یکی از مباحث اساسی و مهم در حوزة مباحث اعتقادی و بحث های کلامی، چگونگی بیان و استدلال بر این گونه مسائل است و اینکه روش شناسی مباحث کلامی چگونه باید باشد. در مجموع میتوان گفت که روش بررسی یا عقلی است یا نقلی یا هر دو. در روش شناسی عقلی تأکید بر استدلال های عقلی است یا روش عقلی با بهره گیری از متون دینی است. روش نقلی میتواند با تکیه بر ظواهر و بیتوجهی کامل به استدلال های عقلی و منطقی و برهانی باشد و نیز میتواند راه میانه ای بین توجه به نقل و بها دادن به عقل باشد.
هر مکتب کلامی یک شیوه و روش استدلالی را برمی گزیند؛ در این بین روش و شیوة بررسی مسائل اعتقادی در دیدگاه مکتب کلامی امامیه، معتزله و اشاعره، با تحقیقات نسبتاً وافی در خصوص آنها و انتشار آثار، روشن و آشکار است، اما روش کلامی مکتب ماتریدیه کمتر به بحث گذاشته شده و در هاله ای از ابهام است.
در این مقاله با روش کتابخانه ای و شیوة توصیفی و تحلیلی به بررسی
روش شناسی مکتب کلامی ماتریدیه و بازشناسی زوایای مهم این مسئله پرداخته شده و پرسش ها و ابهامات متعددی در این خصوص پاسخ داده شده است و آشکار شده که روش ماتریدیه، حد میانه ای بین عقل و نقل است .
زمینه و هدف: هدف پژوهش حاضر، تعیین رابطه بین شفافیت نقش و سازگاری شغلی کارکنان دانشگاه علوم پزشکی اصفهان بود. با توجه به تأثیری که آگاهی کارکنان از وظایف و نقش های سازمانی و شغلی می تواند بر سازگاری شغلی آن ها بگذارد، پژوهش حاضر به این موضوع پرداخته است.
مواد و روش ها: در یک مطالعه مقطعی، 242 نفر از کارکنان دانشگاه علوم پزشکی اصفهان با استفاده از روش نمونه گیری تصادفی طبقه ای متناسب با جامعه آماری دانشکده ها انتخاب شدند. ابزارهای اندازه گیری پرسش نامه سازگاری شغلی Davis و Lofqist و پرسش نامه شفافیت نقش Sawer بود. در تحلیل داده های حاصل از روش آماری ضریب رگرسیون استفاده شد.
یافته ها: هر یک از متغیرهای محیط شغلی، شخصیت و ارزش ها و نیازها به تنهایی تحت تأثیر شفافیت هدف قرار داشت. همچنین متغیرهای محیط شغلی، شخصیت، ارزش ها و نیازها و رضایتمندی نیز به تنهایی تحت تأثیر شفافیت فرایند بود.
نتیجه گیری: بنابراین اگر در دانشگاه علوم پزشکی اصفهان شفافیت لازم در روند منطقی تقسیم وقت کاری، برنامه ریزی کارها، برنامه ریزی در کارها، ارزشیابی عملکرد، کیفیت انجام وظایف، دسترسی به ابزار و وسایل انجام وظایف، دستیابی به اطلاعات جدید و مقررات مربوط به مسایل ایمنی، وجود داشته باشد، می توان انتظار داشت که افراد شغل خود را بهتر بپذیرند و سازگاری بالاتری را در محیط کار از خود نشان دهند.
صنایع نفت، گاز و پتروشیمی در ایران سهم قابل توجهی در تولید ناخالص داخلی دارند. درآمدهای ارزی حاصل از استخراج و صدور نفت خام یا استفاده از آن به عنوان مادة اولیه در صنایع پتروشیمی و صادرات آن، نقش مهمی در اقتصاد ایران دارد. ازطرف دیگر زنجیرة عملیات در این صنایع، فرایندهایی سرشار از انواع ریسکها بوده و مستلزم سرمایه گذاریهای هنگفتی است. دراین میان نقش بیمه به عنوان یکی از ابزارهای مدیریت ریسک در این صنایع پررنگ میشود. بنابراین امکان تأسیس شرکت تخصصی بیمة صنایع نفت، گاز و پتروشیمی به عنوان مسئله ای جدی نمود پیدا میکند. درهمین راستا، هدف کلی تحقیق حاضر بررسی امکان تأسیس شرکت تخصصی بیمه در صنایع نفت، گاز و پتروشیمی و ارائه راهکارهای پیشنهادی جهت تأسیس آن با استفاده از روش های آماری و اقتصاد مهندسی است. نتایج این تحقیق گویای آن است که تأسیس شرکت تخصصی بیمة صنایع نفت، گاز و پتروشیمی در ایران توجیه اقتصادی دارد.
