن الگوی سایه یکی از مهمترین موضوعات نظریه یونگ است. یونگ، سایه را جنبه منفی و حیوانی شخصیّت و چکیده صفات ناخوشایندی می داند که با قوانین و قواعد زندگی خودآگاهانه مناسبتی ندارد و انسان مدام آنها را پنهان می کند. انسان برای رسیدن به کمال و تمامیّتی که یونگ آن را تفرّد می نامد، باید سایه را بشناسد و بدون آنکه آن را سرکوب نماید، آن را کنترل کند. در این پژوهش، کهن الگوی سایه در شاهنامه مورد بررسی قرار می گیرد و مصادیق بارز آن یعنی ضحاک و دیو سپید رمز شناسی می شود. همچنین به جنبه های مثبت و منفی سایه و نقشی که در ایجاد انرژی روانی دارد و به ابعاد فردی و اجتماعی این کهن الگو پرداخته می شود. و به این نتیجه می رسد که اگرچه سایه جنبه تاریک و تیره روان است امّا در بعد مثبت خود می تواند تقابل با خودآگاه قهرمان بپردازد و با تضاد و تقابل با آن منشا انرژی روانی و باعث تلاش قهرمان شود.
تحلیل داستان دقوقی بر پایه آرای روان شناختی یونگ(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
نظریه های یونگ،ﺗﺄثیر بسزایی در علوم روان شناسی و متون ادبی داشته و او را در زمره یکی از اندیشمندان بزرگ قرن20م، قرار داده است، این پژوهش، از میان نظریه های متفاوت یونگ، به بررسی نظریه کهن الگوها و تطبیق آن با عناصر داستان دقوقی در مثنوی پرداخته است، کهن الگوها، در عمیق ترین لایه های ناخودآگاه جمعی انسان قرار گرفته است که بیان گر تصاویر ذهنی جهان شمولی است که در تعادل روانی شخص اهمیّت بسیاری دارد، این مقاله، با روش توصیفی- تحلیلی، ﻣﺴﺄله انواع کهن الگوها را در این داستان مورد بررسی قرار داده است، نتایج تحقیق بیان گر آن است که دقوقی، کهن الگوی قهرمان و سمبل «خودآگاهیِ من» است و تلاش او در سراسر داستان، نشان گر تکامل و رشد روانی او است، کهن الگوی سفر، شامل 3 مرحله؛ جست وجو، پاگشایی و بلاگردانی است که دقوقی توانست با موفقیّت مراحل صعب و دشوار گذار را طی سازد،شکوفایی نفس او، در گرو شناخت سایه یا منبع عظیم نیروی غرایز است؛ مردم داخل کشتی، وجه منفی ضمیر دقوقی هستند که او توانست، بر سایه خویش تسلّط بیابد، قرار گرفتن کشتی بر روی آب، تجدید حیات یا نوزایی را برای او به همراه دارد، دیدار با مادینه منفی، در قالب شب که با اصل زنانه مرتبط است، بر او فرافکنی شده،دیدار با پیران خردمند، در سیر صعودی او موثّر واقع گشته وسیر آفاقی و انفسی او، در 3 ماندالا قابل ترسیم است، بدین ترتیب او توانست، از مرحله جهل و کودکی گسسته شود و به بلوغ و انکشاف خویشتن نایل گردد
سایه سنگین کهن الگوی سایه بر سر شعر پست مدرن(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
کهن الگوی سایه یکی از عوامل ایجاد احساسات ناخوشایند در افراد است. این کهن الگو به صورت یک الگوی غالب در شعر پست مدرن مشاهده می شود، پژوهش حاضر این ویژگی را که سبب ایجاد فضاسازی تاریک و ابراز احساسات ناخوشایند در کنار مطرح کردن ناهنجاری های اجتماعی و سیاسی از طرف شاعران در شعر معاصر شده است، به عنوان شاخصه سبکی در شعر پست مدرن مطرح کرد و برای اثبات این ادعا، ده مجموعه از آثار هفت شاعر پست مدرن را با روش توصیفی- تحلیلی مورد راستی آزمایی قرار داد. نتیجه این پژوهش نشان داد سایه سنگین کهن الگوی سایه به صورت ناخودآگاه چنان بر ذهن و روح این شاعران گسترده شده که وجوه مثبت دیگر کهن الگوها را کمرنگ کرده است و در نتیجه باعث بازتاب ترس ها، ناکامی ها، سرخوردگی ها و نمودهای بیرونی چون قتل، خیانت، تجاوز، اعتراض و... در آثار اینگونه شاعران شده است و توانسته شعر را به سمت فضاسازی های تاریک، پرتنش، دارای تصاویر شوکه کننده و سرشار از احساسات پوچ گرایانه، همراه با مرگ اندیشی ای ممتد سوق دهد.
