هدف پژوهش: در مهرهای مورد مطالعه پوشش های سَر همان کلاه ها وتاج کلاه های شاهان قاجاری است که در سکه ها قابل مشاهده است. مقاله با هدف جستجوی تأثیرپذیری نقوش مهرها از سکه ها و مدال ها به تحلیل و مقایسه ی تصاویر آن ها پرداخته است.
روش/ رویکرد پژوهش: پژوهش با ماهیت و روش تاریخی، توصیفی و تطبیقی، بر پایه ی منابع کتابخانه ای و میدانی به تطبیق نقوش مهرها با سکه ها و مدال های دوره قاجار می پردازد.
یافته ها ونتایج پژوهش: در دوره ی اسلامی نقوش انسانی - که پیش از آن متداول بود - از مهرها و سکه ها حذف شد. به دنبال ضرب تصویر فتحعلی شاه بر سکه ها و رواج سکه های مصور مهرهایی با صور انسانی ظهور یافتند. با مقایسه نقوش مهرها با سکه ها و با توجه به جمع آوری مهرهایی با نقوش انسانی از اسناد نظامیان قاجاری و مشخص بودن پیشه و درجه نظامی آن ها و همچنین معلوم بودن کلاه و لباس سربازان در دوره ی قاجار، نمی توان پوششِ سَر سربازان را که به تاج کلاه های شاهان شباهت دارد، به پیشه ی صاحبان مهرها نسبت داد. درنتیجه فرضیه فرعی پژوهش مبنی بر ارتباط نقوش حیوانات در مهرها با شغل اشخاص مورد تایید نیست، اما فرضیه اصلی پژوهش مبنی بر تأثیرپذیری تصاویر مهرها از سکه ها و مدال های دوره ی قاجار مورد تایید است. تطبیق نقوش نشان داد این تأثیرپذیری در پاره ای از مهرها مستقیم از یک سکه یا مدال و در برخی دیگر متأثر از چند سکه بوده است. در پایان می توان گفت رواج سکه هایی با تصویر شاه علت و انگیزه ای بود تا اشخاص تصاویری شبیه به تصاویر شاهان بر مهرهای خود حک کنند.
این مقاله بر آن است تا با توجه به نوع تعاملات شکل گرفته بین ایران و آمریکا در سه دهه گذشته براساس چهارچوب نظری سازه انگاری به بررسی جایگاه استفاده از دیپلماسی اجبارآمیز، ماهیت آن (یکجانبه، چندجانبة بلوکی و یا جهانی) و اهداف آن در سیاست خارجی آمریکا در قبال ایران بپردازد. ادعای این پژوهش این است که ظهور و یا تداوم استفاده از نوع دیپلماسی اجبارآمیز بستگی به نوع فضای ناشی از تصورات قوام بخشانة ایران و آمریکا دارد. براین اساس:
1- نقش بازیگران در یک روند کنش متقابل نمادین در هر دهه در تعدیل و یا افزایش فرهنگ هابزی بین دو کشور مؤثر بوده و در نتیجه در چگونگی استفاده از نوع دیپلماسی اجبارآمیز (یک جانبه، چندجانبة بلوکی و یا جهانی) مؤثر است.
2- در دهة اول انقلاب ایران به دلیل شکل قوام بخشانة تصورات دو کشور از نقش خصومت آمیز هر دو کشور دیپلماسی اجبارآمیز از سوی آمریکا به دلیل فضای دوقطبی حاکم بر نظام بین الملل شکلی چندجانبه بلوکی پیدا کرد.
3- در دهة دوم انقلاب، ایران در نتیجه تحولات درونی سعی در تغییر نقش ضدسیستمی خود به بازیگری مسئولی در عرصه جهانی بود و به رغم تمایلات هژمونیک گرایانه آمریکا نوع دیپلماسی اجبارآمیز یک جانبه و نهایتاً همراه با متحدان منطقه بود.
4- در دهة سوم انقلاب، تمایلات هژمونیک گرایانه آمریکا با تشدید گرایشات ضدسیستمیک ایران در شکل گیری فرهنگ هابزی بین دو کشور قوام یافت و در نتیجه دیپلماسی اجبارآمیز آمریکا علیه ایران ماهیتی جهانی همراه با تهدید از سوی شورای امنیت دارا بود.
