ترتیب بر اساس: جدیدترینمرتبط‌ترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱٬۲۲۱ تا ۱٬۲۴۰ مورد از کل ۵۵۹٬۵۸۷ مورد.
۱۲۲۱.

Effectiveness of Emotion Regulation Training on Improving Sexual Function and Psychological Distress Among Partners of Pregnant Women(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۴ تعداد دانلود : ۲۴
Objective: This research aimed to examine the effectiveness of emotion regulation training in enhancing sexual performance and reducing psychological distress among the partners of pregnant women. Methods: A quasi-experimental design with pretest-posttest measures was implemented, involving experimental and control groups. The study population consisted of husbands of pregnant women attending gynecology clinics in Tehran in 2023. A purposive sampling method selected 30 individuals, divided equally into two groups of 15 members each. Data were analysed with multivariate analysis of covariance (MANCOVA) to compare post-intervention outcomes while adjusting for baseline scores. Results: Data were collected using the Male Sexual Function Questionnaire (Rosen et al., 1997) and the Psychological Distress Questionnaire (Kessler et al., 2003). The experimental group received emotion regulation training over eight one-hour sessions based on Gross’s model, while the control group did not receive this intervention. Results indicated that the emotion regulation training program effectively reduced psychological distress scores and improved sexual function in post-test assessments. Conclusion: Emotion regulation training, based on Gross's model, appears to be a cost-effective and non-pharmacological intervention that significantly enhances emotional-behavioral functions and sexual performance for both women and men.
۱۲۲۲.

Comparing the Effectiveness of Emotion-Focused Therapy and Trauma-Focused Cognitive-Behavioral Therapy on Resilience and Marital Adjustment in Women Experiencing Domestic Violence with Self-Harm Behaviors(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۲ تعداد دانلود : ۲۹
Objective: This study aims to compare the effectiveness of emotion-focused therapy (EFT) and trauma-focused cognitive-behavioral therapy (CBT-TF) on psychological resilience and marital adjustment in women who have experienced domestic violence with self-harming behaviors. Methods: The study used a quasi-experimental pre-test, post-test, and follow-up design with two experimental and control groups. The research was conducted on married women victims of domestic violence who were referred to welfare centers in Tehran City, Iran, during the fall and winter of 2024. A total of 36 participants were selected using a purposeful sampling method and were randomly assigned to three intervention groups: an EFT group, a CBT-TF group, and a control group. Data were collected using the Spouse Abuse Experience Questionnaire (Alipour et al., 2019), the Self-Harm Inventory (Sansone et al., 1998), the Resilience Scale (Wagnild, 2009), and the Marital Adjustment Scale (Spanier, 1976). Data analysis was conducted utilizing Mixed Variance Analysis along with the Bonferroni Test, employing SPSS 27 software. Results: The results of a repeated measures analysis showed significant differences between the EFT, CBT-TF, and control groups ( P < 0.05). Specifically, EFT and CBT-TF had significant effect on psychological resilience and marital adjustment ( P < 0.05). However, the two treatments had no significant difference in increasing resilience and marital adjustment ( P < 0.05). Conclusion: Emotion-focused therapy (EFT) and trauma-focused cognitive-behavioral therapy (CBT-TF) have proven effective in enhancing resilience and promoting marital adjustment. Therefore, psychotherapists and counselors are encouraged to incorporate these approaches to strengthen resilience and foster interpersonal skills in women affected by domestic violence.
۱۲۲۳.

ارائه الگوی رهبری مجازی در مدارس ابتدایی استان اردبیل (روش نظریه داده بنیاد چندگانه)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۶ تعداد دانلود : ۳۳
پیشینه و اهداف : اداره و رهبری مدرسه در فض ای مجازی یکی از عمده ترین مس ائل مدیران مدارس بوده اس ت. چنانچه طبق یافته های مطالعات گذشته، عملکرد مدیران مدارس مجازی با مدیران مدارس سنتی تفاوت های اساسی دارد. باید گفت رهبری مجازی فرآیند نفوذ اجتماعی در عصر جدید است که می تواند باعث تغییرات خوبی در نگرش، رفتار و عملکرد کارکنان گردد. هدف از انجام این تحقیق ارائه الگوی رهبری مجازی در مدارس ابتدایی استان اردبیل بوده است. روش : پژوهش حاضر، با رویکرد پژوهش کیفی از نوع نظریه داده بنیاد چندگانه انجام شده است. محیط پژوهش متشکل از مدیران مدارس و فرهیختگان حوزه مدیریت آموزشی در استان اردبیل  بود؛ در همین راستا با 20 نفر از فرهیختگان مدارس ابتدایی مصاحبه به عمل آمد. روش نمونه گیری به صورت هدفمند از نوع گلوله برفی بود. جهت تحلیل اطلاعات نیز از الگوی پارادایمی با رهیافت نظامند استراوس و کوربین (2007) استفاده شد. به منظور اعتبار بخشی به یافته ها نیز از معیارهای تناسب، منطق و عمق بخشی به یافته بر اساس مطالعات گذشته بهره گرفته شد. یافته ها: نتایج پژوهش حاکی از آن است که رهبری مجازی در مدارس استان اردبیل  با شرایط علّی (تقویت تعاملات درون مدرسه ای و تقویت تعاملات برون مدرسه ای)،  شرایط محیطی (زیرساخت های فناوری و حمایت و پشتیبانی)، شرایط تسهیل گر (تسهیل مهارت های ارتباط مجازی و فرهنگ استفاده از فناوری) محقق می گردد و با راهبردهای توسعه رهبری مجازی( توانمندسازها و آموزش با فناوری) قوام پیدا می کند. بحث و نتیجه گیری : رهبری مجازی در مدارس ابتدایی می تواند به پیامدهایی همچون  افزایش همکاری و تعامل مجازی، ارتقای مهارت های فناورانه در مدرسه، بهبود روابط و پیوند مدرسه و خانواده، توسعه مهارت های ارتباطی دیجیتالی در مدرسه، افزایش بهره وری در کارکردهای مدرسه به لحاظ تسریع در امورات مدرسه بیانجامد.
۱۲۲۴.

