مطالب مرتبط با کلیدواژه
۲۱.
۲۲.
۲۳.
۲۴.
۲۵.
۲۶.
۲۷.
۲۸.
۲۹.
۳۰.
۳۱.
۳۲.
۳۳.
۳۴.
۳۵.
۳۶.
۳۷.
۳۸.
۳۹.
۴۰.
فولکلور
منبع:
مطالعات فرهنگی و ارتباطات سال نهم تابستان ۱۳۹۲ شماره ۳۱
77 - 104
حوزههای تخصصی:
در مقاله حاضر چهار فرایند شکل گیری هویت در فرایند توسعه فضاهای کار و زندگی در دو روستای جنوبی شهر سمنان بر اساس مطالعه میدانی و داده های مردم نگارانه بررسی شده اند. در واقع با توجه به ابعاد تئوریک و دشوار مساله هویت، نقاط ارتباط و اتصال میان فرد و فضا - که یکی از جنبه های مادی شکل گیری هویت است- در چهارچوبی تحلیلی قرار گرفته است. این تحقیق با استفاده از روش هرمنوتیکی که یکی از روش های تحلیل کیفی است با تغییر مفهوم هویت[1] به مفهوم هویت بخشی[2] چهار فرایند تحلیلی را در بر داشته است: خوانش بلاغی فضا[3]، نوشتار فضایی[4]، جایگیری خود[5] و کرونوتوپ[6]. فرایندهای مذکور که باعث فضایی سازی مفهوم هویت می شوند به طور مشخص در دو روستای جنوبی شهر سمنان با نام های خیرآباد(خیروژ) و رکن آباد(رکنوژ) بررسی شده اند که در طول زمان های گذشته تاکنون بعنوان دو رقیب موثر در توسعه فضاهای کار و زندگی خود نقش داشته اند.
تحلیل دریافت افراد دارای معلولیت از تصاویر بازنمایی شده از آنها در فیلم های سینمایی "با تاکید بر فیلم های میم مثل مادر، شهر زیبا و زمانی برای دوست داشتن"(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات فرهنگی و ارتباطات سال دهم زمستان ۱۳۹۳ شماره ۳۷
43 - 66
حوزههای تخصصی:
این تحقیق در پی تحلیل دریافت افراد دارای معلولیت جسمی – حرکتی از تصاویر بازنمایی شده از آنها در سه فیلم: میم مثل مادر اثر رسول ملاقلی پور،شهر زیبا به گارگردانی اصغر فرهادی و زمانی برای دوست داشتن ابراهیم فروزش است. مخاطبان مورد نظر در این تحقیق شامل معلولین جسمی – حرکتی ای هستند که توان دیداری و شنیداری را توأمان دارند، و این مخاطبان شامل نابینایان، ناشنوایان، معلولین ذهنی و سایر معلولینی که این ویژگی را ندارند، نمی شود. تحقیق پیش رو در چارچوب مطالعات فرهنگی و با رویکرد تحلیل دریافت، سعی در پی بردن به دریافت مخاطبان از این فیلم ها را دارد، فیلم هایی که درباره معلولیت است و یا بخشی از فیلم به بازنمایی معلولیت پرداخته است. به این ترتیب به دنبال پاسخگویی به این سوال کلی بودیم که افراد دارای معلولیت چه دریافتی از این فیلم ها دارند. روش به کار برده شده در این تحقیق، روش کیفی است که البته برای انسجام بخشیدن به یافته ها از روش نظریه زمینه مبنا نیز برای کدگذاری و مقوله بندی آنها یاری جستیم؛ در این راستا از دو تکنیک مصاحبه عمیق و مشاهده مشارکتی استفاده شده است. یافته های تحقیق حاکی از آن است که از سوی مخاطبان خوانش های متفاوتی از فیلم ها صورت گرفته است، البته این تفاوت میان زنان و مردان بیشتر نمایان است. نتایج حاصل از این تحقیق نشانگر فعال بودن مخاطبان در عرصه دریافت است. در پایان، نتایج حاصل از یافته ها به صورت مقوله هایی ازقبیل ترحم، عدم امکان ازدواج، همجواری معلولیت با امور مقدس و غیره، قرار داده شده است.
