مطالب مرتبط با کلیدواژه
۲۱.
۲۲.
۲۳.
۲۴.
۲۵.
۲۶.
۲۷.
۲۸.
۲۹.
۳۰.
۳۱.
۳۲.
۳۳.
۳۴.
۳۵.
عمان
حوزههای تخصصی:
حضور ایران در عمان و سوریه طی نیم قرن گذشته از نشانگان افزایش قدرت و نفوذ منطقه ای سیاست خارجی ایران تلقی شده است. این مقاله با بهره گیری از داده های مستند، منابع دست اول و روش اسنادی و تحلیل پسارویدادی مبتنی بر روش مقایسه ای در پی پاسخ به این پرسش است که چرا ایران طی نیم قرن اخیر در بحران های دو کشور عربی عمان و سوریه حضور یافت و این حضور نظامی چه دستاوردی برای منافع ملی ایران داشته است؟ یافته های پژوهش نشان می دهد با وجود تفاوت های ماهوی نظام بین الملل و رژیم سیاسی حاکم بر کشور طی نیم قرن گذشته، حضور نظامی ایران در قلمرو پادشاهی عمان و جمهوری عربی سوریه در پرتو استلزامات حاصل از محاصره ژئوپولیتکی و لزوم خنثی سازی تهدیدات محیط پیرامونی در مرزهای خارج از کشور بوده است. این مقاله همچنین با استفاده از آموزه های نظریه رئالیسم و بهره گیری از مفهوم دفاع آفندی نشان می دهد دستاورد این حضور برون مرزی ایران در مورد بحران عمان جلوگیری از به خطر افتادن امنیت انرژی کشور و ممانعت از تهدید گسترش خطر کمونیسم در منطقه خلیج فارس و در مورد بحران سوریه پاسداری از تمامیت ارضی و خنثی سازی قابل توجه تهدید ژئوپولیتیکی رادیکالیسم سلفی در منطقه غرب آسیا بوده است.
هویت و بی طرفی در سیاست خارجی عمان در خاورمیانه(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
سیاست خارجی عمان در مواجهه با موضوعات مختلف منطقه ای در خاورمیانه از الگوی رفتاری دیگر کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس متمایز است. رویکرد این کشور در قبال ایران، برخورد متمایز تاریخی با مسئله اعراب و اسرائیل و بحران دیپلماتیک قطر جملگی مواردی هستند که عمان در برخورد با آن ها نوعی استقلال رفتاری از خود نشان داده و سیاست خارجی متمایزی را پیگیری کرده است. یکی از مهم ترین مؤلفه هایی که سبب تکوین این الگوی رفتاری گردیده، بستر اجتماعی منحصربه فرد عمان و هویتی است که در این بستر اجتماعی قوام یافته و به عنوان یک ارزش سبب انتخاب الگوی رفتاری خاصی گردیده است. بر این اساس، این پژوهش در راستای پاسخ به پرسش چگونگی تأثیرگذاری هویت بر سیاست خارجی عمان، این فرضیه را بررسی می کند که هویت عمان با پذیرش تکثرگرایی بر سیاست خارجی این کشور تأثیر گذاشته و منجر به اتخاذ رویکرد بی طرفی و میانجیگری شده است. پژوهش حاضر با استفاده از نظریه سازه انگاری، به این نتیجه رسیده است که تکثرگرایی ناشی از تساهل دینی/زبانی/قومیتی به عنوان متغیر مداخله گر از جزم گرایی عمان در عرصه سیاست خارجی ممانعت به عمل آورده و موجب رویکرد بی طرفی در برخورد با مسائل مختلف منطقه گردیده است.
