در یک تعریف ساده، تئوری صف، علم تجزیه و تحلیل و مدیریت خطوط انتظار است. تئوری صف، شاخه ای از علم ریاضیات است که در اوایل قرن بیستم در حین مطالعه بر روی خطوط انتظار تلفن توسعه پیدا کرد. باید توجه داشت که در تمام سیستم های صف، انسان حضور ندارد، ولی در سیستم های صفی که در آن ها انسان به عنوان ارایه دهنده خدمت فعالیت می کند می توان سیستم صف را یک سیستم پویا در نظر گرفت؛ زیرا در این گونه سیستم ها، اجزای سیستم با یکدیگر تعامل و برهم کنش بیش تر دارند. در این مقاله با استفاده از رویکرد پویایی سیستم، یک مدل دینامیک از پویای های یک سیستم صف ارایه گردیده و سپس با بررسی اثر اجزای مختلف مدل بر دیگر اجزا به مطالعه پویایی های یک سیستم ساده صف پرداخته شده است.
هدف از تحقیق حاضر شناسایی نیازهای کارکنان ناجا و تعیین اهمیت و اولویت این نیازها بود. 3917 نفر از کارکنان ناجا در سطح کشور پرسشنامه نیازها را تکمیل کردند. تحلیل داده ها با استفاده از آزمون خی دو نشان داد که نسبت های متفاوتی از کارکنان در سطح هر یک از نیازهای پنج گانه قرار گرفته اند (p<0.001). نتایج یک هرم معکوس را نشان داد. بیش ترین درصد کارکنان اولویت نیازشان در سطح نیازهای رده بالا (خودشکوفایی، احترام، اجتماعی) و درصد کمی از کارکنان اولویت نیازشان در سطح نیازهای رده پایین (ایمنی و فیزیولوژیکی) بود.
این مقاله بر مبنای بخشی از نتایج یک پژوهش با عنوان «طراحی سیستم خط مشی گذاری دولتی برای تحقق عدالت اجتماعی، بر مبنای مدل حکومت حق مدار علوی در نهج البلاغه» تدوین شده است. در بخش اول این پژوهش، ضمن تحلیل منطقی متن نهج البلاغه، گزاره هایی استخراج شدند و به مثابه مبانی منطقی عدالت حق مدار، در یک نظام منطقی با پنج اصل و نوزده قضیه معرفی گردیدند. پس از مراجعه به گروه های خبرگان و کسب نظرهای اصلاحی آنان، نظام منطقی مذکور مورد اصلاح و تجدید نظر قرار گرفت و براساس آن «نظام منطقی نهایی تحقیق» طراحی و تنظیم شد؛ ضمن اینکه آرای صاحبنظران درباره امکان تحقق جامعه عدل حق مدار و میزان اولویت عوامل موثر بر تحقق آن بررسی گردید. عدالت حق مدار با تمهید شرایط دستیابی همه آحاد جامعه به حق خود در برخورداری از امنیت کامل، رفاه نسبی، و آگاهی کافی تجلی می یابد و تحقق آن، مستلزم در نظر گرفتن و طراحی رویه ها و فراگردهای مناسب برای تنظیم خط مشی، اجرا و ارزیابی آن است. از این رو، در این مرحله از تحقیق، با استفاده از نمودارهای جریان خط مشی گذاری، برای طراحی یک سیستم قابل اجرا در وضعیت موجود جوامع انسانی اقدام شد. حاصل کار نمایانگر امکان استقرار عدالت حق مدار در جامعه است که با استفاده از 12 نمودار تا سطح چهارم رابطه ملت و حکومت، با تاکید بر کارکرد خرده سیستم اجرایی در عرصه های سیاسی، اقتصادی و فرهنگی حیات اجتماعی ارایه می شود.
این پژوهش به بررسی رابطه بین میزان شناخت مدیران مدارس دوره ابتدایی شهر اصفهان از ناتوانی های ویژه یادگیری دانش آموزان و پیشرفت تحصیلی آن ها می پردازد. سؤال های ویژه پژوهش در زمینه ارتباط میزان شناخت مدیران دوره ابتدایی از ناتوانی های یادگیری، همچون ناتوانی در زبان گفتاری و زبان نوشتاری، حساب، خواندن و مسائل عاطفی - اجتماعی دانش آموزان با پیشرفت تحصیلی آن ها، بر اساس متغیرهای جنسیت، مدرک تحصیلی و سنوات خدمت است. روش پژوهش، توصیفی و از نوع همبستگی و جامعه آماری آن شامل کلیه مدیران دوره ابتدایی شهر اصفهان به تعداد 411 نفر و تمام دانش آموزان دوره ابتدایی به تعداد 116832 نفر است. نمونه پژوهش شامل 120 نفر از مدیران دوره ابتدایی، است. روش نمونه گیری چند مرحله ای و ابزار اندازه گیری، شامل پرسشنامه 35 سؤالی محقق ساخته با ضریب پایایی 92/0 است که روایی آن از نظر محتوایی مورد تایید اساتید و کارشناسان واحد اختلالات یادگیری سازمان آموزش و پرورش اصفهان قرار گرفته است. تجزیه و تحلیل داده ها در محیط نرم افزاری SPSS و با استفاده از آزمون های آماری تحلیل واریانس یک طرفه و رگرسیون چندمتغیره صورت گرفته است. نتایج نشان داده که بین میزان آگاهی مدیران مدارس نسبت به مسائل عاطفی – اجتماعی با پیشرفت تحصیلی دانش آموزان رابطه معنادار وجود دارد و بین میزان آگاهی مدیران زن و مرد مدارس دوره ابتدایی تنها در مؤلفه های ناتوانی در زبان گفتاری و خواندن تفاوت به چشم می خورد. همچنین بین میزان شناخت مدیران بر اساس سطح تحصیلات و سابقه خدمت در تمام مؤلفه های ناتوانی ویژه یادگیری تفاوت معنادار وجود دارد.