بررسی جایگاه زنان در امثال و حکم فارسی با رویکرد جامعه شناسی
حوزههای تخصصی:
کارکرد عناصر فرهنگ عامه در اشعار اخوان ثالث
حوزههای تخصصی:
در این نوشتار، کارکردهای گوناگون عناصر فرهنگ عامه در اشعار اخوان ثالث بررسی شده است. اخوان که شاعری است ملی گرا و شیفته ی فرهنگ اصیل کشورش، اشکال متنوع فولکلور را از ادبیات شفاهی گرفته تا آداب و رسوم، باورهای عامیانه و خرافی، دانش عامیانه، بازی ها و... به طرزی گسترده، به انحاء مختلف و با مهارتی بی نظیر در سروده هایش به کار گرفته است. مطالعه ی دقیق اشعار او بیانگر آن است که علاوه بر استفاده ی تفنّنی شاعر از این عناصر در مضمون پردازی، اشکال مختلف فولکلور در شعر او کارکردهای مخصوصی یافته است که مهم ترین آنها عبارت است از بیان حسب حال، انتقادات اجتماعی و سیاسی، پند و اندرز، نفوذ در دل ها ، گسترش حوزه ی تخیل و پدیدآوردن ایجاز هنری. این کارکردها در این نوشتار به شیوه ی توصیفی- تحلیلی بررسی می گردد.
بَردِشیر(شیرسنگی) در فولکلور و دانش بومی بختیاری(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
شیرسنگی، تندیس و مجسمه ای ساخته از سنگ است که در فرهنگ بختیاری ها کاربرد و کارکرد متنوّعِ فرهنگی، هنری، ادبی، اجتماعی و اقتصادی دارد. در نقاط سردسیری و گرمسیری بختیاری این پیکره تنومند و با هیبت را روی مزار کلانتران، خان ها، شهیدان، دلاوران، جوانان و بزرگ مردان قوم می گذارند. گونه ها و تیپ های مختلف بردشیر (شیرسنگی) با توجّه به نحوه ساخت، ابزار، تجربه استادان و روند آماده سازی، اندازه ، شکل (ریخت)، نگاره های حکاکی(نقش) و گونه های مختلف واقعی(تیپ رئال) و انتزاعی تا نصب و آداب و رسوم آن، در سراسر منطقه بختیاری موجب شد که نگارنده علاوه بر کارکردهای مادی و معنوی، به ویژگی های این پیکره در دانش بومی و فرهنگ عامّه هَموندان بختیاری بپردازد و جایگاه این هنر دیرین ایرانی را در دوره معاصِر نمایان کند. این مطالعه بر مبنایِ پژوهش میدانی و گفتگو با استادان سازنده این هنر-صنعت بومی تدوین و گاهی نیز به اسناد و مدارک کتابخانه ای استناد شده است. برای این منظور با مصاحبه و جمع آوری اطلاعات لازم، ضبط گونه های فرهنگ و ادبیّات شفاهی نمونه هایی از آفریده ها و عقاید مردمی در فرهنگ مردم(فولکلور) و هنر ایرانی جستجو شد که برای تحقیقات مردم شناسی، قوم نگاری و مطالعات فرهنگی-ادبی عشایری موثر باشد.
موتیف ها در لالایی های سبزواری(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
فرهنگ و ادبیات عامه سال نهم خرداد و تیر ۱۴۰۰ شماره ۳۸
269-302
حوزههای تخصصی:
لالایی ها یکی از شاخه های مهم و ارزشمند عامه در فرهنگ هر قومیتی به شمار می آیند. درون مایه لالایی ها بازتاب اندیشه ها، باورها، تأملات روحی، دغدغه های اجتماعی و سیاسی، عواطف، دعاها و آرزوهای فردی و اجتماعی است که می توانند از شرایط جغرافیایی، فرهنگی، اجتماعی و سیاسی جامعه تأثیر بپذیرند. از آنجایی که لالایی ها مختص فرهنگ یا کشور خاصی نیستند، می توانند اشتراکات زیادی با یکدیگر داشته باشند که این اشتراکات ممکن است از حیث ریتم، مضمون، مفاهیم و همچنین موتیف ها و تُپُس های دینی، طبیعی، اجتماعی، جغرافیایی و سیاسی باشد. در این پژوهش به شیوه توصیفی تحلیلی سعی بر آن است تا با بررسی چهل لالایی مکتوب سبزواری که به روش کتابخانه ای گرد آمده اند، ضمن مشخص کردن شیوه شکل گیری موتیف در آن ها، رایج ترین موتیف های به کار رفته نیز معرفی شود تا از این رهگذر ضمن شناساندن لالایی های بومی سبزوار، به بازتاب اندیشه های دینی، شرایط اجتماعی و دغدغه های فردی مادران آن روزگار پی ببریم. پس از بررسی موتیف های گوناگون در این لالایی ها توانستیم آن ها را به چهار دسته موتیف های مذهبی، طبیعت، اماکن و خویشاوندان تقسیم کنیم. از بین موتیف های به کار رفته، موتیف «گل» (نام انواع گل ها) با 26 مورد و موتیف «بابا» با 16 مورد، بیشترین بسامد را داشتند. حاصل این بررسی نشان می دهد که گویندگان این لالایی ها از انواع موتیف برای غنی ساختن درون مایه لالایی های خود به خوبی بهره گرفته اند، زیرا سرایندگان آن ها تصاویر و مضامین موجود را براساس موتیف های گوناگون بنا نهاده اند که اغلب این موتیف ها شبکه ای از تصاویر، مضامین فکری و احساسی آن ها را شکل می دهند که بدون تحلیل آن ها، شناخت مختصات اصلی و زوایای مفاهیم این لالایی ها آشکار نیست.