کهن الگوی ضد قهرمان، قهرمانِ شعر پست مدرن(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
نقد ادبی سال ۱۶ پاییز ۱۴۰۲ شماره ۶۳
66-39
حوزههای تخصصی:
در نقد کهن الگویی شعر پست مدرن، می توان نشانه های واضحی از ضمیر ناخودآگاه جمعی را مشاهده کرد. ازجمله این نشانه ها، کهن الگوی ضدقهرمان است. کهن الگوی ضدقهرمان در شعر پست مدرن به صورت های مختلف به خصوص «آنیما»، «آنیموس» و «خویشتن» چنان پررنگ و متنوع حضور یافته است که گاه خواننده را در تشخیص جایگاه قهرمان از ضدقهرمان دچار تردید و سردرگمی می سازد. پژوهش حاضر با استفاده از روش توصیفی-تحلیلی، سعی کرده است تا جایگاه و کارکرد کهن الگوی ضدقهرمان را در جریان روایت شعری پست مدرن مشخص کند. نتایج این بررسی نشان داد که شاعران پست مدرن تا زمانی که کهن الگوی ضدقهرمان در برابر شرایط اجتماعی دست به اعتراض می زند، مورد ستایش قرار گرفته و در زمره قهرمانان از او ستایش می شود، اما زمانی که این نقش سبب آسیب دیدن کهن الگوی خویشتن یا سایر کهن الگوهای مثبت فرد می شود، دیگر مورد حمایت قرار نمی گیرد.
بررسی روان کاوانه داستان فرود سیاوش از دیدگاه نظریه یونگ
منبع:
مطالعات زبان فارسی (شفای دل) سال ۶ تابستان ۱۴۰۲ شماره ۱۴
89 - 123
حوزههای تخصصی:
نقد روان کاوانه یکی از روش های مهم و کارآمد برای درک و تحلیل لایه های پنهان متون ادبی و هنری است که برای رسیدن به مفاهیم عمیق تر و تحلیل ذهن ها کاربرد دارد. این نوع نقد با تکیه و تأکید بر اصول و قوانین روان کاوی، ساحت گسترده ای از امیال، آرزوها، کنش ها و ناکامی های جاری در زندگی بشری را نشان می دهد. در این پژوهش می خواهیم، داستان فرود سیاوش را بر مبنای این نظریه بسنجیم. در این راستا، کهن الگوهای آنیما، آنیموس، سایه، نقاب، فرایند فردانیت و همچنین برای رسیدن به نتیجه مطلوبتر، نمادها نیز از این دیدگاه تفسیر و تبیین شده اند. روش این پژوهش تحلیلی توصیفی و بر مبنای نقد کهنالگویی یونگ است. نتایج حاصل از پژوهش نشان می دهد که کهنالگوهای پیر فرزانه، مادر فرزانه، سایه، نقاب و آنیما در این داستانها کاربرد دارد و کهنالگوی سایه بسامد زیادی دارد؛ همچنین کهنالگوهای به کار رفته در داستان، بیانگر تلاش قهرمان در طی کردن مسیر فردانیت است. تلاشی که به هدف نمی رسد و قهرمان داستان در طی کردن این مسیر ناکام می ماند.