شناسایی رویکردهای تدریس در آموزش معارف اسلامی دانشگاه فرهنگیان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۸ تعداد دانلود : ۲۲
عرصه تعلیم و تربیت از مهم ترین زیرساخت های تعالی همه جانبه کشور و ابزار جدی برای ارتقای سرمایه انسانی شایسته در عرصه های مختلف است. از آنجایی که دروس معارف اسلامی در ارائه آموزه های دینی و ایجاد تحولی عمیق در بینش دانشجویان و تقویت یا تغییر سبک زندگی به سمت تعالی و معنویت نقش موثری دارند، هدف این پژوهش ارائه مدل رویکرد تدریس اثربخش در آموزش دروس معارف اسلامی می باشد. روش پژوهش پیمایش کیفی است. جامعه آماری پژوهش شامل اساتید هیأت علمی و مدرسان حق التدریس گروه معارف در دانشگاه فرهنگیان خراسان شمالی بوده که براساس روش نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند. پس از مصاحبه نیمه ساختاریافته با 15 نفر، اشباع داده حاصل شد و مصاحبه متوقف گردید. به منظور اطمینان از قابلیت اعتماد (پایایی) مصاحبه ها، از روش کدگذاری توسط کدگذار دیگر و بازکدگذاری پژوهشگر استفاده شد. مقدار پایایی بین کدگذاران در کدگذاری مجدد توسط کدگذار دیگر 95% به دست آمد که نشان دهنده پایایی مطلوب و دقیق می باشد. برای اعتبارپذیری (روایی) مصاحبه ها از روش هم سوسازی استفاده شد و بر این اساس روایی و پایایی تایید گردید. به منظور تجزیه و تحلیل داده های حاصل از مصاحبه، از کدگذاری باز، محوری و انتخابی استفاده شد. یافته های این پژوهش در قالب سه مقوله اصلی رویکرد منضبطانه، رویکرد تسهیل گر و رویکرد آزادمنشانه در تدریس ارائه شده است. براساس یافته های پژوهش، پیشنهاد می شود به منظور ارتقاء سطح تدریس اساتید و دستیابی به تدریس اثربخش، از مدل ارائه شده در این پژوهش استفاده شود.
۱۲۲۵.

نقش مهارت های حل مسئله و الگوهای ارتباطی خانواده در پیش بینی خودناتوان سازی تحصیلی دانش آموزان

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۶ تعداد دانلود : ۳۰
پیشینه و اهداف: دوران مدرسه، مقطعی حساس و سرنوشت ساز در زندگی است که اهمیت آن در سنین نوجوانی دوچندان می شود. کنار آمدن با تغییرات دوره نوجوانی همواره برای والدین، مدرسه و خود دانش آموزان با دشواری هایی همراه است و می تواند مشکلاتی را به دنبال داشته باشد. هدف پژوهش حاضر، تعیین نقش مهارت های حل مسئله و الگوهای ارتباطی خانواده در پیش بینی خودناتوان سازی تحصیلی دانش آموزان بود. روش ها : روش پژوهش حاضر از نوع همبستگی بود. جامعه آماری شامل کلیه دانش آموزان پسر دوره متوسطه دوم شهر تهران در سال تحصیلی 1404-1405 بود. تعداد 384 نفر از طریق نمونه گیری خوشه ای چندمرحله ای انتخاب شدند. ابزارهای مورد استفاده شامل پرسشنامه های خودناتوان سازی تحصیلی Jones & Rodewalt (1982)، حل مسئله Heppner (1982) و الگوهای ارتباطی خانواده Fitzpatrick & Ritchie (1994) بود. به منظور تجزیه و تحلیل داده ها از آزمون همبستگی پیرسون و آزمون رگرسیون چندگانه استفاده شد. یافته ها: نتایج آزمون فرضیه ها نشان داد که مهارت های حل مسئله شامل ابعاد اعتماد به حل مسئله، گرایش- اجتناب و کنترل شخصی، خودناتوان سازی تحصیلی را به صورت منفی پیش بینی می کنند (001/0P<). در میان مؤلفه های الگوهای ارتباطی خانواده، بعد همنوایی پیش بینی کننده مثبت خودناتوان سازی تحصیلی بود(001/0P<)، در حالی که بعد گفت وشنود فاقد قدرت پیش بینی کنندگی معنادار برای این متغیر بود(05/0p>). نتیجه گیری: بنابراین می توان نتیجه گرفت مهارت های حل مسئله و الگوهای ارتباطی سازنده خانواده می تواند به کاهش خودناتوان سازی تحصیلی دانش آموزان کمک کند.
۱۲۲۶.

تبیین فلسفه حرمت شراب در کلاس های دروس معارف؛ تلفیق مدل انسان شناسی دینی و یافته های علوم تجربی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۷ تعداد دانلود : ۲۳
دروس معارفی و الهیاتی برای دانشجویان غیرالهیاتی، به ویژه دانشجویان رشته های مختلف مهندسی و علوم تجربی، گاه با چالش هایی مانند احساس بی ربطی و مقاومت ذهنی در برابر مطالب ارائه شده، روبه رو است. یکی از مباحث مطرح در کلاس های دروس معارف، اشاره به فلسفه احکام است. در این میان، به دلیل رواج شراب خواری در سطح جهانی و ممنوع نبودن نوشیدن آن در ادیان و مذاهب غیر اسلامی، این پرسش همواره در ذهن دانشجویان وجود دارد که دلیل و فلسفه حرمت آن چیست؟ این پژوهش با بهره گیری از تجربیات تدریس در این زمینه، می کوشد نحوه ارائه استدلال ها و داده های علمی در کلاس درس و گفتگو با کسانی که با زبان علم انس دارند را نشان دهد تا یکی از راه های تعلیل حرمت شراب را بنمایاند. در این رویکرد، مفاهیم الهیاتی با «مدل انسان شناختی اسلام» که عقل را محور انسان و مدیریت شهوت را ضروری می داند، تلفیق شده است. برآیند این نوع تدریس آن خواهد بود که حکم حرمت شراب نه فقط یک منع تعبدی، بلکه راهکاری پیشگیرانه برای حفظ عقل و سلامت فردی و اجتماعی است؛ امری که داده های علمی جدید نیز تأثیرات زیانبار نادیده گرفتن این حکم را تأیید می کند. بر این اساس، بازخورد نظرسنجی از جامعه آماری ۲۰۰ دانشجوی درس عمومی دانشگاه یزد نیز اثربخشی این روش را تأیید نمود؛ بیش از 75% از دانشجویان فهم عمیق تری از فلسفه حرمت شراب یافتند و حدود 80% رشد تفکر نقادانه و پرسشگری خود را اعلام کردند. این پژوهش نشان می دهد که نحوه متناسب آموزش میان رشته ای، مقاومت ذهنی نسبت به مفاهیم دینی را کاهش داده، سواد الهیاتی و علمی دانشجویان را بهبود می بخشد و نگرش مثبت تری به احکام اسلام ایجاد می کند.
۱۲۲۷.

