اشاعره در تبیین مسألهی خیر و شر، عقل را ناکارآمد میدانند و بر خلاف معتزله و امامیه، حُسن و قبح عقلی افعال اخلاقی را انکار مینمایند. انکار حُسن و قبح عقلی، ریشه در جبرگرایی این فرقه ی کلامیدارد؛ چرا که با اعتقاد به جبر، پای عقل در میدان تمیز خیر و شر، بسته خواهد شد. از طرف دیگر، این نگاه جبرگرایانه، ریشه در استنباط نادرست اشاعره از برخی آیات کلام الله مجید دارد. آنان این آیات را مستمسک خویش قرار داده و از طریق آن به طرح این موضوع پرداخته اند که انسان در افعال خویش، واجد اراده و اختیار نیست.
جبرگرایان با استفاده از این آیات، بر این اعتقاد رفته اندکه خدا خالق افعال انسان است، اوست که آدمیرا هدایت یا گمراه میکند، و افعال انسانی، جز حاصل ارادهی او نیست. از طرفی، علم خداوند، ازلی و ابدی است؛ بنابراین، اگر انسان دارای اختیار باشد و بتواند چیزی را انتخاب کند که علم ازلی خداوند به آن تعلّق نگرفته است، علم الهی مبدّل به جهل میگردد.
در این مقاله، ضمن اشاره به مبحث حُسن و قبح عقلی اخلاق و مسألهی جبر و اختیار، شماری از این آیات کریمه، مطرح گردیده و به اختصار، بررسی و تدقیق فلسفی شده است تا در حد امکان، بطلان سخن اهل جبر در فهم این آیات، آشکار گردد.
ایجاد رواناب در سطح زمین مشکلاتی مانند فرسایش خاک، وقوع سیلاب، کاهش حاصلخیزی خاک و پوشش گیاهی و حتی کاهش منابع آب زیر زمینی را در بر دارد که عواملی مانند شرایط اقلیمی ، خاک، شرایط توپوگرافی زمین و پوشش سطح خاک در آن تاثیر دارند. در این تحقیق سطح حوضه آبخیز کسیلیان به مساحت 68 کیلومتر مربع که از نظر پتانسیل سیل خیزی وضعیت مناسبی نداشته مورد مطالعه قرار گرفته است. روش تحقیق بدین ترتیب بوده است که ابتدا با بکارگیری سیستم اطلاعات جغرافیایی مدل فیزیکی حوضه آبخیز با بکارگیری DEM، شبیه سازی شده و با وارد نمودن این اطلاعات در مدل هیدرولوژیک HEC-HMS، یک مدل بارش- رواناب با بکارگیری روش SCS برای حوضه آبخیز کسیلیان ارائه گشت. پس از بهینه سازی مدل، اعتباریابی مدل هیدرولوژیک حوضه با اجرای آن برای سه واقعه بارش گذشته و مقایسه هیدروگراف های شبیه سازی شده با هیدروگراف های مشاهداتی انجام پذیرفت و با روش حذف انفرادی زیر حوضه ها، میزان مشارکت در تامین دبی اوج و حجم رواناب خروجی حوضه، برای هر یک از زیرحوضه ها بررسی و طبقه بندی شد. نتایج نشان داد که زیر حوضه های با پوشش جنگلی دارای کمترین میزان رواناب و پتانسیل سیل خیزی است و بیشترین پتانسیل تولید رواناب در زیر حوضه هایی است که دارای اراضی وسیع زراعی و گسترش خاکهای گروه هیدرولوژیک C ( بافت سنگین) اراضی غیر قابل نفوذ می باشند.