بررسی کهن الگوی سایه یونگ در هفت پیکر نظامی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
نقادی مبتنی بر تحلیل های روانشناسی، علم به نسبت جدیدی است که می توان با آن به معرفت شناسی و هستی شناسی آثار و افکار شعرای زبان فارسی پرداخت. در این پژوهش محقق در صدد است هفت پیکر نظامی را با استفاده از رویکرد تحلیلی روانشناسانه سایه مورد واکاوی قرار دهد. این پژوهش، از نوع توصیفی- تحلیلی است. نمونه مورد مطالعه، داستان هفت پیکر نظامی است که بر مبنای نظریه سایه یونگ مورد تحلیل قرار می گیرد. سایه در هفت پیکر نظامی با خصلت هایی مانند زودباوری، حرص و طمع، شهوت و میل به رابطه خارج از ازدواج با زنان، غرور و خودبزرگ بینی و تکبر، نمود پیدا کرده است. نظامی راه خلاص از این صفات بد (سایه) را در تفکر و گفتگو و صداقت (داستان دوم)، پرهیزگاری و فروتنی (داستان بشر و ملیخا)، کسب علم و دانش (داستان بانوی حصاری)، پاکی و حسن نیت و توبه (داستان ماهان و دیوان)، پاک نهادی (داستان خیر و شر) و پذیرش خطا و توبه (داستان هفتم)، معرفی می کند. تمام قهرمانان هفت داستان، افرادی درست کردار و در ظاهر امین و پاک نهاد بوده اند؛ اما در بزنگاه های زندگی پای آن ها لغزیده و گرفتار بلا و مصیبت شده اند. نظامی در این منظومه با نشان دادن امکان خطا و لرزش برای همه افراد، حتی افراد با ویژگی های انسانی مثبت، نشان می دهد که در نهایت این افراد به دلیل همان ذات نیکویی که دارند، بر سایه خود فایق آمده و از خطایی که کرده اند و بلایی که در آن گرفتار شدند، نجات پیدات می کنند.
تحلیل کهن الگوهای «سایه» و «پیرخردمند» در طوطی نامه ضیاء الدین نخشبی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهشنامه ادبیات تعلیمی سال ۱۵ تابستان ۱۴۰۲ شماره ۵۸
124 - 143
حوزههای تخصصی:
طوطی نامه اثر ضیاءالدین نخشبی، عارف قرن هشتم هجری، داستانی تعلیمی، پندآموز و با موضوع محوری فریبکاری زنان، با ساختار داستان در داستان به شیوه هزار و یک شب است. موضوع اصلی بسیاری از این داستان ها، جدال بین خیر و شر و سعادت و شقاوت است و نویسنده در این داستان ها در پی رسیدن به نتیجه اخلاقی برای مخاطب است؛ به همین سبب، فرض بر این است که این ویژگی ها از یک سو با آموزه های عارفان مسلمان و ریاضت ها و مجاهدت هایی که آنها در سیر و سلوک عارفانه خویش بر نفس سرکش تحمیل می کنند و از سوی دیگر با کهن الگوهای سایه و پیرِخردمند در نزد یونگ، منطبق هستند. این پژوهش به شیوه تحلیل محتوای کیفی و با رهیافت نقد روانکاوانه در پی اثبات این فرضیه و پاسخ به این پرسش هاست که چگونه داستان های عامیانه طوطی نامه قابلیت تطبیق با دو کهن الگوی مذکور را دارند و این کهن الگوها چگونه در تکمیل فرایند ناخودآگاه جمعی و رسیدن به کمال و تعلیم مسائل اخلاقی مؤثر واقع شده اند؟. فرجام سخن حکایت از آن دارد که این کهن الگوها در مشاجرات طوطی و خجسته کاملاً مشهود است. اصرار خجسته در دنیاطلبی و کام گرفتن از معشوق و بیم و هشدار از سوی طوطی به خجسته، جلوه ای از رابطه نفس اماره و نفس مطمئنه است که با کهن الگوهای سایه و پیرخردمند تحلیل پذیر و درخور واکاوی است. کهن الگوی سایه در این داستان ها به صورت حماقت و نادانی، حیله و نیرنگ، خباثت، خیانت، حرص و طمع، شهوت رانی و... و کهن الگوی پیر فرزانه در هیأت پادشاه، طوطی سخنگو، حکیم، وزیر، دایه، پیرزن معمّر و عناصر طبیعی همچون باد و دریا نمایان می شود.