نقد روانشناختی داستان های فولکلور ایرانی و اروپایی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش ادبیات معاصر جهان دوره ۲۱ پاییز و زمستان ۱۳۹۵ شماره ۲
471 - 487
حوزههای تخصصی:
فولکلور یا ادبیات شفاهی و بومی از جایگاه ویژه ای در تمامی اقوام برخوردار است.مهم ترین ویژگی فولکلور بیان ناگفته هایی است در قالب داستان های کودکان یا عامیانه و مردمی. این پژوهش به بررسی روانشن اختی دو داست ان مردمی، دو روان آدمی، با دو ساختار در ظاهر متفاوت، ولی در ژرف ا همگ ون می پردازد و سعی دارد از ورای این دو داستان ایرانی و فرانسوی، نهاد پنهان آنها را دریابد. با روایت هر داستان در واقع حرفهای درونمان را می زنیم. کنشگر های خوب و بد داستان ها، همان جنبه های شخصی ما و اعداد در قصه ها، همان مادینگی و نرینگی درونی ما هستند. حال با نگاهی تطبیقی به بررسی ناخودآگاه جمعی می پردازیم که در قصه ها به روشنی نمایان است.
تحلیل کاربستِ عناصرِ ادبیات عامه در شعر احمد شاملو(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
شعرپژوهی سال سیزدهم بهار ۱۴۰۰ شماره ۱ (پیاپی ۴۷)
225 - 248
حوزههای تخصصی:
در این مقاله، عناصری از ادبیات عامه از قبیل زبان محاوره یا شکسته، واژگان و اصطلاحات ادب عامه، اسم صوت ها، باورها و افسانه ها، ضرب المثل ها، ترانه ها و حتی شخصیت های نامور در ادبیات عامه که در شعر شاملو بسامد بیشتری داشته اند، بررسی شده است. دقیقه ها و ظرایف چگونگی کاربست این عناصر بررسی و تحلیل شده است و در پایانِ هر عنوان، دلایل استفاده ی شاعر از آن ها بیان شده است. همچنین افزون بر مقدمه و بیان پیشینه، نسبت و رابطه ی احمد شاملو با ادبیات عامه به عنوان مدخل ضروری برای ورود به بحث اصلی بازنموده شده است. این مقاله ثابت کرده است که رویکرد شاملو به عناصر ادبیات عامه و کاربست آن ها در شعرش پیامد یک تحول اندیشگانی است و زبان گرایی که در شعر شاملو ویژگی بارزی است، سبب شده تا وی بیشتر از داده های لفظی ادب عامه سود ببرد تا عناصر معنوی آن. همچنین تبیین شده است که رویکرد شاملو به ادب عامه، اگرچه به سفارش اجتماع و نیاز جامعه صورت گرفته ولی هرگز سطح شعر او را به اثری بازاری یا عامه پسند تنزل نداده است.