پهنه بندی وبررسی توزیع جغرافیایی الگوهای بارش به دلیل ارتباط گسترده آن با فعالیت بخشهای مختلف کشاورزی از اهمیت خاصی برخورداراست.تحلیل توابع متعامد تجربی که بعنوان یک روش تحلیل مولفه های اصلی شناخته شده است، یکی ازکارامدترین روشهای استخراج اطلاعات ازمجموعه داده های بزرگ می باشد. مزیت تحلیل توابع متعامد تجربی، فشرده سازی تغییرپذیری فضایی و زمانی سریهای داده است که برحسب توابع متعامد یا روشهای آماری فراهم می کند. کارایی این روش درمنطقه بندی بارش پاییزه (سه ماهه اکتبر، نوامبر، دسامبر) نیمه غربی ایران (از44 تا49 درجه طول شرقی و از30 تا40 درجه عرض جغرافیایی) که دارای تنوع شرایط اقلیمی وجغرافیایی بوده و شامل11 استان کشور می باشد، ارزیابی شده است. براساس این تحقیق مولفه های اول تا هشتمEOF که مجموعاً 74/90 درصدازکل واریانس داده های اولیه را توجیه نموده اند به عنوان مولفه های اصلیEOF درنظر گرفته شدند و برای مرزبندی نواحی بارشی از آنها استفاده گردید. یافته های تحقیق نشان می دهدکه به دلیل هبستگی بالای مجموع بارهای عاملی هر مولفه با بخشی ازمنطقه مورد بررسی که دارای شرایط بارشی همگن تری می باشند، مولفه های اول تا ششم به ترتیب می توانند نماینده خوبی ازداده های بارش در بخش زاگرس میانی(استانهای ایلام، لرستان ، کرمانشاه (به استثناء ایستگاه پاتاق)، همدان و ایستگاههای مظفرآباد قور و دیوان دره از کردستان و ده جلال از زنجان)، بخش گسترده ای از استان زنجان و نیمه جنوبی منطقه آذربایجان، استان خوزستان، بخش عمده منطقه آذربایجان، استان گیلان (به استثناءایستگاههای لاهیجان و کومله) و استان اردبیل باشند. تفاوت بارش پاییزه ایستگاههای لاهیجان و کومله با دیگر ایستگاههای واقع در استان گیلان باعث گردیده تا بارهای عاملی مولفه هایEOF شماره 7 و 8 مقادیر بسیار زیادی را برای این دو منطقه در شرق استان گیلان نشان دهند. نتایج حاصل نشان دهنده تفکیک مطلوب نواحی بارشی متناسب با شرایط اقلیمی حاکم بر آنها می باشد که در دیگر مطالعات اقلیمی صورت گرفته، مورد آزمون و تائید قرار گرفته اند.
آموزش غیررسمی به عنوان راهکاری موثر قادر است همتی مضاعف در راه رسیدن به آموزش شهروندی باشد. این تحقیق با هدف بررسی کاربرد آموزش غیررسمی در آموزش شهروندی و تأثیر آن بر ارتقای سطح دانش و آگاهی کارکنان مرکز مطالعات و برنامه ریزی شهر تهران سال 1389 انجام گرفته است.
این پژوهش یک تحقیق کاربردی-توسعه ای از نوع نیمه تجربی با طرح پیش آزمون-پس آزمون تک گروهی می باشد. جامعه آماری کارکنان مرکز مطالعات و برنامه ریزی شهر تهران (200 نفر) و نمونه آماری 57 نفر از کارکنان رسمی داوطلب بودند. ابزار گردآوری اطلاعات پرسشنامه ای محقق ساخته بود. همچنین دوره به شکل حضوری برگزار گردید. داده ها در دو مرحله جمع آوری و توسط نرم افزار SPSS v.11 تجزیه و تحلیل گردید.
میانگین نمرات پیش آزمون و پس آزمون افراد پس از محاسبه به ترتیب 53/9 و 98/13 بود. یافته ها نشان داد که سطح دانش اولیه کارکنان درباره مهارت های ارتباط شفاهی که از مهم ترین مهارت های ارتباطی است، پایین می باشد. بعلاوه آزمون آماری تی وابسته نشان داد که آموزش غیررسمی در این افراد کاملاً اثربخش بوده است (sig=0 که از آلفای 05/0 کوچک تر است). لذا با توجه به اثربخشی این روش در آموزش غیررسمی، می توان از آن به عنوان یک روش موثر در دیگر مراکز دولتی و خصوصی جهت برگزاری دوره های مهارت ارتباط موثر و دیگر برنامه های آموزش غیررسمی و شهروندی استفاده نمود.
