مطالب مرتبط با کلیدواژه
۲۱.
۲۲.
۲۳.
۲۴.
۲۵.
۲۶.
۲۷.
متون ادبی
منبع:
مطالعات ادبیات تطبیقی سال چهارم زمستان ۱۳۸۹ شماره ۱۶
35 - 55
حوزههای تخصصی:
اساطیر ملی هر کشوری، روایتگر سرگذشت قدسی ابر انسانها و پهلوانان آن کشور است که در طی روزگاران در اذهان اسطوره پرداز مردمان شکل گرفته و به تدریج بنیانهای حماسی فرهنگ و ادبیات آن سرزمین را پدید آورده است.در این نوشتار، ضمن تأکید بر ضرورت مقایسه اساطیر یونانی با اساطیر ایرانی مندرج در اوستا و متون ادبی پهلوی، به بیان برخی همسانی های میان گرشاسب آریایی و هراکلس یونانی پرداخته ایم و برخی کردارهای پهلوانی آنان نظیر جدال با پرندگان اهریمنی، جاودانگی و بی مرگی را برشمرده ایم.
سیندخت کابلی: خرد ورزی و تدبیر زنان اسطوره ای شاهنامه فردوسی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های بین رشته ای ادبی سال ۵ بهار و تابستان ۱۴۰۲شماره ۹
174 - 208
حوزههای تخصصی:
امروزه، در کنار دیگر منابع تاریخی، متون ادبی در عرصه ی پژوهش های تاریخی، از جای گاهی ویژه برخوردارند؛ پژوهش حاضر، بر مبنای داستان «زال و رودابه» ، که به بخش اسطوره ای شاه نامه ی فردوسی تعلق دارد، به تبیین ابعاد مختلف شخصیتی «سین دخت»، مادر «رودابه» می پردازد.از طریق مطالعه ی اسطوره ها، که یک سر در دنیای مه آلود گذشته، و سری دیگر در توجیه هستی، با بیان افسانه ای رویدادهای تاریخی دارند، می توان به مناسبات اجتماعی، فرهنگی، اقتصادی و سیاسی جوامع، و آرمان ها و آرزوهای ملت ها در این زمینه ها پی برد.شخصیت «سیندخت» در شاه نامه، بیش از آن که به وجود واقعی زنی با این نام و مشخصات در تاریخ صحه بگذارد، حاکی از این است که در فرهنگ ایران باستان، و داستان ها و افسانه های بازمانده از آن دوران، که سینه به سینه نقل شده و در دوره های بعد، بعضا به کتابت در آمده، و به حکیم شاعری چون «فردوسی» منتقل شده است، باورمندی و احترام به توان مندی های زنان در مدیریت خانواده، تدبیر امور اجتماعی، و ایفای نقش در حل و فصل معضلات سیاسی، رفع مخاصمات، و پیش گیری از وقوع جنگ و خون ریزی ، دیدگاه رایج بوده است. پژوهش های صورت گرفته در منابع معتبر تاریخی، در خصوص جای گاه زنان در خانواده و جامعه ی ایران باستان، بر یافته های تحقیق حاضر، که بر مبنای مطالعه در شخصیت «سیندخت» در متن ادبی «شاه نامه ی فردوسی» انجام شده است، صحه می گذارد.
