اهداف: هم زمان با تغییرات سریع فنون و مهارتها و ظهور پدیدههای نوین در فناوری اطلاعات، وجود شبکههای ارتباطی بسیار گسترده از جمله اینترنت و ابزارها و امکانات آموزشی پیشرفته، روشهای آموزشی متحول شده است و این امکان فراهم آمده که طیف وسیعی از جویندگان علم و دانش در نقاط مختلف جهان و از فاصلههای دور تحت پوشش شبکه آموزشی از راه دور درآیند و با روشهایی متفاوت از روشهای سنتی و معمول، آموزش ببینند. در آموزش از راه دور، امکان یادگیری مادام العمر بدون محدودیت مکانی و زمانی برای هر فرد وجود دارد. با به کارگیری روش آموزش از راه دور، فرآیند پژوهش در جامعه بهدلیل محور واقع شدن یادگیرنده در فرآیند آموزش و کنجکاویهای او در جهت رفع نیازهای اطلاعاتی خویش، توسعه می یابد.
روشها: این پژوهش مطالعه توصیفی- همبستگی است. جامعه پژوهش، دانشجویان پرستاری بودند که براساس روش نمونهگیری آسان، 33 نفر از آنها بهعنوان نمونه وارد مطالعه شدند. ابزار گردآوری اطلاعات پرسشنامه سهبخشی بود که پرسشهای آن براساس سازهها و عوامل تشکیلدهنده «مدل پذیرش فناوری» تنظیم شد. روایی پرسشنامه با روش اعتبار محتوی و پایایی آن با روش آلفای کرونباخ تعیین شد.
یافتهها: میزان درک از سهولت، همچنین درک از مفید بودن یادگیری الکترونیکی در سطح خوب بود. در حدود نیمی از افراد پژوهش نگرش و تمایل به یادگیری به شیوه الکترونیکی را متوسط بیان نمودند.
نتیجهگیری: دو عامل درک از سهولت استفاده و درک از مفید بودن با پذیرش یادگیری به شیوه الکترونیکی همبستگی دارند.
در قوانین مدنی فرانسه و برخی از کشورهای اسلامی مانند مصر، گذشته از تعلیق در انعقاد عقد، تعلیق در انحلال عقد نیز مطرح شده و موادی از قانون مدنی این کشورها به اوصاف معلق علیه اختصاص یافته است که اگر معلق علیه آن اوصاف را داشته باشد تعلیق در انعقاد یا انحلال عقد، صحیح است اما با فقدان آن اوصاف، رابط? طرفین یا در قالب حقوقی با وصف دیگری میگنجد یا باطل است. درماد? 184 قانون مدنی ایران، عقد معلق یکی از اقسام عقد به شمار رفته است ولی در بیان احکام و آثار و اوصاف معلق علیه مطلبی به چشم نمیخورد تا بتوان این نهاد را به درستی بررسی کرد. این مقاله به بررسی اوصاف معلق علیه میپردازد که بدیهی است در صورت احراز اوصاف مورد نظر میتوان رابطه حقوقی مزبور را به رابطه ای معلق توصیف کرد.
در این جستار از یکسو اصطلاح بیمار با رویکرد بیماریهای مستحدثه و نوظهوری که سرانجام اغلب آنها مرگ است، مورد نقد و بررسی واژه شناسانه قرار گرفته و با ملاحظ? سه شاخص بازدارندگی از فعالیت روزمره، خطرناک و کشنده بودن و نیز منجر به مرگ شدن بازتعریف شده است. ازدیگرسو تصور ملازم? سکوت قانون گذار با ابهام و اجمال مورد نقد قرارگرفته و ثابت شده است که سکوت در تقابل نفی و اثبات، در حقیقت به معنای تصریح به نظری? نفی و تأیید آن است. برهمین اساس فرضی? معنادار بودن سکوت مقنّن در خصوص حجر بیمار مشرف به موت تقویت و از رهگذر آن مخالفت قانونگذار با نظریه مشهور و پذیرفتن نظر فقیهان متقدم مبنی بر نفوذ کلی? تصرفات مالی بیمار مشرف به موت از اصل ثابت شده است. علاوه بر این تصور وجود تناقض در مواد قانون مدنی در باب حجر بیمار به ویژه در ماده های 944 و 945 از طریق بازشناسی معنای عام بیمار و اخص آن باطل دانسته شده است، چه آنکه واژ? مرض در ماده های یادشده عام است و هر نوع بیماری را شامل میشود؛ حال آن که اصطلاح بیمار در باب حجر خاص است و صرفاً مریضی را شامل میشود که مشرف به موت و ملاکهای سه گانه در او جمع شده باشد.
