This study investigated a new blended approach for enhancing vocabulary achievement. To this end, the project used a convenience sample of 50 intermediate EFL learners ranging from 19-35 years of age from three intact classes studying English translation at university. They were randomly assigned to two groups of 25 students each. In the experimental group, the treatment consisted of providing photos/cartoons related to the sessions’ course of instruction on Instagram, with the learners discussing and exploring the meaning of vocabularies via peer scaffolding using metacognitive strategies. The control group followed the syllabus and assigned homework according to the class program. To investigate the vocabulary achievement of the participants, a piloted multiple-choice vocabulary posttest was administered. The results that were analyzed through independent samples T-test revealed that the blended approach could significantly affect the performance of the experimental group. This study has implications not only for teachers, researchers, and syllabus designers but also for EFL learners with unpacking the notion of metacognition and peer scaffolding, proposing an integrated framework that illustrates how it may pervade the teaching-learning process as an educational goal. The implication of this study supports student responsibility, a student-centered classroom, and higher levels of cognition.
در رده شناسی ترتیب واژه ها، زبان های گوناگون از لحاظ ترتیب و توالی سازه ها بررسی می شوند و سپس مقایسه و طبقه بندی زبان ها بر اساس ترتیب واژه های به دست آمده صورت می گیرد. مقاله حاضر در چارچوب مقاله (1992) درایر، ترتیب واژه ها در گویش بابلی را بررسی می نماید. روش گردآوری داده ها از طریق ضبط پاسخ های 10 گویشور بابلی، 5 گویشور شهرنشین و 5 گویشور روستانشین به پرسشنامه ای که جهت انجام این پژوهش تهیه گردیده بود و همچنین مصاحبه با گویشوران مذکور بوده است. نتایج به دست آمده از این توصیف نشان می دهد که بابلی در مقایسه با زبان های اروپا آسیا با برخورداری از 17 مؤلفه فعل پایانی و 17 مؤلفه فعل میانی توازن میان مؤلفه ها و در مقایسه با زبان های جهان با داشتن 16 مؤلفه فعل پایانی و 15 مؤلفه فعل میانی گرایش مختصری را به سوی رده فعل پایانی نشان می دهد. این نتایج تفاوت ترتیب واژه گویش مذکور با زبان فارسی را نشان می دهد، چراکه گرایش غالب فارسی هم در مقایسه با زبان های اروپا آسیا و هم در مقایسه با زبان های جهان به سوی رده فعل میانی است. فارسی در مقایسه با زبان های اروپا آسیا دارای 12 مؤلفه فعل پایانی و 17 مؤلفه فعل میانی و در مقایسه با زبان های جهان برخوردار از 15 مؤلفه فعل پایانی و 19 مؤلفه فعل میانی است.
There is a bulk of studies supporting the positive effect of strategy instruction on reading comprehension. This study examined the effect of two reading strategies (i.e., false correction and inference strategy) on English reading comprehension of Iranian paramedical students, using a pretest, posttest, control group design. It also surveyed their attitudes toward the effect and usefulness of these strategies. The participants were sixty paramedical students, selected through availability sampling from the Medical University of Kashan. They were randomly assigned to two experimental groups and one control group (CG). The first experimental group was instructed to use inference strategy (henceforth IS), whereas the second was instructed to use a strategy based on elaborative interrogation theory (i.e., false correction strategy, henceforth FCS). The experimental data were collected through a researcher-made pretest and posttest, and survey data through a researcher-made questionnaire. The results of statistical analyses indicated that IS group significantly outperformed FCS and CG on the posttest. The results of questionnaire data also showed that IS led to more positive attitudes. Moreover, IS was perceived as more useful in meeting participants’ academic needs. The findings of the study imply a needs-based approach to ESP pedagogy.
