تحلیل فقهی بیع عینه: بازخوانی روایات و کاربردهای آن در نظام بانکداری(مقاله پژوهشی حوزه)
منبع:
فقه سال ۳۲ زمستان ۱۴۰۴ شماره ۴ (پیاپی ۱۲۴)
83 - 105
حوزههای تخصصی:
بیع العِینَه یکی از معاملاتی است که به دلیل شباهت ظاهری آن به قرض مشروط و امکان فرار از ربا، در جرگه ابزارهای محبوب بانک ها و تجار قرار دارد و همین شباهت باعث ایجاد شبهات فقهی و انتقادی در رابطه با احکام آن شده است. این عقد در حالت رایج خود به این شکل است که فردی به تأمین مالی نیاز دارد، به طرف دوم مراجعه کرده و کالایی را به صورت نقد می فروشد. در ادامه، مشتری متعهد می شود که در همان جلسه با عقدی دیگر، کالای فروخته شده را به صورت نسیه و با قیمت بالاتر بازخرید کند. به دلیل وجود روایات مبهم و چندوجهی، و همچنین شکل صوری که بیع به خود می گیرد در صورت اشتراط معامله دوم ذیل معامله اول، شبهاتی پیرامون این عمل مطرح شده است. روایات نیز ظاهری متعارض دارند که با جمع میان آنها می توان اثبات کرد صرفا در مقام بیان خطوط قرمز این عقد هستند، نه مطلق نهی. اهمیت این نوع معاملات به کاربرد آن در روابط تجاری و بانکی مرتبط است. با این حال، تا کنون پژوهشی که به طور جامع و کامل به بازبینی، تحلیل و نقد مجموعه روایت های مرتبط با بیع العینه پرداخته باشد، یافت نشده است. این پژوهش با رویکردی توصیفی-تحلیلی و با استناد به منابع کتابخانه ای، به بررسی فقهی مفهوم عینه و مصادیق آن در متون شرعی می پردازد. هدف اصلی این مطالعه، تبیین انواع فروض عینه در منابع اسلامی، تحلیل اعتبار سندی و دلالی روایات مرتبط، و تعیین مرز میان عینه های مجاز و ممنوع در فقه معاملات است. از جمله مسائل محوری این تحقیق، بررسی حرمت شرط کردن عقد دوم در عقد اول (مانند شرط فروش قسطی در بیع نقدی) و تحلیل فقهی موارد مشابه می باشد. یافته های این پژوهش می تواند به ارائه چارچوبی روشن برای تشخیص معاملات عینه ای نامشروع از مصادیق جایز آن کمک کرده و زمینه ساز تطبیق دقیق تر احکام فقهی در نظام بانکداری بدون ربا باشد.