تروریسم هسته ای تهدیدی جدی برای امنیت ملی به شمار می آید، حقیقتی که به طور محسوس در 11 سپتامبر سال 2001 با حملات القاعده به مرکز تجارت جهانی و پنتاگون اثبات گردید. این حملات آسیب پذیری جوامع غربی را در برابر تهدیدات خارجی تروریستی آشکار ساخت و این احتمال واقعی را که ممکن است گروههای تروریستی از سلاحهای هسته ای علیه شهرهای ایالات متحده یا اروپا استفاده کنند، مورد تأکید قرار داد. این مقاله، ماهیت این تهدید و راهکارهای ممکن مقابله با آن را از طریق یک سند جدید چندجانبه یعنی کنوانسیون بین المللی راجع به سرکوب اقدامات تروریسم هسته ای 2005 تجزیه و تحلیل می نماید. این کنوانسیون بستری قانونی برای همکاری بین المللی جهت جلوگیری از دستیابی تروریستها به سلاحهای هسته ای فراهم می سازد. این معاهده، به تملک، استفاده یا تهدید به استفاده از تجهیزات رادیواکتیو توسط عوامل غیردولتی، همدستان و سازماندهندگان آنها درصورتی که درصدد ایجاد صدمات جانی، آسیب جدی بدنی یا خسارات زیست محیطی یا خسارات مالی باشند، جنبه کیفری می دهد. این معاهده همچنین تبادل اطلاعات افزون تر و همکاری بین دولتها در پیگرد مظنونین به اقدامات تروریستی را تشویق می نماید. اما تأثیر این سند به میزان ارزش نهادن، رعایت و اجرای مقررات آن از سوی کشورهای عضو بستگی دارد. از این منظر، ارتقاء امنیت مواد شکافت پذیر ذخیره شده در تأسیسات هسته ای اهمیت بسیاری دارد. اگر دولتها وظایفشان به موجب این کنوانسیون را انجام دهند، این کنوانسیون کارکرد مناسبی داشته و اهدافش تحقق می یابند و هر اندازه که دولتها در اجرای تعهداتشان کوتاهی کنند، حمایتهای خاص در برابر تروریسم هسته ای در این کنوانسیون کم رنگ خواهد شد و خطر تروریسم هسته ای افزایش خواهد یافت.
مذهب به عنوان یکی از عوامل اصلی در زندگی انسان، موضوع تحقیقات و بررسیهای فراوان، بخصوص در ارتباط با مفاهیم روان شناختی، بوده است. از آن رو که تعالیم دینی از سوی خالق انسان که عالم بر تمام صلاح و مصلحت اوست برای سعادت انسان آمدهاند، بهرهگیری از این تعالیم میتواند کمک اساسی به علم روان شناسی نماید. یکی از موضوعات مهم مورد بررسی در روان شناسی، سلامت و بهداشت روان انسان است که آموزههای مکتب اسلام در این زمینه میتواند پاسخهای مطمئنتری به این علم بدهد.
این مقاله کوشیده است، رابطه یکی از بخشهای اساسی دین، یعنی آخرتنگری، را با سلامت روان مورد بررسی قرار دهد. از این رو، پس از توضیح اجمالی مفاهیم آخرت نگری و سلامت روان، رابطه این دو را به لحاظ نظری تبیین نموده است. این بحث میتواند به عنوان مقدمهای برای پژوهشهای میدانی و تجربی مورد استفاده واقع شود.
بررسی تاثیر سایکودرام (روان نمایشگری) بر افزایش تمایزیافتگی فرد از خانواده اصلی در دانش آموزان دختر دبیرستانی منطقه 5 تهران اسکیان پرستو,ثنایی ذاکر باقر,نوابی نژاد شکوه
پژوهش حاضر، با هدف بررسی تاثیر گروه های سایکودرام (روان نمایشگری) بر افزایش تمایزیافتگی فرد از خانواده اصلی، در دانش آموزان دختر دبیرستانی صورت گرفت. نمونه پژوهش، 20 نفر دانش آموز دختر سال اول دانش آموز دختر سال اول دبیرستان بودند (10 نفر برای هر یک از گروه های آزمایش و کنترل) که کلاس، پایه تحصیلی و دبیرستانشان در نمونه گیری کنترل شد. 10 نفر دانش آموز در هر کلاس، از طریق نمرات پایین پرسشنامه تمایزیافتگی انتخاب شدند. 12 جلسه گروه سایکودرام (روان نمایشگری) 1.5 ساعته، با فاصله زمانی دوبار در هفته برای گروه آزمایش اجرا شد و گروه گواه، رویکردی دریافت نکرد. پس از پایان جلسات روان نمایشگری، پرسشنامه مذکور در هر دو گروه اجرا شد (پس آزمون). پردازش داده های پژوهش، با استفاده از آمار توصیفی و آزمون t برای گروه های مستقل انجام گرفت. نتایج پردازش داده ها، فرضیه های پژوهش را تایید کردند؛ بدین معنا که گروه های سایکودرام توانست تمایزیافتگی دانش آموزان دختر دبیرستانی را افزایش دهد.