یکی از رویکردهای نوین در توسعه منطقه ای، "نظام نوآوری منطقه ای" است که در این رویکرد، همچنان که نوآوری از منابع درون بنگاهی حاصل می شود، روابط بین بنگاهی نیز به ارتقاء ظرفیت های نوآوری در محیط منطقه ای کمک می کنند. هدف این مقاله بررسی و تحلیل نقش منابع درون بنگاهی درارتقاء روابط بین بنگاهی و ظرفیتهای نوآوری در منطقه کلان شهری تبریز می باشد. روش تحقیق مورد استفاده در این مقاله، پیمایش بوده و نیز از شیوه اسنادی و کتابخانه ای به منظور تبیین مبانی نظری و تجربی و از شیوه نمونه گیری قشربندی شده سیستماتیک برای تعیین حجم نمونه استفاده شده است. نتایج تحقیق نشان می دهد که بین ویژگی های عمومی بنگاه ها و ظرفیت های نوآوری رابطه مثبتی وجود دارد، به طوری که با تقویت منابع داخلی بنگاه ها ظرفیت های نوآوری بنگاه ها نیز ارتقاء می یابد. در عین حال، یافته ها نشان می دهد که بین منابع داخلی بنگاه ها و تقویت روابط بین بنگاهی و ارتقاء ظرفیت های نوآوری در منطقه کلان شهری رابطه ضعیفی وجود دارد.
علّامه نمازى شاهرودى در آثار و تألیفات خود، معارف دینى و اعتقادى را بحث و بررسى کرده است :
ـ کتاب تاریخ فلسفه و تصوف به شیوه پرسش و پاسخ تنظیم شده و مباحث شریعت و طریقت، حقیقت وحدت وجود، روش شرایع در هدایت، معرفت فطرى خدا، ردّ بر فلاسفه و صوفیه، و لزوم رجوع به کتاب، و سنّت را بررسى کرده است.
ـ در کتاب علم غیب با تمسّک به ثقلین به بررسى آیات و روایات در موضوع اثبات علم غیب اهل بیت : مى پردازد.
ـ موضوع توسّل و وسیله قرار دادن ائمه : را در کتاب وسیلة النجاة بررسى کرده است و زیارت ایشان : را زیارت خدا مى داند.
ـ قرآن و عترت در اسلام را در معرّفى و شناسایى ثقلین تدوین نمود تا مردمان را از شبهات رهایى بخشد.
ـ اصول پنج گانه اعتقادى شیعه را در کتاب اصول دین و بر اساس منهج استاد خویش، مرحوم میرزا مهدى اصفهانى به رشته تحریر درآورد.
ـ در کتاب اثبات ولایت با تأثّر از مکتب معارفى خراسان به وجوب پیروى از ولایت مى پردازد و ولایت تکوینى را نقد و بررسى مى کند.
ـ اصول و فروع دین را در کتاب ابواب رحمت مطرح کرده است. معرفت فطرى خداوند به انسانها داده شده و باتذکّر پیامبران به آن معرفت فطرى متوجّه خواهیم شد، عقل نیز حجّت خدا و پیامبر باطنى است.
دسترسی فضایی از مفاهیم اصلی در ادبیّات برنامه ریزی حمل ونقل و جغرافیا، به ویژه در ابعاد اجتماعی، ازجمله عدالت است. در مقاله ی پیش رو، مفهوم دسترسی مورد بررسی قرار گرفته و یک مدل توصیفی با استفاده از روش حوزه ی نفوذ شناور دو مرحله ای، برای تحلیل دسترسی فضایی به خدمات درمان عمومی در منطقه ی 10 شهرداری اصفهان ارائه می شود. هدف این مقاله، تحلیل کمّی برابری (یا نابرابری) فضایی حوزه های آماری مختلف، از نظر دسترسی به خدمات درمان عمومی با استفاده از مدل های ریاضی است. روش پژوهش از نوع تحلیلی توصیفی و داده های این تحلیل شامل اطلاعات جغرافیایی مکان و فراوانی نیروهای مراکز خدماتی در منطقه، داده های جمعیّتی حوزه ها و شبکه ی معابر در منطقه است که به واسطه ی رویکرد تحلیل توزیع فضایی، از ابزار تحلیل گر شبکه ی نرم افزار Arc GIS استفاده شده است. نتایج پژوهش حاکی از آن است که این منطقه از نظر استاندارد تعداد نیرو از وضعیّت به نسبت مناسبی برخوردار است. با این وجود، توزیع فضایی نامناسب این نیروها در سطح منطقه، به ایجاد نابرابری بین حوزه ها در دسترسی به این خدمات منجر شده است. مقادیر به دست آمده برای میانگین و انحراف معیار دسترسی (00461/0 و 000655/0)، حاکی از اختلاف قابل توجّه دسترسی فضایی به خدمات بین حوزه هاست، به گونه ای که دسترسی حدود 68 درصد از حوزه ها، پایین تر از میانگین منطقه است که گویای عدم وجود فرصت برابر برای شهروندان است. حوزه های آماری واقع در شرق منطقه، نسبت به حوزه های غربی، دسترسی ضعیف تری به خدمات دارند. نتیجه ی دیگر اینکه وضعیّت دسترسی در حوزه های غربی، همگن تر از حوزه های شرقی است. از روش مورد استفاده در این مقاله، می توان برای بررسی دسترسی فضایی به انواع مختلف خدمات و چگونگی توزیع جغرافیایی آن، به شکل ریاضی و کمّی برای شناخت وضع موجود و برنامه ریزی برای رفع کاستی های احتمالی بهره برد.