بی انگیزگی تحصیلی یکی از معضلات و آسیب های جدی کنونی نظام آموزشی کشور در تمام سطوح تحصیلی است. بدین نظر، هدف پژوهش حاضر، مطالعه کیفی پدیده بی انگیزگی تحصیلی دانش آموزان دوره متوسطه اول در نواحی روستایی و ارائه نظریه ای داده بنیاد است. جامعه آماری شامل دانش آموزان پسر متوسطه دوره اول در کلاس های هفتم، هشتم و نهم در نواحی روستایی شهرستان دهلران در سال تحصیلی 97-1396 هستند. شرکت کنندگان در پژوهش 17 دانش آموز بودند که به شیوه هدفمند انتخاب شدند و در مصاحبه های نیمه ساختاریافته شرکت کردند. فرایند تحلیل داده ها شامل سه مرحله کدگذاری باز، محوری و انتخابی (گزینشی) بود. به این ترتیب، مرحله کدگذاری باز به تعداد 59 مفهوم اولیه منجر شد که با حذف و تعدیل کدهای همسان، در مرحله دوم به تعداد 27 مضمون تقلیل یافتند و با انجام پالایش مفاهیم، هشت مقوله اصلی شامل «سرمایه خانواده»، «میدان های متقاطع»، «منش و سبک تدریس معلم»، «خود پنهان»، «پرسه زنی متنوع»، «چالش های تردد»، «اشکال و تناقضات نظام ارزیابی» و «تقلیل گرایی سواد به خواندن و نوشتن» شکل گرفتند. در پایان، به استناد مقولات اصلی کشف شده، مقوله مرکزی پژوهش، یعنی بی انگیزگی تحصیلی، به مثابه فقر رفتاری، نهادی و فرهنگی تعیین و در قالب یک نظریه داده بنیاد ترسیم شد.
در این تحقیق رابطه مهار تهای تدریس معلمان با عملکرد دان شآموزان در امتحانات در سهای محاسباتی، بر اساس رویکرد فرایند-محصول بررسی شده است. به این معنا که ه مبستگی فرایندها )یا مهار تهای تدریس معلمان( با محصو لها )عملکرد دان شآموزان در آزمو نهای نهایی( بررسی شد. به این منظور، مهار تهای تدریس معلمان با استفاده از پرس شنام های محق قساخته انداز هگیری شد که متناسب با شرایط تدریس در سهای محاسباتی طراحی شده بود. پایایی پرس شنامه بر حسب ضریب آلفای کرونباخ 0/92 براورد شد. دبیران نمونه آماری تحقیق به روش خوش های انتخاب شدند. تعداد 175 پرس شنامه قابل تحلیل از دبیران در سهای محاسباتی به دست آمد و در مرحله بعد فهرست نمر ههای پایانی دان شآموزان هر دبیر فراهم شد. در تحلی لهای اولیه معلوم شد که مهار تهای تدریس وابسته به جنسیت معل ماند و نیز روشن شد که بخش مهمی از واریانس پیشرفت تحصیلی دان شآموزان )حدود 40 درصد( با نوع مدرسه قابل تبیین است. در تحلیل نهایی این نتیجه به دست آمد که توجه دبیران زن به مؤلف ههایی نظیر انعطا فپذیری در تدریس، به سطح تسلّ ط رساندن دان شآموزان، شفافیت در ارائه درس، حمایت از یادگیری شاگردان، توانمندسازی خویشتن و بهر هگیری از نظرات دیگران، تنوع در تدریس، تلکی فدهی و مطالبه، به طور معناداری با پیشرفت تحصیلی دان شآموزان ایشان ارتباط دارد. در مقابل، نمر ههای دان شآموزانِ دبیران مردی که دان شآموزان را به مطالعه قبلی تشویق م یکنند، در خلال تدریس به طور مکرر به وارسی یادگیری بچ هها م یپردازند و به ارزشیابی و آزمون بیشتر گرایش دارند، به طور معنادار از نمر ههای دان شآموزانِ دبیران زنی که به این مهار تها گرایش دارند، بالاتر است. به نظر م یرسد نحوه بهر هگیری متفاوت دبیران زن و مرد از مهار تهای تدریس اثربخش، پیامدهای متفاوتی را از نظر پیشرفت تحصیلی دان شآموزان به دنبال دارد.
ازآنجاکه در حکومت اسلامی دستگاه فقهی مهم ترین دستگاه متولی تعیین ضرورت و یا عدم ضرورت رفتارهای حکومتی می باشد، در این نوشتار قصد داریم تا به بررسی یکی مهم ترین کنش های سیاسی ممکن، یعنی مشارکت انتخاباتی، از منظری فقهی، بپردازیم. در این راستا نخست از قالب «حق» و «تکلیف»، به این کنش نظر کرده و نشان داده ایم که مردم حقی بر حکومت دارند تا برای آنان بستر مشارکت سیاسی فراهم آید. در گام بعد پس از مهیا شدن زمینه استیفا این حق، بر مردم واجب می شود تا در این بستر که از مهم ترین اشکال آن در عصر حاضر حضور در انتخابات است، دست به مشارکت زنند. برای اثبات این مدعا با روشی فقهی به متون دینی و منابع فقهی رجوع نموده و از این رهگذر به سه دلیل عمده متمسک شده ایم که عبارت اند از: 1. وجوب حفظ نظام و حفظ اقتدار آن، 2. مقام خلافت و مسئولیت امت، 3. اختیارات حاکم در منطقهالفراغ.