در جریان مشروطه، افراد بسیاری نقشآفرین بودند. مراجع نجف همچون آیات: مازندرانی و خلیلی تهرانی به زعامت آخوند خراسانی در صف مقدم قرار داشتند. در فضل خراسانی همین بس که مرجع روشنضمیری همچون آیتالله سید ابوالحسن اصفهانی افتخار شاگردی او را دارد. در گروه سیاسیون و رجال درباری، شخصیتی همچون عضدالملک ، حرکت خویش را بر مدار مرجعیت تنظیم کرده بود. در صفوف مردم نیز مردان شاخصی همچون ستارخان به طور طبیعی بر کشیده میشدند، در میان روشنفکران نیز افرادی همچون علیاکبر دهخدا با مشاهده نتیجه افراطکاریهای خویش، به صف اعتدالیون پیوستند و حساب خود را از تندروها جدا ساختند. در این شماره به معرفی این مردان میپردازیم
انسانها در طول زندگی خود با کسان زیادی سروکار دارند که بر آنان تاثیر مثبت یا منفی میگذارند و متقابلا از آنان اثر نیز میپذیرند. در این میان، آنان که شخصیتی برونگرا و منشی انسانی دارند، بیشتر طرف توجه افراد قرار میگیرند و دایره ارتباطات و گستره تاثیرپذیری و اثرگذاری آنان نیز بیشتر و بیشتر خواهد بود. جلال آلاحمد در زمره این افراد شمرده میشود.
پژوهش حاضر، با هدف کلی ارائه راهکارهای بهبود و توسعه صادرات در صنعت پلاستیک انجام شده است در این پژوهش ابتدا به بررسی وضع موجود صادرات در صنعت پلاستیک در تاریخ تدوین آن، سپس شناسایی عوامل مؤثر بر صادرات در این صنعت، آنگاه به بررسی میزان تأثیر قوانین تجاری و بازرگانی در صادرات صنعت پلاستیک و در نهایت به ارائه پیشنهادهایی جهت بهبود و توسعه صادرات در این صنعت به تولید کنندگان ، صادر کنندگان و ... جهت بکارگیری در تصمیم گیری های آتی به عنوان بخشی از صادرات غیر نفتی کشور و سنجش میزان اثرگذاری عوامل مورد نظر این تحقیق بر صادرات در صنعت پلاستیک پرداخته شده است.
این پژوهش با هدف تعیین ابعاد توانمندسازی مدیران آموزشی، به منظور ارائه چارچوب مناسب برای مدیران مدارس کشور، انجام پذیرفته است. بررسی ادبیات تحقیق در جهان نشان می دهد که تا کنون توانمندسازی منابع انسانی در سه رویکرد ارتباطی، انگیزشی و شناختی مورد مطالعه قرار گرفته است. بر همین اساس، برای دست یابی به هدف فوق، پژوهشی طی دو مرحله به روش پیمایشی در سطح ملی اجرا شد. نتایج به دست آمده نشان می دهد که 93 درصد کارشناسان و متخصصان حوزه ستادی وزارت آموزش و پرورش، چارچوب پیشنهادی این تحقیق برای توانمندسازی مدیران مدارس کشور را کاملاً مناسب و مناسب تشخیص دادند. بنابراین با توجه به نتایج به دست آمده و تایید آن توسط تحقیقات قبلی و نظریه های موجود، می توان نتیجه گرفت که چارچوب ارائه شده از پشتوانه نظری و تجربی و اعتبار کافی برخوردار است و اجرای آن، به منظور توانمندسازی مدیران عملیاتی و ارتقای آنان به مدیران عالی و میانی وزارت آموزش و پرورش پیشنهاد می شود.
"رویکرد مبتنی بر منابع1 "، بر منابع داخلی شرکت به عنوان ریشه مزیت رقابتی تاکید دارد. بررسی و تجزیه و تحلیل محیط خارجی برای کشف فرصت ها و تهدیدها به تنهایی نمی تواند موجب برتری رقابتی شرکت شود. از سوی دیگر، تغییرات محیط بیرون زیاد و ناشناخته است و در این شرایط، برنامه ریزی بر مبنای عوامل خارجی ریسک بالایی دارد. لذا منابع و قابلیت های داخلی شرکت مبنای مطمئن تری برای تدوین برنامه های راهبردی سازمان هستند. هنگامی می توان راهبردهای مبتنی بر منابع را تدوین کرد که درک کاملی از "شایستگی های محوری2 " سازمان وجود داشته باشد. هدف این پژوهش ارائه مدل شناسایی شایستگی های محوری است. سؤال های اصلی تحقیق عبارت اند از: کدام قابلیت ها، به شایستگی محوری تبدیل می شود؟ قابلیت های راهبردی در چه صورتی به شایستگی های محوری تبدیل می شود؟ شایستگی محوری شرکت ایران خودرو چیست؟ لذا تحقیق دارای دو فرضیه است. از "تکنیک های آماری آزمون T "، "آزمون کلموگروف – اسمیرنف" و "آزمون فریدمن" برای تحلیل داده ها گردآوری شده، و آزمون فرضیه ها استفاده می شود. تحقیق به صورت مطالعه موردی در شرکت ایران خودرو انجام گرفت و جامعه آماری آن مدیران ارشد شرکت است، داده های تحقیق با استفاده از پرسش نامه جمع آوری شدند. یافته های تحقیق نشانگر این است که قابلیت طراحی بر مبنای نیاز مشتری و قابلیت تطبیق و توسعه فناوری های خریداری شده؛ "شایستگی محوری" در شرکت ایران خودرو است.