سیمیاء المواطنه فی مطبوعات الأطفال الأدبیّه العمانیه مجله مرشد الأدبیّه للأطفال نموذجاً(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
آفاق الحضاره الاسلامیه سال بیست و پنجم یهار و تابستان ۱۴۰۱ (۱۴۴۳ه.ق) شماره ۱ (پیاپی ۴۹)
139-177
حوزههای تخصصی:
إن التربیه على المواطنه لا تحتاج إلى سیاسات واستراتیجیات ضخمه، بل تحتاج إلى أسالیب تربویه مبسّطه وتتناسب مع الطفل، ومن هذه الأسالیب استخدام القصص الموجّهه ومن هنا نجد أن أدب الطفل مساحه خصبه لاستثمارها فی تنمیه السلوکیات التی تعزز قیم المواطنه ومفاهیمها، وترسخ الشعور بالهویه لدى الطفل.ومن خلال استعراضنا لأدب الطفل العمانی، نجد مختلف المطبوعات الموجهه إلیه، الشعریه، والمسرحیه، والقصصیه، والحکایات الشعبیه، والقصص المصوّره. فهناک مجله مرشد للأطفال التی سیتناولها الباحثان لتتبع سیمیاء المواطنه وقیمها المضمّنه فیها. وهذا البحث بصدد الإجابه علی الأسئله التالیه: أولا: محتوى المجله یلامس أهداف التربیه على المواطنه؟ ثانیا : المعالجات الأدبیه لأبواب المجله أبرزت مفاهیم المواطنه؟ ثالثا: وإلى أی مدى تحقق هذا التضمین؟ فالبحث جاء فی نوعه بحثا تحلیلا استند إلى المنهج النوعی بنسبه 98%، وهذا اقتضى الوقوف على عینه عشوائیه من أعداد مجله مرشد التی تعتبر مجتمعًا مقصودًا للدراسه. فإن الباحثین اختارا عینه عشوائیه من مجله مرشد بلغ عددها (15) عددًا موزعًا على الأعوام الخمسه من عمر المجله، بحیث تناولا ثلاثه أعداد عن کل سنه، لتحلیلها والوقوف على مدى وجود أبعادها التربویه على المواطنه ومؤشراتها وأهدافها فی أبواب المجله المختلفه، وقد توصّلا إلى أن أبواب المجله عکست عناصر المواطنه بمختلف الأبعاد الثقافیه، والتاریخیه، والجغرافیه، والاجتماعیه، والدینیه، والفنیه، والذاتیه، التی ارتکزت فی معطیاتها على سلوکیات ومواقف وأفکار استعرضتها المجله فی أبوابها المتنوعه.؛ فقد وجد الباحثان أن تحقق البعد المعرفی الثقافی جاء متساویًا مع تحقق البعد الاجتماعی فی أبواب المجله، إذ حصل کل منهما على نسبه (29%) من مجموع الأبعاد الأخرى، وجاء فی المرتبه الثانیه البعد الوجدانی بنسبه (24%)، وهذا یؤکد على اهتمام المجله بتنمیه التوجهات الوجدانیه والقیم والمشاعر الإیجابیه وغیرها لدى الطفل القارئ، بینما جاء البعد المهاری ثالثًا بنسبه (18%) وهی نسبه لیست قلیله، وإنما تعتبر جیده مقارنه بما تقدمه المجلات الأخرى للأطفال من مهارات وحرکه وأنشطه تحت هذا المحور.
نتایج و پیامدهای روابط سیاسی قواسم و بریتانیا (1192- 1309ق/ 1778م- 1892م)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
اواخر قرن هجده و اوایل قرن نوزده قدرتی متشکل از قبایل با عنوان «قواسم» ساکن در سواحل جنوب شرقی خلیج فارس موسوم به «عمان متصالح» و سواحل مقابل آن در جنوب ایران به وجود آمد که همزمان با قدرت یافتنشان، خود را با قدرت های صاحب منافع در منطقه از جمله بریتانیا مواجه دیدند. ظهور قواسم نه به عنوان گروهی از دزدان دریای عرب که در آب های خلیج فارس و دریای عمان به غارت کشتی های تجاری اقدام می کردند، بلکه به عنوان حاکمیت طوایفی از اعراب ساکن در سواحل دو طرف خلیج فارس که می توانست تجارت آزاد انگلیسی ها را دچار مشکل کند، مورد توجه قرار گرفت. نگارندگان این پژوهش با رویکرد توصیفی-تحلیلی و از طریق مطالعه کتابخانه ای به دنبال پاسخ به این پرسش بوده اند که: نتایج و پیامدهای روابط سیاسی قواسم با بریتانیا (1192-1235ق/ 1778-1820م) چه بوده است؟ روابط قواسم با بریتانیا به تحولات و دگرگونی هایی چون به رسمیت شناخته شدن قواسم به عنوان قدرت و دولتی مستقل، جلوگیری از خطر تسلط قطعی وهابیان بر خلیج فارس، کوتاه شدن دست عمان برای همیشه از سواحل شمال، تشکیل شیخ نشین های حوزه خلیج فارس و غیره منجر شد.
