هدف پژوهش حاضر، بررسی رابطه عوامل مدل پنج عاملی شخصیت با سبکهای هویت است. بدین منظور از میان دانشجویان دوره کارشناسی دانشگاه های تهران و شهید بهشتی، 359 نفر (182 پسر و 177 دختر) با روش نمونه گیری تصادفی طبقه ای چند مرحله ای انتخاب شدند. عوامل شخصیت توسط پرسشنامه شخصیت NEOPI-R و سبکهای هویت توسط پرسشنامه سبک های هویت برزونسکی، مورد ارزیابی قرار گرفتند. بر اساس تحلیل های همبستگی، صفات برونگرایی، دلپذیربودن و با وجدان بودن با هویت اطلاعاتی و هنجاری ارتباط مثبت داشتند. ویژگی انعطافپذیری با هویت اطلاعاتی ارتباط مثبت و با هویت هنجاری ارتباط منفی داشت. در صورتی که روان رنجورخویی با هویت اطلاعاتی و هنجاری ارتباط منفی و با هویت مغشوش ارتباط مثبت نشان داد. بر اسـاس نتایـج تحلیل هـای رگرسیـون، هویـت اطلاعاتـی توسط با وجدان بودن و انعطاف پذیری، هویت هنجاری تـوسط بـاوجدان بـودن، بـرونگـرایـی، دلپـذیـربـودن و همچنین انعطاف پذیری (بهطور منفی) و در نهایت هویت مغشوش تنها توسط با وجدان بودن (به طورمنفی) پیشبینی شدند.
رافائل کاپورو از جمله فلاسفه ای است که به بحث از ماهیت اطلاعات اهتمام دارد. او قائل به تشکیکی بودن مفهوم اطلاعات است. در بحث از ماهیت اطلاعات، کاپورو به نقادی تعاریف اقناعی و معجمی و بالاشاره می پردازد و بر حیث تاریخی و زمانی اطلاعات تاکید می کند...
امروزه حفاظت و حراست از سرزمین در سراسر کره زمین برای تمام کشورها یک ارزش به حساب می آید. ضمانت تحقق این امر بدون شک مدیریت مرزها و داشتن مرزهایی با امنیت کامل می باشد. امنیت بنیادی ترین نیاز هر جامعه و مهمترین عامل برای دوام زندگی اجتماعی به شمار می رود. کشور ایران دارای مرزهای زیادی با همسایگان خود می باشد که ناامنی آنها نگرانی هایی را برای مرزنشینان و دولت مرکزی به وجود آورده است. در همین راستا اهمیت نقش سرمایه اجتماعی در روند توسعه جوامع، مساله ای است که در سال های اخیر مورد توجه بسیاری از محققان قرار گرفته است. هدف اصلی این مقاله بررسی ابعاد مختلف سرمایه اجتماعی بر امنیت مناطق مرزی می باشد.روش تحقیق از نوع توصیفی- تحلیلی بوده است و اطلاعات به روش میدانی و با استفاده از پرسشنامه گردآوری شده است که در نهایت اطلاعات جمع آوری شده به وسیله نرم افزار آماری SPSS مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفته است. یافته ها نشان می دهد که ساکنان این بخش از مرز، اعتماد زیادی نسبت به یکدیگر دارند، جامعه نمونه، ضمن تایید مرزهای آرام در این منطقه، وجود برخی ناامن هایی مانند قاچاق کالا و مشروبات الکلی را تایید می کنند.
