مطالب
فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۳۳۲٬۸۰۱ تا ۳۳۲٬۸۲۰ مورد از کل ۵۵۵٬۷۴۸ مورد.
مقایسه میزان بروز آسیب های ورزشی در دو سطح دسته برتر و دسته یک فوتبال دانشجویان ایران
مفهوم شناسی الگوی بومی توسعه جمهوری اسلامی ایران
مقیاس هوش اجتماعی ترومسو: ساختار عاملی و پایایی نسخه فارسی مقیاس در جامعه ی دانشجویان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر بررسی ساختار عاملی و پایایی نسخه فارسی مقیاس هوش اجتماعی ترومسو (TSIS) بود. در ابتدا این مقیاس به زبان فارسی برگردانده شد. پس از ترجمه ی دوباره به زبان انگلیسی و مطابقت با نسخه ی اصلی، شکاف های موجود در ترجمه شناسایی و اصلاح شدند. در نهایت پس از اجرای مقدماتی و رفع اشکالات، پرسشنامه ی نهایی بر دانشجویان گروه نمونه که شامل 413 نفر (304 زن و 109 مرد) از دانشجویان علوم انسانی دانشگاه پیام نور مرکز تبریز بودند، اجرا شد. در این پژوهش برای بررسی ساختار عاملی، تحلیل عاملی اکتشافی (EFA) با استفاده از روش مولفه های اصلی و چرخش واریماکس بر روی 21 سوال TSIS اجرا شد. بررسی نمودار اسکری، راه حل سه عاملی را نشان داد. مانند خرده مقیاس های نسخه ی اصلی این عوامل پردازش اطلاعات اجتماعی (SIP)، آگاهی اجتماعی (SA) و مهارت های اجتماعی (SS) نامگذاری شدند. پایایی مقیاس هوش اجتماعی ترومسو با استفاده از روش های بازآزمایی و همسانی درونی (آلفای کرانباخ) محاسبه شد. ضریب پایایی آلفای کرانباخ برای کل مقیاس 75/0 و برای خرده مقیاس پردازش اطلاعات اجتماعی، مهارت های اجتماعی و آگاهی اجتماعی به ترتیب برابر 73/0، 66/0 و 64/0 به دست آمد. همچنین ضریب پایایی بازآزمایی برای کل مقیاس 81/0 و برای خرده مقیاس های پردازش اطلاعات اجتماعی، مهارت های اجتماعی و آگاهی اجتماعی به ترتیب برابر 76/0، 86/0 و 66/0 بود. ضریب آلفای کرانباخ و بازآزمایی نشان داد که پایایی هر یک از عامل ها در سطح قابل قبول می باشد.
تحلیل نمادینگی آتش در اساطیر برمبنای نظریّه همترازی و رویکرد نقد اسطوره ای (با تمرکز بر اساطیر ایران و شاهنامه فردوسی)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
نقد اسطوره ای، یکی از رویکردهای اصلی نقد ادبی معاصر است که بر شالودة یافته های علوم روان شناسی، انسان شناسی و تاریخ تمدّن به وجود آمده، به ویژه بیشترین تأثیرات را از نظریّات یونگ دربارة ""ناخودآگاه جمعی"" و ""کهن الگو""ها پذیرفته است که از روان شناسی او با روان کاوی تحلیلی و از روش تحلیل او از اساطیر، با عنوان «اسطوره شناسی تحلیلی» یاد می کنند. در این جستار، با این رویکرد، به بررسی نمادینگی عنصر آتش پرداخته شده است. فرض ضدیّت جوهری و وحدت نهایی میان عناصر متضاد، نتیجه فرافکنی محتویّات ناخودآگاه در موضوعات بیرونی، در جهت غلبه بر طبیعت است و در این میان، آخشیج آتش صاحب نقش هایی شده است که در اساطیر و ادب جهان و از جمله شاهنامة فردوسی نمود دارد و آنها را می توان در دو بخش تقسیم بندی کرد: در این اساطیر، عنصر آتش- به عنوان آخشیج فرازین و واسطة میان آسمان و زمین- از یک سو، نمادی از ظهور و تجلّی ملکوت معنا در عالم مادّی و مظهری از طبیعت روحانی است و در سویة متقابل خود، مظهری از قهر و خشم و شکوه عالم لاهوت (آتش دوزخ) و مرحله ای هراسناک از سوختن و گداختن است که گذر از آن (آزمون آتش)، مرحله ای از تشرّف و عروج به مقامی بالاتر را درخود نمادینه کرده است.