اغلب موضوعات مستحدثه در عصر حاضر، به اعتبار مرجع تشخیص، در حیطه موضوعات کارشناسی (عرف خاص) قرار می گیرند. در نگاه رایج فقهای شیعه، در شناخت و تعیین مصادیق چنین موضوعاتی حاکمیت با عرف است و شرع تنها متکفل بیان حکم است. ازآنجایی که عرف کارشناسی طریق الی الواقع در شناخت موضوع است، قول کارشناس دارای حجیت است. عرفی نگری در موضوع شناسی مسائل مستحدثه با یک چالش اساسی روبروست و آن غفلت از ماهیت فرهنگی تاریخی عرف است. بر این اساس عقل اساساً یک پدیده ای تاریخی است و هر دوره تاریخی بر اساس تفسیر کلانی که انسان نوعی آن دوره، از هستی دارد شکل می گیرد؛ این تفسیر کلان اساس و بنیاد فرهنگ و عرف جوامع می شود به گونه ای که در تاروپود عرف آن جامعه حضور دارد. اگرچه گاهی در وجه نظر اولیه و ظاهر گرایانه حکم به عدم مغایرت این موضوعات با شرع شود، اما به دلیل ماهیت فرهنگی این موضوعات بسط و کارکرد این موضوعات وابسته به حضور فرهنگ حاکم بر آن هاست. از همین رو پذیرش ظاهر گرایانه مخترعات عرفی بدون توجه به وجه فرهنگی تاریخی آن ها، موجب پیدایی بحران در زیست عملی مسلمین و چالش اساسی میان شرع و عرف می شود.
مقدمه: این پژوهش با هدف بررسی نقش حمایت اجتماعی و هیجان خواهی در تاب آوری امدادگران جمعیت هلال احمر اجرا گردید. روش: تحقیق حاضر از نوع همبستگی بود. جامعه آماری پژوهش را امدادگران جمعیت هلال احمر شهر تهران در سال 97-96 تشکیل دادند. نمونه پژوهش 150 نفر از این امدادگران بودند که به صورت نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. در این پژوهش از مقیاس تاب آوری کانر و دیویدسون (2003)، پرسش نامه ارزیابی حمایت اجتماعی (1986) و مقیاس هیجان خواهی (1978) استفاده شد. اطلاعات به دست آمده با روش ضریب همبستگی پیرسون و رگرسیون چندگانه مورد تحلیل قرار گرفتند. یافته ها: نتایج تحقیق نشان دادند که بین همه مولفه های هیجان خواهی با تاب آوری همبستگی معنی دار وجود دارد. بعلاوه، بین همه مولفه های حمایت اجتماعی با تاب آوری همبستگی معنی دار وجود دارد (01/0>P). همچنین، نتایج تحلیل رگرسیون نشان داد که هیجان خواهی و حمایت اجتماعی قدرت پیش بینی تاب آوری در بین امدادگران را دارند. نتیجه گیری: با توجه به اهمیت تاب آوری در شرایط تنش زا در بین امدادگران، توصیه می شود میزان هیجان خواهی ایشان در آغاز همکاری بررسی شود و در ادامه نیز امکان دریافت حمایت اجتماعی برای امدادگران فرآهم گردد. کلید واژه ها: حمایت اجتماعی، هیجان خواهی، تاب آوری، امدادگران
هدف: این پژوهش با هدف تعیین نقش هوش فرهنگی و هوش اجتماعی بر سبک تصمیم گیری کارکنان دولت انجام شده است. روش: روش پژوهش همبستگی مبتنی بر رگرسیون است. جامعه آماری این پژوهش شامل ۶۰۰ نفر مدیران و کارکنان ادارات دولتی شهر بابل در سال 1396 می باشد. حجم نمونه با روش تصادفی طبقه ای نسبی و بر اساس جدول کرجسی– مورگان به تعداد ۲۳۵ نفر انتخاب گردید. داده ها با استفاده از سه پرسشنامه استاندارد - هوش فرهنگی ارلی و آنگ (2۰۰۳)، هوش اجتماعی ترمسو سیلورا، مارتین یوسن و داهل (2001) و سبک تصمیم گیری اسکات و بروس (۱۹۹۵) جمع آوری گردیده است. یافته ها: یافته های تحقیق نشان داد که بین هوش فرهنگی (0.05; p < 0.179r = ) و هوش اجتماعی (0.05; p < 0.383r = ) با سبک تصمیم گیری کارکنان رابطه مثبت و معناداری وجود دارد. میانگین هوش فرهنگی (60M > ) و سبک تصمیم گیری (75M > ) کارکنان از حد