در پایان به این نکته تمرکز می شود که تلاش برای عدم قوام بخشی رویکرد تهاجمی آمریکا و عکس آن یعنی قوام بخشی گفتمان تغییر آمریکا از سوی ایران از طریق مشارکت فعالانه در سیستم بین المللی به عنوان یک کنش گر مسئول می تواند باعث ناکارآمدی ابزار دیپلماسی اجبارآمیز آمریکا علیه ایران باشد.
هدف : هدف از مقاله حاضر چگونگی شکل گیری و عملکرد انجمن بلدیه تبریز در دوره اول مجلس شورای ملی است .
روش / رویکرد پژوهش : این مقاله با روش توصیفی – تحلیلی، بر پایه اسناد موجود و منابع کتابخانه ای انجام شده و پس از بررسی و تحلیل داده های تاریخی به نتیجه گیری پرداخته است .
یافته ها و نتایج : یافته ها نشان می دهد نمایندگان نخستین دوره مجلس شورای ملی، طی یک دوره زمانی مشخص، با بحث و گفتگوی فراوان قانون بلدیه را تصویب کردند . تاسیس انجمن بلدیه در برخی شهرهای ایران، به شکل گیری یکی از مهم ترین نهادهای شهری انجامید . در این میان شهر تبریز به خاطر موقعیت جغرافیایی خاص و وجود اندیشمندان متجدد و مردم معترض به سیاست های حکومت یکی از معدود شهرهای موسس انجمن بلدیه در ایران بود . تشکیل انجمن بلدی، نسبت به آنچه از این شهر انتظار می رفت با بی مهری ها و ناملایمتی های بسیاری روبرو شد؛ ولی این انجمن توانست بخشی از مشکلات معیشتی و رفاهی مردم را برطرف کند، مانند : تنظیم نرخ ارزاق، مرمت کوچه ها و خیابان ها و اقدامات بهداشتی و درمانی .
رقابت جویی از پیش نیازهای موفقیت های ورزشی است که در موقعیت های اجتماعی نمود پیدا می کند. مطالعه حاضر، با هدف بررسی رابطه بین سرعت حرکت و رقابت طراحی شده است. در این مطالعه مقطعی، 45 نفر از دانشجویان دانشگاه شهید بهشتی به صورت یک نفره، دو نفره و چهار نفره در اجرای یک تکلیف سرعت حرکتی با یکدیگر به رقابت پرداختند. داده ها با استفاده از نرم افزار SPSS و آزمون آماری آنالیز واریانس شد. نتایج تحقیق مشخص کرد با افزایش تعداد افراد، سرعت حرکت افراد نیز افزایش مییابد؛ بنابراین، جوّ رقابتی از عوامل مؤثر بر عملکرد حرکتی است و در مهارت هایی که سرعت حرکتی در آن ها اهمیت زیادی دارد، عملکرد با افزایش جوّ رقابتی بهبود مییابد.
جلال آل احمد (1302- 1348 ه.ش.) نویسنده ای متعهّد، آرمانگرا و عملگراست که داستان نویسی را با نگارش داستان های کوتاه از سال 1323 شروع کرد و تا پایان عمر ادامه داد. آنچه در داستان های آل احمد چشمگیر به نظر می رسد شیوه های حضور نویسنده در این آثار است که گاه شکل مداخله گرانه به خود می گیرد و گاه نیز این حضور به صورت غیر مستقیم است و در هرحال برآمده از نگرش خاص نویسنده و الزاماتی است که این نگرش بر داستان های وی اعمال می کند. داستان های بلند جلال آل احمد «سرگذشت کندوها» و «مدیر مدرسه» (1337)، «نون والقلم» (1340) و «نفرین زمین» (1346) که در دهه پایانی زندگی وی به نگارش درآمده، حاصل نگرش ویژه نویسنده به قالب داستان است. در مقاله حاضر کوشش شده است تا چگونگی حضور نویسنده و رابطه آن با این نگرش خاص و الزاماتی که موجب حضور نویسنده در این آثار گردیده است بررسی شود.