بازتاب فرهنگ عامه در هفت اورنگ جامی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
فرهنگ مردم مجموعه ای از آداب و رسوم و سنن رایج قوم در هر جامعه و بازگوکننده کنش ها و منش های گذشتگان آن جامعه است، در تاریخ آنان ریشه دارد و پشتوانه ای بزرگ و چشمه ای زاینده برای ملت هاست و همچنین در برش های حساس تاریخی بنا به ضرورت، تکیه گاهی مطمئن برای ایستادگی و پایداری مردم در برابر ناملایمات و دشواری ها به شمار می رود. از آنجا که شعر شاعران گاه بازتاب دهنده آداب و عقاید و باورهای مردم است و به مثابه آینه ای شفاف، می تواند سیر اندیشه و نظام باورها و نیز فرهنگ مردم دوران شاعر را بازتاب دهد، این پدیده را در آثار شاعران و اندیشمندانی چون جامی نیز به وضوح می توان دید. باتوجه به اهمیت عناصر عامه و تأثیر آن بر ابعاد اجتماعی فرهنگی ایران و همچنین بازتاب آن در ادبیات فارسی در این پژوهش با بهره گیری از تعاریف عناصر عامه در حوزه دانش و هنر عوام و همچنین تکیه بر باورهای عامه با روش تحلیلی محتوایی و کیفی به بررسی فرهنگ عامه در هفت اورنگ جامی پرداخته شده است.
تمثیل عرفانی در شعر فولکلور معاصر، بر محور «به علی گفت مادرش روزی»، اثر فروغ فرخزاد(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
تحقیقات تمثیلی در زبان و ادب فارسی دوره ۱۰ تابستان ۱۳۹۷ شماره ۳۶
143 - 163
حوزههای تخصصی:
از دیرباز، به دلایل مختلف، شاعران ترجیح داده اند که مطلب، و بویژه مسأله عرفانی مورد نظر خویش را به صورت غیر مستقیم و گاه رمزی بیان کنند. یکی از روش های بیان غیرمستقیم این گونه مطالب، استفاده از حکایت های تمثیلی است. در چنین اشعاری که معمولاً حاوی روایت هستند، کشف معنای باطنی شعر در گرو رمزگشایی از داستان است. در گذشته ادب فارسی حکایت های حاوی تمثیل عرفانی به وفور ملاحظه می شود. با وجود این، در شعر معاصر نیز گاهی می توان چنین آثاری را یافت. همچنین، تمثیل های عرفانی قدیم با زبان رسمی و فاخر بیان شده اند، حال آنکه نمونه ای از این گونه حکایات، شعر فروغ فرخزاد، «روزی به علی گفت به مادرش» است که دارای ویژگی های فولکلور است. در این تحقیق خوانشی عرفانی از شعر مذکور ارائه و تلاش شده است تا اثر مزبور بر مبنای چنین نگرشی رمزگشایی شود. بر مبنای یافته های پژوهش حاضر معلوم شد که به رغم خوانش رایج اجتماعی از شعر مورد نظر و نیز، افشای نیت مؤلف توسط خود او، مبنی بر طرح مسائل اجتماعی در این اثر، می توان مبتنی بر نظریات هرمنوتیک، خوانشی عرفانی از حکایت تمثیلی شعر مزبور به دست داد که با مؤلفه های ساختاری و محتوایی اثر سازگار باشد. اندیشه ها و مفاهیمی همچون بی ارزشی دنیا، اهمیت طلب، شجاعت و عشق عرفانی از جمله مسائلی است که از طریق تأویل خاص در این شعر ملاحظه می شود.
بررسی جلوه های فرهنگ عامه ایرانی در سفرنامه های هینریش بروگش آلمانی(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
فرهنگ عامه مجموعه آیین ها و مراسم، اسطوره ها، افسانه ها، داستان ها، مَثَل ها، ترانه ها، لالایی ها، چیستان ها، بازی ها و سرگرمی ها، باورها و خرافه ها و... یک قوم است. سفرنامه ها از جمله نوشته هایی است که اطلاعات وسیع و ارزشمندی از اوضاع و احوال سیاسی، اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی و... مردم سرزمین های گوناگون در آن ها یافت می شود. بنابراین واکاوی این گونه نوشته ها در شناخت جلوه های فرهنگ عامه یک سرزمین بسیار مؤثر است. در این پژوهش که با روشی توصیفی- تحلیلی و بهره گیری از منابع کتابخانه ای صورت می گیرد، دو سفرنامه «سفری به دربار سلطان صاحبقران» و «در سرزمین آفتاب»، نوشته هینریش بروگش آلمانی، که در زمان ناصرالدین شاه دو بار به ایران سفر کرده ، با هدف بازخوانی جلوه های فرهنگ عامه ایرانی عصر قاجار، بررسی شده است. دستاورد پژوهش نشان می دهد که بخش قابل توجهی از این سفرنامه ها به شرح و توصیف مؤلفه های فرهنگ عامه ایرانی اختصاص دارد. وصف صورت و سیرت ایرانیان، زیورآلات و آرایش، شکار، جشن ها و شادمانی ها، آیین سوگواری محرم، آیین ازدواج و عروسی، آیین مرگ، آداب و عادات غذاخوردن، آداب مهمانی و مهمان نوازی، زبان و ادبیات عامه، بناها و مکان های عامیانه، هنرهای عامیانه و صنایع دستی و باورها و خرافات مهم ترین عناصر فرهنگ عامه ایرانی است که بروگش در سفرنامه های خود با نگاهی تیزبین و فراگیر پیرامون آن ها سخن گفته است. در بخش هایی از سفرنگاره های بروگش، ذهنیت و نگاه «غربی» به «شرقی» که «دیگری» را با «خود» مقایسه می کند و «خود» را برتر می شمارد، به چشم می خورد. هر چند که قضاوت های منصفانه نیز در آن ها کم نیست و می تواند وجه تمایز این سفرنامه ها با بسیاری از سفرنامه های اروپایی باشد.
