مطالب مرتبط با کلیدواژه

ایران باستان


۱۸۱.

سیر تحول نمادهای خورشید و ماه در هنر ایران باستان (با تأکید بر هنر ساسانی)

کلیدواژه‌ها: نماد ساسانی ماه خورشید ایران باستان

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳۶ تعداد دانلود : ۸۶
این پژوهش به تحلیل و بررسی سیر تحول نمادهای خورشید و ماه در هنر ساسانی می پردازد. از دیرباز، انسان ها برای تجسم مفاهیم و باورهای خود از نمادها و نشانه های تصویری استفاده می کردند. در این میان، خورشید و ماه به عنوان دو پدیده طبیعی مهم، جایگاه ویژه ای در هنر و فرهنگ ایرانی داشتند. خورشید به عنوان نماد زندگی، روشنایی و قدرت، و ماه به عنوان نماد باروری و رشد شناخته می شد. در طول تاریخ، این نمادها در هنرهای مختلف ایرانی، به ویژه در دوران ساسانی، تحولاتی را تجربه کردند. این پژوهش با استفاده از روش توصیفی - -تحلیلی و بررسی منابع کتابخانه ای و آثار باستان شناسی، سعی دارد تا سیر تحول این نمادها را در دوره ساسانی موردمطالعه قرار دهد. روش تحقیق به کاررفته، تحلیل محتوای هنری و نمادشناسی است که با استفاده از منابع کتابخانه ای و مستندات تاریخی انجام شده است. داده ها از طریق مطالعه منابع کتابخانه ای و بررسی آثار باستان شناسی جمع آوری شده اند. نتایج پژوهش نشان می دهند که در سکه های ساسانی، نمادهایی مانند دایره با پرتوهای خورشید، بال عقاب و هلال ماه به چشم می خوردند. دایره و پرتوهای خورشید به عنوان نمادهایی از قدرت و شکوه شاه، و بال عقاب به عنوان نمادی از عظمت، در کنار هلال ماه که نمادی از باروری و رشد است، نمایانگر پیوند معنایی میان خورشید و ماه در هنر ساسانی بودند. این نمادها در کنار هم نمایانگر عظمت سلطنت ساسانی و اهمیت باورهای مذهبی در آن دوره بودند.
۱۸۲.

درآمدی انتقادی بر مفهوم فره ایزدی؛ ذات یا اکتساب (با تکیه بر مفهوم شاهی آرمانی)(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: فره شاهی آرمانی ایران باستان اوستا

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۷ تعداد دانلود : ۱۰۶
بازخوانش مفاهیم بنیادین شاهی آرمانی ایران باستان، ضرورتی انکارناپذیر است. وجه شفاهی تمدن ایران باستان، فربهی اسطوره های ایرانی و انتقال ادیبانه آموزه های باستانی همراه با وجوه استعاره ای، ازجمله موانعی است که خوانش صحیح و شفاف آن مفاهیم بنیادین را با چالش مواجه ساخته است. «فرّه ایزدی» یکی از مفاهیمی است که به دلایل فوق در هاله ای از ابهام است و از طرفی فهم مناسبات سیاسی، فرهنگی و اجتماعی ایران کهن، پیوستگی زیادی با این مفهوم دارد. مفهوم «فرّ» نماد حقانیت قدسی شاهی آرمانی است؛ اما این ویژگی باعث شکل گیری نوعی کج اندیشی درباره این مفهوم و درنهایت سوءفهم در اصل شاهی آرمانی ایران باستان شده است. وجه فرامادی «فرّ» بسیاری را بر آن داشته است تا آن را عطیه ای قدسی تلقی کنند و از وجوه اکتسابی و زمینی آن غفلت ورزند. این پژوهش به شیوه توصیفی تحلیلی و با استفاده از منابع دست اول نگاشته شده و وجه زمینی و اکتسابی مفهوم فرّ، بررسی و با کاربست روایتی تحلیلی، ضمن بازخوانش این مفهوم در شاهی آرمانی، وجوه اکتسابی آن، برجسته و از این منظر تلاش شده است هیکل نحیف سوبژکتیویته در ایران باستان کمی فربه شود.
۱۸۳.