در این تحقیق با استفاده از روش پژوهشی پیمایشی به بررسی راه کارهای پرورش خلاقیت در دانش آموزان دوره راهنمایی پرداخته شده است. جامعة آماری این تحقیق متشکل از دبیران و مدیران مقطع راهنمایی مدارس منطقة شش آموزش و پرورش تهران و کارشناسان تعلیم و تربیت این منطقه است که در یکی از رشته های علوم تربیتی تحصیل کرده اند. جهت اندازه گیری حجم نمونه از روش نمونه برداری تصادفی خوشه ای و جدول مورگان استفاده شده و ابزار سنجش این پژوهش پرسش نامه ای 51 سؤالی شامل 10 سؤال عمومی و 41 سؤال تخصصی بوده است. اطلاعات به دست آمده از پرسش نامه ها، از طریق پردازش و تحلیل عاملی شاخص های پژوهشی، توسط بسته نرم افزاریspss در رایانه در دو بخش توصیفی و تحلیلی مورد بررسی قرار گرفت. پنج عامل درخصوص راه کارهای پرورش خلاقیت به شرح ذیل استخراج شدند:
1. آموزش خودراهبری به دانش آموزان؛
2. توجه به جنبه های عاطفی آموزش؛
3. استقلال اجتماعی خانواده؛
4. تقویت خودارزیابی در دانش آموزان؛
5. تلاش خانواده برای دادن استقلال عمل به دانش آموزان؛
مطالعات جامعه شناختى درخصوص نقش طبیعت در جامعه، سابقه اى به اندازه خودِ رشته جامعه شناسى دارد. در نگاه بسیارى از متفکران کلاسیکِ جامعه شناسى، جامعه مدرن، داراى رابطه اى دوگانه با طبیعت است؛ یعنى این جامعه، در عین آن که بخشى از جهان طبیعى قلمداد مى شود، در تقابل با این جهان نیز قرار دارد. بررسى اندیشه اجتماعىِ قرن نوزدهم نشان مى دهد که در این دوران، طبیعت را غالبآ تعیین کننده وضعیت جامعه تلقى کرده اند. طبق دیدگاه اندیشه ورزان اجتماعىِ آن زمان، محیط زیست و عوامل جغرافیایى، فرهنگ را شکل مى بخشند. با پیدایىِ جنبش هاى زیست محیطىِ جدید از اواخر دهه 1960، اصطلاح طبیعت در نوشته هاى جامعه شناختى، معمولا مترادف با اکوسیستم یا در ارتباط با زوال اکوسیستم ها به کار گرفته شد و رشته اى به نام جامعه شناسى زیست محیطى[1]، تنها پس از پدیدارىِ آن چه که آگاهى زیست محیطى عمومى در امریکاى شمالى در دهه 1970 خوانده شده، پدید آمد.
امنیت حقی بنیادین و پیش نیاز ارتقاء رفاه و سلامت مردم است، در فرایند ادراک امنیت، جنسیت به عنوان مهم ترین عامل شخصیتی محسوب می شود. امنیت یک فضا به کاربری های محاط کننده آن هم بستگی دارد. در این مطالعه پس از بررسی مبانی نظری، با توجه به جدید بودن موضوع، نمونه تجارب جهانی بررسی شده و در نهایت علاوه بر تعیین متغیر های برنامه ریزی کاربری ، شاخص های لازم استخراج شده است که شامل خوانایی فضا، دسترسی داشتن به امداد، نظارت بر فضا، میزان آشنایی فضا و تامین امنیت شبانه شهری می باشد. سپس مطابق رویکرد مشارکتی پرسشنامه هایی با طیف لیکرت تنظیم شد. جهت برآورد حجم جامعه آماری، پس از آزمون اولیه[1]، حجم نمونه بر اساس فرمول کوکران معادل با 300 عدد در نظر گرفته شده است. محدوده مطالعه میدانی بخشی از مرکز شهر تهران واقع در جنوب خیابان امام خمینی است. سپس داده های خام دسته بندی شده و با استفاده از نرم افزار های Excel و SPSS تحلیل شده اند. برای سنجش میانگین احساس امنیت زنان، ابتدا کاربری های همگن در قالب نقشه ای پهنه بندی شد. در نهایت با استفاده از آزمون T-test میانگین احساس امنیت در مواجهه با کاربری های مختلف مقایسه گردیدند. برای سنجش فرضیه اصلی تحقیق: "" به نظر می رسد بین میزان تنوع کاربری ها و فعالیت های شهری در فضای عمومی محدوده مطالعاتی، با افزایش میزان امنیت زنان رابطه ای مستقیم وجود دارد""، از آزمون خی دو ، روش همبستگی گاما و آزمون بتا استفاده شده و نتایج حاکی از اثبات فرضیه مذکور بوده و آزمون بتا نشان دهنده اثرگذاری بیشتر تنوع فعالیت ها، نسبت به کاربری ها است. سپس شاخص های مؤثر در برنامه ریزی کالبدی و احساس امنیت زنان در فضای مورد مطالعه در قالب سوالات جداگانه ای و با استفاده از آزمون T سنجیده شدند و حیات شبانه فضای مورد مطالعه بررسی و جمع بندی و پیشنهادات لازم ارائه شده است.
