خالو قربان از اهالی هرسین دره گاماسب در 1293 ق نزدیکی بیستون کرمانشاه متولد شد. درباره پیشینه او اطلاع چندانی در دست نیست. لیکن وی سالهای زیادی را در خانه مخبرالدوله و دیگر شخصیتهای سیاسی در تهران به فراشی پرداخت و آنگاه در قزوین و گیلان به شغل جمعآوری کتیرا مشغول شد تا این که در 8 شوال 1336 ق/ 27 خرداد 1297 ش به خاطر حکایاتی که از سودآور بودن اشتغال در جنبش جنگل شنیده بود جذب آن جنبش گردید و به حاجی احمد پیوست. 1
رژیم پهلوی به اذعان تمام تحلیلگران در سال 1356 در بهترین شرایط از حیث اقتصادی، سیاسی و نظامی به سر میبرد و با تکیه بر همین موقعیت در 17 دی ماه مقالهای را در روزنامه اطلاعات درج کرد تا به تعبیر داریوش همایون «آب در سوراخ مورچه بریزد»، تا مورچهها بیرون بیایند و بدین ترتیب، انقلابیون خود را نشان دهند تا راه برای سرکوب آنان هموار شود، اما سیر حوادث مسیری دیگر را رقم زد. پیرامون وضعیت آن رژیم و نیروهای مبارز و مردمی در سال 1356 و شرایطی که به نگارش مقاله اهانتآمیز به امام امت منجر شد و نیز پیامدها و نتایج آن مقاله و تاثیر قیام خونبار عاشورا بر نهضت ملت ایران به گفتگو با آقای سیدمصطفی تقوی مقدم پرداختهایم که حاصل آن را ملاحظه میفرمایید.
در این مقاله با بهرهگیری از شیوه کتابسنجی به مطالعه وضعیت جاری، رشد و توسعه تولیدات علمی متخصصان ایرانی در حوزه علوم کتابداری و اطلاعرسانی از نخستین شماره مجلات مرتبط در پایگاه اطلاعاتی امرالد، تا ژوئن سال 2007 پرداخته شده است. یافتهها نشان میدهد که مجموعهای مشتمل بر 39 مدرک از 28 مؤلف ایرانی در مجلات یاد شده به چاپ رسیدهاند. نتایج پژوهش همچنین نشان میدهد که گروه کتابداری و اطلاعرسانی دانشگاه شهید چمران اهواز با 12 مدرک در صدر قرار دارد. مردان مشارکتی 80 درصدی در تولید علم داشتهاند و زنان تنها سهمی 20 درصدی را به خود اختصاص دادند. همچنین سالهای اوج تولید علم متخصصان کتابداری و اطلاعرسانی ایرانی در محدوده سالهای 2004 الی 2006 میباشد. پراکندگی جغرافیایی نشان میدهد که متخصصان کتابداری و اطلاعرسانی در استان تهران با مشارکت در تولید 16 مدرک، بیشترین فعالیت را در تولید علم داشتهاند.
پدیدة انفجار اطلاعات در دهه های میانی قرن بیستم، باعث توسعة پایگاه های اطلاعاتی پیوسته و محمل های اطلاعاتی الکترونیکی مختلف شد و به تدریج بر محـیط فیـزیکی کتابخانه ها نیز تأثیرگذارد و نقش های کتابداران را متحول کرد. کتابداران مرجع نیز از این تحولات درامان نماندند. پژوهش حاضر در نظر دارد نیاز یا عدم نیاز به کتابدار مرجع در محیط های رقومی را بر اساس نظرات صاحبنظران علوم کتابداری و اطلاعرسانی ایران مورد بررسی قرار دهد و تعیین کند، در صورت نیاز به کتابدار مرجع در محیط رقومی وی باید از چه ویژگی هایی برخوردار باشد. پژوهش حاضر از نوع توصیفی است و با رویکرد تحلیلی انجام گرفته است. گردآوری داده ها بهوسیلة سیاهة وارسی ساخته محققان صورت گرفته است. جامعة پژوهش، متخصصان علوم کتابداری و اطلاعرسانی ایران می باشد که در مجموع 57 نفر به سیاهة وارسی پاسخ دادهاند. نتایج پژوهش نشان داد که رابطة معناداری بین بهکارگیری فناوریهای اطلاعاتی و ارتباطی و نیاز به کتابدار مرجع وجود دارد و متخصصان علوم کتابداری و اطلاعرسانی ایران معتقدند ورود فناوری های اطلاعاتی و ارتباطی، بهخصوص اینترنت و وب جهانگستر، نه تنها نیاز به کتابدار مرجع را را کاهش نداده، بلکه سبب شده که این کتابداران حتی نسبت به گذشته جایگاه مهمتر و بهتری به دست آورند. نتایج همچنین نشان داد با وجود اینکه کشور ایران معاهدة حقمؤلف را نپذیرفته است، ولی کتابداران مرجع بهطور کامل حقوق مادی و معنوی مؤلف را رعایت میکنند و استفاده از نفوذگر ها و قفلشکن های نرم افزاری را مناسب نمی دانند. این کتابداران آموزش دیدهاند تا در مصاحبة سنتی علایق شخصی خود را مطرح نکنند، پس این ویژگی در نظرخواهی از متخصصین نیز انتخاب نگردیده که نشاندهندة این است که کتابداران در چنین محیط جدیدی هم به منشور اخلاقی حرفة خود پایبند هستند.