واکاوی هنجارهای پنهان (برنامه درسی پنهان) موثر بر انتخاب استاد راهنما: یک مطالعه پدیدارشناختی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در پژوهش حاضر، با توجه به پویایی های خاص روابط استاد راهنما- دانشجو در انجام این پروژه ها سعی شده است تا هنجارهای تصریح نشده ای را که دانشجویان کارشناسی ارشد گروه برنامه ریزی درسی یکی از دانشگاه های تهران در انتخاب استاد راهنما مدنظر قرار می دهند مورد بررسی قرار گیرد. این پژوهش در چارچوب رویکرد کیفی و با استفاده از روش تحقیق پدیدارشناسی صورت گرفته و ابزار جمع آوری داده ها، مصاحبه های نیمه ساختاریافته بود. براساس نتایج پژوهش حاضر که حاصل مصاحبه با 6 نفر از دانشجویان کارشناسی ارشد رشته برنامه ریزی درسی است که در مرحله انتخاب استاد راهنما قراردارند، معیارهای انتخاب استاد راهنما را می توان در شش مقوله اصلی به شرح زیر طبقه بندی کرد: ویژگی های رفتاری استادان، موقعیت استادان، معیارهای آکادمیک، معیارهای غیرآکادمیک، میزان حمایت احتمالی، و محدودیت ها. نتایج این پژوهش نشان داد که دانشجویان، این هنجارها را بیشتر از طریق مشاهده عملکرد استادان در کلاس درس و جلسات دفاع، و همچنین شبکه های غیررسمی، نظیر دانشجویان قدیمی تر کسب می کنند.
وحدت حوزه و دانشگاه؛ مقاله شناسی
درآمدی بر حقیقت و عینیت تاریخی در نهج البلاغه(مقاله پژوهشی حوزه)
حوزههای تخصصی:
حقیقت وعینیت تاریخی دو مولفه مهم فلسفه انتقادی تاریخ محسوب می شوند. امکان دست یابی به حقیقت تاریخی و میزان عینی بودن گزاره های آن، در مکاتب مختلف فلسفی و تاریخی بسته به نظام فکری، دیدگاه نظری و رویکرد روشی آن ها تعریف های مختلفی دارد و میزان خاصی از اعتبار و وثوق را به خود اختصاص می-دهد. این میزان اعتبار در دوره های جدید به ویژه در دوران سلطه مدرنیسم با چالش های جدی روبرو شد. با این حال ظهور برخی رویکردهای نو و انتقادی، در دوران پست مدرنیسم فضای مناسبی را برای طرح اندیشه های جدید با گرایش های دینی فراهم آورده است. پژوهش حاضر بر آن است تا در یک بررسی مقدماتی با مروری بر دیدگاه نظری و مبانی معرفتی نهج البلاغه در باره شناخت تاریخی و امکان تحقق آن، جایگاه حقیقت و عینیت تاریخی را از منظر امیرالمومنین مشخص کند. از بررسی های صورت گرفته، چنین بر می آید که امکان شناخت تاریخی از منظر امیرالمومنین در گستره نهج البلاغه امری بدیهی است و یکی از ارکان معرفت و یقین را تشکیل می دهد. هم چنین دست یابی به حقیقت امری امکان پذیر است و رویدادهای تاریخی تنها به جنبه-های مادی و محسوس که با ابزار تجربی و حسی بتوان آن را درک کرد، محدود نمی شوند. از طرفی از داده های نهج البلاغه چنین بر می آید که عینیت فارغ از ارزش گذاری امری محال است، اما این به معنای دخالت ذهن برای تحریف یا همسوسازی تاریخ با پیش فرض های مورد قبول فرد نیست.
