یکی از بزرگ ترین آفاتی که در تاریخ اسلام پدیدار گردیده و عقلانیت اسلامی را مورد تهدید جدی قرار داده و آثار زیانباری را بر متون تفسیری شیعه بر جای نهاده است، پدیده غلو و گزافه گویی است. در این میان بعضی از مفسران سده های دوم و سوم هجری نظیر محمد بن مسعود عیاشی (320ق)، علی بن ابراهیم قمی (زنده قبل از 329ق) بیش ترین تأثیرپذیری را از غالیان داشته اند. لکن مفسرانی نظیر شیخ طوسی (385-460ق) و امین الاسلام ابوعلی فضل بن حسن طبرسی (548ق) که در سده های پنجم و ششم می زیسته اند با شناخت صحیحی که از احادیث موضوعه غالیان داشته اند، از ذکر این روایات در تفاسیر خود امتناع ورزیده اند و به همین دلیل تفاسیر آنان از مقبولیت بیشتری در جهان اسلام برخوردار می-باشد. در عین حال پس از آنان مفسران دیگری چون حویزی (زنده در 1065ق) و فیض کاشانی (1091ق) به طور قابل توجهی تحت تأثیر عیاشی (320ق) و قمی (زنده قبل از 329ق)، روایاتی را در تفاسیر خود آورده اند که حکایت از غلو درباره «أهل بیت» (ع) دارد. در این مقاله ضمن اشاره به چگونگی تأثیرپذیری برخی از مفسران اثرگرای شیعی از اندیشه های غالیان، به بررسی و مقایسه آراء آنان با دیدگاه های مفسران اعتدال گرا پرداخته می شود.
در تاریخ جوامع همیشه مجموعه ای از عوامل سیاسی، اقتصادی و جغرافیایی موجب اقتدار کشورها گردیده است. تاریخچه قدرتمندی امریکا نیز در آغاز قرن بیستم از این قاعده مستنی نبود. از همین روست که بعقیده برخی محققین ایالات متحده بدلیل برخورداری از موقعیت ویژه جغرافیایی، وسعت اراضی، منابع معدنی (نفت و زغال سنگ) نیروی کار ارزان میلیون ها برده افریقائی، مهاجران اروپائی و سرانجام برکنار ماندن از زیان های هولناک دو جنگ جهانی اول و دوم به سرعت در شاهراه رشد و توسعه قرار گرفت. زمینه آشنایی اولیه ایرانیان با امریکائیها نیز براساس برخی مدارک و شواهد تاریخی ظاهراً از دوران سلطنت فتح علی شاه قاجار (1250-1212 هـ .) آغاز گردیده است. اما برخلاف عرف معمول در روابط دیپلماتیک بین کشورها که عوامل سیاسی یا اقتصادی نقش اساسی دارند. در رابطه بین ایران و امریکا ظاهراً روند روابط بین دو کشور از مسائل مذهبی، فرهنگی و مودت آغاز گردیده است و پس از نشیب و فرازهایی به موضوعات گسترش امر تجارت و سپس تاسیس سفارتخانـه در پایتخت های دو کشور انجامیده است. هدف از این پژوهش بررسی روابط بین ایران و امریکا از ابتدا تا آغاز جنگ سرد و تغییر اهداف اولیه امریکائیها از گسترش خدمات فرهنگی و بشر دوستانه، علمی، مالی و ... به اغراض استعماری پس از آن است.