ساختار و مبانی شکل گیری «منظر بین فرهنگی» در بستر ایران و عمان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
منظر دوره ۱۵ بهار ۱۴۰۲ شماره ۶۲
28 - 35
گسترش ارتباطات در جهان امروز، منجر به افزایش روابط میان بسترهای فرهنگی مختلف در زمینه های گوناگون شده است و ظهور مفاهیمی چون دهکده جهانی، جهانی شدن و فرهنگ زایی از نتایج آن می باشد. چالشی که اکنون جهان به خود می بیند، نحوه ارتباط فرهنگ ها در ساختارهای ارزشی متفاوت با یکدیگر است. معماری به عنوان یکی از عواملی که بیشترین اثرپذیری از فرهنگ را دارد، متأثر از این گسترش ارتباطات بوده و نیازمند پاسخی مناسب در راستای تحقق مبانی مراودات فرهنگی است. بسیاری از پژوهشگران حوزه معماری و معماری منظر به بررسی اثرگذاری فرهنگ بر معماری پرداخته اند و اصولی را برای این موضوع ارائه کرده اند. اکنون وجود ارتباط فراوان میان بسترهای فرهنگی مختلف در جهان، این مسئله را طرح می کند: آن محیطی که تحت تأثیر دو یا چند واحد فرهنگی مختلف شکل بگیرد، از چه مبانی پیروی می کند؟ در این راستا، ابتدا پژوهش های پیشین درخصوص تأثیر منظر از فرهنگ بررسی شده و بحث با محوریت ویژگی های فرهنگی دو کشور ایران و عمان مورد تحلیل قرار گرفته اند. روش پژوهش نیز شامل تحلیل تطبیقی نظریات موجود در شکل گیری منظر بین فرهنگی و معماری متأثر از فرهنگ و متناسب سازی مفاهیم و نظریه ها با واقعیت های میدانی است. در نتیجه با ارائه شناسه های مشترک منظرین تأثیرپذیرفته از فرهنگ هر دو سرزمین، چنین بیان شده است که معماری و منظر ایران و عمان دارای هویت بسیار نزدیک بوده و بنابراین شکل گیری چارچوب های منظر بین فرهنگی میان این دو بستر امکان پذیر خواهد بود. در آخر جهت تحقق هدف، به بهره مندی از ارزش های فرهنگی مشترک، استفاده از سازوکارهای شکل دهنده معماری و منظر تأثیر پذیرفته از فرهنگ همسو، به کارگیری مصالح مشابه و بوم آورد هر دو سرزمین، رجوع به نمادها و الگوهای مشترک دو فرهنگ با تکیه بر زیرساخت های اعتقادی و مذهبی واحد و پرهیز از تأکید بر ساختارهای ضد ارزش، توصیه شده است.
تحلیل جایگاه صادرات گاز ج.ا.ایران به عمان از منظر همگرایی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های راهبردی سیاست سال ۱۱ بهار ۱۴۰۲ شماره ۴۴ (پیاپی ۷۴)
165 - 196
حوزههای تخصصی:
از مهمترین تحولات سیاست خارجی ج.ا.ایران در دهه گذشته بر خلاف دهه های قبل، توجه به مناطق پیرامونی از جمله خلیج فارس و نگاه به شرق و توجه به کشورهای اسیایی مانند هند و پاکستان در قالب کاهش اختلافات با همسایگان و همکاری گسترده با شرق است. پرسش اصلی این است که چگونه صادرات گاز ج.ا.ایران به عمان می تواند عاملی در گسترش همگرایی در روابط دو کشور باشد؟ فرضیه پژوهش این است که گسترش ارتباطات مختلف از جمله کالایی استراتژیک مانند صادرات گاز ایران به عمان می تواند بسترساز ارتقای همگرایی دو کشور در حوزه های دیگر روابط دو کشور گردد. این پژوهش از روش تحقیق بررسی دلایل کارکردی از پیتر مک لافلین و چارچوب مفهومی همگرایی و نظریه ارتباطات کارل دویچ بهره می برد. یافته ها نشان می دهد که افزایش ارتباطات از جمله در کالاهای استراتژیک مانند صادرات گاز بین دو کشور می تواند بسترساز افزایش مبادلات کالا و خدمات گردد. صادرات گاز به عمان سبب تامین نیازهای انرژی این کشور، امنیت انرژی و حتی زمینه ساز گسترش خط لوله گاز از عمان به هند و چین، مهمترین عامل موثر در بکارگیری سیاست خارجی همگرا و فعال ج.ا.ایران در کشورهای حوزه خلیج فارس می باشد.