حضور نویسنده در داستان های مورد نظر را می توان ناشی از تعهّد نویسنده دانست که داستان را به عنوان ابزاری برای آگاهی دادن در شرایط سیاسی، اجتماعی و فرهنگی خاص در نظر گرفته و با صراحت و تکیه بر گنجینه سنتهای قصّه های ایرانی کوشیده است رسالت خود را به انجام برساند.
بسیاری از سیاستگذاران تأکید زیادی بر اهمیت و نقش مؤثر مقررات زدایی دارند. در این راستا صنعت بانکداری جمهوری اسلامی ایران، یکی از انواع مقررات زدایی بازارهای مالی را از سال 1379 تحت عنوان ورود بانکهای خصوصی داخلی تجربه کرده است. این تحقیق به بررسی اثر این سیاست بر عملکرد صنعت بانکداری با استفاده از آمارهای بانکی مربوط به دوره 1385-1376 میپردازد. ما در این مطالعه، عملکرد را با استفاده از کارآیی اقتصادی بانکها و بوسیله مدل تحلیل پوششی داده های تصادفی اندازه گیری میکنیم. هدف از تصادفی گرفتن مدل تحلیل پوششی داده ها آن است که علاوه بر ناکارآیی موجود در واحدهای مورد بررسی، خطاهای اندازه گیری، ثبت و تصریح در آمارهای مربوط به سیستم بانکی را نیز در نظر بگیریم تا بتوان نتایج دقیقتری بدست آورد. این مدل را با استفاده از نرم افزار GAMS محاسبه کردیم. در مرحله دوم از مدل داده های تابلویی به روش اثرات ثابت استفاده کرده تا کارآیی اندازه گیری شده را بر روی متغیر سیاستی ورود با استفاده از نرم افزارهای Eviews و Stata تخمین بزنیم. نتایج مطالعه نشان میدهد که متغیر ورود، اثر معناداری بر کارآیی اقتصادی بانکها نداشته است. به عبارت دیگر کارآیی اقتصادی بانکها نمیتواند براساس سیاست اصلاحی ورود از یکدیگر متمایز شود.
مقدمه:مطالعهی حاضر با هدف بررسی میزان فرسودگی در مراقبین بیماران مبتلا به بیماری پارکینسون و ارتباط آن با وضعیت بالینی بیماران انجام شده است.
روشکار: در این مطالعهی همبستگی، 35 بیمار مبتلا به بیماری پارکینسون مراجعهکننده به درمانگاه سرپایی نورولوژی بیمارستان قائم (عج) مشهد و مراقبین آنها در طی یک سال (90-1389) بررسی شدند. از مراقبین بیمار، پرسشنامهی بار بیماری و معیار ناراحتی مراقبین گرفته شد. آزمون معاینهی مختصر روانی برای بررسی وضعیت عمومی شناخت و مقیاس یکپارچهی درجهبندی بیماری پارکینسون برای بررسی سیر بیماری به کار رفت. همچنین برای بیماران از معیار درجهبندی هون و یار استفاده شد که معرف مرحلهی بیماری است. اطلاعات با نرمافزار SPSS تحلیل شد. برای بررسی متغیرهای جمعیتشناختی از جدول فراوانی و برای بررسی ارتباط بین فرسودگی مراقبین با وضعیت بالینی بیماران از ضریب همبستگی پیرسون استفاده شد.
یافتهها:بین بخش 2 و3 مقیاس یکپارچهی درجهبندی پارکینسون (فعالیتهای زندگی روزمره و عملکرد حرکتی) با فرسودگی مراقبین همبستگی مثبت معنیداری وجود داشت (01/0P>). بر اساس معیار درجهبندی هون و یار، ارتباط مثبت معنیداری بین مرحلهی بیماری با نمرهی فرسودگی مراقبین وجود داشت (01/0P<). همچنین بین وضعیت شناختی بیماران بر اساس نمرهی وضعیت روانی با نمرات پرسشنامههای بار بیماری و ناراحتی مراقبین ارتباط مثبت معنیداری یافت شد (01/0P>).
نتیجهگیری: با توجه به ارتباط میان فرسودگی مراقبین بیماران مبتلا به بیماری پارکینسون با وضعیت بالینی این بیماران، لزوم توجه بالینی بیشتر به سلامت جسمی و عاطفی مراقبان احساس میشود.