مقدمه. چندین دهه است که آموزش مبتنی بر فناوری، به موسسات و دانشگاهها وعده داده است که برای دسترسی آسان به آموزش، شرایط را بهبود میبخشد. زمانیکه در وضعیت پایدار و هزینه اثربخش، مخاطبین زیادی نیازمند آموزش هستند، آموزش الکترونیکی بهترین پاسخ است. اما پس از هجوم دانشگاهها و موسسات آموزشی برای استفاده از آموزش الکترونیکی، بسیاری از آنها دریافتند که زمان و هزینه ساخت محتوای با کیفیت عالی، در برخی مواقع بیش از مزایای آن است. در رویکرد مرسوم یادگیری الکترونیکی، تدوین محتوا، ماههای زیادی بهطول میانجامد و هزینه بسیار زیادی صرف تدوین هر واحد آموزش می شود. بهطوریکه اغلب، در طول تدوین دوره آموزشی، مشکل و راهحل آن اهمیت خود را از دست می دهند و مشکل بهطور اساسی تغییر می کند. نمونهسازی سریع یا یادگیری الکترونیکی سریع، رویکردی برای تدوین محتوای یادگیری الکترونیکی است که در جهت رفع این مشکل میکوشد. این شیوه آموزشی، اخیراً رشد قابلتوجهی در دنیا داشته است.
نتیجهگیری. مقاله مروری حاضر با استفاده از کلیدواژههای مناسب، کتب، منابع الکترونیکی و سایتهای معتبر علمی، به جستجوی مقالات مرتبط با موضوع یادگیری الکترونیکی سریع و ارایه نتایج مطالعات جهان در اینباره میپردازد و ضمن اشاره به مزایا و معایب آن، گامی در جهت معرفی بیشتر این شیوه آموزشی و بهکارگیری آن توسط مدیران آموزشی در حوزه آموزش پزشکی برمیدارد.
توسعه فرهنگ دانشگاه اسلامی مستلزم توجه به فرهنگ اسلامی و شناسایی نشانگر های مربوط به توسعه دانش است. از آنجا که ممکن است نکات برگرفته از مدیریت دانش و شناخت مربوط به تجارب علمی و عملی آن بتواند توجه را به حکمت اسلامی بودن دانشگاه و نکات معرفتی آن برای توسعه جلب کند و چون زمینه اسلامی دانشگاه خود میتواند بستری برای توجه به ظهور و استفاده از مقوله های نوینی چون: توسعه علوم و فناوری اطلاعات و ارتباطات، پدیده جهانی شدن، دگرگونیهای جمعیت شناختی، آموزش مداوم، انفجار دانش، بحرانهای اخلاقی، سازمان یادگیرنده و رشد فزاینده دانش باشد، این مقاله برآن است تا مفهوم فرهنگ دانشگاهی را واکاوی کند، نقش و اهمیت بهره گیری از الگوی مدیریت دانش در فرهنگ دانشگاه اسلامی در دوران معاصر را شناسایی نماید، بر روال توسعه آن بیندیشد و با تعریف نسخ جدید از اصطلاحات مرتبط با فرهنگ دانشگاهی و توسعه سلسله مراتب مدیریت دانش، بستری مناسب در جهت توسعه فرهنگ دانشگاه اسلامی فراهم سازد.
در این پژوهش منظور و ابعاد ایده اسلامی سازی دانشگاهها در نگاه مبدعان این ایده با استفاده از دوروش اسنادی و تحلیل محتوا مورد بررسی قرار می گیرد.برای رسیدن به این اهداف،در بخش اسنادی از اغلب اسناد مربوط به ادبیات و پیشینه پژوهشی داخلی وخارجی در ایران فیش برداری شده است.همچنین با روش تحلیل محتوی اطلاعات لازم بوسیله پرسشنامه معکوس از کلیه اسناد و نرم افزارهای مربوط به نظرات مبدعان پدیده اسلامی سازی دانشگاهها در کشوراستخراج و مورد مقایسه قرار گرفته است.مطالعات اسنادی نشان می دهد، اسلامی سازی دانشگاه ایده کاملا جدیدی نبوده و زیر مجموعه ایده مهندسی اجتماعی قرار می گیرد وبا اسلامی شدن جامعه رابطه تنگاتنگی دارد.به لحاظ نظری هم اسلامی سازی و هم شقوق مغایر آن یک واقعیت اجتماعی است. ایده اسلامی سازی به معنای حاکمیت شناخت مذهبی و اسلامی بر دانشگاه و جامعه و رد سایر شناختها (غربی، غیرمذهبی، سکولار) با چالشی اساسی رو به رو است . تحلیل این پدیده، در چارچوب تئوریهایی صورت می پذیرد که تحلیل درونِ نهاد علم و همچنین روابط بین نهاد علم و سایر نهادهای اجتماعی را در دستور کار خود قرار دهد.