جایگاه میانجی گری در سیاست خارجی عمان در پرتوی دیپلماسی دولت کوچک(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
دولت پژوهی سال ۹ تابستان ۱۴۰۲ شماره ۳۴
137 - 177
حوزههای تخصصی:
دولت ها در نظام بین الملل کنونی را می توان برحسب قدرت به قدرت های بزرگ، قدرت های میانه و دولت های کوچک تقسیم کرد. در این میان، دولت های کوچک دارای برخی ویژگی های متمایز هستند. سلطان نشین عمان یکی از این دولت هاست. این دولت در دوران «سلطان قابوس بن سعید» (2020-1970) سیاست خارجی متمایزی را بر پایه میانجیگری اتخاذ کرده و حتی پس از مرگ وی نیز همین رویه را ادامه داده است. در این چارچوب، سؤال پژوهش حاضر این است که چرا میانجی گری در دوران سلطان قابوس نقش محوری در سیاست خارجی عمان در قبال تحولات منطقه ای در غرب آسیا داشته است؟ در پاسخ به این سؤال، با بهره گیری از چارچوب مفهومی دیپلماسی دولت کوچک و با استفاده از روش تحلیل محتوای کمی-کیفی، استدلال می شود که محدودیت های قدرت عمان به عنوان دولت کوچک باعث تمایل عمان به میانجی گری در سیاست خارجی در قبال تحولات منطقه ای در غرب آسیا شده است. یافته های پژوهش حاکی از آن است که فرصت های سیاست خارجی عمان برای جمهوری اسلامی ایران به مراتب بیش از چالش های آن است، به گونه ای که این سلطان نشین می تواند از فشارهای منطقه ای و بین المللی کنونی بکاهد و رفتار دشمنان و رقبای کشور را تعدیل نماید.
فعالیت های سیاسی ابوطالب اخیر (متوفای۵۲۰) در ایران و یمن(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهشنامه تاریخ اسلام سال ۱۲ بهار ۱۴۰۱ شماره ۴۵
۶۶-۴۷
حوزههای تخصصی:
ابوطالب اخیر(متوفای۵۲۰) از نوادگان سیدمؤید بالله و شخصیت سیاسی تأثیرگذار زیدیه بود که در سال ۵۰۲ در گیلان قیام خود را آغاز کرد. او درصدد بود تا دعوت و امامت خویش را بر عمان و یمن نیز گسترش دهد. پرسش اصلی مقاله این است که قدرت گیری ابوطالب اخیر معلول چه تحولات سیاسی و نظامی در منطقه گیلان و دیلم بوده است؟ و مناسبات و مکاتبات او با زیدیان و فعالیت فرامنطقه ای وی، تا چه حد در تثبیت امامتش تأثیرگذار بوده است؟ به نظر می رسد ابوطالب اخیر که عالمی اندیشمند و مجاهدی پرکار بود، با بررسی وضعیت سیاسی گیلان، عمان و یمن تا حدودی توانست اوضاع نابسامان این مناطق را مهار کند. با این همه به علل گوناگون قیامش به سرانجام نرسید. این پژوهش با بررسی فعالیت های سیاسی و نظامی ابوطالب اخیر در مناطق مختلف، انگیزه و هدف ابوطالب از قیام را تحلیل و ارزیابی کرده است. در این مقاله با استناد به داده ها و منابع تاریخی و با توصیف و تحلیل داده های تاریخی، مشکلات و چالش های پیش روی ابوطالب اخیر مورد بررسی قرار گرفت تا نقش وی در زمینه سازی آغاز دوره دوم حکومت زیدیه یمن مشخص شود. یافته های پژوهش نشان می دهد که زیدیه در گیلان و دیلم انسجام چندانی نداشتند. همچنین مشخص شد که ابوطالب از راه دور، توان مهار اوضاع آشفته یمن را نداشت زیرا یمن با تعصبات قبیلگی و حسادت های اشراف زیدی مواجه شده بود.