«شیبو» نماد کهن الگوی «نقاب» در داستان عامیانۀ «جنیدنامه»(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
با توجه به این که داستان های عامیانه بهترین تجلی گاه کهن الگوها است، این مقاله، به تحلیل کهن الگوی «نقاب» در داستان عامیانه جنیدنامه می پردازد. جنیدنامه به روایت ابوحفص کوفی، داستان پهلوانی های پدربزرگ ابومسلم، جنید و ماجرای عشق سوزان او به رشیده و سرگشتگی های این دو دلداده و کامیابی نهایی آن ها است که به تولّد اسد، پدر ابومسلم می انجامد. این داستان در قالب افسانه پردازی های مردمی و به دور از وسواس های تاریخ نگاری دقیقِ علمی در زمینه هایی با بن مایه های عشقی، عاطفی، مذهبی، دینی و افسانه سازی، حول شخصیت های تاریخی نگاشته شده است. بر مبنای این تحقیق، که به روش توصیفی تحلیلی، کهن الگوی نقاب در جنیدنامه را مورد بررسی قرار می دهد شیبو، نیروی یاریگر و نزدیک ترین دوست قهرمان، «سایه» اوست که در تلاش برای رسیدن به خودآگاهی جنید و پیوستن به اتحاد و یگانگی روان او، با نقاب های انعطاف پذیر و انتخابی چون تغییر نام، شکل، زبان و دین یا دستاویز قرار دادن نقاب هایی مانند گریستن و سکوت، قهرمان را در عبور از موانع سفر یاری می کند. این نقاب های مثبت نه تنها سبب جعل فردیت نمی شود بلکه هم سویی در مسیر تفرد و به نوعی اتحاد با «خود» است. در این داستان، نوع دیگر نقاب که از آن به «اثر سایه» تعبیر می شود و با تعریف نقاب های غیرمنعطف مطابق است نمودی از سایه درونی، سیاه و حیوانی قهرمان است که در قالب کلاغی سیاه ظاهر می شود و قهرمان با در آغوش کشیدن و قبول این بعد منفی ناخودآگاه، خود را به کمال فردیت و یگانگی می رساند. هدف این مقاله بررسی نمودهای هر دو نوع نقاب، منعطف و غیرمنعطف در شخصیت شیبو است تا نشان دهد چگونه شخصیت داستان با استفاده از نقاب می تواند چرخه فردانیت را به کمال برساند.
بررسی کُهن الگوهای «خود» و «سایه» در دو داستان «شامِ سرو و آتش» شهریار مندنی پور و «رویِ آب» گی دو موپَسان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
کُهن الگوها بن مایه های سازنده و صفات موروثی بشر هستند که رفتار وی را تحت شعاع قرار داده و در اسطوره و نماد و تصاویر صورت تحقق به خود می گیرند. کُهن الگوها محتوای ناخودآگاه داشته و در طول هزاران سال در روان بشریت شکل گرفته اند. کُهن الگوهای «خود» و «سایه» نیز در بین سایر کُهن الگوها به عنوان مفاهیم بنیادی در روان شناسی یونگی، به تفسیر هویت فردی و تضادهای درونی انسان ها کمک می کنند. در داستان «شامِ سرو و آتش»، جستجوی هویت و خودآگاهی شخصیت از طریق عشق و روابط پیچیده انسانی به تصویر کشیده می شود. در مقابل، در داستان «رویِ آب»، شخصیت در مسیر شناخت نیمه دیگرِ «خود» یعنی «سایه» قرار می گیرد و با بحران های و ترس های وجودی اش مواجه می شود. تحلیل عمیق عناصر داستانی نشان می دهد که دریافت و تحلیل شخصیت های داستانی در قالب کُهن الگوها از یک طرف دارای ساختار روانی و نمادین بوده و از طرف دیگر محتوای ناخودآگاه را با خود حمل می کنند، فضای ذهنیِ فرهنگ های بشری را نمایان کرده و الگو های رفتاری و تجربیِ انسان را از دوران پیدایش تجربه و اصالتِ انسان بازگو می کنند. در مجموع، این پژوهش به بررسی کُهن الگوهای «خود» و «سایه» در دو داستان «شامِ سرو و آتش» اثر شهریار مندنی پور و «رویِ آب» اثر گی دو موپَسان می پردازد. نتایج این مطالعه بر اهمیت ادبیات به عنوان ابزاری برای کاوش در روانشناسی انسانی و ارتباطات اجتماعی تأکید دارد و نشان می دهد ادبیات می تواند به عنوان آینه ای برای بازتاب عمق وجودی انسان ها عمل کند.