اثربخشی برنامه فلسفه بر خودتنظیمی هیجانی، مهارت های اجتماعی و خودکارآمدی تحصیلیِ دانش آموزان ابتدایی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲ تعداد دانلود : ۲۹
هدف از پژوهش حاضر بررسی اثربخشی برنامه ی فلسفه بر خودتنظیمی هیجانی، مهارت های اجتماعی، و خودکارآمدی تحصیلی کودکان دانش آموز بود. روش پژوهش حاضر، تجربی از نوع نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون-پس آزمون و شامل گروه های آزمایش و کنترل بود. جامعه آماری این پژوهش شامل کلیه دانش آموزان پسر دوره اول ابتدائی شهر ساری در سال تحصیلی ۱۴۰۳-۱۴۰۲ بود. نمونه پژوهش شامل ۴۰ دانش آموز پسر دوره اول ابتدائی شهر ساری (۲۰ نفر در گروه آزمایش و ۲۰ نفر در گروه کنترل) بود که ابتدا به صورت در دسترس انتخاب شده و سپس به طور تصادفی ساده در دو گروه آزمایش و کنترل تقسیم شدند.برای جمع آوری داده ها از پرسشنامه خودتنظیمی هیجانی (ESRQ)، پرسشنامه مهارت های اجتماعی ماتسون و همکاران (۱۹۸۳) و مقیاس خودکارآمدی تحصیلی مورگان و همکاران (۱۹۹۹) استفاده شد. داده های جمع آوری شده با استفاده از نرم افزار۲۳ SPSS- و تحلیل کواریانس چندمتغیره مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. آموزش فلسفه به طور معناداری خودتنظیمی هیجانی، مهارت های اجتماعی مثبت، رفتارهای اجتماعی منفی، پرخاشگری، رفتارهای تکانشی، و خودکارآمدی تحصیلی دانش آموزان را بهبود بخشیده است (۰.۰۰۱ p <)، اما تأثیر معناداری بر برتری طلبی نداشته است (۰.۶۰۷ p =). بر اساس نتایج این پژوهش، می توان اظهار داشت که برنامه آموزش فلسفه نقش مؤثری در بهبود مهارت های هیجانی و اجتماعی دانش آموزان ایفا می کند و در نهایت، به موفقیت تحصیلی آن ها کمک می نماید.
۱۲۲۸.

الگوی تعاملی فشار روان شناختی و تجارب اولیه و منفی زندگی با احتمال خودکشی در نوجوانان: بررسی اثرات واسطه ای خود ادراکی مثبت و احساس به دام افتادگی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۵ تعداد دانلود : ۳۵
مقدمه: این مطالعه باهدف الگوی تعامل فشار روان شناختی و تجارب اولیه و منفی زندگی با احتمال خودکشی در نوجوانان باتوجه به اثرات واسطه ای خود ادراکی مثبت و احساس به دام افتادگی انجام شد. روش: روش پژوهش توصیفی از نوع همبستگی است که با استفاده از مدل سازی معادلات ساختاری انجام شد. جامعه آماری این پژوهش را کلیه نوجوانان 13 تا 19 ساله شهرستان نورآباد (دلفان) در سال 1403 تشکیل دادند. نمونه پژوهش 623 نفر از نوجوانان شهرستان نورآباد (دلفان) بود که به روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای انتخاب شدند. برای جمع آوری داده ها از پرسش نامه های فشار روان شناختی (زانگ و همکاران، 2014)، پرسش نامه احتمال خودکشی کال و گیل (1982)، پرسش نامه به دام افتادگی (گیلبرت و آلن، 1998)، مقیاس تجارب اولیه و منفی زندگی (گیلبرت و همکاران، 2003) و خرده مقیاس خود ادراکی مثبت از پرسش نامه چندبعدی خودکشی ( MSI-28 ، عثمان و همکاران، 2010) استفاده شد. داده های جمع آوری شده با استفاده از ضریب همبستگی پیرسون با استفاده از نرم افزار SPSS.27 و مدل سازی معادلات ساختاری با استفاده از نرم افزار AMOS.26 تحلیل شدند. یافته ها: یافته ها نشان دادند که متغیرهای برون زاد فشار روان شناختی و تجارب اولیه و منفی زندگی، به همراه متغیرهای میانجی یعنی خود ادراکی مثبت و احساس به دام افتادگی، سهم قابل توجهی در افزایش احتمال خودکشی دارند؛ به گونه ای که این عوامل در مجموع ۵۶ درصد از واریانس احتمال خودکشی را تبیین می کنند. همچنین فشار روان شناختی و تجارب اولیه و منفی زندگی به تنهایی ۲۹ درصد از واریانس خود ادراکی مثبت و ۵۰ درصد از واریانس احساس به دام افتادگی را تبیین می کنند. نتیجه گیری: باتوجه به این نتایج می توان گفت که پرورش خود ادراکی مثبت در مدارس و آموزش آن با خانواده ها به خصوص در مراحل حساس رشدی برای پیشگیری از خودکشی مهم است، زیرا این عامل در کاهش خودکشی نقش دارد .
۱۲۲۹.