مطالعه حاضر با هدف تعیین میزان ارتباط ساده و چندگانه بین هوش سیال،ابعاد شخصیت (برون گرایی، روان رنجوری و روان پریشی) و هوش هیجانی با موفقیت تحصیلی انجام شد. روش: روش پژوهش،توصیفی از نوع همبستگی بود. نمونه پژوهش شامل 133 دانش آموز مقطع متوسطه و پیش دانشگاهی شهرستان دزفول بود که به صورت تصادفی چند مرحله ای انتخاب شدند. برای به دست آوردن اطلاعات آزمون ماتریس های پیشرونده ریون،نسخه میانی (بزرگسالان)استاندارد شده به وسیله براهنی (1353) پرسشنامه شخصیت آیزنک(1975)،آزمون بهر هیجانی بار- ان(2000) اجرا شد و معدل تحصیلی سال گذشته شرکت کنندگان به عنوان ملاک پیشرفت تحصیلی در نظر گرفته شد. اطلاعات به دست آمده با استفاده از آزمون های آماری ضریب همبستگی پیرسون و تحلیل رگرسیون چند متغیری (گام به گام) تحلیل شد. یافته ها: یافته ها نشان داد که هوش سیال و برون گرایی با موفقیت تحصیلی و موفقیت تحصیلی با نمره کل هوش هیجانی و ابعاد هوش درون فردی و انطباق پذیری ارتباط مثبت اما روان پریشی با موفقیت تحصیلی ارتباط منفی دارد. هرسه متغیر با موفقیت تحصیلی رابطه دارند و در تعامل با هم در مجموع 32 درصد از تغییرات موفقیت تحصیلی تبیین را می کنند. پیشرفت تحصیلی دانش آموزان دختران به طور معنادار بیشتر از دانش آموزان پسر است. نتیجه گیری: از نتایج این پژوهش در برنامه ریزی برای بالا بردن کیفیت آموزش یا توجه به ویژگی های شخصیتی و هوش هیجانی یادگیرندگان می توان استفاده کرد.
این مقاله بر اساس پژوهشی که به منظور بررسی نقش راهبردهای شناختی و فراشناختی در انگیزه پیشرفت فراگیران نظام آموزشی مبتنی بر فناوری اطلاعات و ارتباطات از دیدگاه متخصصین انجام یافته، تدوین شده است. روش تحقیق توصیفی و از نوع پیمایشی است. از تعداد هفتاد نفر متخصصین (برنامه ریزی درسی، تکنولوژی آموزشی، آموزش الکترونیکی ) دانشگاه های تهران ( شهید بهشتی، علامه طباطبائی، تربیت مدرس، تربیت معلم، دانشگاه تهران، دانشگاه آزاد واحد علوم تحقیقات تهران ) پنجاه و هشت نفر به شیوه نمونه گیری طبقه ای انتخاب شدند. ابزار پژوهش پرسشنامه محقق ساخته است با چهل و شش گویه و پایایی آن از طریق ضریب آلفای کرونباخ 8582 / 0 محاسبه گردیده است. داده های جمع آوری شده از طریق نرم افزار spss مورد بررسی قرار گرفت. جهت پاسخگویی به سؤالات پژوهش از آمار توصیفی و آزمون خی دو، آزمون آنالیز واریانس (F فیشر)، آزمون دانکن و t دو نمونه ای استفاده شده است. یافته های حاصل از پژوهش نشان می دهد که از بین راهبرد های شناختی راهبرد تکرار و مرور و بسط و گسترش معنایی و سازماندهی هر کدام به ترتیب دارای نقش خیلی زیاد، خیلی زیاد و زیاد هستند و راهبرد بسط و گسترش معنایی بیشترین نقش را در انگیزه پیشرفت فراگیران دارد. و از بین راهبردهای فراشناختی، راهبرد برنامه ریزی، کنترل و نظارت و نظم دهی هر کدام به ترتیب دارای نقش زیاد، خیلی زیاد و زیاد هستند که راهبرد کنترل و نظارت بیشترین نقش را در انگیزه پیشرفت فراگیران دارد و تفاوت معنی داری بین نقش های راهبردهای شناختی و فراشناختی وجود ندارد.