تأثیر فضاهای سایه بر کیفیت زندگی شهروندان در کلانشهر اهواز(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
آمایش فضا و ژئوماتیک (برنامه ریزی و آمایش فضا سابق) دوره ۲۸ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۴ (پیاپی ۱۲۶)
150 - 171
حوزههای تخصصی:
اهمیت و نقش فضاهای سایه در حیات و توسعه شهرهای مناطق گرم بسیار زیاد است. تأثیرات فیزیکی و محیط زیستی این نوع فضاها در نظام شهری و ارتباط آن با حیات اکولوژیکی، اجتماعی و اقتصادی جوامع شهری انکارناپذیر است. بر همین اساس این مطالعه به دنبال بررسی تأثیر فضاهای سایه بر کیفیت زندگی شهروندان در کلانشهر اهواز در سال 1403 است. نوع پژوهش به لحاظ هدف کاریردی و از نظر شیوه انجام توصیفی تحلیلی است که از روش کتابخانه ای و میدانی برای جمع آوری داده ها و تحلیل تأثیر فضاهای سایه بر کیفیت زندگی شهروندان در کلانشهر اهواز استفاده شده است. در همین راستا چهار شاخص آسایش شهری، مقایسه گری منفی، نقش مدیریت شهری و مسئولیت پذیری شهروندان که از مبانی نظری و پیشینه تحقیق استخراج شده مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. جامعه آماری مورد مطالعه پژوهش شامل شهروندان شهر اهواز است. حجم نمونه برای استفاده از فرمول کوکران و سطح اطمینان 95 درصد 384 نفر محاسبه گردید. یافته های پژوهش نشان داد که بعد آسایش شهری فضاهای سایه با کسب میانگین بالاتر از متوسط نقش قابل توجهی بر کیفیت زندگی شهروندان دارد. همچنین داده های حاصل از خروجی آزمون T تک نمونه ای پژوهش نشان می دهد که نقش شهروندان اهوازی در توسعه فضاهای سایه و سبز و میزان مسئولیت پذیری آن ها در توسعه فضاهای سبز و سایه با میانگین های (41/2) و (07/2) بسیار ضعیف است. همچنین خروجی تحلیل مدل عاملی مرتبه دوم نشان داد که از نظر شهروندان در میان ابعاد چهار گانه تأثیر فضاهای سایه بر کیفیت زندگی شهروندان در کلانشهر اهواز، عامل آسایش شهری بیش از همه بر کیفیت زندگی شهروندان اهواز اثرگذار بوده و بیشتر نماگرها تحت تأثیر این بعُد از تحقیق قرار دارند. بنابراین نتایج پژوهش نشان می دهد عدم وجود فضاهای سایه مناسب در سطح شهر اهوار ناشی از عملکرد ضعیف مجموعه مدیریت شهری است که بر انگیزه شهروندان به مهاجرت و همچنین عدم احساس تعلق و دلبستگی به شهر اهواز تأثیر گذاشته است. بر همین اساس مسئولین شهری می بایست راهبردهای مشخصی را جهت افزایش فضاهای سایه در سطح شهر با مشارکت شهروندان تدوین کنند.