بررسی رابطه اضطراب اجتماعی وانزوای اجتماعی با قربانی قلدری: نقش تنظیم هیجان به عنوان متغیر میانجی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۹ تعداد دانلود : ۳۵
مقدمه: قربانی قلدری به عنوان یکی از پدیده های شایع در محیط های آموزشی و اجتماعی، تهدیدی جدی برای سلامت روان، عزت نفس و کیفیت زندگی افراد به ویژه در دوران کودکی و نوجوانی محسوب می شود. تجربه مکرر قلدری می تواند منجر به مشکلاتی چون اضطراب، افسردگی، احساس تنهایی و کناره گیری اجتماعی گردد و حتی پیامدهای بلندمدتی بر رشد هیجانی و روابط اجتماعی افراد برجای گذارد. پژوهش حاضر با هدف بررسی رابطه بین اضطراب اجتماعی و انزوای اجتماعی با قربانی قلدری، با در نظر گرفتن نقش میانجی تنظیم هیجان در میان دانش آموزان انجام شده است . روش: این پژوهش توصیفی-همبستگی است . جامعه آماری شامل کلیه دانش آموزان متوسطه دوم شهر اسلامشهر در سال تحصیلی ۱۴۰4 – ۱۴۰3 بود که از میان آن ها 368 نفر با روش نمونه گیری خوشه ای چندمرحله ای به صورت تصادفی انتخاب شدند . ابزار گردآوری داده ها شامل پرسش نامه های قربانی قلدری کالیفرنیا ( فلیکس و همکاران،2011)، اضطراب اجتماعی (جرابک، ۱۹۹۶) ، انزوای اجتماعی (چلپی و امیرکافی، ۱۳۸۳) و تنظیم هیجانی گروس و جان (2003) بود . بررسی و ارزیابی الگوی پیشنهاد شده با روش معادلات ساختاری و نرم افزار SPSS 26 و AMOS 24 انجام گرفت. یافته ها: نتایج نشان داد بین اضطراب اجتماعی (01/0 <P ، 30/0 β = )، انزوای اجتماعی (05/0 <P ، 25/0 β = )، تنظیم هیجان (001/0 <P ، 50/0 β = ) با قربانی قلدری و بین اضطراب اجتماعی (001/0 <P ، 45/0- β = ) و انزوای اجتماعی (001/0 <P ، 40/0- β = ) با تنظیم هیجان رابطه ی معنادار وجود دارد. نتایج نشان داد که تنظیم هیجان رابطه بین اضطراب اجتماعی (001/0 <P ، 22/0- β = ) وانزوای اجتماعی (001/0 <P ، 20/0- β = ) با قربانی قلدری را میانجی گری می کند. نتیجه گیری: نتایج پژوهش حاکی از آن است که اضطراب اجتماعی و انزوای اجتماعی می توانند خطر قربانی شدن در قلدری را افزایش دهند، اما تنظیم هیجان به عنوان یک متغیر میانجی مؤثر می تواند نقش محافظتی ایفا کرده و این ارتباط را تعدیل نماید . بر این اساس، تقویت مهارت های تنظیم هیجان در دانش آموزان می تواند به کاهش آسیب های ناشی از قلدری در مدارس کمک کند .
۱۲۳۰.

اثربخشی آموزش شایستگی اجتماعی-هیجانی بر پرطاقتی روانی، همدلی و تعلق به مدرسه در دانش آموزان دختر دارای رفتارهای ضد اجتماعی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۴ تعداد دانلود : ۳۳
مقدمه: هدف پژوهش حاضر بررسی اثربخشی آموزش شایستگی های اجتماعی_هیجانی بر پرطاقتی روانی، همدلی و احساس تعلق به مدرسه در دانش آموزان دختر دارای رفتارهای ضداجتماعی بود. روش : پژوهش از نظر هدف کاربردی و نوع نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون_ پس آزمون و گروه کنترل بود. جامعه آماری شامل کلیه دانش آموزان دختر مقطع متوسطه دوم دارای رفتارهای ضداجتماعی در شهر خرم آباد در سال تحصیلی 1404-1403 بود. نمونه ای ۳۰ نفری به شیوه نمونه گیری هدفمند انتخاب و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش و کنترل (هر گروه ۱۵ نفر) جایگزین شدند. گروه آزمایش طی ۱۰ جلسه ۹۰ دقیقه ای تحت آموزش شایستگی های اجتماعی_هیجانی قرار گرفت. ابزارهای گردآوری داده ها شامل پرسشنامه رفتار ضد اجتماعی برت و دونلان (2009)، پرسشنامه همدلی- کودکان و نوجوانان ریف (2010)، نسخه کوتاه پرسشنامه پرطاقتی روانی پاپاگئورگیو و همکاران (2019) و پرسشنامه احساس تعلق به مدرسه براون و ایوانز (2002) بود. داده ها با استفاده از آزمون تحلیل کوواریانس و نرم افزار SPSS نسخه ۲۶ مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. یافته ها : نتایج تحلیل کوواریانس نشان داد که آموزش شایستگی اجتماعی-هیجانی موجب افزایش معنادار پرطاقتی روانی ) 001/0 (P< ، همدلی ) 001/0 (P< ، و تعلق به مدرسه ( 001/0 (P< در گروه آزمایش در مقایسه با گروه کنترل گردید. نتیجه گیری : یافته های پژوهش حاضر نشان می دهد که آموزش شایستگی اجتماعی-هیجانی می تواند به عنوان رویکردی مؤثر در بهبود سلامت روان و کاهش رفتارهای ضداجتماعی دانش آموزان دختر مورد استفاده قرار گیرد. بر اساس نتایج به دست آمده، پیشنهاد می شود این آموزش در برنامه های پیشگیرانه و مداخلاتی مدارس گنجانده شود.
۱۲۳۱.