بررسی عناصر ادبیات عامه در اشعار شاعران بختیاری
حوزههای تخصصی:
یکی از مهم ترین ابزارهایی که اقوام مختلف برای حفظ و ارائه شاخص های فرهنگی خود از آن بهره جسته اند گویش و فرهنگ عامه آن قوم است. فرهنگ عامه یا فولکلور، دانشی درباره زندگی، آداب و رسوم، عادات و عقاید، اخلاق و منش های زیستی انسان است و امروزه به عنوان یکی از عناصر فرهنگ مورد مطالعه جامعه شناسان، انسان شناسان و پژوهشگران قرار گرفته است. فرهنگ عامه شامل: قصه ها، افسانه ها، اسطوره ها، تصنیف ها و ترانه ها، امثال و حکم و آداب و آیین هایی است که از گذشته های بسیار دور، سینه به سینه از نسلی به نسل دیگر در میان اقوام منتقل شده است. پژوهش حاضر با بررسی سروده های بومی قوم بختیاری به کاربرد فرهنگ عامه و شاخص های فرهنگی این قوم در شعر شاعران پرداخته است و هدف کلیآن، بازتاب عناصر فرهنگی در شعر شاعران معاصر بختیاری است. نتیجه بدست آمده از این پژوهش نشان می دهد شاعران معاصر بختیاری از تبعات هویت بخشی، وحدت-بخشی، انطباق پذیری و آرامش بخشی فولکلور در آثارشان آگاه بوده و به همین دلیل در اکثر اشعارشان از عناصر فولکلور و آداب و رسوم رایج مردم بختیاری استفاده می کنند.
نمادگرایی حیوانی در ادب عامه
حوزههای تخصصی:
در فرهنگ هر سرزمینی جز ادبیات رسمی، نوعی ادبیات دیگر نیز حضور دارد که منشأ آن باورها، اندیشه ها، علایق و سخن های رایج میان مردمان است. این ادبیات غیر رسمی که ادبیات عامیانه نام گرفته است، نشان از عمق فرهنگ و اصالت مردمان یک سرزمین دارد و می توان آن را شناسنامه ی کهن آنان دانست. در این نوع ادبیات، نمادها و سمبل ها به گونه های متفاوتی دیده می شوند و در ورای معانی ظاهری، وسیله ای برای بیان حقایق مبهم و ناشناخته به شمار می روند. نمادگرایی حیوانی، نمونه ای از انواع نمادهاست که به سبب اشتراک رفتاری و آمیختگی زندگی انسان و حیوان به آن پرداخته شده است. برای رمزگشایی از نمادها، باید ذهنی خلّاق و ورزیده و نگاهی تیزبین و موشکافانه داشت و تمام شرایط اجتماعی، فرهنگی، قومی، جفرافیایی، ... و حتی سیاسی استفاده از آن نماد را در نظر گرفت. کلید
فولکلور و تاریخ اجتماعی؛ مطالعه موردی: «ترانه رعنا»(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
ترانه ها بخشی مهم از دانش و فرهنگی را تشکیل می دهند که از آن به فولکلور (فرهنگ مردم) تعبیر می کنیم. آثاری که خالقان و سرایندگانی ناشناخته دارند و عمدتاً، به صورت شفاهی و سینه به سینه از نسلی به نسل دیگر منتقل شده اند. ترانه های فولکلور به نظر اغلب محققان، صدای توده های فرودستی هستند که از اعماق تاریخ با ما سخن می گویند. سادگی و بی پیرایگی آثار فولکلور، این امکان را فراهم می کند که در کنار دیگر اسناد و منابع تاریخی، دیدی به مراتب واقعی تر و دقیق تر از تاریخ اجتماعی توده های مردم به دست آید. مقاله پیش رو با تمرکز بر مضمون و محتوای «ترانه رعنا» به شیوه توصیفی تحلیلی مبتنی بر استفاده از منابع کتابخانه ای و پژوهش میدانی، درپی پاسخ به این پرسش است که پژوهش در فولکلور نواحی و مناطق، واجد چه ظرفیت و بهره هایی برای تحقیقات تاریخ اجتماعی است؟ نتایج حاصله از پژوهش، مبین آن است که ترانه فولکلور رعنا که مویه ای بر زندگانی پرماجرای زنی از کوهپایه های شرق گیلان است؛ جدا از جنبه های ادبی و هنری آن، اشارات مهمی به تاریخ اجتماعی توده های مردم و ساختار اجتماعی سیاسی این ناحیه در دوره موسوم به ارباب رعیتی دارد که آن را واجد اهمیت در مطالعات تاریخ اجتماعی می کند.