متوسط بالاتر است اما میانگین هوش اجتماعی (84M < ) کارکنان از حد متوسط پایین تر است. نتایج تحلیل رگرسیون همزمان نشان داد که هوش اجتماعی و هوش فرهنگی قادر هستند به میزان 67 درصد سبک تصمیم گیری کارکنان را تبیین و پیش بینی نمایند که بالاترین آن مربوط به هوش اجتماعی با ضریب بتای 0.496 می باشد. نتیجه گیری: در دنیایی با عدم اطمینان بالا، مدیران باید به هوش فرهنگی، هوش اجتماعی و تقویت مؤلفه های آن برای انتخاب سبک تصمیم گیری مطلوب، توجه ویژه نمایند.
یکی از مسائل مهم در نظام آموزش عالی اشتغال هم زمان با تحصیل دانشجویان دکتری در خارج از دانشگاه است. در این خصوص، برنامه هایی در قالب حمایت از فعالیت تمام وقت دانشجویان دکتری با هدف تأمین هزینه های معیشتی آنان اجرا می شود. در این مقاله، آمار و زمینه ها و مطالعات تطبیقی برنامه های حمایتی برای تأمین هزینه های معیشتی دانشجویان دکتری بررسی شده است؛ برنامه هایی که هدف از آن جلوگیری از اشتغال دانشجویان دکتری به کارهای نامرتبط در خارج از دانشگاه و افزایش حضور و فعالیت های پژوهشی تمام وقت آنان در دانشگاه است. این پژوهش از نظر نوع و کاربرد و شیوه گردآوری و تحلیل داده ها توصیفی است. مطالعه تطبیقی در کشورهای منتخب انجام شده و تأثیر سیاست های حمایت مالی از دانشجویان دکتری در ارتقای بهره وری آنان بررسی شده است. همچنین، با بررسی سیاست ها و قوانین مصوب در شورای عالی انقلاب فرهنگی، وزارت عتف (علوم، تحقیقات و فناوری)، وزارت بهداشت و معاونت علمی و فناوری ریاست جمهوری و نحوه اجرایی سازی آن ها، تصویر دقیقی از قوانین به دست آمده است. بررسی ها نشان می دهد که حمایت های مالی از دانشجویان دکتری، از طریق افزایش حضور آنان در مراکز پژوهشی وکاهش اشتغال در کارهای غیرمرتبط، سبب افزایش بهره وری آن ها در دوران تحصیل می شود.
پژوهش حاضر با هدف بررسی تأثیر ظرفیت های فناوری اطلاعات و بازاریابی بر عملکرد زنجیره تأمین شرکت نیکان طب کیمیا در سال 1398 صورت گرفته است. روش پژوهش بر اساس هدف کاربردی و از نظر گردآوری داده ها توصیفی-پیمایشی است. جامعه آماری شامل کلیه مدیران و کارشناسان شرکت نیکان طب کیمیا به تعداد 104 نفر است. نمونه آماری پژوهش با استفاده از روش نمونه گیری تصادفی ساده و فرمول کوکران، 82 نفر درنظر گرفته شده است. روش جمع آوری داده ها، با اقتباس از پرسش نامه های استاندارد پژوهش Yu و همکاران (2017) با 39 گویه صورت گرفت. پایایی این پرسش نامه با استفاده از روش آلفای کرونباخ برای تمامی ابعاد پرسشنامه بیش از 7/0 به دست آمد که نشان از پایایی مناسب ابزار پژوهش داشت. برای محاسبه روایی از روایی سازه استفاده شد که نتاج بیانگر روا بودن ابزار تحقیق است (AVE> 5/0). داده ها با روش مدل سازی معادلات ساختاری و استفاده از نرم افزار SmartPLS تحلیل و مدل نهایی ارائه گردید. نتایج پژوهش حاکی از برازش مناسب مدل مفهومی، بر مبنای شاخص های مقادیر قابل قبول و معنادار ضرایب مسیر، بارهای عاملی، واریانس تبیین شده و شاخص GOF بود. نتایج نشان دهنده تایید تأثیر ظرفیت های فناوری اطلاعات و شاخص های آن یعنی قابلیت های زیرساخت و قابلیت همسان سازی فناوری اطلاعات بر عملکرد زنجیره تأمین شرکت نیکان طب کیمیا در سطح اطمینان 99 درصد بود. هم چنین فرضیات مبتنی بر تأثیر ظرفیت های بازاریابی و شاخص های آن یعنی قابلیت های ارتباط با مشتری و قابلیت سنجش بازار بر عملکرد زنجیره تأمین بود.