جاهلیت یک سرشت نه دوره ای گذرا(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
سخن درباره جاهلیت، در واقع سخن از راه و روشی است که به زمانی مشخص محدود نیست زیرا جاهلیت تعبیری برای یک حالت (سرشت) اجتماعی است که می تواند در هر مکان و زمانی بروز کند و ویژگیها و اهداف و معیارهای خاص خود را دارد، حقیقتی که قرآن کریم و سنت پیامبر اکرم(ص) و نیز پژوهشهای محققان بر آن تاکید کرده است. قرآن کریم جاهلیت را در برابر دین، و سنت آن را خاستگاهی مخالف با اسلام دانسته است، و تحقیقات پژوهشگران و محققان ماهیت آن را به عنوان یک حالت و نه گامه ای و مرحله ای زمانی قلمداد کرده است. هدف این نوشتار بیان حقیقت جاهلیت و روشن ساختن ماهیت آن به عنوان یک خط مشی در زندگی است و نیز تلاشی است به منظور جلب نظر ها برای کمک به درک کنه آن و شبهه هایی که درباره ی آن مطرح است تا در نتیجه با تبیین فلسفه آن، ذهنها روشن گردد. اهمیت این موضوع بیشتر به خاطر غفلت بسیاری از انسانها به خصوص مسلمانان از این بیماری است به ویژه آنکه جاهلیت مدرن و امروزی در جهان معاصر گسترش یافته و فراگیر شده است.
بررسی تطبیقی پدیده تروریسم از دیدگاه نظریه های ارتدوکس و انتقادی: مطالعه موردی حزب کارگران کردستان ترکیه (PKK)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
عوامل موثر بر گریز دختران از خانه
حوزههای تخصصی:
فرار دختران از خانه اگر چه در نگاه اول پدیده ای فردی است اما با توجه به پیامد های سوء آن که در نظم اجتماعی اختلال و آشفتگی ایجاد می کند، منشا بسیاری از رفتارهای ضد اجتماعی و انحرافی مانند خودفروشی، اعتیاد به مواد مخدر و مشروبات الکلی، توزیع مواد مخدر، تشکیل باندهای فساد و فریب سایر زنان و دختران، رواج روسپی گری و شیوع انواع بیماری های مقاربتی و ... می شود. این پدیده سبب می شود که سطح جرم و جنایت در جامعه افزایش یابد و در نتیجه امنیت و سلامت اجتماعی به مخاطره بیافتد.فرار دختران از خانه معلول شبکه پیچیده ای از عوامل موثر خانوادگی، روانی، اجتماعی و فرهنگی است که شناخت آنها مستلزم تلاش علمی دقیق و جامع است. در این راستا پژوهش حاضر به منظور شناسایی عوامل اجتماعی موثر بر فرار دختران از خانه طراحی و اجرا شده است.در این پ ژوهش ابتدا مبانی نظری موضوع در حوزه های نظری گوناگون تدوین و چارچوب نظری و فرضیات تحقیق تنظیم شده و مدل تحلیلی تحقیق طراحی گردیده است.با توجه به محتوای موضوع تحقیق و اهداف و فرضیات مطرح شده در این تحقیق، از روش «علی–مقایسه ای» استفاده شده است. جامعه آماری در پژوهش حاضر شامل تمامی دختران 12 تا 25 ساله دو شهر تهران و مشهد بوده که به هر دلیلی از منزل فرار کرده اند. در رابطه با دختران فراری، ما عملا با «جامعه در دسترس» سر و کار داریم، یعنی دخترانی که در مراکز گوناگون سازمان بهزیستی در دو شهر تهران و مشهد نگهداری می شوند که در زمان انجام تحقیق حدود 63 نفر در تهران و 80 نفر در شهر مشهد بوده اند. با توجه به حجم محدود جامعه آماری مناسب تر این بود که تمام نمونه موجود