ریخت شناسی کهن الگوهای فرهنگی و اجتماعی زن با هویت ایرانی در ادب پارسی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف این مقاله باز شناسی نقش های فرهنگی و جایگاه اجتماعی زن با هویت ایرانی در ادب پارسی، با رویکرد نظری به مکتب «فرهنگ و شخصیت» مارگارت مید و «انسان شناسی نمادین» کلیفورد گیرتز است. سابقه ی حضور موثر زن در فرهنگ و جامعه ی ایرانِ مبتنی بر سی قوم گونه گون و صدها قبیله، مذاهب، زبان ها و سبک های مختلف زندگی، به هزاره پنجم پیش از میلاد تاکنون برمی گردد. در این میان، بیست وچهار کاراکتر موثر زن در شاهنامه فردوسی با نقش آفرینی هایی ماندگار، شناسانده شده اند. نتایج حاصل از این پژوهش نشان می دهد که تحولات فرهنگی جوامع بومی ایران از عصرِ پیشاهخامنشی، همواره در جهت تکامل گرایی و توسعه ی مدنی بوده و زنان نیز قبل از ورود آریایی ها به فلات ایران، در زندگی رسمی و فرهنگ عامه ، سیاست، اقتصاد، ورزش، مراتب نظامی، هنر، صنایع دستی، مدیریت خانه (کدبانویی)، درجات علمی و فرهنگی، نقش آفرین بوده اند و گاهی پیش تر از مردان، به بالاترین درجه ی اجتماعی، کهن الگویی، و حتی به مرحله ی زوت ، در دین هم می رسیده اند. این بررسی با رویکرد انسان شناسی تفسیری در سطحی پهنانگر انجام شده و روش پژوهش در این مقاله، توصیفی- تحلیلی با استناد بر شیوه ی تجزیه و تحلیل محتوای کیفی است. نوع مطالعه ی اتیک - امیک در فرهنگ زنان ایران، نتایج حاصل از پژوهش را روشن و دقیق تر گردانده است.