در این پژوهش برای شناخت محدوده های آسیب پذیر دربرابر انواع مخاطرات طبیعی در محلة غیررسمی چاهستانی ها بر مبنای لایه های اطلاعاتی و برای پهنه بندی شدت آسیب پذیریِ پایگاه لایه های اطلاعاتی از نقشه های پایة طبیعی و کالبدی شامل مکانیک خاک، میزان و جهت شیب، تیپ اراضی، هیدرولوژی، تراکم ساختمانی و عرض شبکة معابر استفاده شد. با روش تحلیل سلسله مراتبی (AHP) عوامل مورد بررسی به صورت زوجی مقایسه و وزن هر یک از آن ها محاسبه شد که نشان دهندة میزان تأثیر آن ها در میزان آسیب پذیری محله است. سپس نقشة وزنی هر عامل و در نهایت با تلفیق آن ها نقشة آسیب پذیری محیطی با اعمال ضریب وزنی مربوط به هریک از عوامل تهیه شد. نتایج به دست آمده از مدل نشان می دهد نوار شمالی تا بخش های شرقی محلة چاهستانی ها به علت خطر پذیری درمقابل رانش زمین محدودة تپه های رسوبی، آب گرفتگی معابر بر اثر سطح بالای آب زیرزمینی و شیب تند موجود و زلزله بر اثر سستی بناها و ناپایداری بستر زمین، در محدودة آسیب پذیری بالایی قرار دارند. بخش های جنوب و غرب محدوده به دلیل شبکة معابر عریض تر و شیب ملایم با آسیب پذیری پایین مشخص می شوند.
پیدایش شهری آرمانی همواره در طول تاریخ، ذهن بشر را به خود معطوف داشته و افکار و آرای بسیاری از فلاسفه و اندیشمندان سیاسی اجتماعی را تحت تأثیر قرار داده است. پژوهش حاضر، به روش تحلیلی _ کیفی می کوشد با در نظر گرفتن تطور معنایی این اصطلاح در طول تاریخ، نحوه ورود آن به اندیشه فلسفی سیاسی و اجتماعی غرب و در پی آن، اثرپذیری نهاد های فرهنگی و آثار هنری و ادبی به ویژه تئاتر از این اندیشه را ارزیابی کند.
هدف مقاله حاضر آن است که خاستگاه اندیشه آرمانشهر در غرب و بازتاب آن در تئاتر معاصر را بررسی نماید. در این روی کرد، برخی فلاسفه با ارائه نظریه هایی درباره جامعه آرمانی کوشیده اند. افلاطون، مور و کامپانلا تنها طرحی ذهنی ارائه دادند و برخی دیگرچون مارکس و فوکویاما، این مقوله را تئوریزه کرده اند که حکومت هایی بر این اساس شکل گرفت.
پژوهشگر، با استناد به منابع پژوهشی معتبر به مهم ترین نظریه های آرمانشهرگرایانه در تاریخ اندیشه فلسفی سیاسی و اجتماعی غرب می پردازد و با تأکید بر اثرگذاری شرایط سیاسی فرهنگی و اجتماعی جوامع بر چارچوب های ایدئولوژیک این دیدگاه ها، نتیجه می گیرد که تئاتر، مهم ترین ابزار برای نقد جامعه آرمانی در هر دوره است.
مقاله حاضر کوششی است در فهم استعاره های تصویری که سینمای هالیوود با به کارگیری آنها، معناهای ضمنی یک گفتمان آخرالزمانی مطلوب خود را رسانه ای می سازد. برای شناخت گفتمان نهفته در پس استعاره های تصویری از نظریه تعاملی بلک، در استعاره های تصویری بهره می گیریم.
با مطالعه موردی فیلم های «2012»، «کتاب ایلای» و «بابل پس از میلاد» به روش نشانه شناسی، به بررسی و تحلیل نشانه های استعاری پرداختیم. با بررسی داده ها مشخص شد که گفتمان مطلوبی که در این فیلم ها از منجی بیان شده است به سوی نشان دادن یک آخرالزمانی غربی با محوریت امریکا و ارزش های امریکایی است که لزوما خوانش تطابقی با ادیان الهی درباره آخرالزمان ندارد.