بررسی اشعار گروس عبدالملکیان بر اساس نظریه روان شناسی تحلیلی یونگ(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
زبان و ادب فارسی دانشگاه آزاد سنندج سال ۱۷ بهار ۱۴۰۴ شماره ۶۲
137 - 169
حوزههای تخصصی:
امروزه به سبب گستردگی مباحث ادبی، منتقدان از زاویه های مختلفی به بررسی در حوزه ادبیات می پردازند. یکی از شیوه های نقد اخیر، نقد روان شناسی از دیدگاه روان شناختی تحلیلی یونگ است. در روان شناسی تحلیلی یونگ، روان ناخودآگاه جمعی، در بردارنده کهن الگوهایی است که آثار و مفاهیم موروثی آن ها در اذهان همه مردم به یک شیوه ظهور و بروز می کند؛ لذا پژوهش حاضر که به روش کتابخانه ای و با رویکرد تحلیلی توصیفی صورت گرفت در صدد پاسخ به این پرسش اساسی است که با توجه به اشعار گروس عبدالملکیان، آیا امکان برداشت و استنباط کهن الگویی از آن ها وجود دارد؟ نگارندگان در فرایند انجام تحقیق ابتدا به بیان مبانی روان ناخودآگاه یونگ پرداختند؛ سپس در شرح مفصلی مقوله کهن الگو و انطباق آن با اشعار این شاعر معاصر را در سه اثر رنگ های رفته ی دنیا، سطرها در تاریکی جا عوض می کنند و پذیرفتن مدنظر قرار دادند. در نهایت یافته های پژوهش نشان داد بیشترین کارکرد و تنوع کهن الگوها در اشعار عبدالملکیان مربوط به سنخ های باستانی نقاب، سایه وآنیما است.
بررسی تطبیقی مشکلات و شخصیت زنان در دو نمایشنامه سایه نوشته رزا جمالی و نمایشنامه زبان تمشک های وحشی نوشته نغمه ثمینی با استفاده از روش تحلیلی جامعه شناسانه ادبیات لوسین گلدمن(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
اجتماعیات در ادب فارسی سال ۴ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۱۱
21 - 36
حوزههای تخصصی:
دو نمایشنامه سایه نوشته رزا جمالی و زبان تمشک های وحشی نوشته نغمه ثمینی به روش تطبیقی، واکاوی می شود تا با مطالعه مسائل زنان دهه نود از دید دو نمایشنامه نویس زن، روشن شود کدام یک بیشتر با مشکلات زنان جامعه، آشنا بوده، چه اندازه برای نشان دادن آن تلاش نموده و راه حل مناسب تری برای برون رفت از مشکلات داده اند. هدف، شناسایی مسائل، مشکلات و شخصیت زنان با رویکرد «ساختارگرایی تکوینی» گلدمن است. این پژوهش ضمن معرفی مفاهیم نقد ساختارگرایی تکوینی گلدمن در نقد جامعه شناختی، به ارزیابی این مفاهیم در دو نمایشنامه مورد بررسی می پردازد. بر اساس یافته های این پژوهش مشخص می گردد از لحاظ کلیت واقعیت اجتماعی، نمایشنامه سایه ، تعداد بیشتری از زنان را می تواند با خود همراه کند چراکه زنان در دهه نود بیشتر، درگیر مسائل اقتصادی و نابرابری جنسیتی بوده اند؛ اما در نمایشنامه زبان تمشک های وحشی ، مشکلات حول محور اوضاع سیاسی می گردد؛ اوضاعی که باعث شد زندگی امن زن نمایشنامه، ناامن شود. این پژوهش با روش توصیفی-تحلیلی به شیوه اسنادی با تشریح تئوری و کاربرد ساختگرایی تکوینی گلدمن انجام شده است.