در نوشته حاضر، در چهار بخشِ در ظاهر مجزا، اما به هم مرتبط، موضوعات زیر دستمایه کار نویسنده قرار گرفته است: در بخش نخست، ضمن مکان یابی کتابخانههای عمومی از طریق سامانه اطلاعات جغرافتبیین ضرورت پرداختن به موضوع مکان یابی کتابخانه های عمومی کشور از سوی کتابداران، نقش آنان در فرآیند توزیع جغرافیایی کتابخانه های عمومی کشور تشریح گردیده است. در بخش بعد، مهم ترین عناصر و مؤلفه های مکان یابی کتابخانه های عمومی، مندرج در دستنامه مؤسسه معماران آمریکا، پس از هنجاریابی و تطابق با ویژگی های کتابخانه های عمومی ایران، معرفی شده است. در ادامه، ضمن ارائه تعریفی از سامانه اطلاعات جغرافیایی، اجزای تشکیل دهنده این فناوری رایانه محور تبیین گردیده است و در نهایت، مقاله با تعیین مراحل یایی خاتمه می یابد.
تحلیل استنادی یکی از روشهای معتبر کتابسنجی است که به ارزیابی متون علمی بر اساس بررسی استنادهای تعلق گرفته به آن متون، میپردازد. مقاله حاضر با روش تحلیل استنادی به بررسی وضعیت استناد درمقالات پنج مجله علمی حوزه کتابداری و اطلاع رسانی (کتابداری و اطلاع رسانی آستان قدس،فصلنامه کتاب،فصلنامه علوم و فناوری اطلاعات، کتابداری، اطلاعشناسی) بین سالهای 1381 تا 1385 پرداخته است. برای این منظور از بین 732 مقاله، با استفاده از فرمول مورگان 252 مورد انتخاب شد و به نسبت تعداد مقالات هر مجله، سهم هر مجله مشخص گردید. یافتهها نشانگر آن است که در 252 عنوان مقاله مورد بررسی، 2410 بار استناد شده است. در مجموع در مجلات مورد بررسی، میانگین تعداد استناد به ازای هر مقاله 56/9 مورد است. در مجلات مورد بررسی بیشترین میزان استناد با 39 درصد به مجلات اختصاص دارد و پس از آن کتابها با 59/27 درصد در مرتبه دوم قرار میگیرند و کمترین میزان استناد با 91/0 درصد مربوط به منابع مرجع است. در بین مجلات فارسی و انگلیسی بیشتر به مجلات فارسی (94/12درصد) استناد شده است. 74/81 درصد مقالات مورد بررسی تألیفی و 26/18 درصد آنها ترجمه شدهاند. در مجموع 50 مورد خوداستنادی در استنادها وجود داشت که 07/2 درصد کل استنادها را به خود اختصاص میدادند. نویسندگان به 10 مجله فارسی و لاتین توجه بیشتری داشتهاند که در صدرآنها فصلنامه کتاب قرار دارد. آقای عباس حری با 27 مورد استناد پراستنادترین نویسنده و آقای اسدالله آزاد با 8 مورد استناد، پراستنادترین مترجم شناخته شدند.