پژوهش حاضر از نظر اهداف، کاربردی، از نظر ماهیت و نوع مطالعه در زمره پژوهش های کیفی و در زمره مطالعات تفسیری است که با بهره گیری از راهبرد پژوهش پدیدارشناسی «ون منن» در صدد تبیین و تفسیر جوهره تجربه از پدیده فعالیت های اجتماعی و فرهنگی روشنفکران در شبکه های اجتماعی مجازی و شناخت عمیق این پدیده بر فرهنگ سیاسی دانشجویان است. میدان مطالعه تحقیق شامل دانشجویان واحد علوم و تحقیقات تهران است. داده های این پژوهش از طریق نمونه گیری هدفمند و با مصاحبه عمیق با 21 نفر گردآوری و با استفاده از روش تحلیل پدیدارشناسانه ون منن تحلیل شده است. پس از تجزیه و تحلیل دادهها مضمونهای اصلی و چندین مضمون فرعی بدست آمد که در مجموع نتایج نشان داد که نقش روشنفکران به مثابه افراد آگاه وجدان بیدار جامعه، چه در نهادهای مدنی و سازمان های اجتماعی غیرسیاسی و چه در حالت متعلق بودن به احزاب و تشکل های سیاسی، بصورت عمومی به مثابه افراد متعلق به یک قشر اجتماعی به شکلی از اشکال تا حدودی بر فرهنگ سیاسی جامعه اثرگذار بوده و در پویایی و بیداری شعور اجتماعی و سیاسی دانشجویان نهایتاً در شکل گیری تفکر و احساسی ملی تأثیرگذار است.
بررسیِ نظرات گروهی از نخبگان حوزه سیاست گذاری فرهنگی نشان می دهد نوعی ابهام و عدم شفافیت در شناساییِ چالش های فرهنگیِ جامعه، چگونگی فرایند سیاست گذاری فرهنگی و نقش دولت در این فرایند وجود دارد؛ این ابهام و عدم شفافیت خود را در محتوای سیاست ها، انتظارات از آن ها و نتایج شان نشان می دهد؛ واقعیتی که حوزه سیاست گذاری فرهنگی را در معرضِ تحولات و نزاع های سیاسی و ناهمسویی ها در اجرا و ارزیابیِ برنامه ها قرار می دهد. در این مقاله، ابتدا تفاوت های بینِ ابهام و عدم شفافیت به مثابه انتخابی آگاهانه برای سیاست گذاران و ابهام و عدم شفافیت درنتیجه شرایط ساختاری شرح داده می شود. سپس، پیامدِ این تفاوت ها از نظر انواع سیاست هایی که در حوزه سیاست گذاری فرهنگی ایجاد می شود و چگونگیِ شکل گیریِ عدم توافق درباره این سیاست ها و مشروعیت و منطقِ انتخابِ آن ها به بحث گذاشته می شود و در نهایت تلاش خواهد شد با ارجاع به یافته های پژوهش انجام شده و ادبیات نظری موجود، خطوط کلی یک چارچوب نظری برای تحلیلِ عدم شفافیت و ابهام در سیاست گذاری فرهنگی ترسیم شود.