مورد مطالعه قرار گیرند. لذا تمام 143 دختر فراری در دسترس مورد مطالعه قرار گرفتند. جامعه آماری دیگری که برای مقایسه با این جامعه در نظر گرفته شده است شامل تمامی دختران عادی 12 تا 25 ساله شهرهای تهران و مشهد بوده اند. در خصوص دختران عادی نیز با توجه به حجم نمونه، 150 نفر در تهران و 150 نفر در مشهد به شیوه اتفاقی سیستماتیک در پارک ها و مراکز خرید سطح شهرهای تهران و مشهد انتخاب و مورد بررسی قرار گرفتند. بر مبنای نتایج به دست آمده از آزمون t، در هر یک از شهرهای مشهد و تهران و بطور کلی در هر دو شهر تفاوت معناداری در شاخص های زیر، بین دختران فراری و غیرفراری وجود دارد: نااستواری روابط والدین، واگذاری مسوولیت بزرگسالان به دختران، وجود سابقه جرم یا رفتار انحرافی در خانواده دختران، تضاد با سرپرستان، احساس اهمیت در خانواده، کنترل اجتماعی خانواده، احساس تبعیض در خانواده، عزت نفس و احساس خوشبختی. نتایج تحلیل رگرسیونی نیز حاکی از آن است که متغیرهای؛ نااستواری روابط والدین، سبک تربیتی خانواده، موقعیت اجتماعی-اقتصادی، نوع رابطه دختران با پدر، خودپنداره، تضاد دختران با والدین و پایبندی خانواده به ارزش های دینی در پیش بینی متغیر فرار دختران از منزل معنادار بودند.در پایان راهکارهای دوازده گانه ای بر اساس نتایج حاصله از تحقیق برای کاهش این پدیده اجتماعی پیشنهاد گردید
برساخت تصویر زنان در آگهیهای بازرگانی تلویزیون ایران
حوزههای تخصصی:
برساخت بازنمایی خاص، روابط قدرت موجود را منعکس کرده و گفتمان های اجتماعی مسلط را مشخص می کند. این مقاله تحلیل کمی و کیفی آگهی بازرگانی تلویزیون ایران است. هدف اصلی این مقاله بررسی بازنمایی زنان و برساخت تصاویر آن ها از راه گفتمان آگهی های بازرگانی با تاکید بر نقش های جنسیتی است. برای دست یافتن به این هدف با استفاده از برخی مقوله های خاص، 90 آگهی بازرگانی مورد مطالعه قرار گرفت، سپس 7 آگهی بازرگانی بر اساس نظریه گفتمان لاکلا و موف به طور عمیق تحلیل شد.نتایج نشان داد که همه تبلیغات به طور مستقیم یا غیر مستقیم روابط مسلط جنسیتی را نشان می دهند و ارزش های حاکم را تولید و بازتولید می کنند و عناصر محوری گفتمان مسلط آگهی های بازرگانی باعث هژمونیک شدن گفتمان مردانه در روابط جنسیتی می شود. تحلیل ها نشان از تضاد بین واقعیت نقش های جنسیتی در جامعه و تبلیغات بازرگانی تلویزیون است
بحثی درباره ی کتاب «دلائل الاعجاز فی علم المعانی» از عبدالقاهر جرجانی (م.417 ه .ق)
منبع:
تحقیقات تمثیلی در زبان و ادب فارسی دوره ۲ پاییز ۱۳۸۹ شماره ۵
163 - 179
حوزههای تخصصی:
کتاب دلائل الإعجاز فی علم المعانی از جرجانی امامِ بلاغت است. ظاهراً در این کتاب باید مسائل مربوط به فنّ معانی بحث شود، ولی چنین نیست بَلْ در این کتاب از: کنایه، استعاره، تمثیل، تشبیه و مجاز هم بحث شده؛ همان طوری که در کتاب دیگر عبدالقاهر به نام «اسرار البلاغه فی علم البیان» از مباحث ِ مربوطِ به علمِ معانی مانند: تقدیم، تأخیر، حذف، فصل، وصل، التفات، ایجاز و اِطناب هم سخن گفته شده است.