مقاله حاضر چگونگی بازنمایی مصرف در فیلمهای سینمایی عصر دفاع مقدس را بررسی می کند. پرسش اصلی بررسی حاضر این است که مصرف، چگونه در فیلم های سینمایی عصر دفاع مقدس (1367- 1359)، بازنمایی شده و با هویتهای اجتماعی کنشگران فیلم ها گره خورده است؟ روش این مطالعه، تحلیل نشانهشناختی است که با به کارگیری آن، پنج فیلم سینمایی منتخب ساخته شده در این دوره بررسی شده اند. این پنج فیلم عبارت اند از: سناتور، گل های داوودی، اجاره نشین ها، زرد قناری و عروسی خوبان.
یافته ها نشان می دهد که همه پنج فیلم بررسی شده، در سطح رمزگان های ایدئولوژیک، مصرف گرایی به سبک مدرن را یا نفی می کنند یا در حاشیه قرار می دهند. همچنین یافته ها نشان می دهد به جهت حاکمیت گفتمانی متفاوت و حتی متعارض با بسیاری از گفتمان های سیاسی ـ اجتماعی و فرهنگی در جهان، در دهه 1360 حتی نظریه های مرسوم جامعه شناختی متداول نیز در این زمینه صدق نمی کنند و این مقاله، به نوعی یکی از این نظریه ها را در بوته آزمون قرار داده است.
یکی از ویژگی های رویکرد ساختارگرایی در تحلیل متن توجه به تقابل های دوگانه است. درحقیقت تقابل بین فرهنگ و طبیعت نوعی ساختار محسوب می شود، بر این اساس دو سوی این تقابل اغلب در حین اجرا در رابطه سیال، تنشی و دیالکتیک قرار دارند که رابطه ای سلبی و هم ایجابی است. بنابراین، از این منظر می توان گفت که در آیین تعزیه، فرهنگ و طبیعت درهم آمیخته اند و پیوسته همدیگر را تعریف می کنند.
تعزیه فی نفسه پدیده ای فرهنگی است، اما در بطن آن (به مثابه متن) طبیعت قرار دارد. حال اگر طبیعت را در تحلیل تعزیه در نظر نگیریم، تعزیه هویت متنی خود را از دست می دهد، زیرا عناصر طبیعت از جمله لایه های درون متنی آن محسوب می شوند. از این رو، طبیعت و فرهنگ در چارچوب تعزیه به شکلی پویا در حال تعریف و بازتعریف یکدیگر هستند. بدین منظور در این مقاله که با روش توصیفی ـ تحلیلی به نگارش درآمده، تعامل و دیالوگ بین فرهنگ و طبیعت، تطبیق آنها و نوع رابطه و جایگاه آنها با رویکردی ساختارگرایانه بررسی و تحلیل شده است. بنابراین نشان دادن چگونگی کُنش متقابل بین فرهنگ و طبیعت در فرایندی تعاملی و دیالکتیک، هدف این مقاله محسوب می شود.