آهن نقش بسیار مهم و تعیین کننده ای در شکل گیری، رشد و گسترش تمدن پیشرفته امروزی داشته و دارد، به گونه ای که هیچ فلز و یا ماده دیگری را نمی توان جایگزین آن ساخت. آهن برای اولین بار در اواسط هزاره دوم ق.م از کانی فلزی استخراج و مورد استفاده قرار گرفت. فراوانی ماده معدنی و قابلیت های فراوان آهن از عواملی هستند که سبب شدند این فلز در مدت کوتاهی جایگزین فلزات و مواد دیگر در ساخت بسیاری از ادوات و اشیا شود. این استفاده تاثیر شگرفی بر ساختارهای مختلف تمدن بشری، بویژه ساختارهای اقتصادی گذاشت.بر اساس شواهد و قرائن موجود اقوام ساکن در آسیای صغیر اولین کسانی بودند که موفق به تولید آهن از کانسنگ آهن شدند. این کشف در حدود سال 1200ق.م به سرعت در مناطق مجاور و از جمله ایران گسترش یافت. اولین اشیای یافت شده در ایران مربوط به عصر آهنI(1450-1200ق.م) است که به دلیل تعداد اندک آنها به نظر می رسد وارداتی باشند. بعد از سال 1200ق.م آهن در ایران به طور گسترده تولید شده و برای ساخت ادوات مختلف مورد استفاده قرار گرفت.آزمایش های صورت گرفته بر روی یافته های آهنی ایران نشان می دهد که آنها از طریق احیای سنگ آهن و تولید آهن اسفنجی و سپس شمش فلزی، به شیوه چکش کاری ساخته شده اند و اغلب با درصدی از کربن همراه هستند. مطالعات نشان می دهد که آهنگران در تولید و تزیین ساخته های آهنی، به پیشرفت های قابل توجهی دست یافته بودند.
باب دوم کتابهای جامع الالحان، مقاصد الالحان و نیز فصل دوم کتاب شرح ادوار، که هر سه از تالیفات ارزشمند عبدالقادر مراغی در موسیقی هستند، به تقسیم وتر و دستان بندی ساز اختصاص دارد. مراغی روش های مختلفی را برای تعیین نسبت میان نغمه ها بیان می کند که پایه اصلی آن، نظرات صفی الدین ارموی است و در این میان نکات تازه ای نیز اضافه کرده است. در این مقاله کوشش شده است که با تکیه بر تصحیح جدیدی از کتاب جامع الالحان و مقایسه با دیگر دست نویس های مراغی، این روش ها مطالعه شود.
کرجی در إنباط المیاه الخفیه (استخراج آبهای پنهانی) به معرفی و تشریح ترازهای متداول عصر خود پرداخته است. علاوه بر چهار ترازی که به عنوان ابزارهای موجود بررسی شده اند، کرجی دو تراز دیگر، «تراز شاقولی مدرج» و «تراز دوربینی مدرج» را نیز به عنوان ابداعات خود بر آنها افزوده است. در این مقاله پس از معرفی چهار ابزار نخست، این دو تراز با تکیه بر روش کرجی برای مدرج کردن، با شرح بیشتری بررسی خواهند شد و مثال هایی از کاربرد آنها خواهد آمد.
نوشته حاضر گزارشی است درباره مجمع مسئولانی که دغدغه تهیه و تدوین کتاب درسی را داشته اند. متن از سه عنوان ترکیب یافته است که شامل متن اصلی، جواب آن و سپس پاسخ به نقدِ مطرح شده است. سخنرانی ایان مایکل در تاریخ 10 ژانویه 1998 در دانشگاه لیدز قسمت اصلی متن حاضر را تشکیل میدهد. وی با طرح سؤالی کلیدی اهمیت موضوع برجسته و مهمی را به چالش میکشاند. پرسش وی این است که چرا علاقه ای تا این حد اندک به کتابهای درسی معاصر داشته ایم؟ آیا اکنون عدم تعادلی را تشخیص میدهیم که باید درصدد رفع آن برآییم؟ وی در آن سخنرانی اعتقاد داشت که اهمیت تاریخی مباحث از اصول مسلم کتابهای درسی است. نکته قابل تامل درباره متن حاضر، اختلاف نسبی سخنران اصلی در باب کتاب درسی با یکی دیگر از استادان همتراز خود (بروک) در همان جلسه بود که میتوان گفت تا حدی به جلسه مناظره میان دو نویسنده جهت تدوین کتاب درسی بدل شده بود. افتراق و اشتراک آرای ایشان در دو واژه «تاریخ» و «علم» خلاصه میشد. اصرار مایکل بر اصالت و اهمیت تاریخی کتابهای درسی بود، در حالی که بروک با تاکید بر نقل قولی اعتقاد داشت که کتابهای درسی، علم را تا حد داستانهای قهرمانان و تبهکاران تنزل داده اند. واکنش فعال جان هدلی بروک از دانشگاه لنکاستر به عقاید مایکل از دانشگاه لندن و اظهار نظر مایکل راجع به عقاید بروک در راستای ارتباط کتابهای درسی و تاریخ علم، متنی خواندنی و پر شور را برای علاقه مندان پدید آورده است.