دخالت نظامی ایران در بحران ظفار و واکنش کشورهای عربیِ خلیج فارس: در آیینه اسناد نویافته وزارت امور خارجه بریتانیا
با خروج نیروهای انگلیسی از خلیج فارس و با ایجاد یک آرایشِ نظامی و سیاسی نوین در سطح منطقه ای و بین المللی، مناسبات ایران و عمان در ابعاد سیاسی و نظامی، وارد فصل جدیدی شد. مسئله ی جنبش ظفار در عمان، نمونه ای از این مناسبات را نمایان ساخت؛ به گونه ای که بر اساس دکترین نیکسون، مقرر شد که ایران در حوزه خلیج فارس، به عنوان یک ژاندارم نظامی شناخته شود که وظیفه آن، سرکوب هرگونه جنبش کمونیستی بود. با شکل گیری جنبش ظفار، نیروهای نظامی ایران به عمان اعزام شده و نقش مهمی در خاموش کردن این شورش کمونیستی ایفا کردند. واکاوی جنبش ظفار در عمان و نقش ایران در آن، تاکنون در پژوهش های متعددی مورد بررسی قرار گرفته است؛ با این حال جنبه نوآورانه پژوهش ما، واکاوی ابعادِ مختلف این جنبش و نقش نظامی ایران در آن، بر مبنای مجموعه اسناد محرمانه وزارت امور خارجه بریتانیا است. سؤال پژوهش پیش رو این است که نگاه کشورهای حوزه خلیج فارس در قبال دخالت نظامی ایران در عمان برای سرکوب جنبش ظفار، چگونه بوده است؟ برای پاسخگویی به این سؤال، پژوهش پیش رو با شیوه گردآوری داده ها از طریق اسناد محرمانه وزارت امور خارجه بریتانیا، سامان یافته است. یافته های این پژوهش نشان می دهد که کشورهای حوزه خلیج فارس، حضور نظامی ایران در عمان را به مثابه تلاش ایران برای نفوذ در نواحی جنوبی خلیج فارس تلقی کرده و نسبت به این دخالت، نگاهی بدبینانه داشتند.
دیپلماسی اقتصادی هندوستان در عمان (از2014 تا 2021)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
سیاست خارجی سال ۳۷ زمستان ۱۴۰۲ شماره ۴ (پیاپی ۱۴۸)
205-228
حوزههای تخصصی:
یکی از ابزارهای نوین و کارآمد دولت ها برای کنش در فضای بین المللی و دستیابی به موقعیت بهتر در اقتصاد جهانی، دیپلماسی اقتصادی است. دیپلماسی اقتصادی زمینه تنش زدایی در روابط سیاسی را فراهم می آورد. با روی کار آمدن حزب بهاراتیا جاناتا موسوم به بی.جی. پی در هندوستان از سال ۲۰۱۴ هند و عمان کوشش در ارتقا روابط داشته اند. روابط دو کشور دارای پیشینه تاریخی و ابعاد گوناگونی همچون اقتصادی، سیاسی، فنی، نظامی و... است. هندوستان با درپیش گرفتن سیاست خارجی توسعه گرا، کوشش در ارتقا وزن ژئوپلیتیک خود دارد که این مهم را با ابزاری هم چون صادرات توان فنی و مهندسی و واردات انرژی دنبال می کند. پرسش اصلی مقاله این است که راهبرد و اهداف دیپلماسی اقتصادی هند در چیست؟ یافته های پژوهش با کاربست روش تحقیق کیفی مبتنی بر رویکرد توصیفی - تحلیلی نشان می دهد که با روی کار آمدن دولت مودی در هند، سیاستگذاران این کشور، با اولویت قراردادن توسعه اقتصادی و با درپیش گرفتن دیپلماسی اقتصادی در صدد رفع نیازهای انرژی، جذب سرمایه گذاری و صادرات توان فنی، مهندسی و دفاعی خود می باشند و ازاین رو، یک مشارکت استراتژیک با عمان ترسیم کرده اند.
