دانشگاه آزاد اسلامی با ربع قرن فعالیت و نزدیک به 270 واحد مرکز آموزشی در داخل و خارج از کشور و با بیش از 50 درصد از کل دانشجویان کشور، همگام با برنامه های توسعه اقتصادی کشور نقش به سزایی در ارتقای سطح آموزش عالی و تولید علم داشته است. این مؤسسه علمی که مؤسسه ای غیرانتفاعی نوع دوم است با جذب منابع مالی از جمله شهریه دانشجویان، کمک های مردمی و سازمان ها و سایر منابع، بدون استفاده از بودجه های عمومی دولت، به دانشجویان، استادان و کارکنان دانشگاه خدمت رسانی می کند.
از جمله تسهیلاتی که دانشگاه در اختیار دانشجویان، کارکنان و اعضای هیات علمی قرار داده، تسهیلات مالی و اعتباری کنار تسهیلات رفاهی است که برای دانشجویان می توان وام صندوق رفاه دانشجویان شامل قرض الحسنه، کمک هزینه ازدواج، ضرور، شهریه کوتاه مدت، میان مدت و بلندمدت، و برای کارکنان، وام های خرید مسکن، تعمیرات مسکن و برای اعضای هیات علمی وام خودرو و جهت کارکنان و استادان وام های ودیعه اجاره مسکن، ضرور و وام صندوق پس انداز از منابع مالی دانشگاه نام برد.
استفاده از این تسهیلات به قراردادهای مناسب و منطبق با عقود اسلامی نیاز دارد. ماهیت عقود اسلامی در این است که ربوی نبوده و مصلحت طرفین مدنظر باشد.
در این تحقیق، ضمن تعریف ربا و تورم و مشخص کردن حریم ربا به بررسی آرای گوناگون درباره موضوع «روش های جبران کاهش ارزش پول» و تفکیک آن از موضوع «کارمزد» پرداخته، الگوهای فقهی و کاربردی ارائه شده را بررسی کردیم؛ سپس دو الگوی کاربردی برای قراردادهای تسهیلات مالی اعتباری جهت محاسبه کارمزد و جبران کاهش ارزش پول ارائه کردیم تا به این ترتیب در حریم شبهات ربوی وارد نباشد. در نهایت در جهت کاربردی کردن نظر مخالفان جبران کاهش ارزش پول، الگوی دیگری منطبق با قانون بانکداری بدون ربا ارائه شده است.
زبان پارسی و فرهنگ ایران اسلامی، در طول چندین قرن، در آسیای صغیر سروری و سرافرازی داشت و از چنان شکوه و درخششی برخوردار بود که هیچ سرزمین دیگری جز شبه قاره هند از این حیث با آن قابل قیاس نبود. این زبان شیرین قرنها زبان رسمی آن دیار بود. سخنوران به آن شعر می سرودند و آثار منثور پدید می آورند. این زبان، همچنین، در مجالس درس و در خانقاه و زاویه وسیله تعلیم و ارشاد بود. سلاطین و رجال درباری نامه های رسمی خود را بدان می نوشتند.
نفوذ زبان و فرهنگ ایرانی در آسیای صغیر پیشینه ای دیرینه دارد و آغازگاه آن را باید در عصری از روزگار باستان جست که این سرزمین زیبا و زرخیز، طی سه قرن، جزو استانهای شاهنشاهی هخامنشی بوده است. هنوز هم آثاری از آن دوران در دل کوه ها و خزانه موزه ها محفوظ است. این عصر، در تاریخ آن سرزمین به نام «دوره پارسها» شناخته می شود.
ناصرخسرو قبادیانی، که سی سال پیش از حکومت سلاطین سلجوقی، طی سفر طولانی خود، از شهر خلاط گذشته، از زبانهای رایج در آن چنین یاد کرده است: «در شهر خلاط به سه زبان سخن می گویند: تازی، پارسی و ارمنی»...
ابوالفضل فیض دکنی، نل و دمن، به کوشش سید علی آل داوود، مرکز نشر دانشگاهی، تهران ????، ???(??+???+??)صفحه.
ابوالفیض فیضی اکبرآبادی دکنی (954-1004)، متخلص به «فیضی» و سپس «فیاضی»، از فارسی گویان نامدار هندوستان است که، پس از درگذشت غزالی مشهدی (وفات: 980 ق)، ملک الشعرای دربار اکبرشاه شده است. او فرزند شیخ مبارک ناگوری (915-1001)، مولف تفسیر منبع العلوم، و برادر بزرگ ابوالفضل علامی (958-1011)، مولف اکبرنامه و آیین اکبری است. فیضی در شعر و ادب و تاریخ مهارت داشته. کتابخانه 4600 جلدی او، که نسخه های متون محفوظ در آن غالبا به خط مولفان آنها بوده، پس از مرگ وی، به خزانه پادشاهی انتقال یافته است.