در سال های اخیر، در جمهوری اسلامی ایران نسبت به «قانون جامع نویسی» در حوزة رسانه ها توجه ویژه ای صورت گرفته است؛ به طوری که در مادة 116 قانون برنامة چهارم توسعه و مادة 10 قانون برنامة پنجم توسعه، دولت مکلف به تدوین قانون جامع رسانه های همگانی شده است. این مقاله تلاش دارد در واکاوی تفصیلی نسبت به جایگاه و اهمیت این قانون در جمهوری اسلامی ایران به سه مسئله بپردازد: اول آنکه، آیا تدوین قانون جامع رسانه های همگانی ضروری و مورد نیاز است؟ (ضرورت یابی) دوم آنکه، با فرض ضروری بودن آن، با توجه به گذشت تقریباً هفت سال از تصویب برنامة چهارم توسعه، چرا این قانون تدوین نشده است؟ (امکان سنجی) سوم آنکه با توجه به ضرورت یابی و امکان سنجی قانون، الزام ها، بایسته ها و اقتضاهای قانون چیست؟ (الزام های قانون)
این مقاله، ضمن پاسخگویی مثبت به سؤال اول و بیان علل عدم تدوین قانون در پاسخ به سؤال دوم، به عنوان جمع بندی و جهت ترسیم جایگاه قانون جامع رسانه های همگانی، اقتضاهای برآمده از ضرورت های تدوین قانون (نیازسنجی) و موانع پیش روی آن (امکان سنجی)، مطرح و پیشنهادهایی برای تدوین یک قانون کارآمد و مفید ارائه می شود
خدمت و خدمتگزاری، یکی از عالی ترین مضامین مطرح شده در متون دینی و گفتار و سیره رهبران دینی ما مسلمان است. به رغم بحث ها و گفتگو های فراوانی که در این زمینه میان مدیران و رهبران جامعه ما صورت می گیرد، اما هنوز این مفهوم و مصادیق آن در قالب یک الگوی علمی و مدون ارائه نشده است. حال آنکه حدود چهار دهه از مطرح شدن و عملیاتی شدن الگوی رهبری خدمتگزار در چندین کشور غربی می گذرد. این تحقیق به منظور پر کردن این خلأ علمی در کشور و با الگو قرار دادن امام خمینی(ره)، به عنوان یک رهبر خدمتگزار، به بررسی اندیشه های آن شخصیت در زمینه رهبری خدمتگزار پرداخته است.
هدف از این تحقیق، بررسی سه سؤال اساسی چرایی، چیستی و چگونگی رهبری خدمتگزار از دیدگاه امام خمینی(ره) و ارائه یک الگوی جامع در این زمینه است. در این تحقیق که یک پژوهش بنیادی از نوع توصیفی _ اکتشافی است، برای بررسی الگوی رهبری خدمتگزار از دیدگاه امام خمینی(ره) از روش تحلیل مضمون استفاده شده است. برای گردآوری و شناسایی مضامین مرتبط با رهبری خدمتگزار، نخست مبانی نظری و دیدگاه های مختلف صاحب نظران غربی طی سال های اخیر بررسی شد، سپس با بررسی و مطالعه کامل دوره 22جلدی صحیفه امام، مضمون های مرتبط، استخراج و کدگذاری گردیده و فراوانی آنها شمارش شده اند.
به منظور تدوین الگوی جامع رهبری خدمتگزار از دیدگاه امام خمینی(ره)، از نرم افزار تحقیق کیفی NVivo 8 برای انجام تحلیل مضمون استفاده شده است. نتایج تحقیق نشان می دهند این الگو دارای سه مضمون غالب، پانزده مضمون فراگیر، 35 مضمون سازمان دهنده و 110 مضمون اصلی و 22 مضمون فرعی است. روابط میان این مضمون ها نیز در قالب یک الگو ارائه شده اند. در پایان نیز پیشنهادهایی برای تحقیقات آینده ارائه شده است.
این تحقیق، با هدف تعیین رابطه میزان آشنایی و کاربرد فن آوری اطلاعات و ارتباطات با پیشرفت تحصیلی دانش آموزان مقطع متوسطه شهر هریس با روش تحقیق توصیفی از نوع همبستگی انجام یافته است. جامعه آماری تحقیق، شامل دانش آموزان مقطع متوسطه شهر هریس در سال تحصیلی 91-1390 به تعداد 1800 نفر (شامل 970 نفر پسر و 830 نفر دختر) می باشد. از میان آنها تعداد 317 نفر به عنوان نمونه آماری به شیوه تصادفی طبقه ای انتخاب شده اند. ابزار گردآوری اطلاعات، شامل پرسش نامه محقق ساخته بود که روایی صوری و محتوایی آن با استفاده از نظر متخصصان تأیید شده و پایایی آن بر اساس آلفای کرونباخ برای متغیر میزان آشنایی با فن آوری اطلاعات و ارتباطات 78/0 و برای متغیر میزان استفاده از فن آوری اطلاعات و ارتباطات 74/0 به دست آمده است. تجزیه و تحلیل اطلاعات با استفاده از آمار توصیفی و استنباطی شامل آزمون همبستگی پیرسون و رگرسیون انجام گرفته است. نتایج نشان داد که بین میزان آشنایی با فن آوری اطلاعات و ارتباطات و استفاده از آن با پیشرفت تحصیلی دانش آموزان همبستگی معنی دار وجود دارد.