پیر ه زن گرگ باشد؛ معرفی ضرب المثلی فراموش شده در هفت پیکر و بررسی ابعاد اسطوره شناختی و فولکلوریک آن(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
ضرب المثل ها از غنای فرهنگی ملت ها حکایت دارند. بسیاری از این مَثَل ها در غبار زمان از یاد رفته اند و ما از خودِ آن مثل و نیز از ریشه ها و زمینه های تکوین آن آگاه نیستیم. این جُستار به معرفی ضرب المثلی فراموش شده در بیتی از هفت پیکر می پردازد. «پیره زن گرگ باشد»، عبارتی است که به گمان ما در عصر نظامی به عنوان یک ضرب المثل کاربرد داشته است. احتمالاً این ضرب المثل از زبان ترکی، کردی و یا از زبان آذری وارد ادبیات فارسی شده است. تحقیق کتابخانه ای حاضر که به شیوه کیفی و توصیفی انجام شده قصد دارد تا ابعاد اسطوره شناختی و فولکلوریک این مَثَل را بررسی نماید. تشبیه پیرزن به گرگ در ادبیات فارسی سابقه دارد. پیرزن و گرگ هر دو در فرهنگ، باورها و اعتقادات عامه ملل و اقوامِ جهان نمادی از مرگ، شیطان و دنیا محسوب می شوند و نیز هر دو با برف، جادوگری، میل جنسی و ماه پیوستاری معنایی برقرار می کنند. ما در این مقاله به برخی از این اشتراکات اشاره کرده و هاله های معنایی مشترک میان پیرزن و گرگ را توضیح داده ایم . گرگ در ادبیات نماد حیله گری و مکاری است. به نظر می رسد انگیزه اصلی در همانند دانستن پیرزنان با گرگ بسیاردانی، کارکشتگی و حیله گری آنان باشد. پیرزنان از آنجا که آگاه به مسائل و رموز زندگی زناشویی اند، توانسته اند در هیئت و حرفه محتالگی و دلالی محبت نقش مهمی در مناسبات اجتماعی دوران گذشته ایفا کنند و با هر ترفندی که ممکن بوده، مردان و زنانِ کام جو را به وصال یکدیگر برسانند.
بازتاب آداب و سنن فرهنگی در غزلیات آزاد بلگرامی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات شبه قاره سال چهاردهم بهار و تابستان ۱۴۰۱ شماره ۴۲
121 - 146
یکی از بخش های مهم فولکلور، آداب و رسوم و سنن فرهنگی است. مبحثی که با دقّت در رفتار فردی و اجتماعی افراد یک جامعه می توان نشانه های آن را مشاهده و تأثیر آن ها را در شئونات زندگی درک کرد. تجربه این عناصر فرهنگی و همزیستی با آن ها در ذهن و زبان شعرا تأثیرگذار بوده و در دوره های مختلف دستاویز خلق مضامین جدید شده است. آزاد بلگرامی در زمره شاعران پارسی گوی هندی است که در اشعار وی آداب و سنت های فرهنگی اسلامی و هندی حضور و ظهور چشمگیری دارد؛ از این رو نوشتار حاضر در پی آن است که به روش توصیفی- تحلیلی مبحث آداب و رسوم را که دارای بیشترین بسامد در شعر بلگرامی است، بررسی کند و به این سؤال پاسخ دهد که آداب و سنن فرهنگی در غزل آزاد بلگرامی، بومی مردمان هند است یا تحت تأثیر فرهنگ اسلامی یا ایرانی قرار گرفته است؟ نتایج به دست آمده نشان دهنده این موضوع است که برخی از آداب و رسوم ازجمله خال زنان هند، مرده سوزی و جویدنِ پان، خاص و بومی مردمان هند است؛ اما بیشترین بسامد مربوط به مواردی است که شاعر از فرهنگ اسلامی و ایرانی تأثیر پذیرفته است؛ ازجمله آداب مهمان نوازی، سوگواری و اعیاد مذهبی که بسامد بالایی هم در شعر او دارند و به نظر می رسد علقه های دینی بلگرامی و توجه فراوان به سنن دینی، وی را از توجه بیشتر به رسوم ملی و شاد هند غافل کرده است.