در این پژوهش، تلاش شده است تا با بررسی خودزندگینامه های حوزوی منتشرشده به زبان فارسی در سال های پس از ورود صنعت چاپ به ایران تا سال 1395 شمسی، آورده ها و وانهاده های این متون استخراج شده و با استفاده از روش تحلیل مضمون، مضامین اصلی، نقاط کانونی تمرکز و حاضران و غایبان این برساخت های مدون از زندگی حوزویان مشخص شود. در نهایت با استفاده از این داده ها، سنخ شناسی جامعه شناختی از این خودزندگینامه ها ارائه شد. یافته های این پژوهش نشان می دهد که اساتید و پدران و اجداد پدری، حاضران مشترک در غالب این خودزندگینامه ها هستند. امور ماورایی و خداوند، در خودزندگینامه های متقدم به لحاظ زمانی، به صورت مستقیم در این خودزندگینامه ها حضور پررنگی دارند، سپس حضوری غیرمستقیم می یابند و در دهه های اخیر، از روایت کنار گذاشته می شوند. این خودزندگینامه ها از منظر حضور زنان به عنوان شخصیت های حاضر در این برساخته ها، به دو دسته ی «زن گویا» و «زن محذوف» تقسیم می شوند. همین دوگانه را در مورد اشاره یا عدم اشاره به متغیرهای اقتصادی زندگی در این خودزندگینامه ها می توان مشاهده کرد و این متون را به دو دسته ی «اقتصاد محذوف» و «اقتصادگویا» تبدیل کرده اند. در جمعبندی نهایی، با اتکاء به یافته های فوق، خودزندگینامه های حوزوی به دو سنخ کلی «خودزندگینامه های عزلتی» و «خودزندگینامه های اجتماعی» تقسیم شده اند. خویشتن ِ خودزندگینامه ای ارائه شده در خودزندگینامه های عزلتی، در دایره ی محدود آموزش، عبادت و خانواده ای مردانه محدود می ماند و خویشتن ِ هویدا در خودزندگینامه های اجتماعی، در پیوند با وقایع اجتماعی و شبکه ای گسترده تر از کنشگران و وقایع تصویر می شود. خویشتن ِ حوزوی که تنها «حوزوی» نیست بلکه وجودی اجتماعی است که حوزوی «نیز» هست.
در سال های اخیر استفاده از ماهواره و وجود کانال های سرگرم کننده و تفریحی و پخش سریال های خانوادگی (ژانر سوپ اپرا) در کشور گسترش یافته است. این امر در جامعه ایرانی هر چند به صورت غیررسمی، به بخش مناقشه برانگیزی از زندگی روزمره بخشی از مردم به ویژه درصدی از زنان تبدیل شده است. این امر، توجه بسیاری از صاحبنظران فرهنگی و اجتماع و نیز سیاستگزاران را به خود جلب کرده است. پژوهش حاضر درصدد پاسخ به این سؤال است که چگونه چالش های هویتی زنان ایرانی در نتیجه تماشای سریال های خانوادگی در جامعه مدرن به مواضع گفتمانی و ارزش های متفاوت می انجامد. برای نیل به پاسخ از رویکرد مطالعات فرهنگی و روش شناسی کیفی (با مصاحبه عمیق با 30 نفر از زنان تهرانی) استفاده شده و در مدل نظری نیز مصرف و سپس دریافت مخاطبان - در سه لایه خوانش شخصی، خوانش ارجاعی و خوانش انتقادی – مورد مطالعه قرار گرفته است. یافته های تحقیق نشان می دهد که زنان در سه تیپولوژی هویتی سنتی، اسلامی و مدرن قرار می گیرند. تأثیر عوامل ساختاری مانند خانواده، آموزش و اشتغال در قشرهای مختلف زنان که در جریان مدرنیته هستند موجب بازسازی هویت آنان شده است. تأثیر عوامل ساختاری مانند خانواده، آموزش و اشتغال در قشرهای مختلف زنان که در جریان مدرنیته هستند موجب بازسازی هویت آنان شده و عده ای در برابر هویت های سنتی مقاومت نشان می دهند و فعالانه برای ایجاد هویت جدید تلاش می کنند. زنان ایرانی با به منابع فرهنگی(ارزش ها و نگرش ها) و منابع مادی(درآمد و دارایی) به تأمل و بازاندیشی در موقعیت ها و هویت های سنتی خود پرداخته اند.