شاپور بختیار فرزند محمدرضا (سردار فاتح بختیاری) و نازبیگم در سال 1294 شمسی در چهارمحال و بختیاری به دنیا آمد. او نوه صمصامالسلطنه بختیاری بود که در سالهای پس از مشروطه دوبار به نخستوزیری رسید. تحصیلات ابتداییاش را در شهرکرد و نیمی از تحصیلات متوسطه را در اصفهان گذراند و دوران دبیرستان را در مدرسه فرانسوی بیروت با اخذ دیپلم ریاضی به پایان رساند.1
در این شماره بر آن شدیم تا ضمن درج مصاحبه مهم و تاریخی آیتالله کاشانی با نویسنده معروف، آندره موروی، جلوههایی از شخصیت سیاسی و موقعیت بینالمللی آیتالله را در معرض دید و داوری خوانندگان تیزبین و نکتهسنج قرار دهیم. در این گفتگو، مرحوم کاشانی با ارائه تعریفی دقیق از امپریالیسم، زمان آگاهی خویش را به رخ میکشد و با محکوم ساختن استعمار بویژه استعمار فرانسه و انگلیس مصاحبهگر فرانسوی را به چالش میطلبد. موروی نیز که دعوی روشنفکری دارد، با دفاع از عملکرد استعماری دولت فرانسه در تونس و... دست خود را رو میکند و کوتهبینیاش را به نمایش میگذارد و ننگ ابدی را برای خویش میخرد. همچنین در آن برهه زمانی که ملت ایران، یکپارچه در برابر انگلیس مکار قد علم کرده است، آیتالله میکوشد با جدا کردن انگلیس به عنوان دشمن شماره یک ملت ایران از سایر قدرتهای زمان، همچون شوروی و آمریکا، در مقابل سوالات حساب شده موروی، پاسخهایی دقیق و سنجیده دهد تا از این فرصت، به بهترین وجه به نفع نهضت ملی ایران بهرهگیری نماید.
در این مقاله، رویکرد ساخت گرایی اجتماعی در حوزه فلسفه و جامعه شناسی علم معرفی و بررسی می شود. از دید فلسفی، ساخت گرایی اجتماعی با شکست فلسفه های علم استاندارد، چه اثبات گرا و چه ابطال گرا و مطرح شدن تزهایی مانند نظریه بار بودن مشاهدات، تعین ناقص نظریات و قیاس ناپذیری پارادایم ها، رقیب فلسفه های استاندارد علم است.از لحاظ تاریخی، ساخت گرایی اجتماعی، در دو جریان جامعه شناسی معرفت و جامعه شناسی علم ریشه دارد و به دنبال رسیدن به فهمی درست و کامل از علم در زمینه اجتماعی آن است. با توجه به جایگاه ساخت گرایی اجتماعی، در بررسی این رویکرد تلاش شده است از متون جامعه شناسی، در کنار متون فلسفه علم استفاده شده، انواع بر ساخت گرایی اجتماعی، ادعاها و نتایج هر کدام، به دقت بررسی گردند.در نهایت، انتقادهای مطرح شده درباره ساخت گرایی اجتماعی و پاسخ های آنان بررسی می شوند تا نقاط ضعف و قوت این جریان مشخص گردند.
رضا شاه پس از رسیدن به سلطنت به انجام یک سلسله از اقداماتی مبادرت ورزید که یکی از آنها طرح اسکان اجباری عشایر بود که اصطلاحاً به «تخته قاپو» کردن مشهور بود. در این میان ایل بختیاری به عنوان یکی از ایلات مهم و مقتدر کشور مشمول طرح اجباری اسکان عشایر از جانب دولت رضاشاه گردید. این طرح بدون انجام مطالعات و تحقیقات کارشناسی و بدون فراهم آوردن زمینه های لازم و تنها به پشتوانه نیروی نظامی و انتظامی در ایل بختیاری اجرا گردید. رضاشاه خود به طور مستقیم جریان اسکان عشایر بختیاری را دنبال می کرد. هدف وی از این اقدام ، تنها یکجانشین کردن عشایر و رسیدگی به وضعیت آنان و در نتیجه فراهم آوردن امکان رشد و ترقی جامعه نبود ، بلکه هدف اصلی دولت رضا شاه یکجانشین کردن ایلات و عشایر، به ویژه بختیاری ها برای اعمال نظارت مستقیم و بیشتر بر روی ایشان بود. دولت رضاشاه به کمک ارتش و با استقرار نیروهای آن در گذرگاه های مال رو عشایر بختیاری ، توانست عده ای از بختیاری ها را به اجبار اسکان دهد ؛ اما عشایر بختیاری در مقابل طرح اسکان اجباری مقاومت نشان دادند. دولت رضا شاه آنان را به زور وادار به ساخت روستاهای جدید نمود و دسته هایی از ایشان را به یاری ارتش از چهارمحال بختیاری به خوزستان انتقال داد.آنان پس از سقوط رضا شاه روستاهای جدیدالاحداث را تخریب کردند و بار دیگر به زندگی کوچ نشینی بازگشتند.