یا مثلاً در کتاب «البدیع» ابن معتز، تنها مَباحثِ علم بدیع مورد بحث قرار نگرفته بل از استعاره، التفات هم بحث شده است. علّت چیست؟ علّت آن است که تقسیم بندی علوم بلاغی به سه قسم معانی، بیان و بدیع از ابتکاراتِ سکاکی (م. 626 ه ) و بدرالدّین ابن مالک است در کتاب «المصباح ...»
در این گفتار، گفته شده که مفهوم بیان، بدیع و معانی، نزد متقدّمان، نه آن چیزی است که امروزه به کار می رود. یا مثلاً کلمه ی «مَجاز» در نظر ابوعُبیده مَعْمَربن مُثنّی (م. 210 یا 211 ه ) در کتابِ «مَجاز القرآن» نه مجازِ قسیم الحقیقه است بَلْ در نظرِ او مجاز به مَعنایِ تفسیر است.
ویژگی های روانسنجی مقیاس رجحان های زود/دیر خوابیدن در بین کارکنان دانشگاه شهید چمران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف این پژوهش بررسی اندازه گیری ویژگی های روانسنجی (پایایی و روایی سازه) مقیاس رجحان های زود/ دیر خوابیدن در بین کارکنان دانشگاه شهید چمران بود.در این پژوهش 200 نفر از کارکنان اداری دیپلم به بالا دانشگاه شهید چمران اهواز به صورت تصادفی ساده برگزیده شدند و به مقیاس رجحان های زود/ دیر خوابیدن و پرسشنامه سنخ شخصیتی بامدادی-شامگاهی پاسخ دادند. تحلیل مؤلفه های اصلی (با روش چرخش واریماکس) در مقیاس رجحان های زود/ دیر خوابیدن سه عامل (فعالیت عمومی، جهت گیری بامدادی و جهت گیری شامگاهی) که رویهم 83/48% واریانس مقیاس تبیین کردند. همچنین بر اساس ساختار عاملی تأییدی مدل سه عاملی با یک اصلاح نسبت به مدل یک عاملی با دو تعدیل در جامعه برازنده تر است. نتیجه های به دست آمده در مورد همسانی درونی کل مقیاس و عامل های سه گانه بیانگر پایایی در حد قابل قبول مقیاس بود. همبستگی بین هر یک از ماده های مقیاس با نمره ی کل ماده ها از 41/0 تا 64/0 متغیر و همگی معنادار بودند. ضریب روایی همزمان بین مقیاس رجحان های زود/ دیر خوابیدن و خرده مقیاس ها با پرسشنامه جهت گیری سنخ شخصیتی بامدادی-شامگاهی معنادار بودند. با توجه به روایی و پایایی مقیاس رجحان های زود/ دیر خوابیدن می توان از این مقیاس در محیط های صنعتی و سازمانی، بالینی و تحقیقاتی در راستای جایگزین کردن کارکنان در نوبت های کاری، افزایش کارایی، پیش گیری و کاهش صدمات جسمانی و روانی انسان ها استفاده کرد.
بررسی اندیشه ی فمینیسم در آثار شهرنوش پارسی پور و مارگریت دوراس
منبع:
مطالعات ادبیات تطبیقی سال چهارم پاییز ۱۳۸۹ شماره ۱۵
81 - 95
حوزههای تخصصی:
شهرنوش پارسی پور و مارگریت دوراس دو نویسنده معاصر ایرانی و فرانسوی هستند که در داستان هایشان به دلایلی چون زن بودن، نویسنده و روشن فکر بودن، زیستن در دنیای قرن بیستم، آشنایی با نگرش های گوناگون فمینیستی، تجربه زندگی شرقی، شباهت ها و همسرایی هایی وجود دارد. سوال این است که چه همسرایی و هماهنگی های فکری و عقیدتی میان پارسی پور و دوراس وجود دارد؟ پیش فرض این تحقیق بر این استوار است که توجه به «عشق آزاد» و «رئالیسم جادویی»، سنت شکنی و عصیان علیه وضع موجود زنان، به چالش کشیدن باورهای بی پایه و خرافی، اعتراض به نگاه ملکی و مالی به زن، انتقاد از قوانین حاکم مرد محور، ذکر ستم پذیری و تحقیر تاریخی زن، خودفروشی و احساس ترس و ناامنی زنان، تشویق زنان به کسب علوم مختلف و الگو گرفتن از مردان و... مواردی مشترک در داستان های این دو نویسنده است.