موانع ازدواج از دیدگاه دانشجویان: پژوهشی پدیدارشناختی در حوزه جوانان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۷ تعداد دانلود : ۲۸
یکی از تکالیف تحولی در دوره جوانی، ازدواج و تشکیل خانواده است. در این راستا تجربیات عاشقانه منابع مهم پیوند عاطفی هستند و به رشد یک خودپنداره مثبت و یکپارچگی اجتماعی بیشتر کمک می کنند. برقراری و حفظ موفقیت آمیز روابط عاشقانه می تواند پیامدهای مهمی در مراحل بعدی زندگی داشته باشد و به عنوان کمک به سلامت روانی و جسمی افراد و در نتیجه به رفاه آنها توصیف شده است. در این راستا هدف پژوهش حاضر مطالعه موانع ازدواج از دیدگاه دانشجویان بود. طرح پژوهش از نوع کیفی پدیدارشناختی بود. جامعه آماری پژوهش شامل دانشجویان دانشگاه تبریز در سال تحصیلی 1403 بود که به صورت نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند. مصاحبه نیمه ساختاریافته با 22 نفر از این گروه از دانشجویان تا رسیدن به مرحله اشباع نظری انجام گرفت. تحلیل داده ها با روش کلایزی و مشخص کردن مضامین اصلی و فرعی نشان داد که موانع ازدواج، شامل 5 مقوله اصلی عوامل اقتصادی، عوامل اجتماعی-فرهنگی، عوامل روان شناختی، ویژگی های جسمانی و عوامل تحصیلی است. بر پایه این یافته ها دانشگاه ها و سیاست گذاران باید با حمایت از دانشجویان در غلبه بر موانع، به چالش های موجود در روابط دانشجویی بپردازند. اجرای برنامه های ارتقای هوش هیجانی می تواند آن ها را برای تصمیم گیری آگاهانه توانمند کند، فرهنگ فراگیری و حمایت از رفاه و موفقیت دانشجو را تقویت کند.
۱۲۳۲.

بررسی بارگذاری دارو و ارزیابی زیست فعالی کامپوزیت کلسیم فسفات و دی اکسید تیتانیوم نانولوله

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۵ تعداد دانلود : ۲۳
یکی از اصلی ترین راهکارها جهت رفع انواع نقص های استخوانی و غضروفی، استفاده از انواع مواد زیستی همچون کاشتنی ها و داربست ها می باشد. لایه ای از هیدروکسی آپاتیت که از اجزا ی اصلی تشکیل دهنده ی استخوان است، ایجاد می شود که باعث ایجاد پیوند بین این ماده زیستی و استخوان طبیعی بدن می گردد. از دیگر کاربردهای شیشه های زیست فعال می توان به استفاده از آن به عنوان حامل دارو اشاره کرد. با بارگذاری آنتی بیوتیک ها روی شیشه مورد استفاده در بافت آسیب دیده و رهایش کنترل شده می توان از عفونت های احتمالی در ناحیه پیوند جلوگیری نمود. در این تحقیق، نانوکامپوزیت زیست فعالی متشکل از شیشه زیست فعال و نانولوله های دی اکسید تیتانیوم با غلظت های نانوله 5 و 15 درصد به روش سل ژل سنتز شده است. در ادامه خواص زیست فعالی، مورفولوژی، اندازه ذرات، ساختار کریستالی و میزان بارگذاری دارو روی نانوکامپوزیت ها مورد بررسی قرار گرفتند. آزمون زیست فعالی بیرون تنی با غوطه ور کردن نمونه ها در مایع شبیه سازی شده بدن برای مدت زمان 28 روزه و با توجه به تشکیل لایه هیدروکسی آپاتیت روی سطح نمونه ها انجام شد. نتایج حاصل از آزمون زیست فعالی بیرون تنی نشانگر زیست فعالی تمامی نمونه های سنتز شده بوده است. از میان نمونه های موجود نانو شیشه دارای 5 درصد نانولوله دی اکسید تیتانیوم را دارا بوده است. همیچنین این نانو شیشه بهترین عملکرد را در آزمون بارگذاری دارو از خود نشان داده است.
۱۲۳۳.

بررسی اثر افزودن دونپزیل به سرترالین در درمان اختلال افسردگی اساسی: یک مطالعه کارآزمایی بالینی تصادفی دو سو کور

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۶ تعداد دانلود : ۲۵
مقدمه: گزارشات اندکی در ارتباط با استفاده از دونپزیل در درمان افسردگی در غیاب اختلالات شناختی هم وجود دارد. بنابراین هدف از این مطالعه بررسی تأثیر دونپزیل در درمان علایم افسردگی و اختلال حافظه در بیماران مبتلا به اختلال افسردگی اساسی بود. مواد و روش ها: در این مطالعه 40 بیمار مبتلا به اختلال افسردگی اساسی به طور تصادفی به دو گروه تقسیم شدند. برای گروه اول سرترالین + پلاسبو و برای گروه دوم سرترالین + دونپزیل به مدت سه ماه تجویز شد. بعد از گذشت سه ماه از درمان ترکیبی، سرترالین با همان دوز قبلی ادامه پیدا کرد ولی تجویز پلاسبو و دونپزیل متوقف گردید. جهت گردآوری داده ها از پرسشنامه افسردگی همیلتون و آزمون حافظه وکسلر، قبل از درمان و طی درمان ترکیبی و پس از درمان استفاده شد. نتایج: در آنالیز اندازه گیری تکرار شونده در دو گروه مداخله، کاهش نمره افسردگی در طی درمان تا ماه سوم تفاوت معنی داری در دو گروه مداخله نداشت. تنها در ماه ششم بعد از شروع درمان (سه ماه بعد از قطع دونپزیل و پلاسبو) نمره افسردگی در گروه دریافت کننده سرترالین و پلاسبو نسبت به ماه سوم افزایش داشته که موجب اختلاف معنی دار در کاهش نمره افسردگی در دو گروه مداخله شده است. در هر دو گروه آزمون به ترتیب سرترالین+پلاسبو و سرترالین+دونپزیل، نمره آزمون حافظه بعد از 3 ماه از شروع درمان افزایش معنی داری داشت. اما در ماه ششم (3 ماه بعد از قطع دونپزیل و پلاسبو) نمره آزمون حافظه در گروه دریافت کننده پلاسبو نسبت به شروع درمان تفاوت معنی داری نداشت؛ در حالی که در گروه دریافت کننده دونپزیل نسبت به قبل از درمان افزایش معنی دار داشت. نتیجه گیری: به طور کلی می توان بیان نمود که بهبودی افسردگی و حافظه با مصرف دونپزیل به همراه داروی ضد افسردگی پایدارتر بود.
۱۲۳۴.