تصاویر حسی در شعر شُمَیسه النُّعمانی
حوزههای تخصصی:
انسان از دیرباز همواره به ادبیات توجه داشته است و ادبیات با زندگی بشر پیوندی عمیق دارد. ادیبان و شاعران همواره در تلاش هستند که حوزه ادبیات و تأثیرات آن را گسترش دهند. استفاده از تصویر در آثار ادبی زمینه ساز قابل درک بودن برای مخاطب و ارتباط مخاطب با متن ادبی را فراهم می کند. تصاویر حسی نیز ابزاری هستند که به عنوان پایه های یک تصویر کلی در متن شعر قرار می گیرند و شاعر از آن ها برای بیان هر چه بهتر مقصود خود بهره می گیرد. به عبارتی دیگر، تصاویر ایجاد شده توسط شاعر رابطه مستقیم و تنگاتنگی با روحیه او و هدفش دارد. پژوهش حاضر با روشی توصیفی - تحلیلی و با استفاده از منابع کتابخانه ای و الکترونیکی به بررسی عناصر و ابزارهای متعدد تصویرپردازی حسی از جمله (حس بینایی، حس شنوایی، حس بویایی، حس چشایی، حس لامسه) در آثار شمیسه النعمانی پرداخته است. نتایج به دست آمده حاکی از آن است که این شاعر با استفاده از اسالیب مختلف زبان و به کارگیری آن ها در پی تأثیر بیش تر شعر خود بر خواننده است و نیز اشعار شمیسه النعمانی آینه ای از تجربه های شعری وی است.
دیپلماسی دوگانه ایران در جریان جنبش ظفار (1354-1344ش./1975-1965م.)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات تاریخی جنگ سال ۸ بهار ۱۴۰۳ شماره ۱ (پیاپی ۲۷)
48 - 63
حوزههای تخصصی:
جنبش ظفار10سال به طول انجامید، ابتدا تحت تأثیر ملی گرایی عربی به رهبری جمال عبدالناصر قرار گرفت و پس از شکست اعراب از اسرائیل (1967م.)، به سمت بلوک شرق گرایید. با ورود سلطان قابوس به صحنه سیاسی عمان (1970م)، اندکی پیش از خروج انگلستان از خلیج فارس، ایران با کمک انگلیس و امریکا به سرکوب جنبش پرداخت. نفوذ جریان اندیشه ملی گرایی عربی و کمونیسم، به ترتیب دو چالش عمده در این دهه بود که در تعیین رفتار سیاسی ایران نسبت به جنبش نقش داشت. مسأله اصلی این پژوهش پاسخ به این سوال است که چرا ایران با وجود تأیید حقانیت رهبر مذهبی جنبش، تلویحاً اعلام بی طرفی کرد اما با برآمدن سلطان قابوس، مستقیماً در سرکوب آن مشارکت نمود؟ یافته ها نشان می دهد، چالش های یاد شده بر رویکرد ایران تأثیر بنیادی داشت و ایران در طول رخداد مذکور دو رفتار متفاوت در پیش گرفت؛ نخست با هدف عدم تقویت مواضع جنبش در برابر غرب، موضع بی طرفی مثبت را برگزید و ضمن تأیید حقانیت مخالفان سلطان، اقدامی نکرد؛ سپس به منظور تثبیت موقعیت سلطان جدید و مقابله با توسعه نفوذ بلوک شرق، اقدام به سرکوب آن نمود. داده های مقاله به صورت کتابخانه ای و اسنادی گردآوری و به شیوه توصیفی_ تحلیلی تدوین و نگارش شده است.
جایگاه راهبرد ائتلاف شکنی در سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران (مطالعه موردی: شورای همکاری خلیج فارس)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
اعضای شورای همکاری خلیج فارس بر خلاف ائتلاف ظاهری، فاقد یک رویکرد منسجم در سیاست خارجی هستند. در این میان قطر و عمان به دلایل محتلف داخلی و خارجی، از نامتجانس ترین سیاست خارجی نسبت به سایر اعضای شورا برخوردارند. این شرایط فرصتی برای جمهوری اسلامی ایران فراهم کرده است تا با توسعه و تحکیم روابط خود با قطر و عمان در حوزه های مختلف، سیاسی، امنیتی و اقتصادی، به جذب بیشتر این دو کشور در سیاست های منطقه ای خود و جدا سازی آنها از شورای همکاری خلیج فارس بپردازد. در این راستا، راهبرد ائتلاف شکنی از مهمترین دستورکارهای سیاست خارجی ایران در برخورد با شورای همکا ری خلیج فارس بوده است. سوال مقاله این است که جمهوری اسلامی ایران چگونه از واگرایی میان اعضای شورای همکاری خلیج فارس در راستای تحقق اهداف و منافع خود بهره می برد؟ در پاسخ به سوال مذکور، این فرضیه مطرح شده است که «با توجه به وجود واگرایی های سیاسی میان برخی اعضای شورای همکاری خلیج فارس، در سطوح منطقه ای و فرامنطقه ای ، جمهوری اسلامی ایران در کنار موازنه گری داخلی از راهبرد ائتلاف شکنی در جهت در جهت جلوگیری ازشکل گیری اتحاد منطقه ای علیه این کشور و ایجاد همگرایی با اعضای نامتجانس شورای همکاری خلیج فارس استفاده می کند.» پژوهش حاضر با شیوه توصیفی-تحلیلی و با رویکرد موردی انجام شده است. در رویکرد موردی به طور جزئی نگر و به روش کیفی و با کاربست نظریه در «مورد»، به مطالعه دقیق ابعاد آن مورد و تفسیر و تحلیل داده های پیرامون آن پرداخته می شود.جمع آوری داده ها به شیوه کتابخانه ای، استفاده از مجلات علمی ومنابع معتبر اینترنتی صورت گرفته است.