مباحث مهدویت به مثابه بخشی از آموزه های اساسی دین، ریشه در قرآن دارد. این مباحث در قرآن با نگاهی عام مطرح شده و تصویری از اراده نهایی حق ارائه می دهد. در این تصویر حرکتی که رسول خدا آغازگر آن بود، در نهایت بر تمامی ادیان برتری خواهد یافت. در مسیر تحقق این اراده، آنان که مسیر بندگی و شایستگی را طی کنند راهبر دیگران شده و بر جای کسانی تکیه خواهند زد که قدر نعمت ندانسته و به حق جفا کردند. حق خواهند ماند که ماندنی است و باطل خواهد رفت که رفتنی است.
روایات تفسیری با ارائه شیوه هایی متفاوت در استنباط از آیات، هم بهره های ما را از آیات قرآن در مباحث مهدوی افزون می کند و هم شیوه های متفاوتی در اصول استنباط در اختیار می گذارد.
تأمل در محورهای مورد تأکید و تکرار در قرآن و در روایات تفسیری به ما کمک می کند تا بتوانیم به تصویری از مهدویت نزدیک شویم که آموزش های باواسطه و بی واسطه قرآنی در ذهن مخاطبان دیروز و امروز شکل داده و می دهد.
آرمان شهرگرایی و اتوپیا از مفاهیمی است که با تولد اندیشه در آدمی همزاد شده و اندیشمندان بسیاری به تدوین آن و بیان عصر طلایی و مطلوب خویش پرداخته اند. از این میان، «اتوپیای تامس مور» جایگاه ویژه ای دارد؛ زیرا از عصر رنسانس، نخستین اتوپیای ترسیم شده به شمار می رود که از اومانیسم تأثیر بسزایی پذیرفته و به بیشتر عرصه های زندگی بشری از جمله اقتصادی، سیاسی، اجتماعی و توجه کرده است.
این نوشتار به نقد معیارهای ارزشی اتوپیای تامس مور درباره کرامت انسانی می پردازد، با این بیان که اگرچه اتوپیای تامس مور در پی ارائه الگویی برای کرامت انسانی است، ولی به واقع نه تنها نتوانسته است چنین رسالتی را به نیکی انجام دهد، بلکه با تصویری نادرست از حقیقت انسانی او را در قفسی ذهنی پناه داده است و لذا می توان به این واقعیت رسید که آرمان شهری که زاییده عقل و تفکر بشری است، نمی تواند الگویی مناسب برای کرامت انسانی به شمار آید و تنها آموزه های وحیانی می توانند الگویی مناسب در قالب آرمان شهر مهدوی دغدغه های بشری و کرامت انسانی پاسخ گویند.
در قرآن کریم، سه آیه شریفه با تعبیری مشترک از اراده الهی مبنی بر غلبه اسلام بر سایر ادیان خبر می دهند. با توجه به سیاق آیات، وعده مزبور به طور ویژه ناظر بر مغلوبیت نهایی دو دین محرّف یهود و مسیحیت است. بنا بر روایات فریقین، تحقق این وعده الهی به دست مبارک امام مهدی و حضرت مسیح خواهد بود. البته بنا بر برخی قرائن قرآنی و روایی احتمالاً بعد از این غلبه نهایی باز عده ای به صورت پنهانی و منافقانه بر عقاید انحرافی پیشین خود باقی خواهند ماند.
یکی از شبهات مطرح در تفسیر آیه «لا اکراه فی الدین»، مسئله تعارض جهاد ابتدایی در اسلام با این آیه است. مراد از آیه لا اکراه، نفی حقیقی هر امر مکروه در دین خدا، نفی هرگونه اکراه درونی در پذیرش دین الهی یا غیر الهی و نهی از اکراه بیرونی در قلمرو دین الهی است و هیچ یک از این حالات مغایر با اراده و اکراه الهی بر حاکمیت دین خود نیست. مفسرین جهت حل شبهه فوق راهکارهای متعددی را ارائه نموده اند که لزوم حمل آیات مطلق جهاد بر آیات مقید، بهترین آن است. ازاین رو هیچ یک از آیاتی که در آن به قتال با کافران و مشرکان دستور داده شده است، فرمان مطلق نیست و مقید به قیودی مانند: تعدی، قتال، ظلم، آزار و اذیت، اخراج مسلمین، پیمان شکنی، فتنه گری، طعنه زدن به دین خدا و خیانت کافرین و مشرکین است.
