یکی از معضلات نقد ادبی در کشور ما جایگاه تعیین کننده ای است که در بررسی متن برای مولف قایلیم. اکثر مقالات نقد، خواه نقد آثار ادبی معاصر و خواه به ویژه نقد آثار کلاسیک، با این پیش فرض نوشته می شوند که برای فهم معنای این متون ناگزیر باید با شرح حال مولف آشنا بود، زیرا متن از ذهن نویسنده تراوش کرده است و بدون داشتن اطلاعاتی از قبیل اینکه سابقه خانوادگی مولف چه بوده، در کجا دوره کودکی و نوجوانی را سپری کرده، چه مرامی داشته نمی توان معنای آثار او را دریافت. به سخن دیگر، در روش شناسی رایج در مطالعات ادبی در کشور ما، متن هنوز حاشیه ای بر شخصیت نویسنده محسوب می گردد. به عبارتی، سرچشمه یا خاستگاه معنا شخصیت مولف است نه خود متن. به تبع این دیدگاه، نقد ادبی هم غالبا تحویل می شود به بازگویی واقعیاتی ظاهرا قطعی و مناقشه ناپذیر درباره احوال نویسنده و تلاش برای اثبات اینکه دانستن این واقعیات چقدر خواندن و فهم متون نوشته شده به قلم آن نویسنده را بر خواننده تسهیل می کند. توجه به جایگاه مولف در نظریه و نقد ادبی مسبوق به سابقه ای بسیار طولانی است و قدمت آن به بیش از سه قرن پیش از میلاد مسیح می رسد. افلاطون نخستین فیلسوفی بود که این توجه را در قالب نظری ای (محاکات) تدوین کرد و در رساله جمهوری به بحث درباره آن پرداخت که شاعر کیست و شعر گفتنش در حکم انجام دادن چه کاری است. از این رو، می توان گفت بیش از دو هزار سال پیش نظریه ادبی با عطف توجه به مولف آغاز شد و، از آن زمان تا به امروز، نظریه پردازان گوناگون در هر نظریه جدیدی که درباره ماهیت و کارکرد ادبیات یا نحوه بررسی متون ادبی مطرح کردند، به نحوی ازانحا، به همین مساله بنیادین پرداختند و دیدگاهی راجع به آن نشان دادند.
توسعه صنایع کوچک و متوسط، رمز توسعه اقتصادی دهه اینده است. پن روز در نظریه اقتصادهای حاشیه ای خود نظریه اکس و آدرش در تحول ساختار تقاضا و همچنین نظریه الگوی توسعه خوشه ای، همه به نوعی برتری صنایع کوچک را در راه توسعه اقتصادی کشورها بیان نموده اند. بررسی ها نشان داده است که صنایع کوچک و متوسط از طریق چهار کانال کارآفرینی، نورآوری و تغییر فناوری، پویایی صنعت در نهایت ایجاد فرصت های شغلی و افزایش درآمد بر اقتصاد جهانی تاثیر گذارند. به علاوه شدت یافتن رقابت جهانی، افزایش بی اطمینانی و تقاضای فزاینده برای محصولات متنوع .
مباحثات جامعه شناختی در مورد جهانی شدن از جایگاه دین در عصر جهانی غفلت می کنند. این غفلت با توجه به نقش خلاق ادیان جهان در شکل دادن به فرایندهای مدرن شدن و جهانی شدن دشواری آفرین است. این مقاله، جهانی شدن را مرحله ی خاصی از فرایند کلی مدرنیت می بیند و دین را بر مبنای چهار پارادوکس در نظر می گیرد. پارادوکس اول گویای آن است که بر خلاف فهم متداول، بنیاد گرایی شکلی از مدرن شدن است. با وجود اینکه ممکن است بنیادگرایی دینی واکنشی به التقاط به وجود آمده توسط جهانی شدن باشد، اما واکنشی سنتی نیست. پارادوکس..
کشورهای افریقایی اکنون با مشکلات متعددی چون خشکسالی، کمبود مواد غذایی، تنش و درگیری در درون و بیرون مرزها، بدهی های خارجی، بیماری ها و سرانجام بی ثباتی وضعیت سیاسی مواجه می باشند. در بررسی عوامل نابسامانی در قاره افریقا، عاملی که بسیار چشمگیر می باشد، ساخت و ترکیب حکومت ها و رویکردهای ایدئولوژیک آنان است. طی چهار دهه پس از استقلال رویکردهای متفاوت سیاسی از سوی دولت مردان پیش گرفته شده و همه آنها مدعی بودند که در جهت توسعه ...