تأثیر مفاهیم قرآنی بر قوانین خانواده در کشورهای اسلامی
حوزههای تخصصی:
قرآن در قوانین اساسی بسیاری از کشورهای اسلامی، منبع اصلی تقنین معرفی شده است. سوال اصلی پژوهش حاضر این است که با وجود تاکید قوانین اساسی کشورهای اسلامی بر مرجعیت قرآن در حقوق موضوعه کشور، بازتاب این امر در مقررات احوال شخصیه چیست؟ در این پژوهش صرفاً نقش مفاهیم قرآنی پیرامون جنبه هایی از ازدواج به عنوان مصداقی از مصادیق مطرح در چند کشور اسلامی، به صورت مقایسه ای مورد بررسی قرار گرفته است. در این راستا، قوانین احوال شخصیه کشورهای عربی، غیرسکولار و همسایه ایران ازجمله کویت، عراق، عمان، امارات متحده عربی و اردن و قانون مدنی ایران مدنظر بوده است. بنابراین، تلاش شده است با معرفی مفاهیم قرآنی به کار گرفته شده یا قابل به کارگیری در قوانین خانواده، به سمت یکپارچگی نظام حقوق خانواده اسلامی در منطقه و فراتر از آن حرکت شود. نتایج نشان داد، در قوانین کشورهای عربی مورد مطالعه، ازدواج با عنوان «زواج»، صریحاً و با استفاده از مفاهیم قرآنی «مودت، رحمت و سکونت» تعریف و ماهیت آن، عقد دانسته شده است. به جهت ممنوعیت عقد منفطع در فقه و حقوق این کشورها، دائمی بودن نکاح به تصریح نیاز نداشته و به ابتنای تشکیل خانواده بر ازدواج تاکید گردیده است. در قانون مدنی ایران، ازدواج با عنوان «نکاح» که از کاربرد بیشتر و دقیق تری برای بیان رابطه زن و شوهری در استعمالات قرآنی برخوردار است، و دو نوع موقت و دائم آن مورد توجه بوده است؛ اما تعریف نشده و در عین حال، عقد دانستن آن به وضوح مورد پذیرش قرار گرفته است. با این حال در قوانین این کشورها، توجه به قالب قرآنی «میثاق غلیظ» برای بیان ماهیت ازدواج به جای عقد و قرارداد و عهد، برخلاف پاره ای کشورهای غربی، مغفول مانده است.