انگیزش در کار، پدیده ای چندوجهی است که نمی توان آن را مستقیماً به وسیله یک متغیر واحد سنجید، انگیزش در کار به صورت مجموعه ای از نیروهای درونی و بیرونی است که آغاز، شکل، جهت، شدت و مدت رفتار مربوط به کاری را تعیین می کند. همچنین انگیزش در کار، نتیجه تلفیق خصیصه های فردی، ماهیت کار و ویژگی های محیط کاری است. هر چند برای تبیین، توجیه، تشریح و کنترل جنبه های مختلف انگیزش در کار کارکنان، تئوری های گوناگونی ارائه شده اما بیش تر آن ها در یکپارچه ساختن ساحت های گوناگون وجودی انسان و در ارائه چارچوبی جامع در برانگیختگی کارکنان در کارشان فقیرند. مقاله ای که پیش رو دارید، مدلی نسبتاً جامع در زمینه انگیزش در کار کارکنان با ابعاد وجودی زیستی، اجتماعی، روانی و معنوی یک فرد در سازمان است که تحت عنوان «مدل انگیزشی مبتنی بر معنویت کارکنان» طراحی و تبیین شده است. این مدل دارای ابعاد چهارگانه ارتباط فرافردی، ارتباط درون فردی، ارتباط میان فردی و ارتباط برون فردی با نشان گرهای مربوط به آن است که نتیجه اش «معنویت» خواهد بود. به عبارت دیگر، «معنویت» با چهار گونه ارتباط یک فرد با نیروی برتر (خدا)، با خویشتن خویش، با دیگران و با محیط تعریف شده که هر یک از آن ها با بخشی از ساحت های وجودی انسان مربوط می شوند؛ بدین معنا که ارتباط فرافردی با ساحت معنوی، ارتباط درون فردی با ساحت روانی، ارتباط میان فردی با ساحت اجتماعی و ارتباط برون فردی با ساحت زیستی انسان سروکار دارند. همچنین چهار گونه ارتباطاتی مذکور کار با معنا، کار هدفمند، خودشکوفایی در کار و به هم پیوستگی با هر چیز در محیط کاری و طبیعی را به ارمغان خواهند آورد، و سرانجام هر یک از آن ها در انگیزش در کار کارکنان مؤثر خواهند بود. بر اساس تحقیقاتی که به منظور آزمون فرضیه های مدل به روش های تحلیل مسیر و تحلیل عاملی تاییدی در دو سطح صف و ستاد در دانشگاه تهران انجام گرفت، کارکنان دانشگاه تهران بر این عقیده بودند که ارتباط میان فردی و ارتباط برون فردی در انگیزش در کارشان مؤثرند؛ اما در نظر آنان ارتباط فرافردی و ارتباط درون فردی در برانگیختگی در کارشان رابطه ای ندارد.
هدف اساسی پژوهش حاضر، شناسایی عوامل آسیب زای عمده در تربیت دینی دانش آموزان مقطع راهنمایی شهر تهران از دیدگاه مدیران مدارس آن ها بوده است. جامعه آماری، مدیران از مدارس راهنمایی مناطق 19 گانه شهر تهران بوده که در سال تحصیلی 83-1382 در یکی از مدارس راهنمایی به کار اشتغال ...
هدف اصلی این پژوهش، بررسی تاثیر مشاوره به شیوه شناختی ـ رفتاری، براساس رویکرد زیر سیستم های شناختی متعامل(ICS)، بر تغییر نگرش زوج های نابارور نسبت به ناباروری است. این تحقیق نیمه تجربی و از نوع پیش آزمون ـ پس آزمون با گروه گواه است. نمونه تحقیق شامل 30 زوج نابارور است که از بین زوج های نابارور مراجعه کننده به مرکز باروری و ناباروری شهر اصفهان انتخاب شده، به طور تصادفی در دو گروه آزمایش و گواه جایگزین شدند. هر دو گروه با استفاده از پرسشنامه محقق ساخته نگرش نسبت به ناباروری در دو مرحله ارزیابی شدند. میزان پایایی این پرسشنامه 96/0 محاسبه شد. به گروه آزمایش شش جلسه مشاوره براساس رویکرد ICS ارائه شد. این بررسی نشان داد که مشاوره براساس رویکرد زیر سیستم های شناختی متعامل، نگرش زوج های نابارور گروه آزمایش را نسبت به ناباروری در جهت مثبت تغییر داده (001/0p<)، تاثیر آن بر زنان و مردان یکسان بوده است (74/0=p).