مطالعه تفسیری بازنمایی زن در ضرب المثل های کُردی (مورد مطالعه: گویش سورانی- مُکریانی)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
زن در فرهنگ و هنر دوره ۴ پاییز ۱۳۹۱ شماره ۳
65 - 83
حوزههای تخصصی:
این مقاله با رویکرد تفسیرگرایی اجتماعی و نگاه امیک به مطالع? چگونگی بازنمایی زن در ضرب المثل های کُردی می پردازد. با در نظر گرفتن دانش عامیانه در فرآیند تولید معرفت، هدف تحقیق حاضر درک جایگاه زن در فرهنگ مردم کُرد با تکیه بر بخشی از ادبیات شفاهی یعنی ضرب المثل ها است. جامع? آماری مطالعه، ضرب المثل های کُردی با موضوعیت زن در زبان کُردی با گویش سورانی مُکریانی است. روش شناسی مورد استفاده در این مطالعه روش کیفی است و از دو روش مطالع? اسنادی و مصاحبه ی عمیق در گردآوری داده ها استفاده شده است. برای تفسیر و تحلیل داده ها، روش تحلیل موضوعی یا تماتیک به کار رفته است.یافته های پژوهش نشان می دهند در فولکلور کُردی به صورت عام و ضرب المثل ها به صورت خاص، نگاه به زن متنوع و نامتعین و گاه متناقض است. با تحلیل موضوعی داده ها هفت مقوله استخراج شده اند که عبارتند از: زن به مثاب? سوژه ای غیر عقلانی، برابر با مرد، فرودست، دیگری، امری قدسی، توانمند و شخصیتی معماگونه. این مقوله ها در قالب یک الگوی موضوعی تحت عنوان "زن سوژه ای نامتعین" در ادبیات شفاهی کُردی ترسیم و بحث شده است.
فولکلور،ضرب المثل های ایرانیان و میل به توسعه(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
مدیریت فرهنگی سال ۱۴ پاییز ۱۳۹۹ شماره ۴۹
1 - 18
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش: این تحقیق سعی در تحلیل جامعه شناختی مولفه های فرهنگی، بطور خاص محتوای مثل های کتاب امثال و حکم دهخدا و نقش این مثل ها در توسعه نیافتگی ایران دارد.
روش پژوهش: تحلیل محتوای کیفی و روش مطالعه میدانی.
جامعه آماری: 50 هزار ضرب المثل از کتاب امثال و حکم دهخدا و 40 نفر از کسانی که آگاهی نسبتا خوبی به مثل ها داشتند.
روش انجام پژوهش: تحلیل محتوای ضرب المثل ها توسط 3 کدگذار متخصص و مصاحبه با افراد.
یافته ها: محقق با تحلیل محتوای بیش از پنجاه هزار مثل در روش تحلیل محتوای کیفی به این نتیجه رسید که 2510 مثل حاوی مفاهیم توسعه ای هستند که از این تعداد 894 مثل (35%) حاوی مفاهیم همسو با توسعه و 1616 مثل (65%) حاوی مفاهیم غیرهمسو با توسعه بودند. بعلاوه، با استفاده از روش مطالعه میدانی، از مصاحبه با 40 نفر از کسانی که آگاهی نسبتا خوبی به مثل ها داشتند، 276 مثل حاوی مفاهیم توسعه ای بدست آمد که از این تعداد 64 مثل (23%) حاوی مفاهیم همسو با توسعه و 212 مثل (77%) حاوی مفاهیم غیرهمسو با توسعه بودند.
نتیجه گیری: این تحقیق در نهایت به این نتیجه می رسد که تعداد قابل ملاحظه ای از مثل های مورد مطالعه مفاهیمی همچون تقدیرگرایی، فقدان نوآوری، مرگ، زن ستیزی، قناعت و...را ترویج می کند.