رابطه بین ناهنجاری زانوی پرانتزی با اجرای برخی آزمون های آمادگی جسمانی– حرکتی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر بررسی رابطه بین ناهنجاری زانوی پرانتزی و اجرای برخی آزمون های آمادگی جسمانی– حرکتی است. برای انجام این تحقیق، 60 فوتبالیست نوجوان با میانگین سن 78/0 ±2/15 سال، وزن 39/3 ±9/58 کیلوگرم و قد 21/6 ±166 سانتی متر انتخاب شدند. برای ارزیابی وضعیت بدنی آزمودنی ها از روش کندال و خط شاقولی استفاده شد. ناهنجاری زانوی پرانتزی با استفاده از کولیس اندازه گیری و ثبت شد. همچنین برای بررسی اجرای آزمودنی ها از آزمون اسکوات روی یک پا و به¬دست آوردن حداکثر فاصله، بیشترین فاصله به¬دست آمده از پرش روی یک پا (لِی¬لِی)، انجام سه پرش متوالی روی یک پا و به دست آوردن بیشترین فاصله، پرش عمودی و آزمون تی استفاده شد. برای بررسی اختلاف آزمون ها در دو گروه تحقیقی از t مستقل استفاده شد. با توجه به نتایج تحقیق حاضر، اختلاف معنی داری بین دو گروه، در اجرای آزمون ها یافت نشد (پرش عمودی (005/0P=)، اسکوات روی یک پا و به¬دست آوردن حداکثر فاصله (019/0P=)، بیشترین فاصله به¬دست آمده از پرش روی یک پا (011/0P=)، انجام سه پرش متوالی روی یک پا و به¬دست آوردن بیشترین فاصله (008/0P=) و آزمون تی (003/0P=)). نتایج تحقیق نشان می¬دهد وضعیت بدنی در متغیرهای اجرا در فوتبالیست ها تأثیرگذار است و ناهنجاری زانوی پرانتزی می تواند باعث تضعیف اجرا شود.
ارتباط فشار وارد بر سر با برخی پارامترهای آنتروپومتریکی، کینماتیکی و کینتیکی در هدینگ فوتبالیست های نیمه حرفه ای(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
فوتبال در گروه ورزش های برخوردی قرار دارد؛ از این رو بازیکنان آن مستعد آسیب های بیشتری هستند. بر اساس گزارش های ارائه شده، حدود 4 تا 22 درصد از کل آسیب های فوتبال در سر و گردن اتفاق می افتد که علت اصلی آن، برخورد سر با بازیکنان و توپ ذکر شده است. با این فرض که فشار حاصل از هد زدن می تواند از علل بروز آسیب ها باشد، هدف این تحقیق، ارتباط بین فشار وارد بر سر با برخی پارامترهای آنتروپومتریکی، کینماتیکی و کینتیکی در هدینگ توپ های ارسالی از منطقه کرنر و آزاد مستقیم فوتبال است. 16 فوتبالیست نیمه¬حرفه ای با میانگین و انحراف استاندارد سن (93/1±5/17 سال)، قد (54/6±08/177 سانتی متر) و وزن (95/4±88/63 کیلوگرم) در این تحقیق شرکت کردند. دو دوربین کداک با سرعت 150 فریم در ثانیه از آزمودنی ها در لحظه هدینگ فیلم برداری کردند. هنگام ضربه هدینگ، سرعت توپ و سر افراد بر حسب m/s و تغییر زوایای بدن بر حسب درجه، به¬ترتیب با نرم¬افزارهای «مت¬لب» و «اتوکد» محاسبه و اندازه گیری شد. برای اندازه گیری فشار وارد بر سر در زمان هد