چند نکته درباره ابراهیم پور داود

کلیدواژه‌ها: ایران باستان زرتشتی فارسی پهلوی ترکی آذری آذربایجان تاریخ

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۶۱ تعداد دانلود : ۱۴۸
      ابراهیم پورداود زاده رشت در گیلان و یک گیلک بود، لیکن به مانند جمعی دیگر از روشنفکران و نویسندگان اقوام مختلف ایرانی قرن اخیر، تحت تأثیر عواملی چند به زبان و فرهنگ خودی پشت کرده، به ستایشگری از زبانهای فارسی، پهلوی، دوران ایران باستان و دیانت زرتشتی پرداخت و بیش از پنجاه سال از عمر خود را صرف پژوهش و تألیف در موضوعات مورد اشاره ساخت و آثاری در موضوعات: جمعآوری بخشهای مختلف اوستا، تفسیر اوستا، واژه شناسی زبان اوستایی، تاریخ پارسیان هند، جشنها و سنن پارسیان و ایران باستان، مباحث لغوی زبانهای فارسی و پهلوی و دیگر مطالب مرتبط با دین اوستا و عهد باستان ایران پدید آورد.      محققان حوزه زبان، ادبیات و تاریخ ایران در اواخر قاجار و عصر پهلوی نامهای بزرگی داشتهاند و درست یا غلط؛ به عمد یا بر سهو، در هالهای از تقدس و شکوه و بزرگی قرار گرفتهاند، تا کمتر کسی جرأت یا اجازه چون و چرا در باره احوال، افکار و کیفیّت آثار ایشان را به خود داده، به نقد شخص و آثار ایشان بپردازد. واقع مطلب آن است، که اکثریّت قاطعی از این نامهای بزرگ جز طبلهای تو خالی و جز دروغگویانی بزرگ، کس و چیز دیگری نبودهاند. آنها دانش و پژوهش در ایران را به انحراف کشانده و دروغها و جعلیّات را در جایگاه حقایق نشاندهاند. ابراهیم پروداود نیز یکی از این نامهای سرشناس و تغذیه کننده جریان باستانگرایی میباشد، که به ناحق در جایگاه مرجعیّت علمی در حوزه ایران باستان، دیانت زرتشتی و ایرانشناسی قرار گرفته است.      بررسی و مرور همه موضوعات مورد علاقه، یا همه ویژگیهای آثار، افکار و روشهای پژوهشی ابراهیم پورداود مستلزم تلاشی پردامنه است، تا شناخت قابل اتکایی در باره این عنصر مرموز حاصل گردد. این گفتار بر آن است برخی مختصات اندیشه و موضوعات مورد علاقه پورداود را بر پایه آثار وی، در معرض دید خوانندگان گذارد و نکاتی در باره مضامین اشعار، اندیشه های جاری در اشعار، نوع نگرش وی در باره مسائل زبانی و تاریخی ایران، فرضیه زبان آذری و نیز نگرش او در باره پارسیان هند عرضه کند.
۱۸۴.

بررسی عوامل مؤثر بر نام گذاری نوزاد(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: نام گذاری نوزاد والدین ایران باستان تک بودن نام

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۶ تعداد دانلود : ۷۱
نام و نام گزینی وسیله ای برای شناساندن هویت انسان هاست و جزء فرهنگ یک جامعه محسوب می گردد. این پدیده در بین همه افراد بشر در سراسر جهان و حتی در بین جوامعی که به صورت بسیار ابتدائی زندگی می کردند وجود داشته و دارد. هدف پژوهش حاضر بررسی عوامل مؤثر بر نام گذاری نوزاد توسط والدین در شهرستان قاین می باشد. روش این پژوهش از نوع توصیفی بوده و جمع آوری داده ها به صورت میدانی انجام شده است. جامعه آماری پژوهش حاضر را مراجعین بخش صدور شناسنامه نوزاد اداره ثبت احوال شهرستان قاین تشکیل می دهد. جهت انتخاب نمونه، پژوهشگر در یک بازه زمانی دوماهه با مراجعه به اداره ثبت احوال شهرستان قاین، تعداد 60 نفر به عنوان نمونه انتخاب و با 51 نفر مصاحبه انجام شد. نتایج پژوهش نشان داد، عوامل تأثیرگذار بر نام نوزاد به ترتیب گرایش های مذهبی، تعیین نام توسط سایر فرزندان، به خاطر ارادت به شخص خاص، خاص و تک بودن نام، مناسبت های مذهبی، سهولت ادای نام، شباهت نام با نام فرزند قبلی خانواده، تأثیر رسانه و تأکید بر اسامی ایران باستان می باشد.
۱۸۵.