جایگاه زنان در ادبیات شفاهی قشقایی: تحلیلی از منظر گفتمان شناسی انتقادی
منبع:
زبان شناسی و گویش های ایرانی سال ۱ پاییز و زمستان ۱۳۹۵ شماره ۲
122 - 160
حوزههای تخصصی:
این مقاله به بررسی جایگاه زنان در ادبیات شفاهی قوم قشقایی از منظر تحلیل گفتمان انتقادی می پردازد. داده های مورد بررسی مجموعه ای از دوبیتی ها، ضرب المثل ها، اصطلاحات و داستان های فولکوریک قشقایی است که از کتاب های مردانی رحیمی (1391و1378)، کیانی (1371) و همچنین گردآوری های نگارندگان به دست آمده است. پژوهش حاضر در پی پاسخ گویی به این پرسش است که آیا می توان با بررسی متون و استخراج روابط مبتنی بر ایدئولوژی، روابط قدرت، عرف و سنت های قومی قبیله ای به جایگاه زنان در ایل قشقایی پی برد؟ داده های تحقیق بر اساس الگوی فرکلاف در سه سطح توصیف (واژگان و دستور)، تفسیر (قدرت، ایدئولوژی، بینامتنیت) و تبیین (کارکردگرایی اجتماعی) بررسی شده اند. در بخش توصیف، داده ها براساس ارزش های تجربی، بیانی و رابطه ای و نحوه ی بازنمود گفتمان در ساخت های زبانی، بررسی و سپس در بخش تفسیر و تبیین داده ها، بافت موقعیتی تولید متون مورد بررسی قرار گرفته است. پس از بررسی داده ها مشخص شد در اغلب متون بررسی شده زنان دارای ارزش و منزلتی پایین تر از مردان هستند ولی این ارزش گذاری در برخی از متون و در برخی از موقعیت ها تغییر کرده و شاهد ارزش گذاری مثبت نسبت به زنان نیز می باشیم. به طور کلی زنان در ادبیات شفاهی قوم قشقایی تنها در جایگاه و نقش مادر دارای ارزش مثبت می باشند و در دیگر نقش ها ارزش گذاری چندان مثبتی ندارند و در اغلب موارد، نسبت به مردان نقش برابری ندارند.
متن شناسیِ خاورزمین نامه؛ ولایت نامه منثور شیعی
منبع:
م مطالعات ادبیات شیعی سال ۱ پاییز ۱۴۰۱ شماره ۲
149 - 176
حوزههای تخصصی:
سیمای حضرت علی در شعر و ادب فارسی یکی از تابناک ترین جلوه های بشری را یافته است. جایگاهی والا و باشکوه که از آن حضرت ترسیم شده، گواه روشن پیوند عمیق عاطفی است که میان خاندان عترت با شاعران فارسی گو در طول تاریخ ادبیات فارسی برقرار بوده است. در این میان آن دسته از متونی که به توصیف بهادری و جنگاوری آن حضرت ویژه شده، جایگاهی درخور دارد. خاورزمین نامه؛ گزیده ای منثور از خاوران نامه، یکی از این گونه آثار است که مدت ها به شیوه نقالی روایت شده و در آغاز قرن چهاردهم صورت کتابت پذیرفته است. پژوهش پیش رو می کوشد با تکیه بر روش توصیفی-تحلیلی و از خلال نشان دادن پاره ای از ویژگی های ادبی این ولایت نامه منثور، به تبیین و برجسته سازی ویژگی های مهم آن در حوزه فرهنگ عامه و نیز میزان تاثیرپذیری آن از حماسه ملی ایران بپردازد و از این رهگذر خصایص فرهنگی و مذهبی آن را بنمایاند. بر همین بنیاد دریافتیم که خاورزمین نامه به مثابه یکی از ولایت نامه های منثور گمنام شیعی، که با وجود دارا بودن سیر روایی نسبتاً ضعیف، عناصر ایدئولوژیک و اسطوره ای از قبیل: ترفندهای عیاری، پیکرگردانی، باورهای نجومی و کرامات دینی را به گونه-ای هنری و در عین حال عامه پسند گرد آورده است. این اثر گرچه تقلیدی از خاوران نامه ابن حسام است، اما در استفاده از عناصر فولکلوریک و زبان عوام، نمودهایی آشکارتر از اصل کتاب یافته است.