بروز جنگ و رقابت های ژئوپلیتیکی برآیند کنش جوامع انسانی برای رقابت بر سر ارزش ها و کسب منفعت مادی و معنوی است. جنگ به شیوه کلاسیک آن در رویارویی نیروها و ادوات نظامی نمایان می شود. انگیزه ی اقدام به جنگ بر بنیاد امیال غریزیی همچون مبارزه جویی، شکست دشمن و کسب ارزش استوار است. هرگاه که این امیال بستر مساعد اجتماعی خود را برای کنشگری پیدا کنند؛ صورت نمادینی از جنگ کلاسیک هویدا می شود. در این میان حوزه رقابت های ورزشی بستری مناسب برای بازنمایی نمادها، مناسک جنگ و رقابت های ژئوپلیتیک (مبارزه جویی و شکست دشمن) است. بر این اساس هدف این جستار پاسخ به این پرسش است که نسبت رقابت های ورزشی بین المللی و هماوردی های ژئوپلیتیک چیست؟ فرض این جستار بر این است که میدان رقابت های ورزشی بین المللی به لحاظ همپوشانی در مفاهیم قدرت، رقابت و ارزش های ملی با حوزه رقابت های ژئوپلیتیکی، عرصه جنگ نمادین کشورها و ملت ها است. نبرد و ستیز یاد شده از یک سو برآیند تفاوت در ادرک منافع و ارزشها نزد هویت های متکثر و متمایز انسانی در اجتماع است و از سوی دیگر بازنمایی غریزه رقابت ژئوپلیتیکی و جنگ (حوزه سیاسی) در حوزه اجتماعی است.
ازجمله مباحث تأثیرگذار در عرصه دین، بازشناخت گستره عصمت پیامبر اکرم’ است. درحالیکه متکلمان شیعه با استناد به آیات قرآن و روایات اهل بیت معتقد به عصمت مطلق پیامبر هستند و حوزه دخالت آن حضرت را در امور دینی منحصر نمیدانند، عموم عالمان، متکلمان و عارفان اهل سنت با تأثیرپذیری از روایات مجعول در منابع روایی خود همچون روایت تلقیح خرما، عصمت پیامبر و درنتیجه مشروعیت دخالت ایشان در امور دنیوی را انکار کرده و به راهیافت خطا در آموزه های نبوی فتوا داده اند. در این مقاله، ضمن بازکاوی دیدگاه عالمان فریقین در زمینه روایت تلقیح خرما، ایده محدودیت عصمت پیامبر اکرم’ و راهیافت خطا در آموزه های نبوی بررسی خواهد شد.
هدف پژوهش حاضر، بررسی رابطه بین سبک های مدیریت تعارض و خلاقیت کارکنان در دانشگاه آزاد اسلامی واحد تبریز در سال 1391 می باشد. روش پژوهش حاضر توصیفی از نوع همبستگی و از حیث هدف کاربردی می باشد. جامعه ی آماری این پژوهش، مدیران دانشگاه آزاد اسلامی واحد تبریز شامل (رؤسای دانشکده ها، معاونین دانشکده ها و رؤسای آموزش) به تعداد 32 نفر و کارکنان دانشگاه آزاد اسلامی واحد تبریز به تعداد 699 نفر می باشد. روش نمونه گیری در این مطالعه برای مدیران به صورت سرشماری بوده و برای کارکنان تصادفی ساده به تعداد 248 نفر می باشد. ابزار گردآوری داده ها شامل دو پرسشنامه استاندارد و معتبر مدیریت تعارض که پرسشنامه مدیریت تعارض دارای 30 سوال مدیریت تعارض برای تعیین سبک های مدیریت تعارض مدیران (سبک اجبار، سبک سازش، سبک اجتناب، سبک همکاری، سبک مصالحه) و پرسشنامه خلاقیت دارای 50 سوال خلاقیت برای تعیین میزان خلاقیت کارکنان می باشد. برای تجزیه و تحلیل داده ها از آزمون همبستگی پیرسون وT مستقل استفاده شده است. نتایج پژوهش حاکی از آن است که بین سبک اجبار مدیران و خلاقیت کارکنان دانشگاه آزاد اسلامی واحد تبریز همبستگی آماری معکوس و معنی داری وجود دارد. همچنین بین سبک سازش، سبک مصالحه، میزان تحصیلات و سابقه کاری مدیران و خلاقیت کارکنان دانشگاه آزاد اسلامی واحد تبریز همبستگی آماری مثبت و معنی داری وجود دارد. بین سبک اجتناب و سبک همکاری مدیران و خلاقیت کارکنان دانشگاه آزاد اسلامی واحد تبریز همبستگی معنی داری وجود ندارد. همچنین سبک های مدیریت تعارض مدیران دانشگاه آزاد اسلامی واحد تبریز به تفکیک جنسیت متفاوت نیستند.