جایگاه مصلحت عمومی و رضایت مردم در زمام داری ایرانی (مطالعه موردی کتیبه ها و متون کهن ایران)(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: ایران باستان ایرانشهر زمام داری اقتدارگرایی دادگری مصلحت عمومی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۶ تعداد دانلود : ۱۰۰
پژوهش حاضر بر آن است تا برخی کتیبه ها و به ویژه متون کهن ایران را از منظر آیین زمام داری بازخوانی کند.وارسی متون کهن نشان می دهد مسئله زمام داری در ایران باستان گرچه بر محور اقتدارگرایی و نبود مشارکت مردم استوار بود اما در آیین زمام داری ایرانی، بحث خیر عمومی یا صلاح عامه از منزلت خاصی برخوردار بود. همچنین دوام زمام داری منوط به در نظر داشتن صلاح حال مملکت بود و در این میان، دادگری به مثابه فضیلتی مهم، سنجه ای استوار برای التفات زمام داری به مصلحت اهالی مملکت انگاشته می شد. بدین قرار، این پژوهش در پی بررسی این پرسش است که مسئله زمام داری در کتیبه ها و متون کهن ایران چه جایگاهی داشت و آیین زمام داری بر چه شالوده هایی استوار بود؟ در برابر چنین پرسشی، ضمن در پیش نهادن روش تحلیل محتوا برای بازخوانی مهم ترین کتیبه ها و متون تاریخی، این فرض از دِل متون تاریخی برمی آید که زمام داری سیاسی ایران به منزله بحثی مهم، بر اساس سه شالوده اقتدارگرایی، وحدت فراگیر و مراعات مصلحت عامه استوار بود و گرچه مردم نقشی در مشروعیتِ سیاسی زمام داران نداشتند اما، بنا بر متونِ کهن، زمام داری ایرانیان باستان التفات خاصی به رضایت مردم یا تأمین مصالح عامه به ویژه فضیلت دادگری داشت. همین امر منجر به مهار خودکامگی خودسرانه و تعدیل ساخت مطلقه قدرت می شد. در حقیقت، با تمایز اقتدارگرایی از استبداد یا خودکامگی، می توان خوانش سیاسی از متون تاریخی را معطوف به این امر دانست که نوع زمام داری که در متون تاریخی صورت بندی می شد، در هواخواهی از اقتدارگرایی و نکوهشِ استبداد و خودکامگیِ خودسرانه بود.
۱۸۶.

مفهوم شورش در اندیشه سیاسی ایران باستان: تحلیل محتوای کتیبه بیستون(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:

کلیدواژه‌ها: خویشکاری شورش ایران باستان کتیبه بیستون انقلاب

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۲ تعداد دانلود : ۸۲
از نخستین روزهای سیاست ورزی در ایران، شورش و دگرگونی سیاسی یکی از مقولات مهم اندیشه و عمل سیاسی بوده است. هرچند واژه انقلاب واژه ای مدرن است و به همین دلیل در عنوان از واژه شورش استفاده شده؛ ولی نوع کنشی که برای براندازی یک رژیم سیاسی انجام می شد شباهت زیادی با مفهوم انقلاب امروزی دارد. در ایران باستان به عنوان یکی از باسابقه ترین تمدن ها و دولت ها، مقوله دگرگونی سیاسی یا شورش نقش مهمی داشته است. با نگاهی به نخستین شورش تاریخ ایران که در دوره هخامنشی رخ داد می توان اهمیت مقولات سیاسی مهمی چون شورش را در ایران قدیم نشان داد. هدف این مقاله نشان دادن نقطه های آغازین درباره مقوله دگرگونی سیاسی در تاریخ ایران قدیم از خلال بررسی یکی از مهم ترین متون دوره هخامنشی یعنی سنگ نوشته بیستون است. روش این مقاله تحلیل محتواست و می کوشد تا از طریق تحلیل محتوای کیفی یکی از متون اثرگذار این دوره که نقش مهمی در تفکر سیاسی ایرانیان داشته، مقوله دگرگونی یا به تعبیر امروزی انقلاب را از خلال آن استخراج و تحلیل کند. یافته مقاله آن است که اولاً مفهومی به نام «خویشکاری» مهم ترین مبنای نظری نظم سیاسی و اجتماعی ایران قدیم بوده است؛ ثانیاً نظم بوروکراتیک هخامنشی از مبانی مشروعیت سه گانه الهی، نژادی و کارکردی برخوردار بود؛ ثالثاً درنتیجه خدشه بر این مبانی، هرم حاکمیت دچار تفرقه و شورش شد؛ رابعاً دستگاه ریشه دار دولت توانست ایالت های شورشی را مهار و شاه جدید را به قدرت برگرداند و شورش را در بلندمدت ناکام گذارد. نتیجه این بررسی آن است که هرگاه خویشکاری در جامعه دچار اختلال شود، ثبات به هم خورده و جامعه با شورش، نافرمانی و انقلاب روبه رو خواهد شد، پدیده ای که در طولانی ترین ادوار ایران باستان نیز لباس واقعیت به تن کرد.
۱۸۷.