بررسی سیر دگردیسی شخصیت سلطان محمود غزنوی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهشنامه متون ادبی دوره عراقی دوره ۵ بهار ۱۴۰۳ شماره ۱
85 - 110
حوزههای تخصصی:
این پژوهش به بررسی ابعاد و ویژگی های شخصیتی سلطان محمود غزنوی در متون تاریخی، ادبی و عرفانی می پردازد. هدف این پژوهش، بررسی دگردیسی شخصیتی سیاسی و رهبر است. در این بررسی هم به اطلاعات بیوگرافی این شخصیت و هم به رشد، تعالی و گذار او در متون تاریخی، ادبی و عرفانی توجه شده است. نتیجه به دست آمده از بیوگرافی محمود غزنوی در متون تاریخی بیانگر آن است که او در بستر زندگی، اجتماع و فرهنگ خود از رهبران سیاسی قدرت طلب است که داعیه دار اسلام و دینداری است و به همین مناسبت، لقب ها و عنوان های مختلفی نیز به او نسبت داده شده است. او همچنین برای رسیدن به اهدافش گرایش های جنگ طلبانه دارد که به کشتار و قتل و غارت هایی منتج می شود. تولد و مرگ او در این متون به گونه ای انعکاس یافته که گویی درباره شخصیتی مقدس مطرح شده است. همچنین القابی که به او در متون ادبی و دیوان های شاعران – به خصوص در دیوان شعر عنصری و فرخی که نزدیک ترین متون مربوط به این دوره محسوب می شوند – اختصاص یافته، صفاتی مقدس مآبانه و باعظمت است که ابعاد تقدس و دینداری محمود غزنوی را برجسته کرده و تأثیر قابل ملاحظه ای در نوع نگرش نویسندگان و مخاطبان از این شخصیت داشته است؛ مسئله ای که بعدها در آثار عرفانی نیز انعکاس می یابد. همچنین نگاه مداحانه و ستایش گرانه تاریخ نویسان به اقدامات محمود غزنوی در کتاب های تاریخی سیر این دگردیسی را تسهیل بخشیده است. اما نقش هایی که در متون عرفانی به محمود غزنوی داده شده است او را از زمینه های تاریخی، سیاسی و اجتماعی حوزه بیوگرافی اش تمایز داده است.
تأثیر عوامل محیطی برساختار موسیقی نواحی کوهستانی در قلمرو کوچ نشینان (مورد: موسیقی هورامان (سیاه چمانه))(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقدمه: متون ادبی ترانه های هورامی، یکی از متون اصیل موسیقی کهن ایران است. این متون ادبی پیوند نزدیکی با عوامل محیط جغرافیایی دارد.هدف پژوهش: پژوهش با هدف بررسی نقش عوامل جغرافیایی در متون ادبی موسیقی مناطق کوهستانی هورامان است.روش شناسی تحقیق: این پژوهش از نظر ماهیت توصیفی-تحلیلی است. ازمطالعات میدانی که به صورت نیمه ساختار یافته انجام گرفته که در آن متون ادبی ترانه های محلی با موسیقی مورد بررسی قرار گرفته است. متغیرهای طبیعی پژوهش شامل ناهمواری ها، ارتفاعات، اقلیم و پوشش گیاهی است.قلمروجغرافیایی پژوهش: محدوده جغرافیایی مورد بحث هورامان لهون واقع در شمال غربی استان کرمانشاه است.یافته ها و بحث: فرهنگ فولکور هورامان از ظر موسیقی غنی است. از میان ترانه های هورامی، سیاه چمانه به عنوان نماد ترانه های هورامی انتخاب شده است. درمتون ادبی سیاه چمانه، شرایط معیشت(دامداری و کوچ) از زبان طبیعت باز خوانی و نقش عوامل طبیعی مانندآب و هوا توام با ناهمواری ها درتراکم و تنوع پوشش گیاهی، حیات پرندگان، جانوران وتنوع چشم اندازهای مکانی برای کوچ و جابجایی به منظور تعلیف دام ها، تاکید شده است. سیاه چمانه فاقد آلات موسیقی بوده و صرفاً ازصدای پرندگان مانند کبک به عنوان ساز استفاده شده است. متون ادبی سیاه چمانه در میان موسیقی هورامی از مقام بالایی برخوردار بوده، عرفا و سایرسلوک مذهبی از این متون ادبی در سما استفاده می کنند.نتایج: حفظ هویت فرهنگ متون ادبی در موسیقی کهن هورامی که ریشه در فرهنگ ایران باستان دارد، ضرورتی اجتناب ناپذیر است.
بررسی تطبیقی برخی عناصر عجایب نامه ها با بعضی متون ادبی و اسرائیلیات مفسران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
عجایب نامه نویسی گونه ای ادبی در قالب نظم و نثر است که به معرفی شگفتی های جهان در حوزه های جغرافیا، نجوم، انسان شناسی، حیوان شناسی، نباتات و... می پردازد و تأثیر بسیاری در رشد مطالعات مربوط به این حیطه ها و نیز اسطوره شناسی دارد. در تاریخ اسلام، به سبب ابهام معانی قرآن، کتب بسیاری در تفسیر آن و شرح معانی و آیات نوشته شد که در برخی از آنها، مفسران نومسلمان، برای جذب مخاطب، افسانه های شگفت انگیز بسیاری را از کتاب های آسمانی پیشین خود وارد داستان های قرآنی کردند. ادبیات فارسی دری، از آغاز پیدایش در قرن سوم، پیوندی ناگسستنی با معارف اسلامی برقرار کرد و به دلیل جنبه های مشترک تفسیرنگاری و عجایب نویسی، از عجایب نگاری الهام گرفت. هدف این جستار تبیین پیوند میان عجایب نگاری، تفسیرنویسی و متون ادبی است.
