مطالب
فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۵٬۰۸۱ تا ۵٬۱۰۰ مورد از کل ۵۵۲٬۹۲۰ مورد.
منبع:
مطالعات جغرافیایی مناطق خشک دوره ۱۶ بهار ۱۴۰۴ شماره ۵۹
68 - 86
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف اصلی این مطالعه بررسی تأثیر اقدامات بیولوژیکی آبخیزداری بر هدررفت خاک با استفاده از مدل RUSLE، سنجش از دور و سیستم های اطلاعات جغرافیایی است. روش و داده: منطقه مورد مطالعه، آبخیز چیکان و مورزیان یکی از زیرحوضه های حوضه سد درودزن است. در این مطالعه با استفاده از مدل RUSLE و بر مبنای داده های سنجش از دور، میزان هدررفت خاک طی یک دوره 29 ساله در 4 مقطع زمانی (۱۳۷۱، ۱۳۸۲، ۱۳۹۶ و ۱۴۰۰) برآورد گردید. برای اندازه گیری، مقدار هدررفت خاک با استفاده از دستورالعمل های مربوطه در مدل RUSLE، نقشه عوامل فرسایندگی باران (R)، فرسایش پذیری خاک (K)، توپوگرافی (LS)، پوشش گیاهی (C) و عامل حفاطت (P) در سطح حوضه تهیه شد. به منظور بررسی اثر اقدامات بیولوژیک آبخیزداری، با فرض ثابت بودن دیگر عوامل مدل طی دوره مورد مطالعه، تغییرات عامل C تحت اثر اقدامات بیولوژیک مورد بررسی قرار گرفت. یافته ها: یافته های حاصل از بررسی مقادیر فاکتور C نشان داد که مقادیر این فاکتور برای سال های ۱۳۷۱، ۱۳۸۲، ۱۳۹۶ و ۱۴۰۰ به ترتیب ۰/۲۹±۰/۸۳، ۰/۲۸±۰/۸۰، ۰/۲۸±۰/۷۶ و ۰/۲۸±۰/۷۸ متغیر است. همچنین میانگین هدررفت سالانه خاک در حوضه ی چیکان و مورزیان تحت تأثیر اقدامات بیولوژیک طی سال های مورد اشاره با یک روند نسبتاً کاهشی به ترتیب برابر ۲۰/۱۹± ۱۶/۸۸، ۱۹/۵۲±۱۶/۳۲، ۱۸/۲۹±۱۵/۴۱ و ۱۸/۸۲±۱۵/۸۰ برآورد شد. نتیجه گیری: یافته ها حاکی از آن بود که اجرای عملیات بیولوژیک طی این دوره، منجر به کاهش میزان فرسایش خاک گردیده است. در یک نتیجه گیری کلی می توان بیان نمود که اجرای عملیات بیولوژیک می تواند یک اقدام مفید و قابل اطمینان برای کاهش فرسایش خاک در حوزه های آبخیز در معرض تخریب تلقی شود. هر چند دیگر کارکردهای این عملیات مانند تولید علوفه، کاهش رواناب، ارزش تفرجگاهی و ... نیز می تواند به کارکرد حفاظت خاک آن اضافه شود. پیشنهاد می شود در شرایط آب و هوایی متفاوت با استفاده از روش های گوناگون ارزیابی اقدامات بیولوژیک آبخیزداری بر میزان فرسایش و رسوب انجام شود. نوآوری، کاربرد نتایج: از مهم ترین جنبه های نوآورانه و کاربردی تحقیق می توان به بررسی چندزمانه میزان هدررفت خاک تحت تأثیر اقدامات بیولوژیک آبخیزداری با استقاده از تکنیک سنجش از دور اشاره نمود.
کارکردهای اصل انصاف در حقوق اداری ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های نوین حقوق اداری سال ۷ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲۳
143 - 177
حوزههای تخصصی:
انصاف به عنوان اصلی که ریشه ای رومی داشته و در بطن نظام حقوقی انگلستان نشو و نما یافته است، دارای کارکردهای تعدیلی، تکمیلی و تصحیحی است و افزون بر این ها در بسیاری از نظام های حقوقی نوشته از جمله ایران، کارکرد خلاقانه تقنینی نیز دارد که هر یک از آن ها تأثیرات عمیقی را بر روابط موجود در بطن آن ها، به ویژه رابطه اداره و شهروند نهاده اند. بی شک کارکردهای مذکور حقوق اداری ایران را متأثر از خود ساخته تا جایی که می توان شواهدی چون قوانین و مقررات، آرای قضایی و سازوکارهای مبتنی بر انصاف را از جمله پیش بینی مشارکت شهروندان در تصمیمات اداری و نهاد آمبودزمان و... را در آن برشمرد. با این اوصاف، در نوشتار حاضر، هدف آن است که ضمن تعریف اصل انصاف، کارکردهای عمده آن که در حقوق اداری ایران تأثیرگذار بوده اند، با ذکر شواهدی واکاوی شود. بنابراین سؤال این است که چه کارکردهای را می توان در حقوق اداری ایران برای اصل انصاف برشمرد؟ به نظر، کارکرد انصاف مغایر با حقوق یا انصاف تصحیحی را به دلیل نگرش اثبات گرایانه نظام حقوقی و تاکید مصرانه بر اصل حاکمیت قانون را نمی توان در حقوق اداری ایران استنباط نمود.