همزیستی اسطوره و عرفان ایرانی با تأملی بر داستان ارداویراف نامه (مطالعه موردی: عدد سه و هفت)(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:

کلیدواژه‌ها: ایران باستان اساطیر عرفان ایرانی ارداویراف نامه عدد سه و هفت

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۹ تعداد دانلود : ۸۱
اساطیر به صورت خواسته و ناخواسته نقش مهمی در حفظ ادیان باستان ایفامی کنند. هنگامی که بر اثر جریانات تاریخی دین یک ملت عو ض می شود در این میان خدایان، قهرمانان ملی و مذهبی و اساطیر باستانی که اصولاً بر مبنای باورها و اعتقادات یک ملت شکل گرفته اند و در ذهن و فکر و اندیشه مردم ریشه ای دیرینه دارند به یکباره حذف نمی شوند بلکه غالباً در لایه های دین جدید دچار همزیستی شده و به حیات خود ادامه می دهند. بنابراین ممکن است تغییر شکل دهند اما از بین نخواهندرفت. در این گفتار چند مشخصه بارز اساطیر و عرفان ایرانی با مطالعه موردی عدد سه و هفت و تأملی بر داستان ارداویراف نامه مورد بحث و بررسی قرارگرفته است. سوال اصلی تحقیق عبارت است از اینکه چه رابطه ای بین اساطیر و عرفان ایرانی وجوددارد؟ فرضیه مورد بحث عبارت است از اینکه اساطیر ایرانی در طی ادوار مختلف، حوادث گوناگون، ظهور و بروز ادیان مختلف و تهاجمات گوناگون هویت خود را حفظ نموده و با عرفان ایرانی دچار همزیستی شده و با تغییرات جزئی به حیات خود ادامه داده است. بنابر این با رمزگشائی از متون، داستان ها و مباحث سیر و سلوک عرفانی می توان گفت بین این دو رابطه مستقیم وجود دارد. این مقاله با روش توصیفی تحلیلی به بیان سوال تحقیق و فرضیه متناظر با آن می پردازد. کلیدواژه ها: ایران باستان، اساطیر، عرفان ایرانی، ارداویراف نامه، عدد سه و هفت.
۱۸۸.

گاهان: تداوم سنت دینی ایرانی یا گسست از آن (از منظر ایران شناسان غربی)

نویسنده:

کلیدواژه‌ها: گاهان زردشت ایران باستان هویت دینی گسست پیوست

تعداد بازدید : ۲۳ تعداد دانلود : ۳۷
مطالعات سنت دینی زردشتی یکی از ارکان مهم شناخت ایران باستان است و پاسداشت ریشه ها و پیشینه فکری، فلسفی و فرهنگی ایران در گرو حفظ پیوند با آنهاست. در میان متون دینی زردشتی ، گاهان جایگاه ویژه ای دارد و هسته اصلی این متون به حساب می آید. مطالعات زبان شناختی و تاریخی نشان می دهد متن گاهان ازنظر زبان و محتوا با سایر قسمت های اوستا تفاوت برجسته ای دارد. همین تفاوت موجب شده است بسیاری از محققان حوزه ایران باستان این متن را سخنان خود زردشت بدانند. سؤال اینجاست که در این صورت، پیام زردشت که د ر گاهان بازتاب یافته است، چه نسبتی با سنت جاری در زمان خود دارد؟ آیا پیامی نو است یا در تداوم سنت دینی معاصر خود، همسو با آن قرار می گیرد؟ ایران شناسان پاسخ های متشتتی به این پرسش داده اند. نگارنده در مقاله حاضر کوشیده است با روش تحلیل محتوای کیفی و با بررسی ده نفر از ایران شناسان غربی برجسته که در قرن بیستم آثارشان را نگاشته اند این پاسخ ها را دسته بندی و الگویی منسجم برای آن ترسیم کند. پس از بررسی و دسته بندی آرای متنوع، روشن شد تکثّر نظرات را می توان در دو دسته با مؤلفه های مشخص جای داد: گسست یا پیوست با سنت دینی معاصر زردشت. معیار تشخیص گروه نخست، اعتقاد به نوآوری مفهومی گاهان ، تغییر در نظام اعتقادی و اخلاقی، اثرپذیری آن از شرایط اجتماعی و سیاسی، و گروه دوم، عدم نوآوری، شباهت ساختاری و مفهومی آن با سنت پیشین و توسعه مفاهیم موجود است. شاخص های این دسته بندی به گونه ای است که می تواند بر پژوهش های دیگر درباره گاهان منطبق شود و معیاری برای بازشناسی آنها قرار گیرد.
۱۸۹.