اغلب بر این باورند، که ساختمان شعر، چیزی جدا و کم اهمیت تر از معنا و پیام آن است؛ اما صورت شعر، اولین چیزی است که خواننده را تحت تاثیر قرار می دهد. نیما با حساسیت و تکیه بر بینشی مستقل، ارزش ساختمان شعر را، در ادب فارسی، احیا کرد. در شعر معاصر غالبا، نیما را شاعر «آی آدم ها» می دانند. سوال این است، که راز اهمیت شعر «آی آدم ها» در چیست؟ به نظر می رسد آن چه باعث برجستگی شعر «آی آدم ها» و ساخت های مشابه در شعر معاصر است، ترفندها و انتظارات تعبیه شده در فرم تازه آن هاست، نه پیام و محتوای تکراری. تکرار عنصر مسلط «آی آدم ها» در ساختمان شعر مذکور، علاوه بر استحکام و اسکلت بندی، توازن نحوی، تقویت موسیقی، واسازی ساختار و پایان پذیری خلاق، به شعر وحدت اندیشه و احساس و یکپارچگی عاطفه و لحن، بخشیده است. این مقاله، با نقد شعر «آی آدم ها» از منظر انتظارات و تنظیمات فرمالیستی، سعی دارد تا علاوه بر تقویت حساسیت خوانندگان، آن ها را مهیای کشف انواع اشارت های کمتر آشنا، در ساختمان شعر معاصر کند.
امنیتی ساختن، نظریه ای است که از سوی مکتب کپنهاگ به منظور تحلیل مسائل امنیتی ارائه شده است. این نظریه بر اساس مفهوم اقدام گفتاری شکل گرفته و معتقد است که امنیت مفهومی مبتنی بر زبان می باشد و صرفاً پس از اظهارشدن به وجود می آید. نظریه امنیتی ساختن با طرح مفاهیمی همچون بازیگر امنیتی ساز، زمینه و مخاطب، مسائل مختلف مرتبط با این نظریه را در این چارچوب مورد بررس قرار می دهد. این نظریه بیشتر بر پایه معرفت شناسی سازه انگاری و رئالیستی قرار گرفته است. در این مقاله، به بررسی و نقد این نظریه می پردازیم. تحلیل و بررسی این نظریه از خلال پاسخ به پرسش هایی همچون چیستی امنیت، کیستی بازیگر امنیتی ساز، چیستی شرایط موفقیت در امنیتی کردن و زمان مناسب برای امنیتی کردن پدیده ها، انجام می پذیرد. در مقام نقد نیز مقاله حاضر شش نقد رایج و مطرح بر این نظریه را در ذیل شش عنوان «اضطرار و استثنائات»، «اقدام گفتاری استراتژیک»، «نوع اقدام»، «نوع تهدید»، «موفقیت» و «امنیت؛ مفهوم خودمصداقی یا نماد»، طرح می کند.
استراتژی امنیتی مبتنی بر حضور، نفوذ و مداخله گرایی ایالات متحده در منطقه خلیج فارس که قدمتی چنددهه ای دارد، از مناظر مختلف مورد تحلیل قرار گرفته است. این استراتژی به طور طبیعی تحت تأثیر ملاحظه خاصی نبوده و ملاحظات متعددی به آن جهت داده اند؛ اما به نظر می رسد که نقش ملاحظات اقتصادی تعیین کننده تر بوده است. امنیت جریان انرژی، جذب درآمدهای نفتی و حفاظت از هژمونی دلار، عمده ترین ملاحظات اقتصادی استراتژی مذکور را تشکیل می دهند. ملاحظات اقتصادی آمریکا در منطقه خلیج فارس تابع مستقیم استراتژی کلی این کشور در عرصه بین المللی است. بر اساس این استراتژی، ایالات متحده از جریان آزاد و منظم اقتصاد بین الملل حمایت می کند. چنین رویکردی ریشه در این واقعیت دارد که با توجه به توانمندی ها و قابلیت های برتری که آمریکا در عرصه بین الملل دارد، بیشترین فرصت های بهره برداری نصیب این کشور خواهد شد و هژمونی آن در عرصه جهانی پشتوانه قوی تری به دست خواهد آورد.
با ارجاع پرونده هسته ی یران به شوری امنیت سازمان ملل، جمهوری اسلامی یران با گزینه اعمال مجازات هی بین المللی روبرو است. ین مجازات ها ممکن است به صورت تحریم هی اقتصادی، قطع روابط و مناسبات دیپلماتیک و اقدام نظامی به شکل محدود و موردی یا گسترده و فراگیر بروز یابند. در صورت بروز هر کدام از ین شقوق، امنیت ملی جمهوری اسلامی یران می تواند تحت تأثیر آنها قرار گیرد. جمهوری اسلامی یران نیز در موضوع پرونده هسته ی منافع، اهداف و گزینه هی گوناگونی دارد و با پی گیری آنها ممکن است با مسیل، هزینه ها و دستاوردهی متفاوتی روبرو شود. ویژگی هی سیاسی، اقتصادی و اجتماعی یران و سیاست و خط مشی هی آن در پی گیری موضوع هسته ی از یک سو و منافع، سیاست ها و اراده کشورهی مؤثر در موضوع پرونده هسته ی یران از سوی دیگر، می توانند در روند تحولات مؤثر باشند. منطق و نظریه هی مختلف مجازات هی بین المللی، توانمندی ها و منافع هر کدام از کشورهی مؤثر در تحمیل مجازات ها و تحمل پیامدهی آن، محورهی اساسی ین مقاله را تشکیل می دهند.