بدیع از جمله دانشهای بلاغی است که در آن از صنایع کلام و زیباییهای الفاظ و آرایش سخن بحث می شود. یکی از آثاری که در این فن به فارسی نگاشته شده، کتاب حدایق السحر فی دقایق الشعر اثر رشیدالدین وطواط (ف 573 هـ ق) است. این کتاب کم حجم به دلیل اهمیت موضوع آن و به سبب مقام علمی و شهرت مولف، مورد توجه ادیبان قرار گرفته و افراد زیادی به تقلید از آن به تالیف کتاب پرداخته و یا آن را شرح کرده اند. در این مقاله از میان مقلدان این اثر، کتاب المعجم فی معاییر اشعار العجم تالیف شمس الدین محمد قیس رازی (اوایل قرن هفتم) و کتاب حدایق الحقایق اثر شرف الدین رامی (تالیف بین سالهای 757-776 هـ ق) به اجمال معرفی شده و از نظر میزان تاثیرپذیری از حدایق السحر مورد برسی قرار گرفته است. این تاثیر گاهی در شیوه بیان تعاریف صنایع بدیعی و ذکر شواهد حدایق السحر نمود یافته و نیز از نظر تعداد آرایه ها و در برداشتن اغلب صنایعی است که در حدایق السحر آمده است.
در این پژوهش ارتباط میان ساختار قدرت در خانواده با تعارضات زناشویی مورد بررسی قرار گرفته است. منظور از ساختار قدرت در خانواده، الگوی تصمیم گیری زوجین در هزینه کردن پول، خرید امکانات برای خانواده، تربیت فرزندان و غیره می باشد. در این مطالعه از یک نمونه در دسترس شامل 67 زن و مرد 45) زن و 22 مرد( استفاده شده است. ابزارهای مورد استفاده در این پژوهش عبارتند از: پرسشنامه 42 سوالی به منظور اندازه گیری تعارضات زناشویی و پرسشنامه 63 سوالی برای اندازه گیری ساختار قدرت در خانواده (مقیاس قلمرو و حوزه قدرت، مقیاس ساخت قدرت یا روابط قدرت و مقیاس شیوه اعمال قدرت). به منظور تحلیل داده های جمع آوری شده از ضریب همبستگی پیرسون استفاده شده است. در این پژوهش علاوه بر فرض رابطه بین ساختار قدرت در خانواده با تعارضات زناشویی، همچنین فرض شده است که بین ساختار قدرت در خانواده با -1 تملک منابع ارزشمند (تحصیلات زوجین، درآمد زوجین و تملک دارای زوج) -2 متغیرهای جمعیتی (بعد خانوار، مدت ازدواج، فاصله سنی زوجین و مرحله چرخه زندگی) ارتباط وجود دارد. نتایج نشان داد که بین ساختار قدرت خانواده با تعارضات زناشویی ارتباط وجود دارد و دو فرضیه دیگر مبنی بر ارتباط میان ساختار قدرت خانواده با تملک منابع ارزشمند و متغیرهای جمعیتی، به دلیل عدم معناداری رابطه مورد تایید قرار نگرفت.
"به دلیل گستردگی، تنوع و فقدان طبقه بندی مشخص و مورد توافق درباره مشکلات اجتماعی برای تدوین هر برنامه مداخله اولویت بندی آن ها امری اجتناب ناپذیر می باشد. این مقاله نتایج حاصل از طرح پژوهشی در این زمینه را ارایه می دهد. این پژوهش با استفاده از روش دلفی انجام شده و در آن نظرات 41 نفر از مدیران، کارشناسان و صاحبنظران درباره مشکلات اجتماعی در اولویت در چهار مرحله جمع بندی شده است.
بر اساس نتایج حاصله از دیدگاه اعضای دلفی پانزده مشکل در اولویت مشکلات اجتماعی ایران قرار دارند که عبارت اند از اعتیاد، بیکاری، خشونت، بی اعتمادی اجتماعی، فقر اقتصادی، فساد، تبعیض اجتماعی، بی عدالتی در برخورداری از قدرت، نزول ارزش ها، افزایش میزان جرایم، سیاست های اقتصادی، معضل ترافیک، مسایل آموزش و پرورش، عدم رعایت حقوق شهروندی و نابرابری در اجرای قانون. در میان این مشکلات نیز اعتیاد، بیکاری، خشونت، بی اعتمادی، فقر و فساد در اولویت بالاتری در مقایسه با دیگر مشکلات قرار دارند.
مقایسه یافته های این پژوهش و مطالعات مشابه حاکی از در اولویت قرار داشتن اعتیاد و بیکاری نسبت به دیگر مشکلات است.
"