بازآفرینیِ گفتمانیِ اندیشه سیاسی در ایران باستان؛ پیدایش، تکامل و تداوم(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: ایران باستان اندیشه سیاسی ایرانشهری ساسانیان شاهنشاهی گفتمان

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۳ تعداد دانلود : ۵۷
اندیشه ایرانشهری وجایگاه آن در تکوین و تداوم فرهنگ و تمدن ایرانی از موضوعات تعیین کننده در فهم تاریخ گذشته و رویکردهای نظری و سیاسی به آینده ایران است. در این راستا فهم عناصر و دقایق اندیشه ایرانشهری به مثابه منظومه ای فکری از آغازه های پیدایی تا تکوین و فرجام، موضوعی شایسته تأمل فراگیر می باشد. در همین راستا هدف این پژوهش بازسازی و بازآفرینی گفتمان سیاسی ایرانشهر از طریق مفصل بندی عناصر بنیادین آن است. مساله اصلی بررسی امکان و چگونگیِ صورتبندی گفتمان حاکم بر اندیشه سیاسی در ایران باستان است » پاسخ احتمالی چنین است که: « بازآفرینی گفتمانی اندیشه سیاسی ایران باستان با محوریت مفهوم شاه آرمانی امکان پذیر می شود، بدین نحو که این مفهوم نقطه اتصال و هم پیوندی اجزاءِ گفتمانی است که از آن با عنوان گفتمان ایرانشهری یاد می شود.» یافته های پژوهش حکایت از آن دارد که: « خودآگاهی ایرانشهری نه تنها برسازنده ساخت و نظم سیاسی بوده ، بلکه باعث تکوین گفتمان و اندیشه سیاسی منحصربفرد در ایران باستان شد و این گفتمان در طول تاریخ موجب استمرار جغرافیایی، فرهنگی وسیاسی ایران گردید، ضمن اینکه روح ایرانشهر در گذار از دوره باستان به دوره های بعدی در کالبدی جدید به حیات خود ادامه داده است. به بیان دیگر گفتمان ایرانشهر یک بعد ثابت داشته که در طول تاریخ استمرار داشته و یک بعد متغیر که نمود همزیستی گفتمان ایرانشهر با گفتمان های رقیب بود» روش شناسی و چارچوب نظری حاکم بر پژوهش بهره ای آزادانه ازتحلیل گفتمان می باشد.
۱۹۰.

ریخت شناسی کهن الگوهای فرهنگی و اجتماعی زن با هویت ایرانی در ادب پارسی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:

کلیدواژه‌ها: ایران باستان ادب پارسی زن انسان شناسی تفسیری کلیفورد گیرتز زوت هویت ایرانی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲ تعداد دانلود : ۶
هدف این مقاله باز شناسی نقش های فرهنگی و جایگاه اجتماعی زن با هویت ایرانی در ادب پارسی، با رویکرد نظری به مکتب «فرهنگ و شخصیت» مارگارت مید و «انسان شناسی نمادین» کلیفورد گیرتز است. سابقه ی حضور موثر زن در فرهنگ و جامعه ی ایرانِ مبتنی بر سی قوم گونه گون و صدها قبیله، مذاهب، زبان ها و سبک های مختلف زندگی، به هزاره پنجم پیش از میلاد تاکنون برمی گردد. در این میان، بیست وچهار کاراکتر موثر زن در شاهنامه فردوسی با نقش آفرینی هایی ماندگار، شناسانده شده اند. نتایج حاصل از این پژوهش نشان می دهد که تحولات فرهنگی جوامع بومی ایران از عصرِ پیشاهخامنشی، همواره در جهت تکامل گرایی و توسعه ی مدنی بوده و زنان نیز قبل از ورود آریایی ها به فلات ایران، در زندگی رسمی و فرهنگ عامه ، سیاست، اقتصاد، ورزش، مراتب نظامی، هنر، صنایع دستی، مدیریت خانه (کدبانویی)، درجات علمی و فرهنگی، نقش آفرین بوده اند و گاهی پیش تر از مردان، به بالاترین درجه ی اجتماعی، کهن الگویی، و حتی به مرحله ی زوت ، در دین هم می رسیده اند. این بررسی با رویکرد انسان شناسی تفسیری در سطحی پهنانگر انجام شده و روش پژوهش در این مقاله، توصیفی- تحلیلی با استناد بر شیوه ی تجزیه و تحلیل محتوای کیفی است. نوع مطالعه ی اتیک - امیک در فرهنگ زنان ایران، نتایج حاصل از پژوهش را روشن و دقیق تر گردانده است.