فیضی بر زبان های فارسی و عربی و سنسکریت احاطه داشته و آثاری به فارسی و عربی تالیف و از سنسکریت به فارسی ترجمه کرده است؛ از جمله سواطع الالهام فی تفسیر القرآن مشهور به «تفسیر بی نقطه» که در سراسر آن حرف نقطه دار نیاورده است؛ لیلاوتی، ترجمه از سنسکریت؛ لطیفه فیاضی، مکاتیب فیضی، گلدسته نظم و نثر، گزیده شعر قدما با مقدمه ابوالفضل علامی؛ دیوان؛ پنج نامه، خمسه فیضی؛ رباعیات شهر آشوب.
فیضی قصد داشته است پنج مثنوی به نام های مرکز ادوار، سلیمان و بلقیس، نل و دمن، هفت کشور، و اکبرنامه، به تقلید از نظامی گنجوی بسراید. اما، با مرگ زودرس، توفیق اتمام آن را نیافته است. مثنوی فارسی نل و دمن، سومین منظومه از طرح ناکام فیضی، ترجمه ای است همراه با تصرف از داستان عاشقانه نله و دمینتی مهابهاراتا، که در بیش از چهارهزار بیت بر وزن مفعول مفاعلن فعولن (بحر هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف یا مقصور)، در برابر لیلی و مجنون نظامی سروده شده، و چندین شرح و نظیره بر آن نوشته اند...
در مجموعه داستان پسرک بومی (1350) با رویکرد احمد محمود به سبک و مضامین جدید در کنار دغدغه های قدیمی و آشنای او رو به رو هستیم. داستانهایی نظیر «چشم انداز» و «اجاره نشینان» نمونه هایی از این تلاش در نوآوری است.
شهر کوچک ما
چاه های نفت خوزستان یک یک «دهان نفتی» خود را باز می کنند و دگرگونی های مخربی را در زندگی مردم بومی اطراف خود پدید می آورند، گویی می خواهند «ریزه ریزه شهرها را ببلعند».
در ذهن راوی نوجوان داستان، که ناظر بریده شدن نخلهای پشت خانه خود و تبدیل نخلستان به میدانگاهی وسیع و پوشیده از شن و ماسه آغشته به نفت بوده است، چاه نفت موجودی سیری ناپذیر است که قصد دارد خانه های آنها را نیز ببلعد. پدر راوی و دیگر ساکنان شهر کوچک، برای دفاع از خانه های خود و درگیری تن به تن با خارجیانی که قصد تخریب خانه های آنها را دارند. در جلسه ای هم قسم می شوند. اما، با لو رفتن جلسه و دستگیری افراد و ضمانت دادن آنها، دیگر تخریب خانه ها اجتناب ناپذیر است. آفاق، همسر یکی از همسایگان راوی، که، با از بین رفتن نخلستان، محل امن تردد و قاچاق پارچه را از دست داده است، اولین قربانی است که با گلوله های مامورین به قتل می رسد.چند روز بعد، خانواده راوی و همسایگان آنان در حال تخلیه منازل خویش اند که «پوزه»ی بولدوزر به درون خانه های آنان رانده می شود و خانه ها را به تلهایی از خاک تبدیل می کند، در حالی که کبوتر سفید راوی بر فراز خرابه های خانه در جستجوی کبوترخان است...
هنگامی که نام ابوریحان بیرونی به میان می آید بی گمان چهره ای برجسته و ممتاز در عرصه ریاضی و نجوم ایران بزرگ در ذهن نقش می بندد. اما حوزه مطالعات و تحقیقات این نابغه بزرگ و خستگی ناپذیر به ریاضی و نجوم محدود نمی شود. مطالعات زبانی نیز عرصه پژوهش های علمی او بوده است. به جرات می توان گفت که تحقیقات ابوریحان بیرونی در حوزه علوم انسانی کافی بود تا نام و یاد او را در تاریخ علم و تمدن جهانی جاوید گرداند. این شخصیت نادر خورشید تابناکی بود که در سال 362 هجری در قلعه بیرون خوارزم بردمید و، پس از سالهای زندگی با افتخار در خدمت آل عراق و مامونیان و همراهی با سلطان محمود غزنوی در لشکرکشی او به هندوستان، سرانجام در سال 440 در کرانه غزنین فرونشست.
ابوریحان محمدبن احمد بیرونی خوارزمی در خانواده ای گمنام و خوارزمی تبار چشم به جهان گشود. زبان این قوم زبانی از شاخه زبانهای ایرانی بوده که نمونه آن در نوشته های ابوریحان و دیگر نویسندگان قدیم چون زمخشری (وفات: 538) آمده است.
زادروز ابوریحان را بامداد روز پنج شنبه سوم ذی الحجه دانسته اند و تاریخ درگذشت او را شب هنگام جمعه دوم رجب سال 440 در شهر غزنه ثبت کرده اند. بیرونی در رساله ای که در باره فهرست کتابهای محمدبن زکریای رازی نوشته، در بخش معرفی عناوین آثار خود می گوید که، در پایان سال 427، 65 سال قمری و 63 سال شمسی داشته است. (صفا 1352، ص 21)...