زدن، از دستگاه فشارسنجی استفاده شد که روی پیشانی نصب شده بود. به¬منظور توصیف اطلاعات، از میانگین و انحراف معیار و از روش همبستگی «پیرسون» برای تعیین رابطه بین متغیرها، در سطح اطمینان 95% استفاده شد. نتایج نشان داد بین فشار وارد بر سر در ضربات کرنر راست با متغیرهای تحقیق ارتباط معنی داری وجود ندارد (05/0p>)، در حالی که بین فشار وارد بر سر در ضربات کرنر چپ با متغیرهای محیط سر، زاویه سر و فلکشن تنه و در ضربات مستقیم با متغیرهای سن، وزن، درصد چربی و محیط سر همبستگی معنی داری مشاهده شد (05/0p<). نتایج تحقیق مؤید آن است که برای جلوگیری از شدت آسیب در زمان هدینگ، توجه خاص به متغیرهای آنتروپومتریکی، به¬ویژه سن و محیط سر ضروری است. ضمن اینکه با کاهش زاویه سر و تنه در هنگام هدینگ، می توان در کاهش فشار وارد بر سر و به تبع آن، کاهش پتانسیل بروز آسیب اقدام کرد. بر اساس نتایج تحقیق به مربیان و بازیکنان توصیه می شود به ضربات هدینگ چرخشی، به¬ویژه ضربات چرخشی سر از سمت راست به چپ، توجه بیشتری نمایند.
ارتباط بین انحناهای صفحه ساجیتال ستون فقرات و کنترل وضعیت بدنی پویا(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
با توجه به نقش مهم تعادل در جنبه های مختلف زندگی و لزوم بررسی عوامل مؤثر بر آن، پژوهش حاضر، با هدف بررسی ارتباط بین انحناهای ستون فقرات در صفحه ساجیتال و کنترل وضعیت بدنی پویا انجام شد. در این پژوهش که از نوع همبستگی است، 45 پسر (سن 1±13 سال، وزن 6±56 کیلوگرم و قد 9±161 سانتی¬متر) از طریق نمونه گیری ساده و در دسترس شرکت کردند. وضعیت ستون فقرات آزمودنی ها، با استفاده از دستگاه اسپاینال موس بررسی شد و از آزمون استاراکسکورژن (SEBT ) نیز برای ارزیابی کنترل وضعیت بدنی پویا استفاده شد. داده ها با استفاده از آمار توصیفی و رگرسیون چندمتغیره در سطح معنی¬داری 05/0α≤ تجزیه و تحلیل شدند. نتایج نشان داد دو متغیر لوردوز و کایفوز، با هم می توانند 11% از تغییرات میزان دست یابی در جهت قدّامی را تبیین کنند که این میزان از نظر آماری معنی¬دار بوده است (11/0=R2adjusted ,036/0=Pvalue ,60/3=42,2F) و با توجه به ضریب β مثبت و بزرگ تر متغیر پیش¬گویی لوردوز می توان گفت که احتمالاً لوردوز، در مقایسه با کایفوز، نقش مهم تری در تعادل در جهت قدامی دارد، اما انحناهای ستون فقرات در صفحه ساجیتال رابطه معنی¬داری با میزان فاصله دست یابی در جهت های خلفی، داخلی و خارجی نداشتند. بر اساس نتایج می¬توان گفت، با وجود اثرات منفی افزایش میزان طبیعی انحراف های ستون فقرات در صفحه ساجیتال، این مسئله توانسته است بر اجرای فعالیت هایی که نیاز به کنترل وضعیت بدنی پویا دارند اثر گذاشته و در بعضی موارد، حتی به حفظ تعادل پویای فرد کمک کند.