تبیین تحولات کالبدی- فضایی روستاهای ناحیه پیراشهری اردبیل(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
توسعه فضاهای پیراشهری سال ۷ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱ (پیاپی ۱۵)
111 - 148
حوزههای تخصصی:
ناحیه پیراشهری اردبیل به دنبال پذیرش نقش مرکزیت استانی شهر اردبیل و متأثر از جریانات بیرونی اثرگذار این شهر، با پدیده خزش شهری شتابان، گسترده، ناموزون و کنترل نشده ای مواجه شده است. شهراردبیل با دستیازی به عرصه های پیرامون، روستاهای پیراشهری خود را در ابعاد مختلف با تحولات و چالش های عدیده ای روبرو نموده است. پارادایم شناخت علمی حاکم بر پژوهش باهدف تبیین تحولات کالبدی- فضایی رُخ داده در ناحیه پیراشهری اردبیل، از نوع «تفسیری» و روش شناسی به صورت «کیفی» بوده و از جنبه زمانی، تحقیقی از نوع مقطعی (پس از شکل گیری استان در سال1372) است. تحقیق به شیوه «مصاحبه نیمه ساختارمند» صورت گرفته و مشارکت کنندگان تحقیق شامل 28 نفر از مدیران محلی روستاها، کارشناسان و مدیران برنامه ریزی توسعه روستاهای ناحیه پیراشهری در 20 روستای واقع در حریم شهراردبیل (قلمرو مکانی پژوهش) بودند.یافته های پژوهش، بر تحولات گسترده و گوناگون روستاهای پیراشهری در ابعاد مختلف محیطی- اکولوژیک، اجتماعی- فرهنگی، اقتصادی، کالبدی و چالش های مدیریتی دلالت دارد که در این میان به ترتیب «محدودیت منابع آب، واگرایی فرهنگی و عدم امنیت، تضعیف منابع تولید، ساخت و سازهای غیرمجاز و تغییر کاربری اراضی، عدم مدیریت یکپارچه شهر و روستا و ضعف مدیریت شهری در گستره حریم»، به عنوان اهمّ این چالش ها قابل ذکر است. ازآنجاکه چالش های یادشده متأثر از عوامل مختلف اثرگذار بیرونی چون «اجرای طرح های عمرانی منابع آب، شهرگرایی، مدیریت بخشی و انتزاعی شهر و روستا و تداخل وظایف شهرداری و جهاد کشاورزی در مدیریت حریم و ...» می باشند، برون رفت از چالش موجود، نیازمند بازاندیشی فکری و محتوایی در مبانی نظری و اندیشه ای در راهبردها، سیاست ها و برنامه ها و تجدیدنظر در شیوه مداخلات و اقدامات اجرایی در چارچوب برنامه ریزی کالبدی- فضایی است؛ زیرا با بهره گیری از روش های برنامه ریزی و شیوه مداخله کالبدی در نواحی پیراشهری، مبتنی بر رویکرد فضایی و یکپارچه نگری، پیوند فضایی- عملکردی سکونتگاه های ناحیه پیراشهری قابل دستیابی خواهد بود.
چند فرایند واجی فعال در گویش شیرازی(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
گویش شناسی و فرهنگ عامه سال ۳ بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۱
219 - 250
حوزههای تخصصی:
هدف از نگارش این پژوهش بررسی فرایندهای واجی فعال در گویش شیرازی است. بدین منظور داده های مورد نیاز پژوهش به چند روش جمع آوری شده اند: 1. مصاحبه با 5 تن از گویشوران شیرازی، 2. استفاده از شم زبانی یکی از نگارندگان در تایید داده ها، 3. استفاده از منابعی مانند سمندر (1377 و 1383) و زارعی (1383) که به این گویش شعر و داستان نوشته شده اند. پس از گردآوری بیش از پانصد واژه ساده، غیرساده، و گروه، داده ها با توجه به بافت مشترک دسته بندی شده اند و نوع فرایند هر کدام شناسایی، توصیف و تحلیل شده و قاعده هر فرایند نوشته شده است. در انتهای هر قسمت، یکی از داده ها از زیرساخت تا روساخت به عنوان نمونه بازنمایی شده است. برخی از نتایج این پژوهش عبارتند از: 1. در توالی های همخوانی /-st-/ و /-zd-/ در بافت بین دو واکه فرایند همگونی به صورت پیشرو عمل می کند. 2. واکه پسین افتاده /A/ در بافت قبل از سایشی لثوی کامی /S/ و در پایان تکواژهای آزاد به واکه میانی [o] ارتقاء می یابد. 3. تکواژ اضافه /-e/ در گروه های اضافه و وصفی حذف می شود. 4. واکه پسین افتاده /A/ موجود در پسوند سببی [-And] پیش از توالی همخوانی /nd/ یک درجه افراشته شده و به واکه میانی [o] تبدیل می گردد. 5. واکه میانی /e/ موجود در پیشوند امری و التزامی /be-/ به لحاظ مشخصه های [پسین] و [افراشته] با واکه های افراشته ستاکِ فعل هماهنگی واکه ای دارد.
بررسی ادبیات سعدی از دیدگاه توانمندسازی اجتماعی(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
گویش شناسی و فرهنگ عامه سال ۳ بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۱
267 - 286
حوزههای تخصصی:
توانمندسازی اجتماعی به عنوان یکی از الزامات توسعه پایدار بر شانه ارزشهای فرهنگی-اجتماعی ایستاده است. ادبیات به عنوان پدیده ای زمینه مند و یکی از ستونهای نظام فرهنگی جامعه، بازتابی از شرایط فرهنگی است که مشوق یا مانع توانمندسازی جامعه و حاکمیت می باشد لذا بررسی ادبیات کلاسیک می تواند تصویری از روند تاریخی تحولات فرهنگی مرتبط را منعکس نموده، به شناخت عمیق و علّی وضع موجود یاری رساند. از این منظر ادبیات سعدی به عنوان شاعر و سخنوری برجسته و به شهادت آثارش، یک مصلح اجتماعی و معلم اخلاق، واجد اهمیت است که با استفاده از روش تحلیلی-توصیفی و منابع کتابخانه ای مورد مطالعه قرار گرفت تا نسبت ادبیات او با مفاهیم محوری توانمندسازی بررسی گردد. به نظر می رسد گرچه ارزشهای سطح کلان توانمندساز برای حاکمان همچون برقراری عدالت کماکان مطرح است ولی در سطح فردی با توسعه فرهنگ مصرف گرایی، شاهد کم رنگ شدن مفهومی همچون قناعت هستیم که به عنوان عنصر فرهنگی بومی و منطقه ای موجب افزایش کیفیت زندگی بوده و در نظریه های پساتوسعه مورد توجه قرار گرفته است.
