هدف: هدف از مطالعه حاضر بررسی میزان شادکامی و ارتباط آن بامتغیرهای جمعیت شناختی در میان دانشجویان دانشگاه آزاد اسلامی واحد آزاد شهر بود. روش پژوهش:توصیفی از نوع همبستگی بود و نمونه ای شامل170تن از میان3800 نفر با استفاده از روش تصادفی خوشه ای انتخاب شدند. حجم نمونه با مراجعه به جدول تعیین اندازه نمونه مورگان و کرجسی تعیین گردید. داده ها با بهره گیری از پرسشنامه شادکامی آکسفورد جمع آوری و با استفاده از آزمون آماری تحلیل واریانس یکطرفه و آزمونt برای گروههای مستقل تحلیل شد. یافته ها :تفاوت مشاهده شده بین افراد با سنین مختلف در میزان شادکامی رابطه معنیداری را نشان داد. تفاوت افراد مجرد و متأهل ، زنان ومردان و افراد با مذهب مختلف در نمره شادکامی براساس آزمونt برای گروههای مستقل معنی دار نبود . تفاوت میان افراد در رشته های مختلف تحصیلی و قومیت های مختلف در نمره شادکامی بر اساس آزمون آماری تحلیل واریانس یکطرفه معنی دار نبود.
هدف: هدف این پژوهش بررسی عوامل موثر بردیدگاه متخصصان کشاورزی استان سمنان درخصوص ضرورت بکارگیری کشاورزی پایداربود. روش: پژوهش از نوع کاربردی است که به روش علی- مقایسه ای انجام شد. جامعه آماری شامل کارشناسان کشاورزی شاغل دربخش اجراواعضای هیئت علمی گروههای کشاورزی دانشگاههای استان سمنان بود. حجم نمونه به کمک فرمول کوکران 168 نفرمحاسبه وبرای انتخاب آنهاازروش تصادفی ساده استفاده شد.ابزار اصلی جمع آوری اطلاعات پرسشنامه بود که روایی آن براساس نظرات اساتیدکشاورزی وپایایی ابزار نیز با آزمون مقدماتی انجام و مقدار آلفا 89% شد.برای تحلیل داده ها از آزمونهای همبستگی ورگرسیون چند متغیره استفاده گردید. نتایج:یافته ها نشان دادبین متغیرهای توجه به علائق بهره برداران ،یادگیری جهت پایدارسازی کشاورزی،توجه به نیازهای بهره برداران ونگرش مثبت به حفظ منابع طبیعی بامتغیر نگرش متخصصان دررابطه باضرورت بکارگیری کشاورزی پایداردرسطح 95درصدرابطه معنی داروجودداشت.این رابطه برای متغیرهای میزان آگاهی ازتاثیرکشاورزی متعارف بر تخریب محیط زیست ،آگاهی ازمزایای کشاورزی پایداروتشویق بهره برداران به انجام کشت پایداربامتغیرنگرش متخصصان درخصوص ضرورت بکارگیری کشاورزی پایدار در سطح 99 درصدمعنی داربود.نتایج تحلیل رگرسیون نشان داد که ازمیان متغیرهای مستقل،اولین متغیریعنی میزان آگاهی ازتاثیرکشاورزی متعارف بر تخریب محیط زیست بیشترین دلیل وضرورت روانشناسانه درضرورت بکارگیری توسعه پایداربود.پس از آن متغیرتشویق بهره برداران به انجام کشت پایداروسپس متغیرهای آگاهی ازمزایای کشاورزی پایدار،توجه به نیازهای بهره برداران و یادگیری جهت پایدارسازی کشاورزی ،دارای بیشترین نقش بر متغیر وابسته بودند که 1/35 درصد از تغییرات متغیر وابسته را تبیین نمودند.