آزمون انتفال نامتفارن قیمت در طول زنجیره ی تولید، از تولیدکننده به مصرف کننده، برای اندازه گیری درجه ی رقابت پذیر بودن بازارهای مختلف و کاربردهای رفاهی و سیاستی، جایگاه ویژه ای در اقتصاد کاربردی دارد. در این مقاله انتقال عمودی قیمت (بین دو سطح تولیدکننده و مصرف کننده) برای محصول شیر در ایران بررسی می شود. داده های مورد استفاده در این تحقیق شامل شاخص قیمت تولیدکننده و مصرف کننده برای محصول شیراست که به صورت ماهانه، دوره ی زمانی 91 ماهه را از فروردین سال 1380 تا مهر 1387 پوشش می دهد. از روش هم انباشتگی یوهانسن - جوسیلیوس و رابطه ی علیت گرنجری برای آزمون وجود رابطه بین دو شاخص و تعیین جهت علیت استفاده شده است. تحلیل رفتار انتقال قیمت نیز برمبنای روش سنتی هاک و به کارگیری مدل ECM ون کرامون تابادل - لوی است. نتایج نشان می دهد که رابطه ی بلند مدت بین قیمت های تولیدکننده و مصرف کننده وجود دارد. در بلندمدت یک رابطه ی علیت دو طرفه بین قیمت مصرف کننده و قیمت تولیدکننده وجود دارد. نتایج تقارن در انتقال قیمت از تولیدکننده به مصرف کننده در دوره ی بلندمدت رد می شود، ولی در دوره کوتاه مدت رد نمی شود. لحاظ کردن این نتیجه در مداخلات سیاستی دولت و مطالعات بیشتر در مورد حاشیه ی بازار و تغییرات رفاهی تولیدکنندگان و مصرف کنندگان پیشنهاد می شود.
در چندین دهه ی اخیر، سرمایه گذاری در آموزش زنان و برابری جنسیتی به عنوان مقوله ای مهم مدنظر اقتصاددانان و سیاست گذاران قرار گرفته است. نابرابری جنسیتی آموزشی دارای اثر منفی بر سرمایه ی انسانی و در نتیجه رشد اقتصادی است. در مقاله ی حاضر با استفاده از الگوی سیستم همزمان و روش رگرسیون به ظاهر نامرتبط (SUR)، اثر مستقیم و غیر مستقیم برابری جنسیتی آموزشی بر رشد اقتصادی بررسی شده است. نمونه ی مورد بررسی شامل منتخبی از کشورهای درحال توسعه طی دوره ی 06 - 2000 است. نتایج برآورد مدل نشان دهنده ی تأثیر مثبت و معنادار برابری جنسیتی آموزشی بر رشد اقتصادی بوده است. بر اساس نتایج بهبود برابری جنسیتی آموزشی تسریع کننده ی رشد اقتصادی است که به طور مستقیم به واسطه ی تأثیر آن بر انباشت سرمایه ی انسانی و به طور غیر مستقیم از طریق تنظیم رشد جمعیت و توسعه ی سرمایه گذاری حاصل شده است. بنابراین لازم است کشورهای درحال توسعه با اتخاذ سیاست های مناسب و در نظر گرفتن نقش زنان در توسعه ی اقتصادی، زمینه های ارتقاء برابری جنسیتی در جهت رشد اقتصادی را فراهم نمایند.
هدف: هدف از انجام پژوهش حاضر بررسی خدمات موجود در کتابخانه های دیجیتالی ایران و جهان به منظور معرفی خدمات پیشنهادی برای کتابخانه های دیجیتالی ایران است.