مطالعه تطبیقی اجرای اصل آزادی قراردادی در انعقاد قراردادهای اینترنتی در حقوق ایران و انگلیس(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
اصل آزادی قراردادی یکی از اصول بنیادین حقوق خصوصی است که در نظام های حقوقی مختلف به ویژه ایران و انگلیس، نقش مهمی در تنظیم روابط قراردادی ایفا می کند. این مقاله به بررسی تطبیقی نحوه اجرای این اصل در قراردادهای اینترنتی در حقوق ایران و انگلیس می پردازد. در حقوق ایران، آزادی قراردادی بر اساس ماده 10 قانون مدنی به رسمیت شناخته شده است، اما محدودیت هایی نظیر عدم مخالفت با نظم عمومی و قوانین آمره بر آن اعمال می شود. در مقابل، در حقوق انگلیس، آزادی قراردادی بر اساس اصول کامن لا و با تأکید بر شفافیت اطلاعات و عدالت قراردادی اجرا می شود. قوانین ایران مانند قانون تجارت الکترونیکی و قوانین حمایت از حقوق مصرف کنندگان تلاش دارند ضمن حمایت از مصرف کنندگان، چارچوب آزادی قراردادی را در فضای دیجیتال تبیین کنند. در انگلیس نیز مقرراتی نظیر Consumer Rights Act 2015 و Data Protection Act 2018 بر تضمین حقوق مصرف کنندگان در قراردادهای اینترنتی متمرکز هستند. از تفاوت های عمده میان این دو نظام حقوقی می توان به تأثیر ملاحظات شرعی در ایران و قوانین سکولار در انگلیس اشاره کرد. در مجموع، هرچند آزادی قراردادی در هر دو نظام حقوقی به رسمیت شناخته شده است، اما تفاوت های موجود در مبانی حقوقی و روش های اجرایی نشان می دهد که نظام حقوقی انگلیس در تنظیم و نظارت بر قراردادهای اینترنتی از انعطاف بیشتری برخوردار است. این مقاله بر ضرورت ایجاد تعادل میان آزادی قراردادی و حمایت از حقوق مصرف کنندگان تأکید دارد و پیشنهاداتی برای بهبود قوانین در هر دو نظام حقوقی ارائه می کند.
حفظ حریم خصوصی در تکنولوژی های مبتنی بر هوش مصنوعی(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
تکنولوژی های مبتنی بر هوش مصنوعی به دلیل قابلیت های بینظیر خود، از جمله تحلیل و پردازش داده های حجیم، یادگیری عمیق در سالهای اخیر به شکل گسترده ای توسعه یافته اند. این تکنولوژی ها نقش بسزایی در بهبود خدمات و بهبود کیفیت زندگی انسانها داشته اند ارزش حریم خصوصی در جامعه های مدرن، از جمله حفظ کرامت فردی، حفاظت از آزادیهای شخصی و اعتماد عمومی به سازوکارهای اجتماعی و فناورانه برای تبادل اطلاعات بین افراد است. هدف پژوهش حاضر در بحث حفظ حریم خصوصی در تکنولوژی های مبتنی بر هوش مصنوعی از دیدگاه حقوقی، اطمینان از حفظ حقوق شخصی و خصوصیت افراد در مقابل استفاده، دسترسی، و پردازش داده های شخصی است که توسط این فناوری ها جمع آوری شده اند. سؤال اساسی در نوشتار حاضر این است که چگونه میتوان حقوق شخصی افراد را در برابر تجمیع، استفاده و پردازش داده های شخصی توسط سیستم های هوش مصنوعی تضمین کرد؟ و از نظر جهت گیری پژوهش، از نوع پژوهش های نظری، از نظر ماهیت مسأله از نوع پژوهش های اسنادی و از نظر روش تحقیق از نوع پژوهش های توصیفی بوده است. نتایج نشان داده است که: حفظ حریم خصوصی در تکنولوژی های هوش مصنوعی نیازمند یک ترکیب مناسب از قوانین، فناوری، نظارت و مسئولیت پذیری است که به منظور تضمین احترام به حقوق اساسی کاربران و جامعه عمومی، لازم است.
