دیدگاه های جدید در زمینه ارزش گذاری شرکت، عموما ارزش ذاتی تحقق یافته را معیار مناسب تری در پیش بینی جریان های نقدی آتی می دانند، اما از آنجایی که محاسبه ارزش ذاتی تحقق یافته، فرآیندی پیچیده و کاملا تخصصی است، استفاده از این تکنیک برای کلیه سرمایه گذاران به منظور اتخاذ تصمیم های سرمایه گذاری میسر نیست. به همین دلیل، این پژوهش در صدد پاسخ گویی به این پرسش است که از میان معیارهایی، همچون سود عملیاتی و جریان های نقدی عملیاتی، کدام یک قدرت توضیح دهندگی بیشتری در رابطه با ارزش ذاتی تحقق یافته دارند تا به عنوان جانشین ارزش ذاتی تحقق یافته در فرآیند تصمیم های سرمایه گذاری به کار گرفته شوند. دوره زمانی این پژوهش، سال 1377 الی 1386 است که به منظور محاسبه ارزش ذاتی تحقق یافته سهام، این دوره به سه دوره زمانی سه ساله تقسیم گردیده است. تعداد 153 شرکت در دوره زمانی اول، 170 شرکت در دوره زمانی دوم و 140 شرکت در دوره زمانی سوم، به عنوان نمونه آماری انتخاب شدند. نتایج پژوهش نشان داد که سود عملیاتی نسبت به جریان های نقدی عملیاتی، ارزش ذاتی تحقق یافته هر سهم شرکت را بهتر توضیح می دهد.
امروزه اداره امور یک شهر بدون برخورداری از دانش برنامهریزی شهری امکانپذیر نیست.گسترش شهرها ، برنامهریزان، طراحان و کارشناسان امور شهری را به مطالعه بیشتر در ابعاد گوناگون توسعه مناطق شهری و تجزیه و تحلیل آن، به منظور ارایه راهکارهای نوین واداشته است. شهرهای بزرگ از یک سو، به نسبت جمعیت و تراکمشان دارای پیچیدگیهای خاصی در مدیریت و اداره شهر هستند، و از سوی دیگر، شهرهای کوچک و میانی نیز با معضلات و مشکلات و مسایلی مواجهاند. لذا اگر با برنامهریزی و هدفمند در جهت حل این مسایل اقدام نشود، در آینده مشکل برنامهریزی شهری کشور در سطح ملی و منطقهای و محلی بیشتر خواهد شد. برای کمک به ایجاد فرآیندهای تصمیمسازی مشارکتی در شهرهای میانی کشورهای در حال توسعه و به منظور کاستن از سطح فقر شهری و تأمین توسعه پایدار، سازمان همکاری شهرها، راهبرد توسعه شهر را به عنوان ابزار مؤثری ترویج مینماید. این پژوهش با روش "کمّی ـ تحلیلی" انجام گرفته است. هدف از این مقاله به کارگیری راهبرد توسعه شهر در توسعه استراتژیک شهرهای میانی برای از میان برداشتن بحرانها، چالشها و مسایل شهری کشورهای در حال توسعه از جمله ایران است.
در این مقاله با استفاده از آمار و ارقام مربوط به سالهای 86-1357، اثر تحصیلات عالی بر رشد اقتصادی و رشد بخشهای اقتصادی ایران با تاکید بر رشته های تحصیلی بررسى شده است. یک درصد افزایش در ذخیره (موجودى) تحصیلات عالی به 17/0 درصد افزایش در تولید واقعی اقتصاد منجر می شود. یک درصد افزایش فارغ التحصیلان در علوم کشاورزی، مدیریت و بازرگانی و فنی و مهندسی به ترتیب به 07/0، 03/0 و 09/0 درصد افزایش در تولید واقعی منجر می شود. یک درصد افزایش در تحصیلات عالی در گروه مدیریت و بازرگانی، کشاورزی و مهندسی محصولات بخش صنعت را به ترتیب 12/0، 08/0، 20/0 درصد زیاد می کند. یک درصد افزایش در فارغ التحصیلان گروه کشاورزی، ادبیات و علوم انسانی به ترتیب 047/0 و 05/0 درصد اثر مثبت در رشد ارزش افزوده بخش خدمات دارد. یک درصد افزایش در گروه مهندسی محصولات بخش کشاورزی را 14/0 درصد افزایش می دهد. مهم ترین یافته این تحقیق این است که اندازه ضرایب پایین و معنا دارند. دلایل اصلى آن تفکیک تحصیل کرده ها بر اساس گروههاى آموزشى بوده است که در واقع، ضریب کل اثر این افراد تجزیه شده است. دلیل دیگر پایین بودن این ضرایب به بهره ورى پایین مربوط مى شود. بنابراین، در هدفگذارى رشد اقتصادى در بلندمدت کیفیت نیروى انسانى و تخصیص منابع بین رشته هاى تحصیلى اهمیت دارد.