روش: پژوهش حاضر از نوع کاربردی است. روش استفاده شده برای انجام این پژوهش از نوع مقایسه ای و تطبیقی است. برای گردآوری اطلاعات لازم درباره خدمات کتابخانه های دیجیتالی مورد مطالعه به صفحات وب آن ها مراجعه و اطلاعات لازم گردآوری شد.
یافته ها:در این پژوهش خدمات 59 کتابخانه دیجیتالی داخلی و خارجی مورد مطالعه قرار گرفت که 11 مورد از آن ها داخلی و 48 کتابخانه دیگر خارجی بودند. خدمات ارائه شده توسط جامعه مورد مطالعه جستجو (به شیوه های مختلف)، ارتباط با ما، نمایه مجموعه، تازه ها و اخبار تخصصی، عضویت از راه دور، پرسش های متداول، از کتابدار بپرس، ار اس اس، کتابخانه شخصی (من) و گفتگوی همزمان را در بر می گرفت. در بین کتابخانه های دیجیتالی داخلی بیشترین خدمت رعایت شده مربوط به «جستجو» و کم ترین آن نیز مربوط به خدمت «از کتابدار بپرس» بود. همچنین پنج خدمت ارتباط با ما، نمایه مجموعه، تازه ها و اخبار تخصصی، ار اس اس و گفتگوی همزمان توسط هیچ یک از کتابخانه های دیجیتالی داخلی ارائه نمی شد. در بین کتابخانه های دیجیتالی خارجی نیز بیشترین خدمت مربوط به «جستجو» و کم ترین آن نیز مربوط به «کتابخانه شخصی» بود. در کل نیز در بین جامعه مورد مطالعه خدمت جستجو و کتابخانه شخصی بیشترین و کم ترین بسامد را به خود اختصاص داده اند. در نهایت نیز خدمات پیشنهادی برای کتابخانه ای دیجیتالی داخلی معرفی شدند.
کسب اطمینان از ارائه ى بهترین و کیفی ترین خدمات بهداشتی درمانی مستلزم ارزیابی عملکرد بخش سلامت؛ و ارزیابی کارایی اولین گام در ارزیابی عملکرد می باشد. هدف از این تحقیق، ارزیابی کارایی استان هاى کشور، و مقایسه ی روند آن در برنامه هاى سوم و سال هاى ابتدایی برنامه چهارم توسعه، در زمینه ى سلامت روستایی بود. علاوه بر این ضمن شناسایی استان هاى مرجع، شاخص هاى حساس هر استان نیز شناسایی و بررسی شد تا امکان افزایش کارایی هر استان نیزفراهم شود.
روش بررسی: این یک پژوهش کاربردى، و پیمایشی توصیفی ست. اطلاعات کلیه ى استان ها وارد مدل تحلیل پوششی داده ها ؛و تجزیه وتحلیل شد. ابزار جمع آورى اطلاعات، مستندات کتابخانه اى و اینترنتی بوده و از اسناد و مدارک براى جمع آوری داده ها جهت اندازه گیرى استفاده شده است. براى نظرخواهی از خبرگان در مورد شاخص ها از پرسشنامه استفاده شده است.
یافته ها: استان هاى اردبیل، همدان، ایلام و گیلان از گروه استان هاى کارا در برنامه ى سوم خارج شده؛ و استان های چهارمحال و بختیارى، کردستان و قزوین به استان هاى کارا در برنامه ى چهارم پیوسته اند. استان هاى گلستان، قم، قزوین، تهران و مازندران بیشترین؛ و استان هاى سیستان و بلوچستان، کرمان، یزد و سمنان کمترین کارایی را دارند. شاخص سرانه ى تخت از شاخص هاى ورودى ؛ و پوشش تنظیم خانواده مدرن از شاخص هاى خروجی، به عنوان حساس ترین شاخص ها معرفی شد.
نتیجه گیری: در این دو برنامه استان هاى داراى بیشترین وکمترین کارایی ؛ و استان هاى مرجع براى هر استان ناکارا مشخص شد. شاخص هاى سرانه ى تخت ثابت موجود و درصد پوشش تنظیم خانواده به صورت مدرن به عنوان حساس ترین شاخص ها انتخاب شد."