فهم پدیدار شناسانه اشباح سازمانی و پیامدهای آن در سازمان های دولتی ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: برخی از رهبران به دنبال زنده نگه داشتن هویت شان در سازمان ها هستند. آن ها در ماندگار ماندن اثر و رد پایی از خودشان در آینده نیز، پافشاری می کنند که این میل و انگیزه در ایجاد یک میراثِ پایدار، به عنوان یک نیروی محرکِ قدرتمند برای آنها، در نظر گرفته می شود، که به آن ها اشباح سازمانی گفته می شود. هدف این پژوهش، شناخت و فهم پدیده اشباح سازمانی و همچنین بررسی عوامل اثرگذار و پیامدهای این پدیده در سازمان های دولتی است. طرح پژوهش/ روش شناسی/ رویکرد: باتوجه به اینکه پژوهش حاضر از نظر هدف کاربردی و از لحاظ نحوه گردآوری اطلاعات، توصیفی-اکتشافی است که با استفاده از روش پدیدار شناسی (تجربه زیسته افراد درگیر با پدیده) و رویکرد دیکلمن انجام شده است، لذا در دسته پژوهش های کیفی قرار می گیرد. از آنجا که پژوهش حاضر، کیفی است، روش جمع آوری اطلاعات در آن، از طریق مصاحبه با مشارکت کنندگان است و به همین منظور، بررسی و تحلیل داده های حاصل از مصاحبه، بر اساس روش تحلیل محتوای کیفی با رویکرد استقرایی و نرم افزار Maxqda استفاده شده است. یافته ها: یافته های پژوهش، عوامل اثرگذار و پیامدها را که شامل 3 مضمون اصلی، 11 منشاء اثر، 6 پیامد مثبت و 6 پیامد منفی است را، شناسایی کرده است ارزش/ اصالت پژوهش: پدیده اشباح سازمانی در مطالعات خارجی، مورد بررسی و تحلیل قرار گرفته است، اما در خصوص پژوهش های داخلی، می توان گفت که پژوهش ، از جمله نخستین پژوهش های در این زمینه به حساب می آید.
بررسی مقایسه ای تقابل کهن الگوی سایه و قهرمان در شهنشاه نامه صبای کاشانی و شاهنامه فردوسی با تکیه بر هفت خوان رستم و عباس میرزا(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
نقد روان شناسی در قرن بیستم رواج پیدا کرده است. در این نوع نقد، آثار ادبی از جنبه روان شناختی مورد بحث قرار می گیرند و لایه های درونی آنها آشکار می گردد. یونگ از جمله نظریه پردازانی است که کهن الگوها را تعریف نموده و قائل به وجود دو سطح خود آگاهی و ناخودآگاهی در انسان هاست . بر اساس نظریه کهن الگویی وی آثار ادبی را می توان با توجه به جنبه های اساطیری آنها مورد بحث قرار داد. در این مقاله به روش توصیفی –تحلیلی دو اثر حماسی شاهنامه فردوسی و شهنشاه نامه صبای کاشانی از نظر تقابل قهرمان و سایه و نحوه مقابله قهرمان با سایه بررسی شده و نتیجه این است که فردوسی با توجه به شخصیت اسطوره ای رستم سفر معنوی او را با گذر از موانع مختلف تشریح نموده و او به عنوان قهرمان بلا منازع با تکیه بر نیروی معنوی و یاری خداوند به عنوان پیر دانا و گاه رخش و راهنمایان دیگر در سفر خود به کمال رسیده به عنوان قهرمان شناخته می شود . در منظومه شهنشه نامه ، عباس میرزا قهرمانی است که با روس ها می جنگد و صبا با تقلید از فردوسی تلاش نموده دشمنان را به عنوان نیروهای اهریمنی و اسطوره ای معرفی کند و عباس میرزا را رو در روی آنها قرار دهد. وی در سفر خود تنها نیست و با یاری سپاهیانش به نتیجه می رسد و دشمنان به طور نمادین به اژدها و شیر تشبیه می شوندکه از نظر کهن الگویی