هدف پژوهش حاضر، ارزیابی تحول مهارت های خودیاری کودکان یک تا 5 ساله مهدکودک های شهر تهران بود. با روش نمونه برداری مرحله ای، شش مهدکودک از مناطق مختلف شهر تهران انتخاب و مهارت های چهارگانه غذا خوردن، لباس پوشیدن، رعایت بهداشت و استفاده از توالت 169 کودک با استفاده از جدول تحول مهارت های خودیاری (آکرز و سدجو، 1992)، مشاهده و ارزیابی شدند. نتایج نشان دادند که نمره های مهارت های چهارگانه خودیاری در همه گروه های سنی دارای توزیع نرمال بودند، اما کودکان به گونه متوسط به ملاک مورد نظر دست نیافته بودند. نتایج این پژوهش ضرورت آموزش تحول مهارت های خودیاری کودکان را به والدین و مربیان برجسته ساخت و اهمیت برنامه های مداخله زودهنگام برای دستیابی کودکان به نخستین مهارت ها را مطرح ساخت
صنعتی کردن روستاها با توجه به رسالت ها و اهدافی که به دنبال خواهد داشت ،گامی اساسی جهت نیل به توسعه پایدار روستایی می باشد. مقاله حاضر امکان سنجی استقرار صنایع کوچک (تبدیلی کشاورزی )در روستاهای بخش مرکزی شهرستان رشت را با توجه به قابلیت ها ومحدودیت ها ی پیش روی هدف و هم چنین تعیین و ارائه استراتژی ها و راهکارهای مناسب را در خصوص هدف مورد نظر مورد بررسی قرار داده است. و بر این اساس پرسش کلیدی پژوهش عبارتست از این که آیا امکان ایجاد صنایع تبدیلی کشاورزی در روستاهای بخش مرکزی شهرستان رشت وجود دارد یا نه؟ بدین منظور پژوهش حاضر از نظر هدف کاربردی و مبنای روش آن توصیفی – تحلیلی است.جهت ارائه استراتژی ها ی و راهکارهای مناسب از طریق تعیین نقاط قوت ،ضعف، فرصت ها و تهدیدها از مدل تحلیلی SWOTاستفاده شده است. نتایج حاصله حاکی از آن است که محدوده مورد مطالعه جهت استقرار صنایع از نقاط قوت و فرصت بیشتری هم چون ویژگی ها ی زیست محیطی ،اقتصادی و اجتماعی نسبت به تعداد ضعف ها و تهدیدها پیش رو دارامی باشد، بنابراین علاوه برکارکردهای فعلی می توان کارکرد صنعتی را جهت رسیدن به توسعه پایدار برایش در نظر گرفت.
استفاده از القاب، کنیه ها یا اوصاف غیر مشهور امامان معصوم از شیوه های رایجی بوده که راویان شیعه بیشتر به دلیل شرایط تقیه از آن بهره برده اند. از این رو، برخی از رجالیان، درایه نویسان و یا شارحان روایات، بخشی از اهتمام خود را صرف تعیین معصوم مورد نظر در این گونه موارد نموده اند. در این بین، بروز عواملی همچون تصحیف و تحریف اسناد یا متون روایی، عدم دقت کافی در طبقه راویان سند و قراین موجود در متن، عدم بررسی تعابیر مشابه و نیز اکتفا به گزارش پیشینیان یا شهرت غیر مستند از جمله عواملی است که تعیین مصداق برخی از این القاب و اوصاف را گاه با مشکلات جدی مواجه ساخته است. از جمله این نمونه ها انتساب لقب «علیل» در برخی از کتب درایه به امام عصر است. همچنین انتساب بی اساس برخی از کنیه ها، مانند «ابو صالح» به آن حضرت، پدیده هایی هستند که در این پژوهه کوشیده ایم تا منشأ و زمینه های بروز آن را روشن سازیم.