ارتباط بین تغییرات سطح لپتین با برخی از عوامل خطرزای قلبی - عروقی دختران چاق در اثر تمرین هوازی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف از انجام این تحقیق، تعیین میزان همبستگی بین تغییرات سطح لپتین با برخی از عوامل خطرزای قلبی – عروقی در اثر تمرین هوازی است. از میان تعداد 65 دختر دانشجوی چاق دانشگاه آزاد اسلامی واحد خوراسگان با درصد چربی بین 45-35، تعداد 20 نفر به صورت تصادفی انتخاب، و از طریق رتبه بندی درصدچربی، همتاسازی شدند و به دو گروه کنترل و تجربی دسته بندی گردیدند. میانگین و انحراف معیار سن و وزن آزمودنی ها به ترتیب 5±25سال و 92/8± 78/87 کیلوگرم بود. درصد چربی، وزن، BMI و WHRبا استفاده از دستگاه تجزیه و تحلیل ترکیب بدنی تعیین شد. سطح لپتین، انسولین،LDL، HDL، TG در حالت ناشتا اندازه گیری شد. آزمودنی های گروه تجربی، تحت تأثیر یک برنامه تمرین هوازی (دویدن روی تردمیل با 80-70 درصد حداکثر ضربان قلب به مدت 20 دقیقه، 3 جلسه در هفته و به مدت 3 ماه) قرار گرفتند. متغیرها پس از 3 ماه مجدداً اندازه گیری شدند. به منظور تعیین همبستگی بین متغیرها، از ضریب همبستگی پیرسون استفاده شد. نتایج نشان داد که بین تغییرات لپتین با تغییرات وزن(000/0, p=853/0(r=، درصدچربی(004/0, p=674/0r=)، BMI(004/0, p=702/ 0r=)، WHR(002/0, p=614/0(r=، انسولین (006/0, p= 654/0r=)، LDL (042/0, p= 513/0r=)، TG (006/0, p=657/0r=) ارتباط مثبت وجود دارد ولی با HDL (730/0, p=094/0r=-) ارتباطی مشاهده نشد. نتایج نشان داده است که تمرینات هوازی باعث کاهش سطح لپتین می شود که این امر با بهبود پارامترهای لیپیدهای خون و ترکیبات بدن همراه است. بنابراین کاهش سطح لپتین ناشی از تمرینات هوازی در افراد چاق با تغییرات عوامل خطرزای قلبی – عروقی ارتباط دارد.
اثر شدت های متفاوت فعالیت هوازی و مقاومتی حاد بر اشتها در مردان غیرفعال چاق و لاغر(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر به مقایسه اثر فعالیت های هوازی و مقاومتی با شدت های متفاوت و همچنین تأثیر نوع پیکری (چاقی یا لاغری) بر چگونگی تأثیر برنامه های تمرینی بر اشتها پرداخته است. به این منظور 10 مرد چاق و 10 مرد لاغر، به ترتیب با میانگین سن 89/2±2/24 و 62/2±3/23 سال، قد 32/6±3/175 و 02/5±2/176 سانتی متر، وزن 03/7±84/91 و 53/4±29/58 کیلوگرم، درصد چربی بدن 75/3±05/27 و 97/2±63/12 و شاخص توده بدنی 62/1±83/29 و 1/1±64/18 کیلوگرم بر مترمربع انتخاب شدند و به صورت تصادفی معکوس در فعالیت های هوازی و مقاومتی با شدت های کم و زیاد (50% و 80% حداکثر ضربان قلب و40% و 80% 1RM) شرکت کردند. آزمودنی ها 15 دقیقه قبل و پس از هر فعالیت، پرسشنامه مربوط به اشتها را تکمیل کردند. نتایج آزمون اندازه گیری مکرر نشان داد فعالیت با شدت کم احساس گرسنگی و میل به غذا خوردن را در هر دو گروه چاق و لاغر افزایش می دهد، ولی نتایج آزمون t همبسته نشان داد این اثر فقط در گروه فعالیت مقاومتی با شدت کم معنی دار بوده است (05/0p<). همچنین فعالیت مقاومتی با شدت زیاد بیشترین افزایش را در احساس سیری به وجود آورد که این افزایش فقط در افراد چاق معنی دار بود (05/0p<). در این تحقیق تنها در مورد فعالیت مقاومتی تغییرات معنی داری در عوامل اشتها مشاهده شد، با این حال نوع پیکری (چاقی یا لاغری) نیز مداخله کننده بود. به دلیل کمبود شواهد تحقیقی مستقیم در مورد اثر نوع پیکری به همراه شدت و نوع فعالیت، همچنان به تحقیقات بیشتری در این حوزه نیاز است.







