هدف از پژوهش حاضر، بررسی تفاوت بین افراد دارای هیجانهای بالا و پایین در عملیات شناختی تجرید گزینشی، شخصی سازی، و تعمیم دهی افراطی بود. برای بررسی این مسأله، با استفاده از آزمون شدت عاطفه لارسن و دینر (1985)، از بین 310 دانشجو 30 نفر که دارای عاطفه بالا و 30 نفر دارای عاطفه پایین تشخیص داده شدند، انتخاب گردیدند. آزمودنیهای این دو گروه به صورت دو نفری، در مشاهدة دو بلوک اسلاید (هر بلوک شامل 40 اسلاید، 15 اسلاید دارای بار عاطفی خنثی و 25 اسلاید دارای بار عاطفی مثبت یا منفی) شرکت داده شدند. پس از ارائه هریک از گروه اسلایدهای دارای بار عاطفی مثبت یا منفی، یـک پرسشنامه 37 سؤالی (که 9 سؤال آن بهطور مستقیم به عملیات شناختی تجریدگزینشی، شخصیسازی، و تعمیمدهی افراطی مربوط بود) روی شرکت کنندگان اجرا شد. نتایج نشان دادند که به طور نسبی، افراد دارای شدت عاطفه بالا، نسبت بـه افراد دارای شدت عاطفه پایین، از عملیات تجرید گزینشی، شخصی سازی، و تعممدهی افراطی بیشتر و نیرومندتری استـفاده میکنند ( 0/05>P). یافته های این پژوهش نشان دادند که علاوه بر افراد افسرده، افراد عادی دارای سطوح هیجانی متفاوت (به ویژه سـطـوح هیـجانـی بـالا) نـیـز از عـملیات شـناخـتـی سـه گانه تجریدگزینشی، شخصی سازی، و تعمیم دهی استفاده می کنند
اندیشه تحقیقات گسترده و پهنانگر که تمام کشورهای جهان را زیر پوشش خود قرار دهد، همواره برای تحلیل گران و پژوهش گران علوم اجتماعی هدفی جالب توجه و گیرا بوده است. دلیل اصلی آن این است که چون دانشمندان و نظریه پردازان در جامعه شناسی کلان، گزاره های تئوریکی شان را در سطح کل جوامع مطرح نموده اند، بررسی و آزمون اعتبار این نوع گزاره ها نیز در همین سطح ممکن و انجام پذیر خواهد بود و الزام روشی ایجاب می کند که پژوهش گر، خود را تنها محدود به بررسی چند جامعه خاصی نکند که برای مدعای نظری اش حمایت تجربی فراهم می نماید. وارسی و آزمون مناسب این نوع قضایای عام تئوریک اقتضا دارد که وی کلیه جوامعی (یا حداقل نمونه ای معرف یا کافی از آنها) را که مشمول این گزاره تئوریکی می شوند مورد بررسی قرار دهد.
در این مقاله 12 مسأله از مسائل بلاغی راجع به کاربرد نفی و اثبات در شعر فارسی مطرح شده که در کتب بلاغت (علوم و معانی و بیان و بدیع) یا ذکری از آنها نشده و یا به اجمال برگزار شده است. این مسائل عبارتند از تأکید به طریق نفی، چگونگی حصر در جمله منفی، نفی و اثبات به عنوان نشانهای از تزلزل رأی و عمل، تأکید از راه جمع اثبات و نفی، تأکید نفی با نفی دیگر، نفی در جمله مقیّد به قید، استفاده از ادات تشبیه برای سلب و... و سرانجام نفی در نفی که همه موارد بااشعاری تأیید شده است.
نویسنده در مقاله حاضر سعی دارد تا با بررسی موضوع جنگ با تروریسم به تجزیه و تحلیل معنا و مفهوم اصلی آن با تاکید بر گمراه کننده بودن این اصطلاح بپردازد . نویسنده با درک ویژگیهای جنگ با تروریسم به وجود مختصات ترور در این فرآیند معتقد است . وی بر این باور است که در واقع با به کارگیری ترور عملا یک برنامه جهانی تهدید به حمله ، بدون توجه به عامل زمان و مکان تعقیب میشود و به همین علت با ارعاب مردم به وجود یک پدیده نامعلوم و نامشخص ، رضایت ضمنی آنها در نظارت بیشتر بر زندگی آنها ، اتخاذ تدابیر امنیتی و برقراری محدودیت بر آزادیهایشان از قبل جلب میگردد ...
مخالفت گسترده روشنفکران ، دانشجویان و کارگران فرانسوی با لایحه اشتغال و ناتوانی دولت دومینیک دوویلپن در تصویب آن ، تقابل دو نگاه متمایز فلسفی به اجتماع را بازتاب داد : «نگاه عدالت طلب» که انقلاب فرانسه را ممکن نمود و «نگاه توسعه طلب» که سرمایه داری لیبرال را تحقق داد . مردم فرانسه با دغدغه «اصل عدالت» و مکمل آن «اصل سودمندی» به خیابانهای پاریس سرازیر شدند و حفظ وضع موجود را خواهان شدند چرا که وضع موجود را پاسدار عدالت سنتی و الگوهای اقتصادی همسو با منافع شخصی خود یافتند
پیامبر چه ویژگى و امتیازى دارد که وى را از دیگران متمایز مى سازد؟ نویسنده در پاسخ به این پرسش از سه رویکرد نام مى برد: 1ـ رویکرد معرفتى. 2ـ رویکرد مسئولیتى. 3ـ رویکرد موقعیتى. در رویکرد نسخت دیدگاه هاى متعددى را مورد بررسى قرار مى دهد که همه این دیدگاه وجه تمایز پیامبر را معرفت ویژه مى داند. در رویکرد دوم مسئولیت و مأموریت ویژه پیامبر عامل تمایز معرفى مى شود که نویسنده از دو دیدگاه در این زمینه یاد مى کند. و در رویکرد سوم موقعیت و اعتبار پیامبر پایه تمایز وى از دیگران شناخته شده است. نویسنده پس از بررسى دیدگاه هاى گوناگون در رویکردهاى سه گانه، خود به دیدگاه ترکیبى اشاره مى کند که وجه تمایز را سه چیز مى داند.