تحلیل جامعه شناختی نقش حس تعلق مکانی در ارتقای امنیت اجتماعی زنان در سکونتگاه های غیررسمی (نمونه موردی: محله خضر همدان)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این پژوهش با هدف تحلیل جامعه شناختی نقش حس تعلق مکانی در ارتقای امنیت اجتماعی ساکنان، با تأکید ویژه بر زنان در سکونتگاه غیررسمی محله خضر شهر همدان انجام شده است. ضرورت این مطالعه از آنجا ناشی می شود که سکونتگاه های غیررسمی به عنوان یکی از آسیب پذیرترین بافت های شهری، با چالش های متعددی در حوزه امنیت اجتماعی و انسجام اجتماعی مواجهند و زنان به عنوان گروهی حساس تر، بیش از دیگران در معرض ناامنی های اجتماعی قرار دارند. روش پژوهش کاربردی و از نوع پیمایشی است. جامعه آماری پژوهش، کلیه ساکنان محله خضر (اعم از زنان و مردان) است تا با لحاظ دیدگاه های متفاوت، سنجش دقیق تر و واقع بینانه تری از امنیت محله به دست آید؛ هرچند تمرکز اصلی تحلیل ها بر امنیت زنان قرار دارد که بر اساس روش نمونه گیری تصادفی طبقه ای، ۳۹۲ پرسشنامه معتبر گردآوری شد. ابزار گردآوری داده ها پرسشنامه محقق ساخته بود که شامل سه بخش اطلاعات جمعیت شناختی، ۸ گویه مربوط به حس تعلق مکانی (شامل وابستگی عاطفی، مشارکت اجتماعی، مسئولیت پذیری و هویت یابی محله ای) و ۱۰ گویه مربوط به امنیت اجتماعی (شامل احساس امنیت فردی، خانوادگی، اجتماعی و محیطی) طراحی شد. روایی محتوایی پرسشنامه با نظر متخصصان و پایایی آن با آلفای کرونباخ (0.84 و 0.88) تأیید شد. نتایج توصیفی نشان داد میانگین حس تعلق مکانی (M=3.64) و امنیت اجتماعی (M=3.42) بالاتر از حد متوسط است. آزمون همبستگی پیرسون بیانگر وجود رابطه مثبت و معنادار بین حس تعلق مکانی و امنیت اجتماعی بود (r=0.65, p<0.001). بررسی زیرشاخص ها نشان داد که قوی ترین عامل مؤثر بر امنیت اجتماعی وابستگی عاطفی (r=0.68) است، درحالی که مشارکت اجتماعی و هویت یابی نیز نقش های تکمیلی ایفا می کنند. نتایج تحلیل واریانس یک طرفه نشان داد سطح تعلق مکانی موجب تفاوت معنادار در احساس امنیت اجتماعی می شود، به گونه ای که افراد دارای تعلق بالاتر امنیت بیشتری را تجربه کردند. تحلیل رگرسیون چندمتغیره نیز نشان داد حس تعلق مکانی توانسته است ۴۵ درصد از تغییرات امنیت اجتماعی را تبیین کند (β=0.673, R²=0.45). این یافته ها ضمن هم راستایی با نظریات هیدالگو و هرناندز، گیولیانی و سامپسون تأکید می کنند که تعلق مکانی صرفاً یک عامل روان شناختی نیست، بلکه سازوکاری اجتماعی فرهنگی است که می تواند در سیاست گذاری شهری به عنوان راهبردی نرم برای ارتقای امنیت اجتماعی زنان در سکونتگاه های غیررسمی به کار رود. توجه به تقویت سرمایه اجتماعی محله ای، ارتقای کیفیت فضاهای عمومی و افزایش فرصت های مشارکت اجتماعی از مهم ترین دلالت های کاربردی این پژوهش است.
ارائه الگویی جهت تعیین تأثیر مولفه های رفتاری حسابرسان بر نوع اظهارنظر آنان در گزارش های حسابرسی با اتکا بر فناوری هوش مصنوعی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
نویسنده مسئول ، جناب دکتر امیررضا کیقبادی، استادیار- دانشگاه آزاد واحد تهرانa.keyghobadi@iauctb.ac.ir ORCID : 0000-000217717257 =====================================================================================پروین کریمی دانشجو شماره دانشجویی 400101301004 parvinkarimi4410@gmail.com https://orcid.org/0000-0002-6975-587X tel: 09123897281 چکیده ادغام هوش مصنوعی در الگوی اظهارنظر حسابرسان بهبود قابل توجهی در قابلیت اعتماد گزارش های مالی ایجاد می کند. الگوریتم های هوش مصنوعی قادر به شناسایی خطاها، ناهنجاری ها و فعالیت های تقلبی احتمالی هستند که ممکن است در بررسی دستی مشاهده نشوند. این افزایش دقت یافته های حسابرسی، بهبودی در نتایج حسابرسی ایجاد می کند و اعتماد سهامداران را بالاتر می برد. هدف اصلی این تحقیق ارائه الگویی برای تعیین تأثیر مولفه های رفتاری حسابرسان بر نوع اظهارنظر آنان در گزارش های حسابرسی، با اتکا بر فناوری هوش مصنوعی، می باشد. جامعه آماری این تحقیق در دو بخش مورد بررسی قرار گرفته است. جامعه آماری بخش کیفی شامل خبرگان سازمان حسابرسی است که برای غربالگری و شناسایی مولفه های رفتاری از آن ها استفاده می شود، این بخش شامل مصاحبه هایی با 15 نفر از خبرگان سازمان حسابرسی است. جامعه آماری در بخش دوم شامل تمامی حسابرسان سازمان حسابرسی و شرکت های حسابرسی مستقل می باشد. بر اساس بررسی ها، تعداد حسابرسان سازمان حسابرسی در سال 1402، 191 نفر و تعداد شرکت های حسابرسی مستقل 208 شرکت است که هر کدام حداقل سه حسابرس دارند، که تعداد 261 نفر به روش نمونه گیری تصادفی ساده به عنوان نمونه انتخاب شده اند. نتایج نشان می دهد که مدل پژوهش توانست اهداف اصلی، یعنی شناسایی تأثیر مؤلفه های رفتاری و کیفیت حسابرسی بر اظهارنظر حسابرسی را محقق کند. ضرایب به دست آمده از معادلات ساختاری نشان دهنده تأثیر معنادار این متغیرها بر نتایج حسابرسی است، ویژگی هایی نظیر ارزیابی مناسب کنترل های داخلی، دانش حرفه ای و انعطاف پذیری حسابرسان به عنوان مؤثرترین عوامل بر اظهارنظر حسابرسی شناسایی شدند.