طراحی، رواسازی و تعیین پایایی فرم کوتاه شده نیمرخ روانی آموزشی نسخه سوم (PEP-3)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۶ تعداد دانلود : ۲۵
زمینه و هدف: با استفاده از روش های روان سنجی برای تأیید ساختار عاملی، تحلیل موارد بر اساس بارهای عاملی و همبستگی با نمره کل، و بررسی روایی همگرایی با معیارهای خارجی می توان فرم کوتاه شده پرسشنامه تدوین کرد که ضمن کاهش قابل توجه زمان اجرا، از روایی سازه ای قوی، روایی محتوایی تأییدشده توسط خبرگان، و پایایی درونی قابل قبول برخوردار باشد. لذا پژوهش حاضر با هدف طراحی، رواسازی و تعیین پایایی یک فرم کوتاه شده از نیمرخ روانی-آموزشی نسخه سوم برای جامعه کودکان ایرانی مبتلا به اختلال طیف اتیسم انجام گردید. روش کار: روش پژوهش توصیفی از نوع روانسنجی بود. جامعه آماری پژوهش حاضر شامل تمامی کودکان با اختلال طیف اتیسم 2 تا 7 ساله مراجعه کننده به مراکز اتیسم شهر اصفهان در سال 1403 بود که از بین آنها 310 نفر به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. ابزار تحقیق شامل نیمرخ روانی آموزشی ویرایش سوم (شاپلر و همکاران، 2005) و مقیاس رشد اجتماعی (وایلند، 1953) بود. روایی صوری و محتوایی مقیاس با استفاده از شاخص نسبت روائی محتوا، روایی سازه ای آن از طریق انجام تحلیل عامل اکتشافی، روایی همگرا از طریق همبستگی با مقیاس رشد اجتماعی واینلند و برای اطمینان از پایایی ابزار نیز از ضریب آلفای کرونباخ و نرم افزار SPSS نسخه 26 استفاده شد. یافته ها: نتایج تحلیل عاملی اکتشافی با استفاده از چرخش مستقل واریماکس، ده عامل مستقل بر روی هم 209/71 درصد کل واریانس متغیرها را تبیین می کردند. مقدار ضریب آلفای کرونباخ خرده مقیاس ها در دامنه 77/0 تا 94/0 و برای کل پرسشنامه 91/0 به دست آمد. نتیجه گیری: با توجه به نتایج پژوهش، می توان نتیجه گرفت که فرم کوتاه شده PEP-3 ابزاری معتبر و پایا برای سنجش و ارزیابی ویژگی های روانی-آموزشی کودکان دارای اختلال طیف اتیسم در گروه سنی ۲ تا ۷ سال است و می تواند در محیط های آموزشی و بالینی مورد استفاده متخصصان قرار گیرد.
۱۲۳۵.

شناسایی پیشران های رهبری سبز موثر بر توسعه پایدار سازمانی در انستیتو تحقیقات تغذیه ای و صنایع غذایی ایران

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳ تعداد دانلود : ۲۲
مقدمه و هدف: در مواجهه با تحولات سریع فناورانه و افزایش فشارهای محیط زیستی، نستیتو تحقیقات تغذیه ای و صنایع غذایی کشور نیازمند رهبرانی است که بتوانند توسعه فردی، قابلیت های سازمانی و تغییرات محیطی را به صورت هم زمان مدیریت کنند لذا هدف از این پژوهش شناسایی پیشران های رهبری سبز موثر بر توسعه پایدار سازمانی در انستیتو تحقیقات تغذیه ای و صنایع غذایی کشور بود. روش کار: این پژوهش از نظر هدف، کاربردی و از نظر ماهیت، با رویکرد آمیخته اکتشافی (کیفی–کمی) انجام شد. در بخش کیفی، با بهره گیری از روش تحلیل مضمون براساس الگوی براون و کلارک (2006)، مصاحبه های نیمه ساختاریافته با 17 نفر از خبرگان دانشگاهی و سازمانی آشنا با حوزه های رهبری سبز، توسعه پایدار و تحول دیجیتال صورت گرفت. در بخش کمی، داده ها از 203 نفر از کارکنان انستیتو تحقیقات تغذیه ای و صنایع غذایی کشور به صورت تصادفی و با استفاده از پرسشنامه مبتنی بر مقیاس پنج گزینه ای لیکرت گردآوری شد. روایی و پایایی ابزارها با روش های تحلیلی مناسب تأیید گردید و تحلیل داده ها به ترتیب با روش تحلیل مضمون و تحلیل عاملی تأییدی با نرم افزار LISREL انجام گرفت. یافته ها: نتایج نشان داد مؤلفه های منابع سازمانی، عوامل محیطی و شایستگی های فردی رهبر، نقش مهمی در ایجاد و توسعه پایدار رهبری سبز در عصر دیجیتال در انستیتو تحقیقات تغذیه ای و صنایع غذایی کشور دارند. نتیجه گیری: نتایج این پژوهش در انستیتو تحقیقات تغذیه ای و صنایع غذایی کشور نشان داد که شکل گیری و پایداری رهبری سبز در این سازمان نیازمند هم افزایی میان منابع سازمانی، عوامل محیطی و شایستگی های فردی رهبران است. بر اساس یافته ها، توجه هم زمان به این عوامل می تواند به ارتقای توسعه پایدار سازمانی در انستیتو و افزایش نقش آن به عنوان الگوی ملی در حوزه تغذیه و صنایع غذایی کمک شایانی کند.
۱۲۳۶.