تئوری ثبات هژمونیک در روابط بین الملل، از زیرشاخه هی مکتب رئالیسم است که طبق آن، جریان منظم و باثبات اقتصاد بین المللی لیبرال مستلزم مدیریت یک قدرت برتر است. قدرت برتر یا هژمون از یک سو داری بزرگترین و قوی ترین قابلیت هی اقتصادی (همراه با سطح بالیی از نیروی نظامی و نفوذ یدئولوژیک) است و از سوی دیگر، مروج فعال اقتصاد لیبرال در عرصه بین الملل می باشد. طبق تئوری ثبات هژمونیک، از آنجا که عرصه روابط بین الملل، عرصه رقابت و نزاع دولت ها (دولت ـ ملت ها) بر سر قدرت است و همچنین از آنجا که قدرت پدیده ی نسبی است، جریان آزاد اقتصاد بین الملل نیز تابع معادلات قدرت است و با دست نامرئی تحقق نمی یابد. مناسب ترین نوع توزیع قدرت نیز توزیع هژمونیک آن است، به گونه ی که قدرت هژمون ضمن جلب رضیت دولت هی ضعیف تر بالاخص قدرت هی درجه دوم، به اعمال مقررات اقتصاد لیبرال می پردازد. در تاریخ اقتصاد سیاسی بین الملل، نظم مورد نظر ین تئوری دو بار تحقق یافته است: نیمه دوم قرن نوزدهم به رهبری بریتانیا و پس از جنگ جهانی دوم به رهبری یالات متحده. البته هژمونی یالات متحده از اواخر دهه 1960 و به تبع آن فروپاشی سیستم نرخ ارز ثابت برتوون وودز با چالش مواجه شده است. از زمان پیان جنگ سرد و گشیش فضی سیاسی بین المللی، دولت آمریکا فاز نوینی از تلاش بری تقویت مجدد سیستم هژمونیک را آغاز کرده است.
در این تحقیق میزان دسترسی و اعتماد کشاورزان به انواع مختلف فناوریهای اطلاعات و ارتباطات در مبارزه با آفات (مورد نمونه: سن گندم) مورد بررسی قرار گرفته است. جامعه آماری تحقیق شامل کلیه کشاورزانی است که در استان همدان به کشت گندم اشتغال داشتهاند. یافتههای تحقیق نشان میدهد که کشاورزان استان همدان به منابع اطلاعرسانی نوین (رایانه، روزنامهها و مجلات الکترونیکی، بروشورهای کشاورزی، و...) دسترسی محدودی دارند، اما نهادهای سازمانی و منابع سنتی (مراکز ترویج و خدمات کشاورزی، تلویزیون، همسایگان و آشنایان، فروشندگان سموم و بذور کشاورزی، و...) به میزان زیادی در دسترس کشاورزان هستند. بر اساس یافتههای تحقیق، میزان اعتماد کشاورزان به مرکز تحقیقات کشاورزی، سازمان جهادکشاورزی استان، مرکز خدمات کشاورزی، و مروج کشاورزی منطقه، در حد بسیار زیادی است. اعتماد به دیگر ابزارهای اطلاعرسانی در حد متوسط و ضعیفی است. در شرایط موجود برای ارائهی اطلاعات تخصصی در خصوص آفات و بیماریهای گندم بخصوص سن گندم، مراکز ترویج و خدمات کشاورزی و مروجین کشاورزی (که دسترسی و اعتماد کشاورزان به آنها در حد مطلوبی است)، مناسبترین گزینهها هستند. همبستگی بین متغیرهای مستقل و وابسته نشان میدهد که بین سطح زیر کشت گندم، میزان تولید گندم، و میزان دسترسی و اعتماد کشاورزان به فناوریهای اطلاعات و ارتباطات رابطه معنادار وجود دارد. همچنین بین سنّ کشاورزان و دسترسی و اعتماد آنها به فناوریهای اطلاعات و ارتباطات رابطه معنادار اما منفی وجود دارد. مقایسه میانگینها نشان میدهد که میزان دسترسی و اعتماد کشاورزان به فناوری اطلاعات و ارتباطات با توجه به میزان تحصیلات، جایگاه اجتماعی، و شرکت کشاورزان در دورههای آموزشی، با هم تفاوت معنادار دارد
دنیای فناوری اطلاعات را صحبت درباره ابرداده فرا گرفته است. به نظر میرسد امروزه هر کسی در حال ایجاد یک قالب ابردادهای است. در «اچتیامال»[2] یک برچسب <meta> وجود دارد که به منظور حمل ابرداده برای منابع اینترنتی بهکار میرود؛ دانشمندان ابرداده را بهمنظور توصیف ژنومها ایجاد کردهاند؛ ناشران دارای یک قالب ابردادهای میباشند که انتقال دادههای مربوط به قیمت و تبلیغات برای خردهفروشان را تسهیل میکند. چه اتفاقی در دنیای فناوری در حال شکلگیری است که همگان را به این باور رهنمون ساخته است که: پاسخ، همان ابرداده است؟ اگر ابرداده پاسخ باشد، پس پرسش کدام است و آن برای کتابخانهها و فهرستهای کتابخانهای چه معنایی دارد؟