روابط خارجی آل بویه با سلاطین عمان (بَنووَجیه و زنگیان) در سال های بین 340-362 هجری(مقاله پژوهشی حوزه)
منبع:
تاریخ اسلام سال ۲۶ تابستان۱۴۰۴ شماره ۲ (پیاپی ۱۰۲)
168 - 151
حوزههای تخصصی:
معاصر با ورود خاندان آل بویه (447-334 ه.ق) به بغداد، خوارج و بنو وجیه در عمان قدرت را در دست داشتند. خوارج با قدرت گیری جلندی بن مسعود (134-132 ه.ق)، پایه های نخستین حکومت خارجی مذهب عمان را بنا نهاده بودند. با ورود خاندان آل بویه به بغداد، خوارج که در دوره سوم امامت خود به سر می بردند و در آستانه ورود به دوره فترت قرار داشتند، نواحی داخلی و کوهستانی چون نزوه [1] را در اختیار داشتند. خاندان بنو وجیه [2] (354-324 ه.ق) که به عنوان رقیب اصلی آل بویه در عمان به سر می بردند و سپس زنگیان (362-356 ه.ق) نیز بر بنادر عمان نظیر مسقط [3] و صحار [4] حکومت می کردند. با تشکیل حکومت آل بویه در بغداد، روابط خصمانه آنان و سلاطین عمان، با تأخیری قریب به 18 سال، آغاز گردید؛ زیرا حمله دولت آل بویه به سرزمین عمان به منظور تصرف آن، در سال 352 هجری و به دستور معزالدوله (356-334 ه.ق) رخ داد؛ گرچه سپاهیان اعزامی معزالدوله سرانجام در سال 355 هجری موفق به فتح آنجا شدند، اما با مرگ معزالدوله و عدم توجه وزیران برای حفظ عمان، این ناحیه بار دیگر از قلمرو آل بویه خارج شد. عضدالدوله (372-367 ه.ق) که در این زمان حاکم فارس بود، در سال 364هجری، لشکری را به منظور جنگ با زنگیان که جایگزین خاندان بنی وجیه شده بودند، به عمان فرستاد. جنگی شدید میان سپاهیان عضدالدوله و زنگیان صورت گرفت که در نتیجه آن عمان دوباره به قلمرو آل بویه ضمیمه شد. بدین صورت گرچه حمله آل بویه به عمان با تاخیر صورت گرفت، اما تا زمانی که بهاءالدوله (403-379 ه.ق) عمان را در اختیار خاندان بنومُکَرَم (448-390 ه.ق) قرار داد، از سوی حاکمان بویهی همواره حملاتی به عمان در برابر خوارج، خاندان بنووجیه و زنگیان صورت گرفت. پژوهش حاضر با روش توصیفی- تحلیلی و استناد به منابع تاریخی و جغرافیایی دست اول، درصدد پاسخ به این سوال است که کدام عوامل در برقراری روابط خصمانه آل بویه با سلاطین عمان در سال های بین 362-340 هجری تاثیر داشت؟ نتایج پژوهش دلالت بر این دارد که در شکل گیری سیاست خصمانه آل بویه با بنووجیه و زنگیان عمان، مهم ترین عامل تجارت بود. عمان که در دهانه خلیج فارس واقع شده بود و در مسیر گذرگاه تجاری به سمت شرق آفریقا و شرق آسیا قرار داشت، بنادری چون صحار، مسقط، جلفار، [5] نزوه و جبال [6] را دربرمی گرفت. در نتیجه می توان گفت که سیاست خصمانه آل بویه عراق نسبت به خاندان بنو وجیه از یک سوریشه در تأمین امنیت تجاری بصره و بنادر شمالی خلیج فارس چون سیراف و جَنابه [7] داشت که مورد تهدید و تهاجم مداوم سلاطین عمان قرار داشتند؛ زیرا این بنادر بویژه بندر بصره، یکی از مهم ترین بنادر خلیج فارس بوده و تجارت شرق و غرب را به هم متصل می کرد و از آنجا که بصره در تجارت با بنادر عمان رقابت می کرد، حاکمان عمان در تلاش برای تصرف بصره بودند. همچنین نزدیکی عمان به سواحل شمالی خلیج فارس امکان حمله به سرزمین فارس و بندرگاه های تجاری شمالی خلیج فارس چون سینیز، [8] سیراف و جنابه را مهیاء می کرد. از سوی دیگر، آل بویه به جهت اهمیت تجاری عمان و تلاش برای تسلط بر بنادر آن، نگرش خصمانه ای را در برقراری روابط با سلاطین عمان برگزیدند. عمان به دلایل پیش گفته دارای نقش مهمی در تجارت شرق و غرب بوده و به نوعی به قطب تجاری منطقه تبدیل شده بود. بنابراین، برای امراء بویهی که توجه بسیاری به امر تجارت و بازرگانی داشتند، عمان از ارزش بسیاری برخوردار بود. از توصیف جغرافی نویسان قرون میانه اسلامی به خوبی روشن است که معاصر با خاندان آل بویه در عراق، مثلث تجاری خلیج فارس را در این زمان بصره، سیراف و عمان تشکیل می دادند و به عنوان مکمّل همدیگر در رفت و آمد کشتی های تجاری در مسیر شرق به غرب و بالعکس عمل می کردند.