اثربخشی مداخله ذهن آگاهی بر افکار خودکشی و هم جوشی فکر_عمل در مبتلایان به اختلال دو قطبی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۰ تعداد دانلود : ۲۲
زمینه: اختلال دوقطبی، نوعی اختلال خلقی مزمن و عودکننده است که بر عملکرد اجتماعی و شغلی فرد تأثیرگذار است. هدف از انجام این پژوهش تعیین اثربخشی مداخله ذهن آگاهی بر افکار خودکشی و هم جوشی فکر-عمل در مبتلایان به اختلال دوقطبی بود. روش: روش پژوهش نیمه آزمایشی و به شیوه پیش آزمون-پس آزمون با گروه کنترل و آزمایش بوده است. جامعه آماری پژوهش، کلیه بیماران مبتلا به اختلال دوقطبی مراجعه کننده به مراکز مشاوره روانشناختی شهر گرگان در سال 1401 بودند. تعداد 34 نفر با روش نمونه گیری در دسترس انتخاب و سپس به دو گروه آزمایش و کنترل (هر گروه 17 نفر)، به صورت تصادفی قرار گرفتند. گروه آزمایش تحت 8 جلسه 90 دقیقه ای درمان ذهن آگاهی قرار گرفت و گروه کنترل تا پایان پژوهش، درمان روانشناختی دریافت نکرد. ابزارهای پژوهش پرسشنامه های افکار خودکشی بک (1979) و هم جوشی فکر_عمل راچمن و شافران (1988) بود. از آزمون پارامتریک تحلیل کواریانس با استفاده از نرم افزار SPSS برای تحلیل آماری استفاده شد. یافته ها: نتایج نشان داد مداخله ذهن آگاهی اثر معناداری بر افکار خودکشی (61/0 =η 2 ، 001/0 P<، 73/47 = (1) F) و مؤلفه های هم جوشی فکر و عمل شامل مؤلفه های هم جوشی اخلاقی (72/0 =η 2 ، 001/0 P<، 38/81 = (1) F)، هم جوشی برای دیگران (36/0 =η 2 ، 001/0 P<، 83/17 = (1) F) و هم جوشی برای خود (56/0 =η 2 ، 001/0P<، 12/40 = (1) F) داشت. نتیجه گیری: بر این اساس می توان نتیجه گرفت که مداخله ذهن آگاهی منجر به کاهش افکار خودکشی و هم جوشی فکر-عمل در مبتلایان به اختلال دوقطبی شد.
۱۲۳۷.

اعتباریابی و بررسی روان سنجی نسخه فارسی پرسشنامه «قطعیت درباره وضعیت ذهنی» (CAMSQ) در بزرگسالان ایرانی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۴ تعداد دانلود : ۱۹
هدف: ذهنی سازی، توانایی درک و تفسیر حالات ذهنی خود و دیگران است که در تنظیم هیجان و روابط اجتماعی نقش اساسی دارد. نقص در این توانایی با اختلالات روان شناختی مرتبط او سنجش دقیق آن ضروری است. پرسشنامه «قطعیت درباره وضعیت ذهنی» ابزاری نوین است که نسخه فارسی آن هنوز اعتبارسنجی نشده است. هدف این پژوهش، اعتباریابی و بررسی روان سنجی نسخه فارسی پرسشنامه قطعیت درباره وضعیت ذهنی در جمعیت بزرگسال ایرانی بود. روش: پژوهش کاربردی و توصیفی- پیمایشی بود. نسخه فارسی پرسشنامه ترجمه و روایی محتوا و معادل سازی مفهومی آن بررسی شد. جامعه آماری شامل بزرگسالان ۲۰ تا ۵۰ سال با حداقل مدرک دیپلم و بدون اختلال روانی بود. نمونه گیری به روش در دسترس و آنلاین انجام شد (۵۰۰ نفر). برای پایایی بازآزمایی، ۶۰ نفر دو هفته بعد پرسشنامه را تکمیل کردند. پرسشنامه های همدلی، عزت نفس و عملکرد بازتابی برای بررسی اعتبار همگرا ابزار به کار رفت. یافته ها: تحلیل عاملی اکتشافی دو عامل «خوداطمینانی» و «دیگر اطمینانی» با بار های عاملی بالای ۵۰/۰ و مجموع ۶/۴۷ درصد واریانس تبیینی را تأیید کرد. پایایی درونی مقیاس و زیرمقیاس ها بالا (آلفای کل ۸۹۵/۰) و پایایی بازآزمایی ۸۲/۰ به دست آمد. همبستگی مثبت مؤلفه ها با همدلی و عزت نفس و همبستگی منفی با عملکرد بازتابی، اعتبار همگرا و واگرای مناسبی را نشان داد. نتیجه گیری: نسخه فارسی پرسشنامه «قطعیت درباره وضعیت ذهنی» ابزار قابل اعتماد و کاربردی برای ارزیابی قطعیت ذهنی در جامعه ایرانی است و می تواند در مطالعات روان شناختی، بالینی و آموزشی مورد استفاده قرار گیرد.
۱۲۳۸.

اثربخشی بسته آموزشی فرزندپروری شناختی بر مدیریت رفتار کودکان دارای اختلال نقص توجه– بیش فعالی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰ تعداد دانلود : ۱۸
هدف: هدف این پژوهش، بررسی اثربخشی بسته آموزشی فرزندپروری شناختی بر بهبود مدیریت رفتار کودکان دارای اختلال نقص توجه–بیش فعالی بود. روش: پژوهش حاضر نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون–پس آزمون با گروه کنترل و پیگیری پنج ماهه بود. جامعه آماری شامل والدین کودکان مبتلا به ADHD مراجعه کننده به مراکز مشاوره آموزش و پرورش شهر تهران بودند. ۳۰ والد به صورت هدفمند انتخاب و به طور تصادفی در دو گروه آزمایش و کنترل (هر گروه ۱۵ نفر) گمارده شدند. گروه آزمایش در دوازده جلسه ۴۵ تا ۶۰ دقیقه ای تحت آموزش بسته فرزندپروری شناختی قرار گرفت و گروه کنترل هیچ مداخله ای دریافت نکرد. داده ها در سه مرحله پیش آزمون، پس آزمون و پیگیری گردآوری و با استفاده از تحلیل واریانس با اندازه گیری های مکرر در نرم افزار SPSS-۲۷ تحلیل شدند. یافته ها: نتایج نشان داد میانگین نمرات مدیریت رفتار والدین در گروه آزمایش از پیش آزمون تا پس آزمون افزایش معناداری داشت (F (۲، ۵۴)=۵۸/۹۳، p<. ۰۰۱، η²=۰/۸۱) و این بهبود تا مرحله پیگیری حفظ شد. اثر تعامل زمان و گروه نیز معنادار بود (F (۲، ۵۴)=۴۲/۶۵، p<. ۰۰۱)، که بیانگر تأثیر مداخله آموزشی بر بهبود توانایی والدین در مدیریت رفتار کودک است. آزمون تعقیبی بونفرونی تفاوت معناداری بین پیش آزمون و پس آزمون (p<. ۰۰۱) و بین پیش آزمون و پیگیری (p<. ۰۰۱) را تأیید کرد. نتیجه گیری: یافته ها نشان داد آموزشی فرزندپروری شناختی موجب افزایش مهارت های شناختی و هیجانی والدین و بهبود پایدار در مدیریت رفتار کودکان مبتلا به ADHD می شود. این مداخله می تواند به عنوان برنامه ای مؤثر و فرهنگی سازگار در توانمندسازی خانواده ها به کار رود.
۱۲۳۹.

