این مقاله سعی کرده است تا با مطالعه خصوصیات سازمان یادگیرنده بر اساس مدل پیتر سنگه، در ابعاد شایستگی های فردی، مدل های ذهنی، چشم انداز مشترک، یادگیری تیمی و تفکر سیستمی در سازمان صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران، با ارایه یک الگوی عملی، شرایط لازم برای بکارگیری آنها را در سازمان مذکور فراهم نماید. روش پژوهش توصیفی- پیمایشی و ابزار پژوهش پرسشنامه ای بوده که در بین مدیران و کارمندانی از سازمان صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران اجرا شده که بعنوان نمونه آماری انتخاب شده بودند. برای تجزیه و تحلیل اطلاعات جمع آوری شده از فنون آمار توصیفی و آمار استنباطی استفاده شده است. یافته های پژوهش نشان می دهد که سازمان صدا و سیما نسبتا از وضعیت اثربخش یک سازمان یادگیرنده فاصله دارد و همچنین عملکرد کارمندان در یادگیری تیمی و تغییر در مدل های ذهنی رضایت بخش تر از مدیران می باشد و در سایر ویژگی ها سطح کوشش های یادگیری دوگروه مشابه هستند. سپس بمنظور کاهش فاصله تا شرایط اثربخش و تقویت مهارتهای مورد نظر در سازمان صدا و سیما بر مبنای تحلیل نتایج پژوهش و مباحث تئوریک یک الگوی عملی و توصیه های اجرایی در این خصوص پیشنهاد شده است.
دانشگاه آزاد اسلامی، به عنوان یک نهاد آموزشی که بیش از ربع قرن از تاسیس آن می گذرد، نقش گسترده ای را در جهت رشد و گسترش و توسعه آموزش و بالا بردن سطح دانش آموختگی و تعالی افراد جامعه در ایران دارا می باشد. به علت این که آموزش نیروی انسانی جهت ورود به بازار کار از جمله فعالیت های دانشگاه ها از جمله دانشگاه آزاد می باشد، و این فعالیت تاثیر بسیار زیادی بر رشد و توسعه کشور دارد، عملکرد دانشگاه در زمینه تاثیری که در امور اجتماعی و فرهنگی و اقتصادی داشته است می تواند از اهمیت بالایی برخوردار باشد. از آنجایی که یکی از مراکز آموزش عالی شهرستان فیروزکوه و قدیمی ترین مرکز، دانشگاه آزاد اسلامی می باشد، در نتیجه می تواند تاثیر زیادی در امور آموزشی و فرهنگی اجتماعی داشته باشد. در این مقاله تاثیر دانشگاه آزاد اسلامی در وضعیت آموزشی و سطح فرهنگی و اجتماعی و اقتصادی زنان شهرستان فیروزکوه مورد بررسی و تحلیل قرار می گیرد. افزایش تعداد و نسبت بانوان فارغ التحصیل دانشگاهی، تحلیل پست های اداری اشغال شده به وسیله بانوان، تحلیل وضعیت اقتصادی بانوان و تحلیل مشارکت بانوان در مسایل اجتماعی و سیاسی از جمله مواردی است که در تحقیق جاری به آن پرداخته شده است.
این پژوهش ضمن برآورد توابع تولید، تقاضای خردهفروشی، عرضه نهاده مزرعه و خدمات بازاریابی دو محصول گوشت گاو و گوسفند، رفتار اقتصادی حاشیه بازاریابی گوشت قرمز را نسبت به تغییر عوامل انتقالدهنده تابع تقاضای گوشت آماده طبخ، عرضه دام زنده و خدمات بازاریابی در دوره 1383-1377 مورد بررسی قرار داده است. یافتههای تحقیق نشان میدهد که بهطور نمونه، کشش حاشیه بازاریابی گوشت گاو و گوسفند نسبت به تغییر در قیمت علوفه، به ترتیب 037/0 و 032/0 است. همچنین وجود قدرت بازاری در فرایند بازاریابی گاو و گوسفند موجب افزایش حاشیه بازاریابی آنها شده است. بنابراین به نظر میرسد با رقابتی شدن ساز وکار بازارهای مرتبط با گوشت گاو و گوسفند، رفتارحاشیه بازاریابی گوشت گاو و گوسفند منعکسکننده هزینه نهایی بازاریابی این محصولات گردد.
در عصر حاضر، در شرایطی که بازاریابی نسل جدیدی از مفاهیم را مرور می کند، اخلاق و اجتماعی در کسب و کار از جایگاه ویژه ای برخوردار شده است. مباحث سلامت انسان، آلودگی محیط زیست و کمیاب شدن منابع اولیه از جمله مباحثی هستند که توجه به اجتماعی در کسب و کار را توجیه می کنند. یکی از ابزارهای مهمی که در دنیای رقابت امروزی می توان برای ایجاد تمایز از رقبا و به دست آوردن مزیت رقابتی جهت بالا بردن سهم بازار از آن بهره جست، توجه به اجتماعی در کسب و کار می باشد.در این مقاله سعی شده است رابطه توجه به اجتماعی و عملکرد بازاریابی شرکتها بررسی شود و برای این منظور از مدل پژوهش الانصاری و کرن (2005) و الگوی پژوهش چاترجی (2007) استفاده شده است . داده های از طریق پرسشنامه و از میان شرکتهای صادرکننده نمونه صنایع غذایی استان آذربایجان شرقی گردآوری شده است. نتایج پژوهش نشان میدهد که بین توجه به اجتماعی و عملکرد بازاریابی شرکتی مورد مطالعه رابطه مثبت وجود دارد.