مقاله حاضر به بررسی مؤلفه های اخلاق علمی و شاگردپروری در سیرة علمی- آموزشی امام خمینی(ره) می پردازد. روش مورد استفاده در این پژوهش تحلیل اسنادی بوده و در این باره منابع و مراجع موجود و مرتبط با موضوع مورد مطالعه مورد بررسی قرار گرفته اند. یافته ها که حاصل بررسی سه سؤال پژوهشی است، نشان می دهد امام خمینی (ره) به تربیت صحیح انسان و کسب عادات و رفتارهای درست و درونی ساختن آنها توجه خاص داشته است و مسئله اساسی در زمینه تعلیم و تربیت را روح و قلب آدمی می داند و معتقد است که اگر قلب آدمی الهی شود، همه کردار، رفتار و نیات او نیز الهی خواهد شد. در این راستا سیرة علمی – آموزشی امام می تواند الگوی خوبی برای تعلیم و تعلم باشد. در ادامه مقاله تلاش شده است به مؤلفه های اخلاق علمی امام مانند نظم و تواضع، احاطه و تسلط علمی، خلاقیت و نوآوری علمی و روحیه انتقاد پذیری اشاره شود. در بخش پایانی نیز مؤلفه های شاگرد پروری در سه محور تربیت اخلاقی، تربیت سیاسی و تربیت علمی از نگاه امام مورد بحث قرار گرفته است.
مفهوم تربیت معنوی یکی از مسائل چالش برانگیز در فلسفة تعلیم و تربیت است. در این مقاله برای دستیابی به این مفهوم، دیدگاه علامه طباطبایی به عنوان مبنا مدنظر قرار می گیرد. این مقاله در دو بخش تنظیم شده است؛ در بخش اول، مفهوم تربیت معنوی مورد بررسی قرار گرفته، روش مطالعه در این بخش، تحلیل پیش رونده است. بدین معنی که پس از بررسی و اتخاذ پیش فرض های لازم از رویکرد فلسفی و اسلامی علامه، به سمت استنباط مفهوم تربیت معنوی پیش می رویم. در دیدگاه علامه طباطبایی تربیت معنوی، جهت دهی به فرایند تجرد نفس، متناسب با فطرت ربوبی او معنا می یابد که در پی تقویت میل، تفصیل معرفت و انجام عمل متناسب با آن است. بدین ترتیب، اهداف تربیت معنوی دارای سه جنبه شناختی، گرایشی و عملی است. در قسمت دوم، برخی از اصول و روش های تربیت معنوی با استفاده از روش قیاسی فرانکنا بدست آمده است. اصول و روش هایی نظیر اصل عدم تشبیه خدا به سایر موجودات و روش ذکر تسبیحی، اصل پالایش خیال و روش تمرکز بر یک صورت خیالی، اصل ایجاد ملکه و روش تکرار عمل.
اهداف: به منظور استفاده کارآمد از نظرات دانشجویان برای ارزشیابی عملکرد استادان، باید پرسش نامه هایی جامع که دارای سئوال های تعمیم پذیر و مبین متغیرهای اصلی مورد آزمون باشد، طراحی شوند. از این رو، هدف پژوهش حاضر بررسی روایی و پایایی پرسش نامه ارزشیابی اساتید توسط دانشجویان بود.
روش ها: این مطالعه پیمایشی در جامعه دانشجویان دانشگاه گیلان در سال تحصیلی 89-1388 انجام شد و 626 دانشجو به روش نمونه گیری تصادفی از 5 دانشکده انتخاب شدند. برای سنجش روایی هر پرسش فرم ارزشیابی اساتید، از پرسش نامه محقق ساخته شامل 99 سئوال بسته پاسخ استفاده شد. برای تعیین پایایی با روش ضریب توافق از فرم های تکمیل شده ارزشیابی اساتید توسط دانشجویان، 26 نمونه از دانشکده فنی، 42 نمونه از دانشکده های کشاورزی، علوم پایه و تربیت بدنی و 66 نمونه از دانشکده علوم انسانی به تناسب جمعیت دانشکده ها مورد تحلیل قرار گرفتند.
یافته ها: روایی محتوایی برخی از مولفه های سئوال های اصلی کمتر از 30% بود و ارتباط کمی با سئوال اصلی داشت. ضریب توافق به دست آمده برای همه سئوال ها بالا بود. در دانشکده فنی- مهندسی، سئوال 11، در دانشکده های کشاورزی، تربیت بدنی و علوم پایه سئوالات 13 و 14 و در دانشکده علوم انسانی سئوالات 6، 12، 13 و 14 پرسش نامه ارزشیابی از بالاترین توافق برخوردار بودند.