مطالعه تطبیقی نظام نیمه آزادی با نهادهای ارفاقی کیفری در حقوق کیفری ایران(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
آموزه های فقه و حقوق جزاء سال ۴ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱ (پیاپی ۱۳)
83 - 102
حوزههای تخصصی:
نظام نیمه آزادی، یکی از نهادهای ارفاقی کیفری است که قانون مجازات اسلامی مصوب سال 1392، آن را در حقوق و سیاست کیفری ایران، جای داده است. موضوع نظام نیمه آزادی و سایر نهادهای ارفاقی کیفری مشابه، در قانون مجازات اسلامی، آئین دادرسی کیفری و آئین نامه های اجرایی آن ها، مذکور است که با توجه به بند 5 ماده 156 قانون اساسی می-توان از آن ها، برای اصلاح مجرمان، بهره قانونی لازم را برد؛ چه اینکه نهادهای ارفاقی کیفری، فرصت فعالیت های اجتماعی محکومان را در خارج از زندان، فراهم می آورند. از آنجا که در حقوق و سیاست کیفری ایران، موارد گوناگونی از مجازات های ارفاقی، همچون: نظام نیمه آزادی، آزادی مشروط، تعلیق اجرای مجازات، تعلیق تعقیب، تعویق مجازات و خدمات عمومی رایگان، وجود دارد، مقاله پیش رو، با بهره گیری از شیوه توصیفی تحلیلی می کوشد: با مقایسه ی نظام نیمه آزادی با سایر نهادهای ارفاقی کیفری مذکور، تفاوت ها و تشابهات و این نهاد ارفاقی کیفری را نمایان سازد و از روند این مقایسه، چالش های نظام نیمه آزادی را برابر سایر نهادهای ارفاقی کیفری مشابه، از منظر قانونگذاری مورد بررسی قرار دهد تا در نتیجه، با دستیابی به جهات مثبت سایر نهادهای ارفاقی کیفری مشابه و تجزیه و تحلیل آن ها، موجب تقویت، تکمیل و تتمیم نظام نیمه آزادی، یکی از نهادهای مهم ارفاقی کیفری شود.
نوستالژی فردی در اشعار گروس عبدالملکیان و احمد مطر(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات ادبیات تطبیقی دوره ۱۹ بهار ۱۴۰۴ شماره ۷۳
172 - 189
حوزههای تخصصی:
نوستالژی همان احساس اندوه هنگام یادآوری گذشته است، و اشعاری که به نوعی حسرت بازگشت به دوران گذشته را نمایان می کند، نوستالژیک محسوب می شود. گروس عبدالملکیان و احمد مطر از شاعران معاصر ایران و عراق هستند که به دلیل شرایط خاص زندگی شخصی و اوضاع زمانه مسلط بر دوره آنان، نوستالژی در اشعارشان انعکاس ویژه ای دارد که با تأمل در آن می توان به شناخت روشن تری از اشعار آنها دست یافت. آنها از نوستالژی به عنوان ابزار هنری خاصی برای بیان عواطف، احساسات، حسرت ها و اندوه های خود استفاده کرده اند. این پژوهش با استفاده از روش توصیفی و تحلیلی، به بررسی و مقایسه نوستالژی فردی در اشعار گروس عبدالملکیان و احمد مطر می پردازد. یافته ها نشان می دهد که اشعار گروس و مطر در حیطه نوستالژی فردی، شامل این مضامین می باشد: نوستالژی برای خاطرات دوران کودکی، نوستالژی برای از دست دادن دوستان، نوستالژی برای نزدیکان، نوستالژی برای معشوق، نوستالژی برای غربت درونی. بررسی نوستالژی فردی در اشعار این دو شاعر، نقش مهمی را در درک ملموس شعر آنها و شناخت روحیات شخصی و اوضاع زمانه شان ایفا می کند.
تأملی بر مطالبات توسعه جنسیتی در آموزش دوران مشروطه(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف و پیشینه: بررسی مطالبات برابری خواهانه جنسیتی بانوان مشتمل بر فرآیندی اجتماعی است که با هدف تحقق توانمندسازی بانوان و در بستر سیاسی و اجتماعی جامعه ایرانی نضج گرفته و به فعالیت های اجتماعی منتهی شده است. در این فرآیند، نیازهای فردی مبدل به دغدغه های جمعی گردیده و به شکل مطالبات اجتماعی بروز داده شده که زمینه شکل گیری برخی از اقدامات اجتماعی را فراهم ساخته است. بر این اساس، در این پژوهش با هدف تلاش برای تبیین مطالبات آموزشی زنان در پی پاسخ به این پرسش خواهیم بود که مهم ترین مطالبات آموزشی زنان در دوران مشروطه چه بوده و این مطالبات در چه بستر سیاسی و اجتماعی شکل گرفته و در نهایت با چه اقداماتی به مرحله اجرا درآمده است؟ روش: برای پاسخ به این سؤال از روش تحلیل اسنادی استفاده شده است. پژوهش: بر اساس چارچوب نظری رویکرد جنسیت و توسعه مورد احصا قرار گرفته، بیانگر آن است که هرچند نمی توان نهضت مشروطه را کوششی جنسیتی در راستای مطالبات بانوان دانست، لیکن متأثر از فضای بین المللی و شرایط داخلی، برخی از نیازهای بانوان از جمله ضرورت تحصیل و آموزش، تغییر برخی از انگاره های ذهنی جامعه در خصوص ناتوانی و فرودستی بانوان و همگانی نمودن آموزش با هدف حضور اجتماعی بانوان در جامعه به عنوان نیرویی فعال و سازنده به شکل مطالبات اجتماعی درآمدند. نتیجه گیری: این مطالبات با اقداماتی همچون تأسیس مدارس، شکل گیری انجمن های اجتماعی، چاپ نشریات و برخی از فعالیت های عام المنفعه نمود عینی یافتند که نقش بی بدیلی در تقویت و ایجاد جایگاه سیاسی و اجتماعی بانوان داشته است.