رویکرد مدرسان به آموزش زبان فارسی به غیر فارسی زبانان از طریق متون ادبی دارای ویژگی فرهنگی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
زبان پژوهی سال ۱۶ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۵۲
183 - 217
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر به شیوه ای پیمایشی به تعیین میزان و درجه اهمیت شاخص های مؤلفه مصداق های ادبیِ دارای ویژگی فرهنگی در آموزش زبان فارسی به غیرفارسی زبانان به وسیله متون ادبی در دو سطح میانی و پیشرفته پرداخته است. به این منظور، نخست پرسشنامه ای محقق ساخته دربردارنده 9 گویه از مصداق های ادبیِ مشتمل بر ویژگی فرهنگی تهیه شد و به صورت غیرتصادفی دسترس پذیر و هدف دار در اختیار 94 مدرس ایرانی با سابقه تدریس در حوزه آموزش زبان و ادبیات فارسی به غیرفارسی زبانان قرار گرفت. داده های به دست آمده با نرم افزار اس .پی. اس. اس ویرایش 22 و آزمون های آماری کای-دو یک طرفه و فریدمن مورد بررسی قرار گرفت. یافته های به دست آمده نشان داد که جمعیت نمونه در اهمیت ورزی به گویه ها بیشتر به معیارهایی همچون تناسب متن های انتخابی با اهداف عمومی آموزش زبان فارسی به غیرفارسی زبانان، عدم بازنمایی چندصدایی فرهنگی، نداشتن بافت-وابستگی یا وابستگی به زمینه های اجتماعی، اندیشگانی، فلسفی، عرفانی، کلامی، تعلّق بیشتر به مصداق های فرهنگ عمومی در برابرِ آن چه فرهنگ فاخر خوانده می شود، قابلیت انطباق گویه ها با سطح مهارت زبانی فارسی آموزان، روش ها، رویکردها و استراتژی های آموزش مهارت های زبانی و جهان شمول بودن، قابلیت همه فهمی و فعّال سازی دانش پیشین فارسی آموزان نظر داشته اند.
اهمیت لغات و ترکیبات گویش سیستانی در متون ادب فارسی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
برخی از لغات و ترکیبات در متون ادبی به کار رفته که در فرهنگ های لغت موجود، ضبط نشده است. در پژوهش حاضر، به روش توصیفی- تحلیلی، پاره ای از این لغات و ترکیبات که هنوز در گویش سیستانی به کار می روند بازیافت و شناسایی شده است. این لغات و ترکیبات را از نظر ساختاری، به دو بخش می توان تقسیم کرد. غالب آنها بدون هیچ تفاوتی، در گویش سیستانی و متون ادبی کاربرد دارند. بخش اندکی تفاوتی جزیی، در اندازه حذف یا اضافه شدن یا تبدیل یک واژه، با یکدیگر دارند. از منظری دیگر، این لغات و ترکیبات، یا اصلا در فرهنگ ها ضبط نشده اند، یا اینکه دارای چند معنا هستند اما یکی از معانی آنها که در فرهنگ های لغت متروک مانده، درگویش سیستانی، به کار می رود. این لغات و ترکیبات، از نظر نوع کلمه، به ترتیب بسامد شامل فعل، صفت و اسم می شوند. افعال هم غالبا ترکیباتی هستند که معنایی کنایی از آنها استنباط می شود. شناسایی و بازیافت چنین لغات و ترکیباتی، افزون بر اینکه موجب غنی تر شدن دایره واژگانی و معنایی زبان فارسی می گردد، در برخی موارد، بنابر شواهدی که در متن ذکر می شود، می تواند در توضیح و تحلیل دشواری های متون ادبی هم گره گشا باشد.