هدف: هدف از مطالعه اخیر بررسی تأثیر آموزش جرأت آموزی به روش گروهی در افزایش توان کنار آمدن و مقابله با استرس کارگری در گروهی از کارگران کارخانجات شهرکهای صنعتی شهرستان مبارکه بود . روش: از میان کلیه شرکت های قطب صنعتی شهرستان مبارکه تعداد 4 کارخانه با روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای انتخاب و نهایتاً 16 نفر کارگر مرد که در معرض استرس های کارگری قرار داشتند به طور تصادفی در دو گروه تجربی و شاهد جایگزین شدند. ابزار سنجش عبارت است از پرسشنامه راههای مقابله با استرس ( فولکمن و لازاروس ) بود که در پیش آزمون و پس آزمون اجرا شد. نتایج: داده های بدست آمده از اجرای اصلی با استفاده از روشهای آمار توصیفی مانند میانگین و انحراف معیار و نیز روشهای آماری استنباطی مانند آزمون تی تحلیل گردید. یافته های این پژوهش نشان داد آموزش ابراز وجود یا جرأت ورزی به روش گروهی قادر است توان مقابله با استرس کارگری را در بین آزمودنی های گروه آزمایشی افزایش بخشد
هدف پژوهش حاضر، مطالعه اثر بخشی رویکرد خانواده درمانی ساختاری در بهبود اختلالات اضطرابی کودکان از طریق ایجاد تغییر در ساختار خانواده، کاهش تعارضات در روابط والدین خانواده های دارای کودکان مبتلا به اختلالات اضطرابی کودکان بوده است. روش پژوهش شبه تجربی بوده و با اجرای پیش آزمون و پس آزمون و ارائه مداخله و اندازه گیری مکرر انجام شد. 40 خانواده با حداقل یک فرزند دارای اختلالات اضطرابی که به طور تصادفی در دوگروه مساوی شامل گروه آزمایشی و گروه کنترل جایگزین شده و در این مطالعه شرکت کردند. اعضای خانواده های گروه آزمایشی، به مدت 9 جلسه در معرض مداخله درمانی با طرح درمانی یکسان (که بر اساس رویکرد خانواده درمانی ساختاری از پیش طراحی شده بود) قرار گرفتند. همچنین خانواده ها شش هفته پس از آخرین جلسه درمان در یک جلسه پیگیری نیز شرکت کردند. ابزار پژوهش مصاحبه تشخیصی بر اساس معیارهای DSM-IV-TR و مقیاس اضطراب کودکان اسپنس بود. در طول مدت مطالعه گروه کنترل هیچگونه مداخله ای را دریافت نکرد. نتایج نشان داد که اثر بخشی خانواده درمانی ساختاری در بهبود اختلالات آسیمگی، هراس اجتماعی و ترس از صدمات جسمانی، اضطراب تعمیم یافته و اختلال وسواس- اجبار گروه آزمایشی (005/0 p< ) معنادار است
این پژوهش با هدف تعیین اثربخشی روش آموزشی- درمانی پسخوراند عصبی (نوروفیدبک) بر شدت ولع مصرف در بیماران وابسته به مواد افیونی انجام گرفت. به این منظور 20 نفر از بیماران مرد وابسته به مواد افیونی با میانگین سنی 30 سال، تحت درمان نگهدارنده با متادون یا بوپرونورفین، به شیوه در دسترس انتخاب و پس از اجرای پرسشنامه سنجش ولع هروئین ( HCQ )، همتاسازی و در دو گروه آزمایش و کنترل جایگزین شدند. بیماران گروه آزمایش علاوه بر دارودرمانی، 30 جلسه (به مدّت 5 هفته، هر هفته 6 ساعت) درمان نوروفیدبک دریافت کردند و بیماران گروه کنترل تنها درمان دارویی نگهدارنده با متادون یا بوپرونورفین را پشت سر گذاشت. در پایان دوره بیماران دو گروه به وسیله تست HCQ مورد ارزیابی مجدد قرار گرفتند. نتایج تحلیل کواریانس چند متغیری حاکی از آن بود که گروه آزمایش در پایان دوره در متغیرهای انتظار مثبت، تمایل به مصرف و میانگین کل شدّت ولع نسبت به گروه کنترل کاهش نشان داده است. بنابراین روش درمانی نوروفیدبک می تواند در کاهش شدّت ولع بیماران وابسته به مواد افیونی اثربخش باشد.
هدف این پژوهش تعیین رابطه بین ویژگی های شخصیت و رضایت زناشویی بود. جامعه آماری تحقیق، مردان و زنان متأهل شهر تبریز بودند که از بین آنها160 نفر(80 زن و 80 مرد) با روش نمونه گیری چندمرحله ای (تصادفی + خوشه ای) انتخاب شدند. داده ها با استفاده از پرسشنامه رضایت زناشویی انریچ (47 سؤالی) و پرسشنامه شخصیت (60سؤالی ) NEO-FFI جمع آوری شدند. تحلیل داده ها در ابتدا با استفاده از ضریب همبستگی پیرسون و سپس تحلیل رگرسیون انجام شد. نتایج به دست آمده نشان داد که رابطه معناداری بین ویژگی های شخصیت و رضایت زناشویی وجود دارد. از بین ابعاد شخصیت روان رنجورخویی و پذیرا بودن به ترتیب سهم بیشتری در پیش بینی متغیر رضایت زناشویی داشتند.