پیش بینی رفتار اقتصادی، براساس آموزش اقتصاد در خانواده و دانشگاه، با میانجیگری سواد اقتصادی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
آموزش مهندس ایران سال ۲۷ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱۰۵
117 - 135
حوزههای تخصصی:
سواد اقتصادی و درک مفاهیم آن برای دانشجویان اهمیت ویژه ای دارد زیرا تصمیمات رفتاری و مالی آنان تأثیری بسزا بر وضعیت مالی و شغلی آینده شان خواهد داشت. هدف پژوهش حاضر بررسی رابطه علّی آموزش اقتصاد در خانواده و دانشگاه با میانجیگری سواد اقتصادی در رفتار اقتصادی دانشجویان مهندسی بوده است. پژوهش، با توجه به هدف، کاربردی و، با توجه به نحوه گردآوری داده ها، از نوع پژوهش های توصیفی - همبستگی مبتنی بر مدل یابی ساختاری است. جامعه آماری پژوهش شامل همه دانشجویان مهندسی دانشگاه سمنان (1700 نفر) در سال تحصیلی ۱۴۰2-۱۴۰3 بود که با استفاده از روش نمونه گیری تصادفی طبقه ای 220 نفر به عنوان نمونه پژوهش انتخاب شدند. ابزار پژوهش پرسش نامه های رفتار اقتصادی، سواد اقتصادی، آموزش اقتصاد در خانواده و آموزش اقتصاد در دانشگاه بود. داده ها به وسیله آمار توصیفی (فراوانی، میانگین و انحراف معیار) و آمار استنباطی (پیرسون و تحلیل مسیر) تحلیل شدند. نتایج داده ها نشان می دهد آموزش اقتصاد در خانواده تأثیری معنادار بر سواد اقتصادی و رفتار اقتصادی دانشجویان مهندسی و نیز آموزش اقتصاد در دانشگاه تأثیری معنادار بر سواد و رفتار اقتصادی دانشجویان مهندسی دارد. همچنین تأثیر سواد اقتصادی بر رفتار اقتصادی دانشجویان مهندسی معنادار است. آموزش اقتصاد در خانواده با میانجیگری سواد اقتصادی نقشی غیرمستقیم، مثبت و معنادار در رفتار اقتصادی دانشجویان مهندسی ایفا می کند و آموزش اقتصاد در دانشگاه نیز با میانجیگری سواد اقتصادی تأثیر غیرمستقیم، مثبت و معنادار بر رفتار اقتصادی دانشجویان مهندسی دارد. نتایج پژوهش، اهمیت آموزش اقتصاد در خانواده و دانشگاه را در ایجاد سواد اقتصادی و به تبع آن رفتار اقتصادی دانشجویان مهندسی نشان می دهد.
The Relationship Between Multicultural Education and Academic Engagement in University Students
حوزههای تخصصی:
Objective: Interaction with classmates is a vital element that contributes to completing tasks and acquiring social skills in education. On the other hand, education, learning, and development are closely and reciprocally linked with culture in every society. Given Iran’s multicultural and multiethnic context, multicultural education can help reduce discrimination and enhance students' engagement and in-group interaction. This study aimed to investigate the relationship between multicultural education and academic engagement among students at Hakim Sabzevari University. Methods: The research method was descriptive-correlational. The statistical population included 8,199 students at Hakim Sabzevari University. Using random sampling and Morgan’s table, 390 students were selected as the sample. The Multicultural Education Questionnaire and the Academic Engagement Scale (AES) were administered. Data were analyzed using correlation methods and SPSS version 27 at a significance level of 0.05. Results: Findings indicated a significant relationship between multicultural education and academic engagement (p = 0.05). Conclusion: The results suggested that applying cooperative and participatory teaching methods and emphasizing social justice in multicultural education leads students to be more inclined toward group work, ultimately fostering educational and cultural development.
شناسایی چالش ها و راه کارهای شکل گیری هویت اسلامی ایرانی در دانش آموزان دوره ابتدایی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
رویکردی نو بر آموزش کودکان سال ۷ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱
153 - 167
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: هدف این مطالعه، شناسایی چالش ها و راه کارهای فرآیند شکل گیری هویت ایرانی اسلامی دانش اموزان دوره ابتدایی بوده-است. روش پژوهش: ابزار پژوهش، مصاحبه نیمه ساختاریافته محقق ساخته(سال1403) بود. روش پژوهش کیفی و شیوه تحلیل داده ها، روش استقرایی با نظام کدگذاری بود. جامعه ی پژوهشی شامل معلمان ابتدایی هرمزگان و نمونه پژوهشی شامل 15نفر بود. یافته ها: یافته های پژوهش نشان داد،11مقوله کلیدی شامل عدم التزام عملی اولیای مدرسه و اولیای دانش آموزان به معیارهای هویت اسلامی ایرانی، عدم وجود محتوای درسی غنی و جذاب در حوزه هویت اسلامی ایرانی، ضعف عملکردی در ارتباط با روش های آموزشی و ارزشیابی مناسب از سوی دست اندرکاران آموزش و والدین فراگیران درخصوص مسائل هویت اسلامی ایرانی، عدم اختصاص زمان کافی و مناسب برای آموزش مسائل فرهنگی و هویتی، عدم وجود زیرساخت های مالی و تجهیزاتی و نرم افزاری در خصوص آموزش مسائل فرهنگی، هم راستا نبودن عملکرد مدرسه، جامعه و خانواده ها در هویت بخشی به فراگیران، تهاجم فرهنگی ناشی از رسانه ها و فضای مجازی، عملکرد نامطلوب و عدم غنای رسانه ملی در خصوص هویت بخشی اسلامی ایرانی، نبود نیروی متخصص در خصوص هویت بخشی اسلامی ایرانی به فراگیران در مدرسه و جامعه، روند روبه افزایش آسیب های اجتماعی در جامعه و ضعف در حوزه برنامه ریزی درسی در ارتباط با هویت بخشی اسلامی ایرانی، ایجادکننده چالش های شکل گیری هویت اسلامی ایرانی هستند. هم چنین 12مقوله کلیدی شامل ایجاد بستر حمایتی و انگیزشی مناسب برای فراگیران در جهت پیاده سازی ارزش های هویت اسلامی ایرانی، جذاب و غنی سازی محتوای آموزشی در جهت هویت بخشی اسلامی ایرانی، بکارگیری روش های مناسب آموزشی و ارزشیابی و برپایی مراسمات و مسابقات فاخر با رویکرد علمی فرهنگی در جهت هویت بخشی اسلامی ایرانی، برگزاری دوره های مناسب آموزشی برای والدین و فعالان تربیت فراگیران با محوریت هویت اسلامی ایرانی، اختصاص نیروی متخصص و زمان مناسب و کافی آموزشی برای موضوعات مرتبط با هویت اسلامی ایرانی، تقویت اقتصاد اموزش و پرورش و تدارک زیرساخت های لازم برای تحقق هویت اسلامی ایرانی، تقویت حلقه های ارتباطی بین دست اندرکاران تربیت فرهنگی و هویتی،حمایت همه جانبه از رسانه ملی و اموزش نحوه کنترل و استفاده از فضای مجازی در جهت اعتلای هویت اسلامی ایرانی و افزایش سطح سواد هویت اسلامی ایرانی فراگیران در جامعه راه کارهای شکل گیری هویت اسلامی ایرانی هستند. نتیجه گیری: نتایج نشان داد، سه مولفه ایجاد بستر حمایتی و انگیزشی مناسب برای فراگیران در جهت پیاده سازی ارزشهای هویت اسلامی ایرانی، جذاب و غنی سازی محتوای آموزشی در جهت هویت بخشی اسلامی ایرانی، بکارگیری روشهای مناسب آموزشی و ارزشیابی در جهت هویت بخشی اسلامی ایرانی بیشترین برجستگی را دارا می باشند.