تأثیر نمایش فعال بر درک مدل ذره ای در آموزش حالت های ماده در کارورزی 3

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۷ تعداد دانلود : ۲۴
این پژوهش در چارچوب کارورزی ۳ و به عنوان بخشی از فرایند آموزش عملی دانشجو-معلمان دانشگاه فرهنگیان اجرا شد. کارورزی ۳ فرصتی ارزشمند فراهم می آورد تا دانشجو-معلمان پیش از ورود به حرفه تدریس، در محیطی واقعی و حمایت شده به کارآموزی بپردازند و شکاف بین نظریه های دانشگاهی و اقتضائات کلاس درس را کاهش دهند. هدف اصلی این پژوهش، ارتقاء درک مفهومی عمیق و افزایش انگیزه یادگیری دانش آموزان پایه دهم رشته ریاضی دبیرستان رضوان، پیرامون مفاهیم انتزاعی مدل ذره ای و حالت های ماده بود. این مفاهیم به دلیل ماهیت غیرملموس خود، اغلب برای دانش آموزان دشوار و دور از زندگی روزمره تلقی می شوند. کارورزی ۳ این امکان را به دانشجو-معلم داد تا با طراحی و اجرای یک طرح درس فعال در محیط واقعی کلاس، مهارت های تدریس خود را در تعامل مستقیم با دانش آموزان تقویت کرده و نظریه های آموزشی را به تجربه عملی تبدیل کند. روش کار بر پایه مدل یادگیری فعال (بازی ذرات) و با تأکید بر سه مرحله کلیدی طراحی و اجرا شد: مرحله اول «تجربه کردن» (شامل ایفای نقش ذرات توسط خود دانش آموزان و انجام آزمایش های ساده و دست ورزی)، مرحله دوم «توضیح دادن» (شامل تکمیل جدول های مقایسه ای گروهی و بحث در مورد مشاهدات) و مرحله سوم «به کار بستن» (شامل مقایسه نتایج گروه ها و انتقال یادگیری به موقعیت های جدید و مسئله محور). سنجش یادگیری به صورت مستمر و فرایند‑محور (از طریق مشاهده میزان مشارکت فعال دانش آموزان و کیفیت پاسخ های ارائه شده در گروه ها) انجام گرفت. یافته های این پژوهش نشان داد که روش نمایش فعال و مدل سازی بدن محور نه تنها در ارتقاء درک مفهومی دانش آموزان از مدل ذره ای مؤثر بوده است، بلکه انگیزه و تمرکز آنان را در کلاس به طور چشمگیری افزایش داده است. در مجموع، این رویکرد می تواند به عنوان الگویی کارآمد و عملی برای آموزش مفاهیم انتزاعی فیزیک در پایه دهم و حتی سایر مقاطع تحصیلی مورد استفاده قرار گیرد.
۱۲۴۰.

طراحی و اعتبارسنجی الگوی مربی گری الکترونیکی رهبران آموزشی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۶ تعداد دانلود : ۲۳
هدف: هدف پژوهش حاضر طراحی و اعتبارسنجی الگوی مربی گری الکترونیکی رهبران آموزشی است. این پژوهش از نوع کاربردی و از نظر روش اجرا، آمیخته می باشد. روش پژوهش: در بخش کیفی پژوهش، جامعه آماری صاحب نظران حوزه آموزش بودند، که به روش هدفمند نظری انتخاب شدند و سپس با انجام مصاحبه نیمه ساختارمند با 20 نفر از مشارکت کنندگان اطلاعات و داده ها جمع آوری و با روش کدگذاری کلایزی تجزیه و تحلیل شدند. در بخش کمی، به منظور اعتبارسنجی الگوی طراحی شده، از پرسشنامه محقق ساخته مربی گری الکترونیکی رهبران آموزشی استفاده شد. جامعه آماری این بخش مدیران مدارس شهر کرج در سال تحصیلی 1403-1402 بودند. حجم نمونه براساس معیارهای تعیین حجم نمونه تحلیل عاملی مونت کارلو 300 نفر، تعیین شد. تحلیل داده ها با بهره گیری از نرم افزار Smart PLS، انجام گرفت. یافته ها: از بخش کیفی 15 بُعد («پذیرش»، «پرسیدن سوالات تأملی»، «شناسایی نیازها»، «تعیین سطح شایستگی»، «مسئولیت پذیری»، «هدف گذاری»، «برنامه ریزی»، «تعیین محتوا»، «انتخاب فناوری»، «حفظ امنیت آنلاین»، «تأمین منابع انسانی ماهر»، «تأمین بودجه»، «تعامل»، «ارزیابی» و «بازخورد») برای مربی گری الکترونیکی، شناسایی شد. یافته های بخش کمی نیز نشان دادند که مدل طراحی شده از اعتبار مناسبی برخواردار است. نتیجه گیری: الگوی مربی گری الکترونیکی رهبران آموزشی مبتنی بر 15 بُعد و 56 شاخص از اعتبار لازم برخوردار بوده و می تواند به عنوان چارچوبی کارآمد برای بهبود اثربخشی مربی گری الکترونیکی رهبران آموزشی مورد استفاده قرار گیرد تا موجب بالندگی آنان شود. براساس نتایج پژوهش، پیشنهاد می شود مدارس، دانشگاه ها و تمامی سازمان های آموزشی از این الگو به عنوان راهنمای عملی برای طراحی و اجرای برنامه های مربی گری الکترونیکی بهره بگیرند.

تبلیغات

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

حوزه تخصصی

زبان