"مقدمه: با توجه به پدیده ی انفجار اطلاعات در اثر رشد فن آوری اطلاعات و ابزارهای الکترونیک و رایانه ای در دهه ی گذشته، برپا کردن سیستم هایی برای تولید و مدیریت اطلاعات ضروری است. در این راستا تحقیق حاضر به بررسی میزان کاربست سیستم های اطلاعاتی در بیمارستا ن ها و مزایا و معایب آن پرداخت.
روش بررسی: در این تحقیق توصیفی، 15 نفر از مدیران بیمارستان های شهر اصفهان از طریق نمونه گیری تصادفی طبقه ای متناسب با حجم انتخاب شدند و جمع آوری اطلاعات از طریق مصاحبه ی سازمان یافته با آنان با استفاده از چک لیست 18 سؤالی در ارتباط با وظایف، ویژگی ها، مزایا و معایب سیستم های اطلاعاتی با پایایی 90/0 = r و روایی محتوایی و صوری تأیید شده توسط افراد متخصص انجام شد. پس از جمع آوری مصاحبه و چک لیست ها، پاسخ ها کد گذاری و در قالب سه مقوله ی وظایف، ویژگی ها و تأثیر سیستم های اطلاعاتی بر فرهنگ سازمانی ارایه شد.
یافته ها: بیمارستان ها شامل 11 زیرسیستم پذیرش، ترخیص و هزینه یابی بیمار، بایگانی، آزمایشگاه، اطاق عمل، مدیریت مدارک پزشکی، مدیریت بخش ها، رادیولوژی، پرستاری، داروخانه و انبار دارویی، آمار و اطلاعات بیمارستانی می باشد. مزایای سیستم های اطلاعاتی در بیمارستان شامل صرفه جویی در زمان، کاهش هزینه ی نیروی انسانی، ارسال سریع داده ها و افزایش قابلیت دسترسی و معایب آن شامل محرمانه بودن اطلاعات بیمار و اسناد پزشکی، عدم همکاری و تلاش سازمان های مرتبط با بیمارستان و هزینه ی بالا در استفاده از سیستم اطلاعات برای بیمارستان ها بود.
نتیجه گیری: سیستم های اطلاعاتی در بیمارستان شامل 6 زیر سیستم کلی برنامه ریزی خدمات، ارسال صورت حساب، تجهیزات، مدیریت منابع، درمان و بهداشت عمومی است که عناصر فرهنگ سازمانی بر هر کدام از این زیرسیستم ها تأثیر می گذارد."
این مقاله مىتواند در زمینه شناخت بهتر از این مکتب و نوع تاریخنگارى مکتب آنال مفید باشد.
مکتب تاریخى (تاریخنگارى) آنال در فرانسه رشد و گسترش یافت. طى سه دهه از 1929ـ1959م مکتبى مهمتر و شاخصتر از آنال وجود نداشته است. نام این مکتب تاریخى، برگرفته از اولین کلمه عنوان نشریهاى است که در سال 1929م توسط لوسین فبور و مارک بلوخ (بلوک) منتشر شد و بعدها در سال 1956م تحت مدیریت فرناند برودل قرار گرفت. ویژگى مشترک این دو متفکر این بود که اندیشه رایج در تاریخنگارى را که «مکتب روش» نام داشت و از فون رانک و اثباتگرایى تأثیرپذیر بود، قبول نداشتند. نظریهپردازان این مکتب در واقع علیه سبک و سیاق تاریخنگارى فرانسوى و مکتب پوزیتیویسم (اثباتگرایى) شوریدند. دیدگاه پوزیتیویسم (اثباتى) بر نظامىگرى حاکمان و جنگ و ستیز آنان و زندگى پادشاهان و درباریان تأکید داشت. آنان وقایع تاریخى را به شخصیتهاى تاریخى نسبت مىدادند و تاریخ را بر محور وجود ایشان تفسیر مىکردند. از نظر پوزیتیویسمها کار مورخ، کشف است نه بازسازىِ زمان گذشته در ظرف حال. تاریخنگار، گزارشگر دقیق و امینى است که تنها به اسناد و مدارک معتبر متکى است. بهرغم گذشت حدود پنج دهه از پیدایش تاریخنگارى مبتنى بر تجربه آنال، آشنایى ما با آن بسیار اندک است، از اینرو ترجمه و ارائه