ترویج علم به دنبال راه هایی است تا عامه مردم نیز بتوانند از یافته های علمی بهره مند شوند. نگارش خلاصه همگان فهم از نمونه این راه هاست که باید به زبانی ساده، بدون واژگان تخصصی، و با تشریح اصطلاح های فنی نوشته شود. در این مقاله مفهوم خلاصه همگان فهم، شباهت ها و تفاوت های آن با مفاهیم همانند، زمینه های موضوعی و اشکال بکارگیری آن در نوشته های علمی، و شاخص های تدوین آن تبیین شده اند. با روش «تحلیل اسنادی»، اسناد در پیوند با خلاصه همگان فهم جست وجو، بازیابی، مطالعه، و از منظر تخصصی تجزیه و تحلیل شده اند. جامعه این پژوهش دربردارنده سازمان ها و نوشته هایی است که به تعریف و توضیح ساختار خلاصه همگان فهم پرداخته اند. بر مبنای تعاریف ارائه شده در 34 منبع، 17 شاخص کلیدی که در تدوین خلاصه همگان فهم نقش داشتند استخراج شدند و در سه بُعدِ «شکلی و صوری»، «محتوایی» و «ارزیابی» دسته بندی شدند. مقالات علمی پژوهشی، طرح های پژوهشی پایان یافته، پیشنهادیه های پژوهشی، پایان نامه ها و رساله های دانشگاهی ازجمله کلیدی ترین منابعی بودند که به منظور تهیه و انتشار خلاصه های همگان فهم معرفی شده اند. موضوعاتی نظیر پزشکی، سلامت، و مراقبت های بهداشتی در اولویت بکارگیری در تهیه و تولید خلاصه های همگان فهم قرار گرفته است. اگر چه این تکنیک را نمی توان به این چند حوزه محدود کرد.
چندی است که در رشته های گوناگون علوم انسانی از «وضعیت بحرانی» سخن گفته می شود. در دانش تاریخ نیز بحث های مشابهی مطرح شده و از ضرورت تغییر و اصلاحات سخن گفته شده است. بنابراین، مسئله این است که آیا اکنون در رشته تاریخ با بحران مواجهیم، اگر مواجهیم این بحران در کدام ساحت ها بروز یافته است؟ در پاسخ به این مسئله، نگارنده کوشیده است با تأملی در مفهوم بحران و تعریف آن، ابتدا وضعیت بحرانی را شرح دهد و سپس وضعیت بحران در علم و به طور مشخص علم تاریخ را بررسی کند. این مقاله بحران را چونان وضعیتی وخیم و بسیار خطرناک دانسته که علم جاری را ناتوان کرده است. مقاله برای تحلیل وضعیت بحرانی در دانش تاریخ، این دانش را سیستم یا مجموعه ای نظام واره نگریسته است که اجزا و عناصر گوناگونی دارد. طبعاً برخی از اجزای این سیستم نقشی بسیار کلیدی در سرشت و ساختار سیستم ایفا می کنند و برخی دیگر نقشی فرعی و غیرساختاری. مقاله سرانجام نتیجه می گیرد که هرچند اختلال و کژکارکردی در همه اجزای این سیستم بروز یافته، تنها در برخی از جنبه های آن وضعیت بحرانی رخ داده است. بنابراین، این رشته در «مسیر بحران» قرار گرفته و هنوز دستخوش بحران سیستمی یا فراگیر نشده است.
نشانه شناسی فرهنگی مفهومی است که در پی گزینش عناصر فرهنگی به عنوان نخستین موضوعات مورد بررسی از سوی نشانه شناسان ایجاد شد. این دانش با بهره جستن از عناصر فرهنگی، فهم و درک بهتری از فرهنگ خود و دیگری ارائه می دهد. شاهنامه فردوسی از جمله متونی است که به واسطه برخورد با اقوام مختلف در زمره متون چند فرهنگی است. از این رو تلاش می شود، در این پژوهش با روش توصیفی- تحلیلی از طرد تا حذف شدن سیاوش در شاهنامه از منظر نشانه شناسی فرهنگی و تبیین جایگاه او از نظر خود و دیگری بررسی گردد. پرسش اصلی مقاله حاضر این است که چرا سیاوش در نزد خاندان خود نیز دیگری انگاشته می شود. و نیز هدف این پژوهش گسترش دامنه مطالعات نشانه شناسی فرهنگی و فراهم کردن ابزارهای تحلیلی و نظریه بنیاد در تحلیل متن است. نتایج تحقیق نشان می دهد که سیاوش نه تنها از دیدگاه تورانیان «دیگری» انگاشته شده؛ بلکه در درون کشور خود نیز از دیده نزدیک ترین کس به او (پدرش) فردی مساله ساز است و باید از مرکز حکومت دور گردد. و به نوعی او خودی دیگری محسوب می شود