نتیجه گیری: روایی محتوایی پرسش نامه ارزشیابی اساتید دانشگاه گیلان در بعضی از سئوالات پایین است. درخصوص پایایی (ضریب توافق) سئوالات پرسش نامه نیز گرچه همه آنها از پایایی بالایی برخوردارند، ولی این درجه توافق از دانشکده ای به دانشکده دیگر متفاوت است.
اهداف: شناخت عوامل موثر بر پیشرفت تحصیلی می تواند موجب بهبود برنامه ریزی های آموزشی و تقویت بازده تدریس و آموزش گردد. هدف از این مطالعه ارزیابی عوامل موثر بر پیشرفت تحصیلی دانشجویان بود.
روش ها: این مطالعه مقطعی از نوع توصیفی- تحلیلی با استفاده از روش نمونه گیری تصادفی منظم در 180 دانشجوی رشته ها و مقاطع مختلف یکی از دانشگاه های علوم پزشکی شهر تهران در اردیبهشت 1391 انجام شد. شاخص پیشرفت تحصیلی، میانگین معدل دو نیم سال منتهی به مطالعه بود. ابزار گردآوری داده ها، 4 پرسش نامه اطلاعات جمعیت شناختی، رضایت از محیط آموزشی، رضایت از محتوای آموزشی و سبک یادگیری کولب بودند. داده ها با آزمون های آماری آنالیز واریانس یک طرفه، T مستقل و همبستگی پیرسون و با استفاده از نرم افزار آماری SPSS 20 مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند.
یافته ها: متغیرهای جنسیت، گروه سنی، مقطع تحصیلی، رشته تحصیلی، علاقه به رشته تحصیلی و سبک یادگیری، تفاوت معنی داری را در شاخص پیشرفت تحصیلی شرکت کننده ها نشان دادند. میانگین نمره رضایت از محیط آموزشی 06/9±17/38 و همبستگی آن با پیشرفت تحصیلی 067/0- بود (05/0<p). میانگین نمره رضایت از محتوای آموزشی 11/3±93/11 و همبستگی آن با پیشرفت تحصیلی 006/0 بود (05/0<p). سبک های یادگیری واگرا، سازگار، جاذب و همگرا به ترتیب سبک یادگیری غالب بین 138 نفر (7/76%)، 23 نفر (8/12%)، 14 نفر (7/7%) و 5 نفر (8/2%) از شرکت کننده ها بود.
نتیجه گیری: سن، جنسیت، مقطع، رشته تحصیلی و سبک یادگیری می توانند نقش تعیین کننده ای در عملکرد تحصیلی دانشجویان علوم پزشکی داشته باشند.
مقدمه: تعامل یکی از ویژگی های اساسی کتاب های درسی الکترونیکی است که وجه تمایز اصلی بین کتابهای چاپی با سنتی نیز به شمار می رود. پژوهش های مختلف نشان می دهند که افراد مختلف 60% از آنچه را که با آن تعامل داشته اند به یاد می آورند. این جمله موید نقش اساسی، تعامل در طراحی محیط های یادگیری و مواد آموزشی است. مبانی نظری و پیشینه پژوهشی نشان می دهد که اگرچه تفاوت های بارزی بین کتاب های سنتی و الکترونیکی، به ویژه از نظر اصول طراحی وجود دارد، ولی به هنگام تهیه کتاب های درسی الکترونیک، اصول طراحی تعامل و مشارکت کمتر مورد توجه قرار گرفته است. بنابراین این در این مقاله با استخراج مطالب و نظرات مختلف، به معرفی تعاملات ممکن و بسترهای مناسب طراحی تعاملی کتاب های درسی الکترونیکی پرداخته شده است. هدف از این پژوهش بررسی نقش و جایگاه تعامل در کتاب درسی الکترونیک و ارایه رهنمودهای کاربردی برای طراحی مناسب آنها بود.
نتیجه گیری: عنصر تعامل، یکی از عناصر مهم و تاثیرگذار در کتاب های درسی الکترونیک و مورد تایید پژوهش های مختلف است که این مهم، دقت و توجه طراحان و تولیدکنندگان کتاب الکترونیک را ایجاب می کند.