همه ادیان در پذیرش وجود خداوند متعال اشتراک نظر دارند ‘آنچه آنها را از یکدیگر متمایز می سازد ‘بحث در توجیه و تفسیر هستی مطلق است . در دنیای اسلام نیز نحوه قبول وجود خالق جهان در میان مذاهب گوناگون و حتی در فرقه های مختلف یک مذهب متفاوت می باشد .شاید یکی از دلایل پیدایش استدلالهای متنوع در این موضوع واحد همین باشد . اما از این نکته نیز نمی توان گذشت که تلاش زیادی برای اثبات وجود خداوند با استناد به خود او در همه زمانها صورت گرفته است ‘تا جایی که بسیاری وجود مقدس خدای عالم را بی نیاز از برهان دانسته و او رابهترین گواه بر بودنش گرفته اند .اما بودند و هستند کسانیکه علی رغم این مطلب ‘ سعی کردند به این بینش رنگ استدلالی داده و آن را به قالبهای منطقی و فلسفی بکشانند.
انقلاب اسلامی ایران که در نخستین گام با تغییر رهبری و مدیریت کشور تحقق یافت ‘ حکومت اسلامی را به عنوان بهترین جایگزین ‘ مطرح نمود ‘ و الگوی اسلامی آن را بر مبنای سیره پیامبر (ص)و امام علی (ع) قرارداد .برجستگی انقلاب اسلامی ایران این بود که در عصر سکولاریسم ‘ در چارچوب تعلیمات دین ‘ لحظه به لحظه ادامه یافت و ((انقلاب به نام خدا )) نام گرفت . این نوشتار ‘ پیش زمینه های فکری انقلاب اسلامی را برخاسته از اندیشه سیاسی اسلام میداند که دستمایه شورانگیز و الهی این حرکت قرار گرفت ‘ و این رمز صبغه ((اسلامی)) انقلاب بود و چنین نبود که بعدأ اسلامی شد و یا پدیده ای وارداتی بود . زمینه های تاریخی و تجربی تاریخ معاصر ایران یکی از تجربه های سودمند در ذهنیت رهبری فقید انقلاب و خاطره مردم آگاه ایران شد ‘ تا مشی سیاسی حفظ سلطنت و اصلاح رفرمیستی آنرا واهی بداند و عزم را بر ریشه کن کردن ظلم و فساد ‘ جزم نماید . سرانجام این نوشتار ‘ به حضور سرنوشت ساز و گسترده مردم ‘ رهبری قاطع امام ‘ و انگیزش اسلام ناب ‘ اشاره دارد .
اگر چه فرق مختلف متکلمین همچون اشاعره ، معتزله و امامیه اختلاف نظر زیادی در اصول و فروع دین دارند اما جملگی در اصل توحید که محور دین اسلام را تشکیل می دهد موافقت دارند . با این حال تفاسیر گوناگون ، بعضأ متضاد و بلکه متناقضی که از همین اصل ارائه نموده اند ‘ ریشه همه اختلافات دیگر است . متکلمین معتزلی که استدلال عقلی را ملاک قضاوت در باب توحید دانسته اند با تکیه بر بساطت مطلق ذات و نفی وحدت صفت و موصوف به ذاتی که در واقع فاقد صفات است قائل شده و پس از آن در توضیح و تبیین صفات اعلام شده در کتاب قرآن به تکلف افتاده اند . رأی آنان درباره علم و قدرت الهی اگر با دقت مورد ارزیابی قرار گیرد مستلزم نفی این صفات می باشد . بزرگان این مکتب برای آنکه بدین ملازمه تصریح ننمایند که این مقاله تتبعی است در آثار آنان .
جامعه شناسی بومی و مسئله شناسی در آن به عنوان یکی از رشته های علوم انسانی در این مقاله مورد سؤال و بررسی واقع شده تا از آن طریق و با ذکر نمونه جامعه شناسی کانادایی نشان دهیم که مسائل و مشکلات درونی کانادا توانسته جهت گیری علمی جامعه شناسی را با مقتضیات بومی هماهنگ سازد . با این وجود و به لحاظ مفهومی ونیز با در نظر گرفتن اصول معرفت شناسانه حاکم بر شکل گیری علم جامعه شناسی هنوز نمی توان بومی گرایی علمی را منطقأ معتبر دانست ‘چراکه تعدد جهت گیری موضوعی (نظیرعلاقه مندی نظریه پردازان کانادایی به مسائل اقتصاد سیاسی ‘مطالعات فرهنگی و فمینیسم ) تنها نقطه تمرکز پژوهش علمی را تعیین می کند و نه اصول موضوعه و قضایای علمی که قرار است با بکارگیری آنها فضای معرفتی نظریه پردازی ونهایتأ قوانین عام حاکم بر کنشهای اجتماعی ‘جهان اجتماعی و واقعیت اجتماعی تبیین و یا کشف شوند . البته تجربه اقتصاد سیاسی در کانادا نشان میدهد که شکل گیری پارادایمهای جامعه شناسی متأثر از تجربه های بومی است و به همین دلیل نمی توان جامعه شناسی بومی را تمامأ تجربه نامعتبری تلقی کرد .
در فلسفه غرب با تفکر هگل تاریخ و فلسفه با هم نسبت می یابند و بل فلسفه ‘ تاریخی و تاریخ ‘ فلسفی دیده می شود و این پیوند مبارک بدون تفسیر تاریخ فلسفه برای هگل امکان پذیر نبوده است . لذا تفسیر هگل از تاریخ فلسفه جدید (مدرن ) امکان جمع تقابلهای تفکر جدید غربی را که از زمانه دکارت تا خود هگل حیات فرهنگی غرب را دچار شقاق و گسیختگی کرده بود ‘ میسور ساخت . در مقاله حاضر‘ یکی از مهمترین فلاسفه دوره جدید ‘ یعنی اسپینوزا از نظرگاه هگل با ابتناء بر متن درس – گفتارهای تاریخ فلسفه مورد بحث قرار گرفته است . در بخش اول مقاله مقدمه کلیات تفسیر هگل را پیش گشیده ایم . دربخش دوم نقد و نظر هگل در باب تعاریف کتاب اخلاق را آورده ایم . در بخش سوم نیز مسأله انکار جهان در فلسفه اسپینوزا ‘ که در مقابل تفسیر الحادی فلسفه اوست ‘ مورد بحث و فحص قرار گرفته است .