بررسی مؤلفه های داخلی معماری و اولویت بندی بر اساس تأثیر در هیجان کاربر در فضای آموزشی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
نوآوری های آموزشی سال ۲۴ بهار ۱۴۰۴ شماره ۹۳
7-24
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف بررسی و اولویت بندی عناصر داخلی معماری در کلاس درس آموزشی است که در هیجان دانش آموزان مؤثر است و ممکن است باعث ارتقای کیفیت یادگیری شود. این هدف در راستای کیفیت بخشی به فضای کالبدی کلاس درس از طریق پرداخت به موضوع هیجان است. پژوهش حاضر به جهت ماهیت کیفی و بر اساس روش گردآوری داده توصیفی است که با روش میدانی و با استفاده از پرسش نامه به روش دلفی انجام گرفته است. به این صورت که با مطالعه ادبیات موضوع و پیشینه پژوهش و استخراج مؤلفه ها آغاز شده و با نظر کارشناسان به تأیید رسیده و بر اساس میزان تأثیرگذاری اولویت بندی شده است. نخست، با به کارگ یری نظر کارشناسان با استفاده از روش دلفی، هفده مؤلفه داخلی معماری مؤثر بر هیجان کاربر مستخرج از مبانی نظری و ادبیات موضوع شناسایی و تأیید شد. سپس این مؤلفه ها با استفاده از روش های آماری تحلیل و با روش آزمون فریدمن اولویت بندی شدند. در پژوهش حاضر برای تعیین پایایی پرسش نامه از روش آلفای کرونباخ استفاده شده است. یافته های پژوهش با تأیی د تأثیر ع وامل محیطی بر هیجان نش ان می ده د، ۳ مؤلفه «نور»، «رنگ» و «صدا»، دارای بیشترین اهمیت از بین ۱۷ مؤلفه داخلی معماری تأثیرگذار تأیید شده از طریق کارشناسان در هیجان کاربرد در کلاس درس است که اهمیت محیط کالبدی برای برانگیختن هیجان مثبت در کاربر فضای آموزشی و بهبود تجربه یادگیری دانش آموز را نشان می دهد.
مدل کسب هویت جوانان استان آذربایجان غربی: نقش شیوه های تربیتی والدین و مزاج فرزندان با میانجی گری سبک های دلبستگی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های روان شناسی اجتماعی دوره ۱۵ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۵۸
155 - 170
حوزههای تخصصی:
مقدمه: بحران هویت در دوره نوجوانی اتفاق می افتد، اما هویت یابی در دوران نوجوانی و جوانی محقق می شود. بنابراین، هدف پژوهش بررسی مدل کسب هویت جوانان بر اساس نقش شیوه های تربیتی والدین و مزاج فرزندان با میانجی گری سبک های دلبستگی بود.
روش: این پژوهش توصیفی- همبستگی بود. جامعه پژوهش دانشجویان دانشگاه های آزاد اسلامی و دولتی استان آذربایجان غربی در سال تحصیلی 1402-1401 بودند که از میان آنها 400 دانشجو با روش نمونه گیری خوشه ای چندمرحله ای انتخاب شدند. داده ها با پرسشنامه های تجدیدنظرشده سبک هویت (بنیون و آدامز، 1986)، شیوه های تربیتی والدین (زینالی و همکاران، 1390)، مزاج فرزندان (الیس و راثبارت، 2001) و سبک های دلبستگی (ون آدنهوون و همکاران، 2003) گردآوری و با روش مدل سازی معادلات ساختاری تحلیل شدند.
یافته ها: نتایج نشان داد که شیوه های تربیتی ناکارآمد و مزاج فرزندان بر دلبستگی ناایمن، شیوه های تربیتی کارآمد و مزاج فرزندان بر دلبستگی ایمن و دلبستگی های ایمن و ناایمن بر کسب هویت اثر معنی دار مستقیم داشت (05/0P<)، اما شیوه های تربیتی کارآمد بر دلبستگی ناایمن، شیوه های تربیتی ناکارآمد بر دلبستگی ایمن و شیوه های تربیتی کارآمد و ناکارآمد و مزاج فرزندان بر کسب هویت اثر معنی داری نداشت (05/0P>). همچنین، شیوه های تربیتی کارآمد و مزاج فرزندان با میانجی گری دلبستگی ایمن بر کسب هویت و شیوه های تربیتی ناکارآمد با میانجی گری دلبستگی ناایمن بر کسب هویت اثر معنی دار غیرمستقیم داشت (05/0P<)، اما شیوه های تربیتی ناکارآمد با میانجی گری دلبستگی ایمن بر کسب هویت و شیوه های تربیتی کارآمد و مزاج فرزندان با میانجی گری دلبستگی ناایمن بر کسب هویت اثر معنی داری نداشت (05/0P>).
