شعر زهد فارسی از آغاز در سه محور فکری اخلاق و شریعت و طریقت جلوه گر شده است. هم شعر زهد و هم تعاریف گوناگونی که از زهد ارایه شده است پیوند آیین های دیگر با زهد اسلامی و نفوذ آنها را در زهدیات نمودار می سازد. با این حال به نظر می رسد که زهد اسلامی مبتنی است بر قرآن، حدیث، و سیره رسول اکرم صلی اله علیه و آله و سلم و صحابه و خلفا. زهد تعاریف متعددی دارد: گاهی، به اعتبار کف نفس، عین ورع شمرده شده و به جای آن به کار رفته با این تفاوت که در زهد از توجه به امور دنیوی و در ورع از گناهان پرهیز می شود. به عبارت روشن تر، اهتمام در دو جهت زهد نامیده می شود: روی گردانی از دنیا برای به دست آوردن آسایش عقبی؛ بسنده کردن به ناچیزترین بهره از حلال برای جلب خشنودی الهی. هدف زهد زدودن بدی ها و کژی ها از نفس و پرورش درون از طریق مجاهدات خاص است. زهد، در عین آنکه از مراحل تصوف است، به دلیل تاثیری که در تمرکز قوای نفسانی برای نیل به اهداف روحانی دارد، به طور عام در عرصه های اخلاقی جایگاه شاخصی یافته است. من باب مثال، در رساله «فتوت» سلمی (وفات: (412، آنجا که سخن از آداب آیین فتیان است، مطالبی مشابه روش زهد یا نزدیک به آن آمده است. (سلمی 2، ج 2 ، ص (209
این مقاله به منظور شناسایی و مقایسه انسان شناختی جمعیت عشایر و قبایل ایران و هند که همراه با سنت های کهن خود، همچنان نظام اجتماعی شان را حفظ کرده اند، تدوین شده است. یکی از اشکال سه گانه جامعه در جهان، جامعه قبایلی و عشایری است، که کشورهای ایران و هند از آن بهره مند هستند. تعریف نظام قبیله ای در نقاط مختلف جهان متفاوت است. در حالی که در جامعه قبایلی هند، گروهی از مردم را هم خویشاوند گویند که با بهره گیری از دو شیوه معیشت کشاورزی، در سطحی بسیار گسترده، و پرورش دام، در چند قبیله در سطحی بسیار محدود، زندگی می کنند و کاملا اسکان یافته اند، جامعه عشایری در ایران، متکی بر اقتصاد دامداران و از نظر شکل اسکان، کوچنده است. امروزه آمار جمعیتی قبایل هند به علت رشد و ازدیاد جمعیت آن کاملا در حال تغییر است و در هر دهه شاهد افزایش جمعیت آن هستیم. اما آمار جمعیتی ایالات و عشایر در ایران، حتی در دوره های میزان بالای موالید روبه کاهش بوده است. یکی از دلایل بسیار مهم روند کاهش جمعیت ایلات و عشایر ایران، به تعریف نظام عشایری از سوی سازمان ها و ارگان های دولتی بر می گردد که غالبا تنها عشایر کوچنده را در تعریف خود جای داده اند و ملاک های اسکان را مورد قبول خود قرار نمی دهند. امروزه جمعیت قبایل هند از جمعیت ایران بیشتر است. در حالی که جمعیت عشایر ایران به زیر یک میلیون نفر تقلیل یافته است.