آگاهی سازمانها از قابلیت های ارزش آفرینی دارایی های نامشهود منجر به حرکت آنها در بکارگیری دارایی های نامشهود می شود. یکی از مهمترین دارایی های نامشهود شرکت ها علائم تجاری آنها است. علائم تجاری در بسیاری از موارد موجب افزایش یا تقویت ارزش دارایی های مشهود و نامشهود شرکت می شوند. با توجه به اهمیت بحث تصویر سازی از نام تجاری و ایجاد یک نام تجاری متمایز و مطلوب برای ذینفعان در مدیریت استراتژیک، مدیران به منظور دستیابی به موفقیت در اهداف مدیریت نشان تجاری و ارتقای ارزش نشان تجاری نیازمند آگاهی مستمر از وضعیت و ارزش آن در بازار می باشند که لازمه آن داشتن یک مکانیزم اجرایی است. براین اساس هدف این مطالعه طراحی مکانیزمی برای اندازه گیری ارزش نشان تجاری با استفاده از یک رویکرد ترکیبی برپایه وضعیت جاری و آتی پیشرانه های ارزش نشان تجاری می باشد. بدین منظور ابتدا پیشرانه های ارزش نشان تجاری که پارامترهای اصلی برای خلق و مدیریت نشان تجاری می باشد شناسایی و پس از آن فرایندی برای تعیین چگونگی و اندازه گیری میزانی که هر یک از پیشرانه ها به طور مستقیم بر ارزش نشان تجاری دارند تعریف می گردد. در انتها پس از تشریح مدل، نتایج استفاده از این مدل برای ارزشیابی یک نشان تجاری داخلی و مقایسه نتایج آن با ارزشیابی همان نشان تجاری داخلی براساس مدل های رایج در سطح جهان ارائه می شود.
ادبیات، تولیدی اجتماعی است که با مطالعه آن میتوان به عناصر جدیدی از حیات فرهنگی و اجتماعی هر جامعه دست یافت. هر چند ادبیات داستانی در جهت کشف و توضیح جهان از زاویه خاص به مساله مینگرد، اما به بازتاب بیرونی و درونی مؤلف قابل کاهش نیست؛ بلکه ادبیات بازنمایی خلاق آنهاست. پرسش اساسی این پژوهش درک وضعیت میدان ادبی و بازنمایی شهر در آثار ادبی ساعدی، در دهههای 1340 و 1350 است. پژوهشگران این مقاله از میان آثار این نویسنده، سه داستان را که به توضیح و توصیف فضای شهری و مو قعیتهای شکل گرفته پرداختهاند، انتخاب کرده و پس از مطالعه آنها به بررسی نظم منطقی در آثار این نویسنده پرداختهاند.آثار ادبی دهههای40 و50 جزو دوران شکوفایی داستان نویسی ایران محسوب میشوند.
در این پژوهش اثربخشی آموزش مهارت های ارتباطی بر اضطراب اجتماعی دانش آموزان پسر سال اول متوسطه ناحیه 4 آموزش و پرورش شهر اهواز مورد بررسی قرار گرفت. جامعه آماری این پژوهش شامل کلیه دانش آموزان پسر سال اول متوسطه شهر اهواز در سال تحصیلی86-85 بود و نمونه ی آن تعداد 60 دانش آموز از این جامعه بود که ابتدا به روش نمونه گیری خوشه ای چندمرحله ای و سپس تصادفی ساده انتخاب گردید و به طور تصادفی به دو گروه 30 نفره آزمایش و گواه تقسیم شد. طرح پژوهش از نوع طرح پیش آزمون و پس آزمون با گروه گواه است که پس از انتخاب تصادفی گروه های آزمایش و گواه، مداخله آزمایشی (آموزش مهارت های ارتباطی) بر روی گروه آزمایش به مدت 10 جلسه ی 70 دقیقه ای و 2 جلسه در هفته اجرا گردید، و پس از اتمام برنامه ی آموزشی از هر دو گروه پس آزمون به عمل آمد. به منظور تجزیه و تحلیل داده های جمع آوری شده علاوه بر آمار توصیفی از آمار استنباطی مانند آزمون t گروه مستقل و تحلیل واریانس چندمتغیری استفاده شد. نتایج حاصل از تحلیل داده ها نشان داد که آموزش مهارت های ارتباطی باعث کاهش اضطراب اجتماعی( و مؤلفه های آن، یعنی اجتناب و پریشانی اجتماعی و ترس از ارزیابی منفی) دانش آموزان گروه آزمایش در مقایسه با گروه گواه شده است. (0001/0 p<)
مفهوم نخستینِ اصل صلاحیت کیفری جهانی که بر اساس آن، دادگاه های ملی یک کشور می تواند به جرمی رسیدگی نماید که نه در قلمرو آن کشور واقع شده است، نه متهم یا بزه دیده تبعه اوست و نه جرم علیه منافع آن کشور ارتکاب یافته است، در ابعاد مختلف تحول یافته است به طوری که از حق انتخاب برای تعقیب تک جرم دزدی دریایی گذشته، تئوری صلاحیت جهانی، از طریق عرف و معاهدات بین المللی توسعه یافته است به مرحله ای که حالا دولت ها حتی تعهد به انجام مجازات جدیدترین جرایم موضوع اصل را می پذیرند. هرچند نگرش به این صلاحیت در هریک از نظام های حقوقی موجود متفاوت است و لذا امروزه رژیم های مختلفی از قانونگذاری داخلی در این زمینه وجود دارد اما سیر تحول آن به سوی پذیرش و اجرای همگانی یا حداکثری است. بدین صورت که دادگاه های داخلی، منشا صلاحیت خود را در این مورد از عرف یا معاهدات بین المللی و قوانین ملی کشور متبوع کسب نموده و اعمال آن را نیز مداخله در حاکمیت سایر کشورها نمی دانند. در این مقاله تلاش شده است تا منشا و ماهیت حقوقی این صلاحیت، بنا بر فرضیه هایی که بیان شد، مورد بررسی قرار گیرد.
اطلاع شناسی، ناظر به پرسش از ماهیت اطلاعات است. لوچیانو فلوریدی و رافائل کاپورو از جمله فلاسفه ای اند که به این پرسش اهتمام داشته اند. فلوریدی پاسخ به این پرسش را در قالب فلسفه ی اطلاعات پی می گیرد. فلوریدی اطلاعات را داده های دارای نظمِ معنی دارِ صادق می داند. در نظر او، ما داده ی نابِ فی نفسه نداریم و لذا اطلاعات همواره وابسته به یک سطح انتزاعِ خاص است. در مقابل، کاپورو می کوشد در چارچوب هرمنوتیکِ اگزیستانسیال هایدگر به پرسش از چیستی اطلاعات پاسخ دهد. در نظر او، اطلاع وجهی از اگزیستانس دازاین است که به وجود- در- عالَم- با- دیگران راجع است. لذاست که کاپورو بر جنبه ی هرمنوتیکی- بلاغی دانش اطلاع رسانی یا انجلتیک تاکید می کند. ایده ی اساسی مشترک در آراء فلوریدی و کاپورو این است که اطلاعات همواره دارای تعهدات و جهت گیری های انتولوژیک و مشروط به یک افق معانی خاص است. بر این اساس دلالت های آراء فلوریدی و کاپورو در کتابداری و اطلاع رسانی مورد بحث قرار می گیرد.