در این مقاله، کوشیدهایم نقش محوری برنامهریزی، آموزش و پژوهش را در صنایعبرجسته نشان دهیم. نخست، سیمای جهان صنعت در دنیای امروز را ترسیم مینماییم. نقشبرنامه را در برنامهریزی برجسته دانسته و معتقدیم که هر برنامهای باید با عنایت ویژه به آمایشسرزمین، برنامهریزی راهبردی، برنامهریزی توسعه، برنامهریزی نیروی انسانی، برنامهریزیآموزشی و برنامهریزی درسی تنظیم و تدوین گردد. آن گاه نقش آموزش در جهان صنعت را تبیینمینماییم و به این نتیجه میرسیم که هر گونه آموزش صنعتی، متضمن آموزش طرز تفکرصنعتی، مهارتهای ذهنی صنعتی و مهارتهای فیزیکی صنعتی میباشد. قویا توصیه میکنیم کهبرای ایجاد تغییر در رفتار افراد در دنیای آموزش صنعتی، از آموزشهای ایدئولوژی و رابطه آن باصنعت، آموزش توجیهی، آموزش عمومی، آموزش قبل از کار، آموزش حین کار، آموزش خارجاز کار و آموزش مداوم استفاده بهینه گردد. مربیان صنعتی میتوانند انواع آموزش صنعتی را ازطریق روشهای مختلف تدریس در بخش مهارت آموزی، همچون روش سخنرانی، روشنمایش دادن، روش کنفرانسی (گردهمایی)، روش اجرا کردن، روش شاگرد-استادی و روشچند حسی به کار گیرند. سرانجام، با ارائه آمارهای مستند، وضعیت پژوهش در کشور را روشن نموده و اطلاعاتمفیدی برای مدیران آموزش و کارشناسان صنایع فراهم آوردهایم. تعداد کل پژوهشگران علمیو فنی کشور که در امور پژوهشی فعالیت دارند، 44039 نفر است. هزینههای پژوهشی کشور500 میلیارد ریال است که این مبلغ 0/53 درصد محصول ناخالص داخلی و 1/7 درصد بودجهعمومی دولت میشود. همچنین فعالیتهای علمی و فنی در سطح ملی را نیز آوردهایم. مجموعاپروژههای جاری و پایان یافته، 20449 پروژه است که 85 درصد از این پروژهها در بخشدانشگاهی و 15 درصد در بخش غیردانشگاهی است و بیشترین پروژهها در زمینههای کاربردیاست. در ضمن، وضعیت پژوهشگران کشور با کشورهای دیگر مقایسه شده است. نسبتپژوهشگران و کارشناسان، به هر یک میلیون نفر جمعیت در کشور، 493 نفر بوده است که اینرقم از کشورهای آمریکای لاتین (364 نفر) و کشورهای عربی (363 نفر) بیشتر است، ولیفاصله این شاخص
عموما عقیده بر ان است که مدیران بطور معمول برای هموار سازی سود تلاش می کنند. هموار سازی سود که ادبیات جدید حسابداری از ان تحت عنوان مدیریت سود بحث می کند، عبارت است انجام اقداماتی برای کاهش نوسانات سودهای گزارش شده حسابداری. میزان سود و نوسان آن از دیدگاه سهام داران شرکت حائز اهمیت است و بر ارزش سهام شرکت تاثیر می گذارد. مدیران تصور می کنند ، برای شرکتهای دارای جریان هموار سود بهای بیشتری پرداخت می شود . مدیران با هموارسازی سود فرصت پیش بینی را برای مدعیان اصلی شرکت فراهم می سازد و این کار ارزشمندی است ، زیرا هزینه استقراض شرکت را کاهش می دهد و بر روابط تجاری بین شرکت و مشتریان ، فروشندگان و کارکنانش اثر مساعد دارد. از آنجا که هموارسازی تلاش مدیر برای کاهش نوسانات سود حول یک سطح عادی است ، بنابراین باید اولا " افزار هموارسازی" و ثانیا " سود عادی" تعیین شود . سود عادی هدف فرضی مدیریت است که با استفاده از مدلهای مختلف طراحی می شود. پژوهشهای گذشته نشان می دهد که مدلهای گام تصادفی بیشتر مورد استفاده قرار گرفته اند. درباره افراز هموارسازی نیز آورده اند که: 1- زمانبندی معاملات 2- تخصیص در طول زمان 3- تجدید طبقه بندی در اقلام سود و زیان راههای متداول هموار سازی است.