بومیسرود به اشعاری گفته می¬شودکه شاعران محلّی با استفاده از فرهنگ، وازگان و درونمایههایبومی منطقه خود آن را میسرایند. این ترانه¬ها در ادبیات شفاهی اهمیّت ویژهای دارند؛ زیرا ما را با مفاهیم و اندیشه¬های متعالی آنان آشنا می سازند. بومیسرودها در حوزهجغرافیای فرهنگی ایران بزرگ تنوع و گوناگونی فراوانی دارند. امیری، تبری، طالبا، نجما، کتولی، حقانی، سوتخوانی ، شرفشاهی، چهاردانه، کیلالی و لاکو؛واسونک، شربه، شروه، حاجیانی، فایزخوانی، شنبه¬ای، کلهفریاد، دوبیتی، چهاربیتی، سرحدی، سرصوت، فریاد، نوا، فراقی، عاشقانه، شعردلبر، شعرجاهلی، حقیقی، سهخشتی، گورانی، بیت، نوول، فهلویات، هوره، حیران، لاوک و چهار لنگی، بایاتی، عاشیقی، آغی، باغلاما، قوشما، لایلالار، جیغالی، سالاما، الفلام، قایتارما، دیل ودؤئمز، لیکو، شیر، زهیرک، کردی و سیتک، تنها بخشی از بومیسرودها هستند که ضروری است تا پیش از نابودی آنها شناخته و گونه¬شناسی شوند. در این مقاله پس از تبیین، پیشینه و تعریف بومیسرود، تاریخچه، ارزشها و ویژگیهای آن ارائه میشود، سپس بومیسرود¬های برجستهمناطق مختلف ایران از نظر حوزه جغرافیایی، وجه تسمیه، قالب، زیباییشناسی، محتوا و درون¬مایه بررسی و طبقهبندی میشوند.
نخستین جنگ جهانی که به خاطر تمایلات هژمونی ابرقدرت های جهان آغاز شد نظام نوپای مشروطه را با تهدیدی جدی روبه رو کرد. از آنجا که ایران به لحاظ سیاسی جایگاهی بلند در برنامه های متحدین و متفقین داشت، سرازیر شدن آتش جنگ به ایران امری اجتناب ناپذیر بود. از این رو بود که بی طرفی ایران عملاً نقض شد.روی دیگر سکه این بود که ملی گرایان و آزادی خواهان، جنگ را فرصتی برای پایان دادن به سیطره روس و انگلیس می دانستند؛ به همین خاطر با خروج از پایتخت و تاسیس دولت ملی در کرمانشاه، حاکمیتی دوگانه را در کشور پدید آوردند. یکی از رهبران اصلی این جریان که برای مدتی هم ریاست مهاجران را بر عهده داشت سلیمان میرزا اسکندری شاهزاده قاجاری و سردمدار حزب دمکرات بود. موضع گیری های سلیمان میرزا علیه انگلیسی ها که در سراسر جریان مهاجرت به نحو برجسته ای نمایان بود، او را به شدت منفور انگلیسی ها ساخته بود. بر این اساس، پس از شکست دولت ملی، انگلیسی ها او را دستگیر، محاکمه و به خارج از ایران تبعید کردند.جست وجو در پیشینه پژوهشی موضوع، نشان می دهد که این موضوع تاکنون نتوانسته است جایی را برای خود در تحقیقات تاریخی باز کند. از این رو این پژوهش بر آن است تا با تکیه بر اسناد منتشر نشده و منابع دست اول، دستگیری سلیمان میرزا و اسارت و تبعید او را به عنوان نمونه ای از مداخلات بی مهار انگلیسی ها در ایران، به هنگام نخستین جنگ جهانی که ناسازگار با قواعد ملی و بین المللی بود بازخوانی و ارزیابی کند.
در این مطالعه الگوی "سیستم تقاضای مستقیم جمع پذیر ضمنی" که شکل تعمیم یافته الگوی سیستم تقاضای مخارج خطی است و بر خلاف الگوی دوم امکان بررسی وجود رابطه غیر خطی بین درآمد و تقاضا را فراهم می کند، برای تبیین رفتار مصرفی خانوار های ایرانی از سبد مواد خوراکی که شامل گوشت گاو، گوسفند، مرغ و ماهی، سیب، پرتقال و شیر برای دوره 1354-1385 مورد استفاده قرار گرفته است. نتایج نشان می دهد که کشش درآمدی تقاضا با سطح درآمد سرانه (مخارج) رابطه غیر خطی دارد و این وضعیت در هر دو حالت الگوی مقید و نامقید صادق است. بر این اساس، سیستم تقاضای مخارج خطی که تا کنون بطور گسترده ای در مطالعات تجربی استفاده می شود می تواند منجر به محاسبه کشش های درآمدی غیر واقعی و برداشت های سیاستی نادرست شود. براساس الگوی سیستم تقاضای مستقیم جمع پذیر ضمنی کشش درآمدی برای گوشت گاو و گوسفند کمتر از یک، برای سیب برابر یک و برای شیر، گوشت ماهی و مرغ بالاتر از یک می باشد. براین اساس، گروه آخر جزء کالاهای لوکس و گروه اول جزء کالاهای ضروری می باشند.