نتیجه گیری: بر اساس این نتایج، توجه نقش به شیوه های تربیتی والدین، مزاج فرزندان و سبک های دلبستگی در شکل گیری کسب هویت ضروری است.
طراحی مدل پیشگیری قلدری سایبری مبتنی بر مشارکت دانش آموز، مدرسه و والدین– رویکرد فراترکیب نظریه ساز(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
روانشناسی تربیتی سال ۲۱ بهار ۱۴۰۴ شماره ۷۵
157 - 205
حوزههای تخصصی:
هدف از این پژوهش، ارائه مدل پیشگیری قلدری سایبری مبتنی بر مشارکت دانش آموز، مدرسه و والدین بود. رویکرد این پژوهش سنتز پژوهی کیفی، از نوع فراترکیب نظریه ساز بود. بر اساس جستجوی نظام مند منابع در پایگاه های اطلاعاتی پرداخته شدو نهایتا 67 مقاله اصیل انتخاب شدند. با تکنیک دسته بندی یافته ها و تکنیک کمی فراچکیده نویسی، ابتدا 66 کد باز استخراج گردیدند و سپس براساس مشابهت ها ارتباط مفهومی و خصوصیات مشترک بین کدهای باز، 17 کد محوری افراد (مانند والدین، مشاوران و...)، برنامه های مداخله ای (شامل برنامه های ویژه دانش آموزان مانند مداخله مبتنی بر هنرهای رزمی، مداخله پیشگیرانه و...) و ویژه والدین (مانند برنامه ویدیویی موردکاوی، برنامه پیشگیری مداخله خانواده و...)، شایستگی ها و توانمندی های دانش آموزان (مانند ترویج و افزایش همدلی، ارتقا رشد شخصیتی و...)، توانمندی های ایجاد شده در سایرین (مانند افزایش آگاهی معلمان و افزایش نقش والدین در نظارت و...)، پیامدهای عاطفی-روانی (مانند ایجاد محیط حمایتی، بهبود حمایت اجتماعی و...) و پیامدهای اجتماعی (مانند کاهش تاثیر قلدری سایبری، کاهش قربانی شدن در قلدری سایبری و...) مشخص شدند و و در مدل نهایی پیشگیری قلدری سایبری مبتنی بر مشارکت دانش آموز، مدرسه و والدین جایابی شدند. با استفاده از تکنیک های اعتبارپذیری و انتقال پذیری، اعتبار یافته های مدل انجام شد. به طور کلی، برای توانمندسازی دانش آموزان در مقابل قلدری سایبری نیاز به آگاهی سازی خود آنان و آگاهی سازی و حمایت والدین و معلمان، مدیران و مشاوران مدرسه در کنار استفاده از برنامه ها و نرم افزارهای ویژه پیشیگیری و آموزش قلدری سایبری است.
مفهوم توحید خالص و دلایل و لوازم آن در مکتب نومشّائی رجب علی تبریزی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
فلسفه و کلام اسلامی سال ۵۸ بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۱
29 - 51
حوزههای تخصصی:
بارزترین خصیصه مکتب نومشّائی رجب علی تبریزی و شاگردان وی، تبیین مسائل ناظر به ذات و صفات خداوند متعال بر پایه الهیات تنزیهی است. پژوهش پیش رو با بهره مندی از آثار دست اوّل تبریزی و شاگردانش و با روش توصیفی تحلیلی به تبیین مفهوم «توحید خالص» در این نظام فکری می پردازد. این مهم در آثار یادشده از رهگذر تبیین دلایل ایده «نفی صفات» و لوازم آن در توضیح معانی اسامی خداوند حاصل شده است. تبریزی صفات کمال نظیر علم و قدرت را، نه عین ذات احدی و نه عارض بر آن ذات می داند. تلقّی خاص از مفهوم «صفت» و تمایز آن با ذات، مسیر همواری را برای او در تبیین ایده نفی مطلق صفات فراهم کرد. تبریزی همچنین برای تثبیت عقلانی دیدگاه خویش، دلیلی عام بر نفی اتّحاد دو چیز و دلیلی خاص بر نفی اتّحاد ذات با صفت بیان می دارد و به نصوصی از متون امامیه نیز، به ویژه خطبه های توحیدی علوی و رضوی استشهاد می کند. در مصنّفات تبریزی و شاگردانش، شاهد پاسخ گویی به برخی ایرادات مقدّر به دیدگاه «نفی صفات» هستیم. بدین منظور، طرح قابل توجّهی درباره معانی اسامی خداوند در گزاره های الهیاتی، بر پایه الهیات سلبی، الهیات فعلی و الهیات تعبیر ارائه شده است.
The Vichian Sensuns Communis As The Conservation And Surpassing Of Medieval Anthropologies(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
This article examines E. Sergio’s studies on the concept of sensus communis as developed by Giambattista Vico, highlighting its historical and philosophical significance. The analysis positions Vico as a pivotal figure bridging medieval and modern thought: he inherits the intellectual legacy of the past while reinterpreting its core elements through a distinctly modern sensibility. Within this framework, sensus communis emerges as a key concept for understanding human social action—a perspective that, drawing from Aristotle and Thomas Aquinas (whose approaches modernity often rejects), finds its fullest expression in Vico’s system. By privileging language as a primary mode of communication, Vico is shown to transcend the Hobbesian conception of human nature specifically through the lens of sensus communis.









